![]() |
|
|||||||
| خراسان رضوی تمامی مباحث استان خراسان رضوی در اینجا |
![]() |
|
|
ابزارهای تاپیک | جستجوی این تاپیک |
آداب و رسوم مردم خراسان رضوی |
|
#1
|
||||
|
||||
|
دوستان میخایم تو این تاپیک آداب و رسوم شهرها و روستاهای مختلف خراسان رضوی رو براتون بزاریم تا شمام آشنا بشین. ممنون میشم همکاری کنید
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت آخرین ویرایش 11/03/2012 توسط : Mahshar در ساعت 19:54 |
5 تاپیک آخر توسط Mahshar
|
|||||
| تاپیک | تالار | آخرین ارسال کننده | پاسخ | نمایش | آخرین پست |
|
|
عکس های متفرقه | Mahshar | 0 | 56 | 13/05/2013 16:50 |
|
|
اخبار شهر ها و استان ها | Mahshar | 0 | 59 | 07/05/2013 14:18 |
|
|
اصفهان | Mahshar | 0 | 52 | 20/04/2013 20:39 |
|
|
سیستان و بلوچستان | Mahshar | 3 | 56 | 16/04/2013 17:29 |
|
|
اخبار موسیقی خارجی | Mahshar | 0 | 81 | 16/04/2013 14:55 |
آداب ورسوم کردهای خراسان و مراسم عروسی آن |
|
#2
|
||||
|
||||
|
آداب ورسوم کردهای خراسان و مراسم عروسی آن كردهای خراسان نیز دیرینه دلدادگان و پرچمدار شكوه فرهنگی هستند كه به رغم دور بودن از كردستان، مام میهن، توانستهاند فرهنگ نیاكان خود را به زیبایی بر دوش بكشند و در این جزیره دور از دیاری هم چنان به كورد بودن خود ببالند و افتخار کنند. كردها، بذر افشانده شده تاریخند كه در دل هر دشت و مزرعه ای، در ستیغ هر كوهی، در زلالی هر جویباری، هم نفس صادق خاك خود و خاطره بوده است. كردهای خراسان نیز دیرینه دلدادگان و پرچمدار شكوه فرهنگی هستند كه به رغم دور بودن از كردستان، مام میهن، توانستهاند فرهنگ نیاكان خود را به زیبایی بر دوش بكشند و در این جزیره دور از دیاری هم چنان به كرد بودن خود ببالند و افتخار کنند. هر از چندی، صدای سورنا و دهل در كوه و دشت میپیچد، ضرباهنگ قلبی با قلب دیگر هم نوا میشود. شور، شادمانی و عشق درهم تنیده است. بوی اسپند ، سرخی سیب و انار، لبخند بر لبها، نجابت اسب عروس، هلهله و شادی مرد و زن، پیر و جوان، دستهای به شوق بالا رفته تا در گرفتن انار از هم سبقت بگیرند، همه و همه یعنی باز عروسی كردها ست. علی خراسانی در گفتگو با مجله «ئاواشین» چاپ انستیتوی كردی سوئد «عامل ماندگاری فرهنگ كردهای شمال خراسان را وجود عروسیهای سنتی و موسیقی كردی میداند»علاوه بر حفظ زبان، برخی اصالت های فرهنگی نیز حفظ شده اند. و این اصالت كرد كه ریشه در دیرینگی و اشتراك باورها دارد در عروسی ها بیشتر نمایان است و اینجاست كه كردها عروسی را عزیز میدارند و حرمت مینهند و گاه عروسی های كردی سه شبانه روز به طول انجامیده است كه امروزه به 24 ساعت كاهش یافته است. در اینجا به اختصار به آداب و رسوم در مراسم شیرینی خوری و عروسی در بین كردهای خراسان اشاره میشود. مراسم خواستگاری و شیرینی خوری زندگی ایلی و قبیله ای، همراز كوه و رود بودن به كرد صمیمیتی شیرین بخشیده است و این عشق ایلیاتی را بی پیرایه كرده است. زندگی در دامان طبیعت باعث شده است كه دو جوان كرد همدیگر را عاشقانه دوست داشته باشند. ازدواج معمولا درون قبیله ای بوده است و جوان كرد بروز عشق را با زبان بی زبان گاه در باغ و مزرعه گاه در كنار زلالی چشمه ای گاه در پیچ و خم راه كوهستان، گاه در هنگام فرود آمدن ایل و برافراشته شدن چادر و یا در هنگام كوچیدن ایل، در قالب نگاه و لبخند به یارش رسانده است ولی حجب و حیای ایلیاتی اجازه خیره سری به او نداده است. آنگاه كه جوان زندگی را آغاز میكردعشق به یار را چون گرانمایه شعله ای در جان زنده و پر فروغ نگه میداشت. و به خاطر این یار دوستی است كه در بین كردهای خراسانی به كمتر ترانه، ضرب المثل و... برمیخوریم كه مفهوم طلاق را داشته باشد. الف - خواستگاری دختر و پسر قبلا یكدیگر را دیده اند، بی آنكه چیزی بگویند خاطرخواه هم شده اند یك عشق پاك و بیریا دردل هر دو اخگری برافروخته است. شاید شعله برق یك نگاه و ترنم یك لبخند نوعی آری بوده است. پس خود جوان، یا از طریق دوستان و یا اعضای خانواده پیامش را میرسانده است. خانواده پس از گفتگو و مشورت زنها را به سمت خانه دختر مورد نظر روانه میكردند. زنها نزدیكان خواستگار بودند. اگر منش و خلق و خو و جمال و كمال دختر را پسندیدند با ایما و اشاره و كنایه خواسته شان را بیان میكنند. خانواده دختر نیز پس از پرس و جو و مشورت، در صورت مساعد بودن نظر خانواده، موضوع را به اطلاع خواستگاران میرسانند. تاكنون زنها نقش آفرین بوده اند، زنها به راحتی میتوانستند با فرزندانشان همكلام شوند. حالا مردها به عنوان تصمیم گیرنده نهایی وارد عرصه میشوند. در خواستگاری رسمیخانواده دختر ترتیب شامیرا میدهد برخی از نزدیكان دختر نیز دعوت میشوند. پدربزرگ، عمو، دایی و... در اولویت هستند پس از آن از طرف پسر نیز اقوام نزدیكش فرا خوانده میشوند و گفتگو بین طرفین آغاز میشود. ابتدا بزرگان موضوع خواستگاری را مطرح میكنند و یكی از بزرگان طرف دختر هم جواب مثبت میدهد بعد به جزئیات پرداخته میشود. خرید جهیزیه و لوازم مورد نیاز از مواری است كه درباره آن بحث میشود. پس از تعیین وضعیت مهریه و تنظیم صورت جهیزیه دو طرف راهی شهر میشوند و در صورت عدم وجود ملا در روستا یا در بین ایل در شهر خطبه عقد خوانده میشود. از سوی داماد معمولا برای نزدیكان عروس كه شامل برادر، دایی، خواهران میشود هدیه ای خریداری میشود این هدیه یك جفت كفش یا یك روسری و یا پارچه و پیراهن و... است. ب - شیرینی خوری با قطعی شدن موافقت دو طرف زمینه مراسم شیرینی خوری فراهم میشود باید این خبرخوش به گوش همه برسد هر چند به قول سهراب سپهری «غنچهای میشكوفد اهل ده باخبرند». رساندن خبر به افراد سایر روستاها كه معمولا نسبتی هم دارند، با پیكی صورت میگیرد و در روستا یا میان ایل نیز در درون یك ظرف كه میتواند سینی یا كاسه پرشیرینی باشد پارچه ای قرمز رنگ بر رویش انداخته میشود. با به صدا درآمدن در هر خانه ای، اعضا خانه برای شركت در مراسم شیرینی خوری دعوت میشوند. در مراسم شیرینی خوری معمولا میزبان اصلی خانواده دختر است ولی اقوام و نزدیكان نیز راهی خانه داماد میشوند. در آنجا نیز سرنا و دهل و شادمانی و شوق و رقص برپاست. پس از آنكه مهمانان طرف عروسی سر رسیدند و رقص زیبای كردها آغاز شد، خانواده داماد با اقوام راهی خانه عروس میشوند. رقص در مسیر راه تا رسیدن به خانه عروس در پیشاپیش مردم با نوازندگی هنرمندان همراه میشود. خوانندگان محلی، كفزدن های ممتد، زنان لباس اصیل كردی بر تن كرده شكوه و زیبایی خاصی به عروسی میبخشند. زنان نیز خوانچه (مجمع) بزرگی را بر سر دارند. در درون خوانچه كله قند، برنج، فطیر نهاده میشود و خوانچه با پارچه ای قرمز و گاه سبز و نارنجی و زرد آراسته میشود. زنان در صفوفی زیبا و منظم به طرف خانه عروس حركت میكنند. اقوام دختر هم به احترام مهمانان داماد به استقبالشان میآیند. گاه گوسفندی نیز در پیش پای مهمانان قربانی میشود و آنگاه همه به سمت خانه عروس حركت میكنند. بوی اسپند و زنی منقل برافروخته در دست گرفته كه آن را در درون یك سینی نهاده است جلوه خاصی به عروسی میبخشد. مهمانان با تبریك گفتن به پدر و مادر و خانواده عروس وارد منزل عروس میشوند. نوازندگان هم به احترام مهمانان داماد به استقبال شان میآیند و بلند كردن آوای دهل یعنی مهمانی وارد شد و انعامیاز تازه وارد میگیرد. حالا همه در خانه عروس گرد آمده اند با چای و شیرینی پذیرایی میشوند. پس از آن شادمانی و رقص شروع میشود. زنان با لباسهای كردی گاه با مردان در یك دایره و گاه در دو دایره جداگانه میرقصند رقصی كه تنها حركت دست و پاهاست. بدون داشتن حركات دور از عفت. پ - شیربها (قهلهند) «قهلهند» یا شیربها، قبلا رایج بود و الان به ندرت وجود دارد. هر چند گروهی آن را مذموم میدانند ولی این رسم در فرهنگ از یك دیرینگی برخوردار است. (كریستین سن) این رسم را بسیار كهن دانسته و مینویسد:« (در زمان ساسانیان) جوانی كه میخواست ازدواج كند بایستی به والدین عروس مبلغی پول یا نقره یا چیز دیگری پیشكش نماید.»، ( در عین حال بحث دفاع از این رسم مطرح نیست بحث رایج بودن آن است) پولی كه به عنوان شیربها گرفته میشد صرف خرید جهیزیه عروس و لباس دامادی میشد. بالاخره در شب شیرینی خوری ریش سفیدان و بزرگان، خوانچه ای كه پار چه ای قرمز رویش كشیده شده بود با كنار زدن پارچه، دستمال ابریشمیرا میگشودند و پولی را كه به عنوان شیربها به طرف دختر داده میشد را میشمردند و بعد به پدر عروس تحویل میدادند. پدر عروس نیز مبلغی را برمیگرداند تا گذشتی در حق دامادش كرده باشد. دكتر محمدحسین پاپلی در این باره مینویسد « در سال 1358 خورشیدی بین كوچ نشینان خراسان مجموعه پولی كه برای ازدواج یك دختر از پسر مطالبه میشد مبلغ 450000 ریال بود كه علاوه بر آن، پسر باید چند راس دام هدیه میداد و هزینه های مربوط به ازدواج را نیز متقبل میشد.» در ترانه های كردهای خراسان نیز به موضوع شیربها (قهلهند) پرداخته شده است. سهری مهیان دهكشینم خهوئ له خوه دهگهرینم قهلهندئ ته وهههڤ گینم افسار شتران را میكشم / خواب را از چشمانم دور میکنم / تا شیربهایت را فراهم كنم. پس از شمارش شیربها، دو نفر از بزرگان طرف عروس و داماد در بالای مجلس مینشستند و پس از فرستادن صلوات بر محمد و آلش تا یكی از آنان كه دارای كبر سن و تجربه بیشتر بود، دو كله قند را در دست میگرفت و طوری دو كله قند را بر هم میزد كه سر دو كله قند میشكست و در فاصله مناسب و یكسانی جدا میشدند. با شكسته شدن كل قند هلهله و شادمانی و كف زدن ادامه مییافت. نخستین كار پس از آن تكه نمودن قندها بود كه تكه های بزرگ بین مهمانان تقسیم میشد و تكه اول به داماد داده میشد. نوك قندها را نیز به خانواده عروس و داماد میدادند تا آن را به یادگار نگهدارند و شیرینی و حلاوت آن شب پرخاطره همواره در مقابل دیدگانشان باشد. ت - حنا بندان یكی از جلوه های زیبای شیرینی خوری حنابندان است. در این زمان معمولا حنا در خانه داماد آماده میشود و به همراه هدایایی به خانه عروس آورده میشود. اقوام و جمعی از دوستان عروس و داماد گردشان حلقه میزنند. » در شب حنابندان جنب و جوش زیادی در خانه عروس به چشم میخورد. زنان و دختران شركت كننده در مراسم با دایره زدن و آواز خوانی جلوه ویژه ای به این شب میدهند. در این شب حنای فراوانی آماده میشود كه بخشی از آن را بر دست و پای عروس میكشند و بقیه را بین مهمانان تقسیم میكنند.» بالاخره با اجازه بزرگ ترها، كار حنابندان دست عروس و داماد شروع میشود. معمولا خواهر گفته «(دسته خا) دستان عروس و برادر گفته (براكه) دستهای داماد را حنا میبندد.» در برخی مناطق پس از شروع حنابندان عروس دست راست خود را در حالی كه شال قرمز رنگی بر روی سرش انداخته شده بالای سر قرار میدهد و حاضران خصوصا زنان خانواده داماد هر یك هدیه ای در كف دست او قرار میدهند. قبلا بیشتر سكه های طلا و نقره بوده است. در برخی مناطق نیز «عروس دو دستش را روی سرش میگذاشت و بعد مقداری حنا كه قبلا آن را خمیر كرده بودند در كف دستانش قرار میدادند و براكه» وظیفه داشت حنا را از دست عروس بكشد و به جای آن پول قرار دهد. این كار سه بار تكرار میشد. اگر براكه در كف دستان عروس پول نمیگذاشت عروس دستش را مشت میكرد و اجازه نمیداد كه براكهی داماد حنا را بر دارد.»( در طول مدت حنابندان، گروهی از زنان مشغول آوازخوانی میشوند و در این ترانه خوانیها، گاه برتری جویی از سوی طرفین عروس و داماد به كنایه بیان میشود. از آن پس عروس و داماد رسما نامزد یكدیگرند. ث - دوران نامزدی حالا عروس و داماد بیدغدغه ایل و آبادی با هم صحبت میكنند. پس از آن طرف داماد خانواده عروس را دعوت میكنند. عروس به رسم احترام صورت خود را میپوشاند. چادری كه معمولا سفید رنگ است و داماد برایش خریده است را تا آنجا پایین میآورد كه صورتش دیده نشود. عروس حتی گاهی تا چند ماه با پدر و برادران داماد و حتی با مادر او حرف نمیزند و به ندرت با نزدیكان او سخن میگوید. در قدیم هرگاه عروس، خانواده داماد را میدید سعی میكرد با آنان روبرو نشود و در صورتی كه سوالی از او پرسیده میشد سعی میكرد با ایما و اشاره به سوال پاسخ دهد. این رسم نوعی احترام تلقی میشد. حسن كار این بود كه تا مدتی ستیزه جویی لفظی، سخن چینی و ... به حداقل میرسید و عروس همچنان مورد احترام باقی میماند. اگر خانواده میخواستند كه عروس با آنان هم سخن شود و از آنان روی نپوشاند باید هدیهای به عروس میدادند. این رسم امروز در برخی روستاها رایج است و عروس حتی پس از مراسم عروسی و خانه شوهر رفتن به پدر داماد كلامینمیگوید و از او روی میپوشاند. داماد نیز هرگاه بخواهد به نامزدی برود و باید خواهر داماد یا یكی از نزدیكان قبلا موضوع را به خانواده عروس خبر میداد و داماد سعی میكرد پس از گذشت پاسی از شب و به طوری كه با پدر و برادران عروس روبرو نشود در خانهای كه قبلا برایشان فراهم شده است به نامزدی برود و در تاریكی شب قبل از سپیده صبح نیز باید خانه عروس را ترك كند. البته گاهی داماد كم تجربه یا خیلی جوان اگر در خواب میماند برایش عیب و ایراد بود. در ترانه های كرمانجی به زیبایی آمده است: ئا لا لاوكی تهره مهره ئورغان ژه سهر بسكان تهره رابو پیشین بوو هولئ ههره ای جوان بی قید و بند / لحاف را روی سرت كنار رفته است / بلند شو ( و برو) ظهر شده است. عروس و داماد در طول دوران نامزدی حق نداشتند با هم جایی بروند و كمتر اتفاق میافتاد با هم به مهمانی، سفر و.. بروند. هر قدر كه عروسی طول میكشید داماد موظف بود در شب چله و عید برای عروس شب چله گی و عیدی برد كه معمولا پوشاك یا هدیه دیگری بود. با سپری شدن دوران نامزدی، برداشت محصول، بازگشت ایل از قشلاق و گاهی ییلاق، معمولا بهترین زمان برای عروسیهای كردی است. قبل از آغاز رسمیعروسی داماد جهیزیه را خریده است. خانواده دختر نیز با دوختن تشك و لحاف و جاجیم و قالی و... جهیزیه دخترشان را آماده كرده اند. تا آغاز عروسی چیزی نمانده است. در مراسمیمختصر و كوچك نزدیكان داماد جمع میشدند با ترتیب دادن شامی، تقسیم كار میشود و گروهی از جوانان فردای آن روز برای تهیه هیزم عروسی دست به كار میشوند. گروهی كار خبررسانی را انجام میدهند و گروهی به دنبال هماهنگی عاشق ها، امكانات پخت وپز عروسی میروند. عروسی معمولا یك شبانه روز است از عصر شروع میشود و تا عصر روز بعد ادامه دارد این لیست حسنه باعث میشود شادمانی همچنان باشد. غمها رنگ ببازند. طولانی شدن عروسی به همراه نوازندگی هنرمندان چیره دست آبشار بلندی بود كه غبار حزن و اندوه را از لوح جانها میزدود، و سرزندگی كردهای دلدادهء ایل و كوه و قبیله شاید ریشه در این شادمانی های مداوم دارد. حالا برنامه های عروسی به اختصار اشاره میشود. الف - نوازندگی عاشقها آوای سرنا و دهل نسیم دل انگیزی است كه در پهندشت دل كردها وزیدن میگیرد. آوای سرنا و دهل با تپش قلبها همراه میشود. شادی، لبخند، شادمانی، یعنی یك عروسی دیگر در پیش است. با شنیدن صدای موسیقی زن و مرد، پیر و جوان جمع میشوند. مهمانان از راه های دور و نزدیك میرسند. میزبانان به استقبال میروند. نوازندگان هم مانند مراسم شیرینی خوری با دهل و سرنانوازی به پیشواز مهمانان میآیند. بوی اسپند در فضا میپیچد. حالا مردم جمع شده اند، سر از پی سر افراشته شده است. زنان با لباس های رنگارنگ كه به بهار و خزان میمانند حضور دارند. پیرمردان با ترنم دلنشین رقص را آغاز میكنند. معمولاً پیران آهنگ «خانها را كه نوعی آهنگ سنگین است برای رقص مناسب میدانند. پس از آن میدان به جوانان سپرده میشود و رقص تند و تندتر میشود. سپس رقص زنها آغاز میشود. رقص زنها بر خلاف مردان بسیار سنگین است. حركات هماهنگ زنان ملبس به پوشش کوردی، وقار و متانت و ابهت شان كه به صورت دایره وار به رقص درآمده اند تماشایی است. گاه نیز زنان و مردان هم زمان دایرهوار به رقص میپردازند. دختران نوعروس معمولا روپوش قرمزرنگی بر سر و صورت میافكنند تا قابل شناسایی برای جوانان مجرد باشند، و جوانان مجرد شاید از میان دخترانی که روسری سفید رنگ دارند عشق خود را بیابند. ب - حضور داماد داماد مهمان 'براكه' است. او پس از آراستگی سر و صورت لباس دامادی را برتن میكند. تعدادی از جوانان به سراغ داماد میروند. داماد و براكه در كنار هم در میان شادی جوانان به عروسی نزدیك میشوند. نوازندگان به پیشواز داماد میآیند، او نیز شاباشی به عنوان هدیه میدهد. حالا همه منتظر داماد هستند. داماد وارد صحن عروسی میشود. با مهمانان احوالپرسی و روبوسی میكند. پس از احوالپرسی داماد وارد معركه رقص میشود. دوستان و اطرافیان داماد هم رقص را آغاز میكنند. شاباشهای پیایی داماد توسط اطرافیان در این شب به یاد ماندنی است. معمولا در این شب پدر و مادر، خواهر و برادران داماد در حلقه خانوادگی میرقصند. در اینجاهدیه یا مبلغ شاباش از سوی مردان به مردان داده میشود و یا در جیب آنان گذاشته میشود، ودر مورد زنان نیز در گوشه شال زنان یا چارقد آنان میبندند یا با سنجاق به لباس دختر و زنان شاباش را انجام میدهند. پ - تورههای عروسی حضور انبوه مردم در عروسی به نوعی باعث میشود عاشقها(نوازندگان محلی) به اجرای دیگری در كنار موسیقی روی آورند. اجرای «توره» كه نوعی نمایش تئاتری طنزآمیز است که توسط عاشقها اجرا میشود. محمدرضا درویشی در این باره مینویسد: « توره عروسی توسط عاشق ها اجرا میشد. عاشق ها، قدیمیترین و اصیل ترین هنرمندان شمال خراسان هستند. متن نمایش توره حاوی طنز و انتقاد بود كه توام با موسیقی با شكل محاوره و گفتگو میان اجراكنندگان خوانده میشد و موسیقی نقش فضاسازی را در طول نمایش بر عهده داشت. به ندرت ممكن بود كه در توره آواز خوانده شود. توره عروسی معمولا در عروسیهای باشكوه اجرا میشد. زمان اجرای آن حدود نیمه شب (به عنوان تنفسی در پس رقصها) یا در ظهر روزی كه عروس به خانه داماد برده میشد و قبل از صرف نهار بود. توره فاقد متن از پیش آماده شده بود و سرپرست گروه بنا به موقعیت مجلس و حال و هوای آن موضوعی را انتخاب و نقش هر یك از اعضا را مشخص میكرد. نیشهای نهفته در طنزهای توره بیشتر متوجه بزرگان ایل و خوانینی بود كه ثروت زیاد داشتند اما خسیس بودند و به تهیدستان كمك نمیكردند. به مردم زور میگفتند و اخلاق خوب انسانی و اجتماعی را به درستی رعایت نمیكردند. (تنها كسی كه از گزند نیش عاشقها در امان میماند ایلخان بود اطرافیان عروس و داماد و مهمانان فراخور حال خود به اجراكنندگان توره شاباش پرداخت میكردند. ت - بردن لباسهای عروس پس از حمام رفتن داماد، گروهی از اطرافیان داماد كه اكثرا زنان و دختران جوان هستند و خوانچهای را بر سر میگذارند كه در درونش كله قند ، برنج و... قرار دارد و لباس های اهدایی داماد به عروس هم با روپوش قرمز رنگی بر رویش به خانه عروس میبرند. در آنجا نیز مختصر مراسمیبرگزار میشود. عروس معمولا در آن شب خواهر گفته را در كنار خود دارد. تا آمدن مهمانان داماد زمانی باقی مانده است. خانه آراسته شده است. همه منتظرند تا مهمانان پیدایشان شود. صدای ساز و آواز كه میآید مهمانان از راه میرسند. مراسم حنابندان عروس و داماد، در خانه عروس در پیش است. ث - حنا بندان علاوه بر شیرینی خوری در مراسم عروسی نیز دست عروس و داماد حنا بسته میشود. علیرضا سپاهی لائین در این باره مینویسد: « این آیین در نیمه شب اجرا میگردد كه گروهی از جوانان و دوستان داماد، به همراه چند تن از زنان حنایی را كه قبلا آماده كرده اند برداشته به خانه عروس میروند تا آیین ویژه حنابندی را به جای آورند. در این مراسم دست داماد به وسیله براكه و دست و پای عروس به وسیله «دسته خا» حنابندی میشود و در پایان داماد بر سر عروسش نقل و شیرینی و سكه میپاشد.»در این شب نیز نزدیكان عروس و داماد با آواز و ساز تا پایان كار حنابندان، عروس و داماد را همراهی میكنند. ج - كشتی گرفتن پس از برآمدن آفتاب در صبح بعد از آغاز عروسی و در شب، مردان در میدان روستا یا در نقطه ای نزدیك به محل عروسی گرد میآیند. پیشكسوتان همه جمعند. باز هم آوای دهل و سرنا و آغاز كشتی است. كشتی با چوخه دیری است كه در این منطقه اجرا میشود. در قدیم بندی كه بر پشت كشتی گیران بسته میشد كشنی نامیده میشد این بند سه رنگ داشت، نمودار سه شعار پر مغز و محتوای ایرانیان باستان «گفتار نیك، كردار نیك، و پندار نیك» كه یادگار حضرت زرتشت بوده است. قبل از صدور اسلام در منطقه دین کوردها زرتشتی بوده است. جوانان در نهایت جوانمردی كشتی را آغاز میكنند، هدف برد و باخت نیست هدف تمرین زندگی است، تمرین غیرت و مردانگی و جوانمردی است و جوانان آبادی و پیران سپید موی این را خوب میدانند تا مراسم شیرین عروسی به صحنه كشاكش و لجاجت و برتری جویی تبدیل نشود. كسی كه نفر اول شود قند اول را به او میدهند. در این روز هدیههایی كه میتواند ، قوچ ، قالی و... باشد به پهلوانان مراسم داده میشود. در زمان برگزاری مراسم كشتی زنان در حال رقص هستند. چ - آوردن عروس زیباترین قسمت عروسی شاید، بخش آوردن عروس از خانه پدری به خانه داماد است. معمولا در نزدیكهای ظهر و پس از رقص و كشتی به سراغ عروس میروند. داماد سوار بر اسب با تعدادی از جوانان به تاخت و تاز میپردازد. مردم به سمت خانه عروس راهی میشود. رقص زنان و مردان پیشاپیش مهمانان و جمعیت شیرینی خاصی به این مراسم میدهد. نوازندگان و خوانندگان خوش قریحه نیز در مسیر مشغول هنرنمایی هستند. عروس آراسته است با لباس كردی برتن، با پارچه قرمز رنگی كه بر سرش افكندهاند و سنجاقش زدهاند، عروس باید خانه پدری را با تمام خاطراتش ترك كند. معمولا در هنگام بردن عروس از خانه پدری رسم است كه یاران داماد شئی را از خانه عروس برمیدارند كه ممكن است لیوان، قاشق یا... باشد (این رسم در برخی نقاط ایران از جمله در بین مردم استان فارس نیز رایج است.) قبل از بردن عروس معمولا پدر یا براكه دستمالی را كه در درون آن نان و پنیر نهاده شده است بر كمر عروس میبندد. عبدا...مستوفی در مورد این سنت مینویسد:«آقای علی اكبر دهخدا، در یكی از چرندو پرندهای صور اسرافیل این كار را (نان و پنیر به كمر عروس بستن) وظیفه پدرعروس نوشتهاند ولی در طبقات بالاتر این كار را به پسر بچهای محول میكردند... برای بستن نان و پنیر به كمر عروس چیزهایی از قبیل بردن خیر و بركت به خانه داماد ذكر میكردند.» مستوفی معتقد است «چون عروس تازه از راه رسیده و از سوراخ و سمبه های خانه خبری ندارد پس بهتر است كه این اول غذای داماد را از خانه خود همراه داشته باشد تا در ضمن تشكری هم از داماد به عمل آمده باشد.» علاوه بر موارد فوق در مورد فلسفه نان پنیر به كمر بستن میتوان به این دو مورد اشاره كرد. نخست این كه خانواده عروس از سر نداری و فقر دخترشان را شوهر ندادهاند و دوم این كه بیانگر این مفهوم باشد كه عروس از خانه پدری با یك لقمه نان ساده و پنیر راهی خانه داماد شده است و غرور و تكبر و زیاده خواهی را از خود دور كند و زندگی در كام خود و داماد تلخ نكند. قبل از بیرون بردن عروس از خانه پدری باید هدیهای به دایی داده شود تا اجازه خروج دهند. آنگاه عروس را بر اسب سوار میكنند. در جلوی عروس پسر بچهای بر اسب سوار میشود.«آنان معتقدند با این كار نخستین فرزند عروس و داماد، پسر میشود سپس داماد با اسب، به پیشواز عروس میرود.»(10) مردم دست زنان و شادی كنان، همراه با آوای سرنا و دهل و كفهای ممتد به طرف خانه داماد حركت میكنند. حالا عروس و داماد سوار بر دو اسبند. بالا بلندتر از همه پیش میروند، مردم بر گردشان حلقه زده اند. معمولاًٌ قبل از رسیدن به خانه داماد در محلی وسیع و هموار عروس سوار بر اسب میماند. داماد از اسب به زیر میآید و سیب و انار و قندهایی كه در یك سینی چیده شده است را در دست میگیرد. داماد انار یا سیب اول را بر میدارد و در جیبش میگذارد تا به عروس تقدیم كند. براكه سینی پر از انار و سیب را در دست دارد. حالا داماد و براكه در كنار هم، عروس در میانه، با فاصله ای 20 تا 30 متری سوار بر اسب ایستاده است و همه مردم آنسوتر از عروس منتظر گرفتن سیب و انار و قندهای عروسیاند. شوق جوانان برای گرفتن سیب و انارهای عروسی تماشایی است.چون جوانان بر این باورند؛ آنان که انار را بگیرند زودتر داماد میشوند. ح - رسیدن عروس به منزل داماد حالا عروس به حیاط منزل داماد رسیده است. بوی اسپند، شادی مردم، دست زدن و شوق و هلهله، عروس از اسب پیاده نمیشود، باید ابتدا پدر داماد هدیهای به او بدهد. این هدیه میتواند یك تكه زمین، یك باغ، چند راس گوسفند، گاو یا... باشد. « به محض اینكه عروس به در حیاط خانه داماد میرسید تشت بزرگی را محكم به زمین میكوبیدند و عروس باید از روی آن رد شود. پس از اینكه عروس وارد اتاق میشود پدر و مادرشوهر به او خوش آمد میگویند و هدیهای بزرگ به او میبخشند.»(مردم نیز پس از فرود آمدن عروس در جایی مینشینند و قبل از صرف نهار هدیههایی را در قالب پول نقد، طلا و غیرو به تازه داماد هدیه میدهند. در لیستی اسم افراد و مبلغ هدیه داده شده نوشته میشود (سیاهیهء عروسی) و این كار حداقل كمكی است كه مهمانان به دو جوان در آغاز زندگی مشتركشان میرسانند. سر شب پس از عروسی، خانواده داماد از خانواده عروس دعوت میكردند و مهمانانی از طرف خانواده عروس و داماد گرد میآمدند و كفگیر را به دست عروس میدادند كه آن شب، به شب «كفگیر به دست» معروف است و عروس از فردای آن شب وارد امور خانه و خانه داری و جریان عادی زندگی میشود. بدین سان كردهای خراسان، زندگی را در كامشان شیرین میكنند. تلخی ها در كام شان شهد میشود. كردها با رقص و شادمانی، با چوب بازی در عروسی، در عین شادمانی، چابكی و ورزیدگی را تمرین میكنند. طبیعت كتاب پر ورقی است كه كردها شاید بیشتر این كتاب را میشناسند و با آن خو کردهاند. این كتاب به آنان آموخته است و پیوندشان را با روشنایهای اخلاق، عاطفه و زندگی بیشتر كنند و كردها بدین گونه درایت دیروز و سنت های اصیل را بر دوش دارند که برای همیشه نامیرایند، هر چشمیبسته میشود دیدهای دیگر به زندگی سلام میدهد و اینجاست كه كردها در جغرافیایی بی كسی در تزایدند. میمانند تا عشق غریب نماند.
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
|
#3
|
||||
|
||||
|
آداب و رسوم مردم خراسان رضوي در ماه مبارك رمضان مشهد- ماه مبارك رمضان در نقاط مختلف كشور و از جمله استان خراسان رضوي با آداب و رسوم خاصي همراه است، رسومي كه در برخي موارد گذشت سده ها و ساليان بسيار نتوانسته آنها را دستخوش تغيير كند. ![]() مردم مومن و خداجوي استان خراسان رضوي كه در بخشهاي مختلف داراي آداب و رسوم خاصي هستند، با رسوم خاصي به استقبال ماه رمضان رفته و اين ماه پر فضيلت را سپري مي كنند. مردم اين استان مانند ساير مردم كشور و در تبعيت از سنت نبوي با روزه داري سه روز آخر ماه شعبان به استقبال ماه مبارك رمضان مي روند. مردم خداجوي خراسان رضوي در كنار عمل به فريضه روزه داري و تلاش براي كسب فيوضات درياي بيكران الهي با آداب و رسوم و اعتقادات خاصي اين ماه سراسر فضيلت و بركت را سپري مي كنند. مردم اين استان در اغلب مساجد و تكايا و بسياري از منازل جلسه هاي ختم قرآن برگزار مي كنند. هر چند جلسه هاي ختم قرآن تنها به ماه رمضان اختصاص ندارد و در تمام ماههاي سال برپا ميشود، ولي در ماه رمضان صفا و جلوهاي ديگري مي يابد. مساجد در اين ماه به بركت جلسات قرآن حال و هواي خاصي دارد و مامن انسانهاي شيفته طاعت و بندگي خداوند است. مشهديها معتقدند قرآني را كه در ماه رمضان آغاز ميكنند بايد حتماً تا آخر ماه تمام كنند وگرنه قرض دار ميشوند و هر كس در جزء آخر قرآن نوبتش به سوره توحيد رسيد، به ساير شركت كنندگان در دوره قرآن شيريني مي دهد. كاش در اين رمضان لايق ديدار شــــوم/ سحري با نظر لطف تو بيــــدار شـــــوم كاش منت بگذاري بر سر من مهدي جان/ تا كه هم سفره تو لحظه افطار شـــــوم نذر ختم انعام ديگر روش براي برآورده شدن حاجت است و بدين منظور از كساني كه در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت ميكنند
پس از خواندن سوره انعام افراد بر سر خوان نعمت الهي افطار ميهمان مي شوند. بيشتر مردم استان خراسان رضوي براي برآورده شدن حاجات خود نذرورات متعددي نذر مي كنند كه يكي از مرسوم ترين آنها نذر گوسفند، حبوبات، غلات و غيره براي امام رضا (ع) و مهمانسراي آن حضرت است. حتي بعضي از افرادي كه قدرت مالي انجام اين موارد را ندارند، نذز مي كنند تا براي تهيه غذاي حضرت در سفره خانه مشغول انجام كاري از جمله پاك كردن برنج، سبزي، حبوبات و غيره مي شوند تا از اين طريق نذرشان مقبول درگاه الهي قرار بگيرد. پهن كردن سفره هاي افطار براي مردم محل و نيازمندان ديگر آداب و رسوم مردم استان خراسان رضوي و مشهد در ماه رمضان است ، آنان در اين سفره هاي افطار از خوردني هايي مانند حلوا، ماغوت، شله زرد، پنير و سبزي، شيربرنج، خرما و زولبيا و باميه و غذاهايي مانند آش، خورشت قيمه و مرغ جهت اطعام روزه داران بهره مي گيرند. بازار طبخ شله مشهدي، شله زرد، آش رشته، سوپ و پخش آن بين اهالي محل و نيازمندان در ماه مبارك رمضان در استان خراسان رضوي داغ است. اكثر مردم استان خراسان رضوي و از جمله مشهد علاقه خاصي به صرف حليم و شله مشهدي هنگام افطار دارند. در اين ماه جلوي اكثر مغازه هاي كباب و حليم از جمله در ساعتهاي منتهي به افطار در مشهد صفهاي توزيع شله مشهدي و حليم به چشم مي خورد
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
|
#4
|
||||
|
||||
|
فرهنگ مردم خراسان رضوی در اکثریت مناطق استان همان فرهنگ مردم ایران است البته کمی در جزئیات در شمال و جنوب و در بین ترک و کرد تفاوتهایی دارد که قابل تامل نیست.خراسان رضوی محل زندگی اقوام گوناگونی است كه به رغم تفاوتهای نژادی و فرهنگی ، به واسطه رشته محكمی از عوامل پایداری چون دین و ملیت با هم متحدند . گرچه آنها در جمع خود به زبان و لهجه مادری سخن می گویند و به آداب و رسوم نیاكان خویش پایبندند اما همواره از اینكه مسلمان و ایرانی هستند به خود می بالند . یكی از دلایل تنوع چشمگیر ساكنان خراسان رضوی ،كوچ اختیاری و یا اجباری به سرزمین وسیع و حاصلخیز بوده است . در سفری از شمال به جنوب خراسان رضوی تنوع نژادی و گوناگونی گویش مردمان آن نواحی را به روشنی می بینیم .از جمله ویژگیهای فرهنگی مردم خراسان رضوی ، علاقه به موسیقی بومی است كه در جشنها و مراسم اجرا می شود . با پراكندگی طوایف در استان خراسان رضوی ، شیوه های اجرای موسیقی نیز متنوع است . موسیقی كردها ی شمال خراسان رضوی ، تركمنها ، بلوچها و شرق خراسان رضوی هریك به تنهایی حائز اهمیت است .به طور كلی آلات موسیقی خراسان رضوی عبارتند از ، دوتار ، سرنا، دهل ، دپ، قشمه، كمانچه ونی . بلوچها نیز در نواختن ساز قیچك از مهارت خاصی برخورداند .بلوچها بیشتر در شرق و جنوب خراسان رضوی مستقرند و به فعالیتهای كشاورزی و دامداری مشغولند ، آنهامسلمان و غالبا اهل سنت هستند . مردان و زنان بلوچ نیز در استفاده از پوشاك سنتی خویش اصرار می ورزند . زنان بلوچ علاوه بر به كار گیری پارچه های گلدار ، در تهیه پوشاك سنتی خویش از هنر سوزن دوزی استفاده می كنند . گلدوزی ساده دور یقه ، آستین و جلیقه زنان و قیطان دوزی لباس تقریبا در میان عشایر و روستانشینان تمام نقاط خراسان رضوی رایج است . طوایف و گروههای دیگر در تركیب جمعیتی استان خراسان رضوی عبارتند از : عربها در جنوب خراسان رضوی ، اسماعیلیان در حوالی بیرجند ونیشابور ، بختیاریها در نوخندان درگز ، هزاره ها در شمال و شرق خراسان رضوی ، تاجیكها در شرق خراان و مشهد ، حیدری ها در تربت حیدریه و جنوب خراسان رضوی و سیستانیها در شرق و جنوب خراسان رضوی.اغلب مهاجرتهای داخلی استان منحصر به كوچ روستاییان به مراكز شهری است . شهر مشهد تقریبا از تمامی نقاط ایران و برخی كشورهای دیگر از جمله عراق و افغانستان مهاجر پذیرفته است . در شمالی ترین نواحی خراسان رضوی ، تركمنها زندگی می كنند ، آنها مسلمان و اهل سنت هستند و به زبای تركی و به لهجه تركمنی تكلم می كنند و بیشتر به كارهای كشاورزی ، دامداری و بافت قالیچه مشغولند . پوشاك مردان وزنان تركمن بسیار ظریف وزیباست . زیور آلات خاص تركمن ها برزیبایی پوشاك زنانه می افزاید . كردها و تركها در منطقه وسیعی از نواحی شمال خراسان رضوی زندگی می كنند . تعدادهر یك از این دو گروه بسار بیشتر از تركمنهاست . مذهب این اقوام ، شیعه اثنی عشری است و به زبانهای تركی و كردی تكلم می كنند . تركیب جمعیتی شهرهای بجنورد ، شیروان ، قوچان ، اسفراین ، درگز و كلات علاوه برفارسی زبانان از این دو گروه شكل گرفته است . در این مناطق پوشاك مردان و زنان از ویژگیهای خاصی بر خوردار است كه آن را از بقیه نقاط خراسان رضوی متمایز ساخته است ظریفتیرین پارچه های ابریشمی در كارگاههای سنتی زاوین كلات بافته می شود . به كارگیری رنگهای قرمز ، زرد، صورتی و سورمه ای در این پارچه ها ، پوشاك محلی تركمنها ، كردها و تركها را به یك اثرهنری بدیع مبدل ساخته است .فرهنگ مردم خراسان رضوی در اکثریت مناطق استان همان فرهنگ مردم ایران است البته کمی در جزئیات در شمال و جنوب و در بین ترک و کرد تفاوتهایی دارد که قابل تامل نیست.خراسان رضوی محل زندگی اقوام گوناگونی است كه به رغم تفاوتهای نژادی و فرهنگی ، به واسطه رشته محكمی از عوامل پایداری چون دین و ملیت با هم متحدند . گرچه آنها در جمع خود به زبان و لهجه مادری سخن می گویند و به آداب و رسوم نیاكان خویش پایبندند اما همواره از اینكه مسلمان و ایرانی هستند به خود می بالند . یكی از دلایل تنوع چشمگیر ساكنان خراسان رضوی ،كوچ اختیاری و یا اجباری به سرزمین وسیع و حاصلخیز بوده است . در سفری از شمال به جنوب خراسان رضوی تنوع نژادی و گوناگونی گویش مردمان آن نواحی را به روشنی می بینیم .از جمله ویژگیهای فرهنگی مردم خراسان رضوی ، علاقه به موسیقی بومی است كه در جشنها و مراسم اجرا می شود . با پراكندگی طوایف در استان خراسان رضوی ، شیوه های اجرای موسیقی نیز متنوع است . موسیقی كردها ی شمال خراسان رضوی ، تركمنها ، بلوچها و شرق خراسان رضوی هریك به تنهایی حائز اهمیت است .به طور كلی آلات موسیقی خراسان رضوی عبارتند از ، دوتار ، سرنا، دهل ، دپ، قشمه، كمانچه ونی . بلوچها نیز در نواختن ساز قیچك از مهارت خاصی برخورداند .بلوچها بیشتر در شرق و جنوب خراسان رضوی مستقرند و به فعالیتهای كشاورزی و دامداری مشغولند ، آنهامسلمان و غالبا اهل سنت هستند . مردان و زنان بلوچ نیز در استفاده از پوشاك سنتی خویش اصرار می ورزند . زنان بلوچ علاوه بر به كار گیری پارچه های گلدار ، در تهیه پوشاك سنتی خویش از هنر سوزن دوزی استفاده می كنند . گلدوزی ساده دور یقه ، آستین و جلیقه زنان و قیطان دوزی لباس تقریبا در میان عشایر و روستانشینان تمام نقاط خراسان رضوی رایج است . طوایف و گروههای دیگر در تركیب جمعیتی استان خراسان رضوی عبارتند از : عربها در جنوب خراسان رضوی ، اسماعیلیان در حوالی بیرجند ونیشابور ، بختیاریها در نوخندان درگز ، هزاره ها در شمال و شرق خراسان رضوی ، تاجیكها در شرق خراان و مشهد ، حیدری ها در تربت حیدریه و جنوب خراسان رضوی و سیستانیها در شرق و جنوب خراسان رضوی.اغلب مهاجرتهای داخلی استان منحصر به كوچ روستاییان به مراكز شهری است . شهر مشهد تقریبا از تمامی نقاط ایران و برخی كشورهای دیگر از جمله عراق و افغانستان مهاجر پذیرفته است . در شمالی ترین نواحی خراسان رضوی ، تركمنها زندگی می كنند ، آنها مسلمان و اهل سنت هستند و به زبای تركی و به لهجه تركمنی تكلم می كنند و بیشتر به كارهای كشاورزی ، دامداری و بافت قالیچه مشغولند . پوشاك مردان وزنان تركمن بسیار ظریف وزیباست . زیور آلات خاص تركمن ها برزیبایی پوشاك زنانه می افزاید . كردها و تركها در منطقه وسیعی از نواحی شمال خراسان رضوی زندگی می كنند . تعدادهر یك از این دو گروه بسار بیشتر از تركمنهاست . مذهب این اقوام ، شیعه اثنی عشری است و به زبانهای تركی و كردی تكلم می كنند . تركیب جمعیتی شهرهای بجنورد ، شیروان ، قوچان ، اسفراین ، درگز و كلات علاوه برفارسی زبانان از این دو گروه شكل گرفته است . در این مناطق پوشاك مردان و زنان از ویژگیهای خاصی بر خوردار است كه آن را از بقیه نقاط خراسان رضوی متمایز ساخته است ظریفتیرین پارچه های ابریشمی در كارگاههای سنتی زاوین كلات بافته می شود . به كارگیری رنگهای قرمز ، زرد، صورتی و سورمه ای در این پارچه ها ، پوشاك محلی تركمنها ، كردها و تركها را به یك اثرهنری بدیع مبدل ساخته است .
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
| کاربر زیر بخاطر پست مفید از Mahshar سپاسگزاری کرده اند : | ||
...•¤**¤•. آداب و رسوم سنتی و محلی مشهد .•¤**¤•... |
|
#5
|
||||
|
||||
|
مشهد» عصاره ادب و آداب و رسوم ایران زمین است.
فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید و سنن هر مردمی نشان از عواطف و خلقیات و - در معنایی کامل - هویت انسانی آن مردم دارد. مشهد الرضا (ع)، شهری که به واسطه عشق به پیشوای هشتم شیعیان شکل گرفت، مهد ادب و آداب ایران زمین بوده و هست. آداب و رسوم مشهد و شهرهای اطراف آن به محبت مهاجر پذیری فراوان شهر مشهد - بخصوص از شهرهای مجاور - بسیار نزدیک و گاه یکسان است که باران خواهی و کشتی با چوخه از این دست است. از قدیم، خراسان منطقهای کم آب و خشک بوده است؛ به طوری که مراسم طلب باران در بسیاری از شهرهای خراسان از جمله مشهد مرسوم بوده و آداب مشترکی داشته است. بدین گونه که زنان و دختران - با استفاده از دو تکه چوب و مقداری پارچه - عروسکی درست می کردند و آن را در سطح محله یا روستا می گرداندند؛ و با خواندن اشعار و تصنیفهایی در جمعیت، باران درخواست می کردند که در آن معمولا به خداوند و حضرت «محمد» (ص) قسم یاد می شد و از مردم محله و روستا می خواستند برای پخت آشی به همین منظور طبخ کمک کنند. مردم هر کدام در هنگامی که به گرداننده این عروسک برای طبخ آش و حبوبات و ... می رساندند، مقداری آب نیز روی عروسک می پاشیدند و دعاها و اشعاری را زیر لب زمزمه می کردند، از جمله: «الله بده تو باران، به حرمت مزاران، گندم به زیر خاکه، از تشنگی هلاکه» و ... . در بیشتر این مراسم طلب باران، نماز باران را به صورت جماعت بر بالای کوه یا تپه ای می خواندند و مردم معتقد بودند که بعد از خواندن نماز و مراسم طلب باران حتماً باران خواهد بارید. خاستگاه شاهنامه «شت توس» است که نبردهای تن بتن و حماسی فراوانی در آن به تصویر کشیده شده است. کشتی باچوخه کشتی فراگیری در سطح ایران است. اگرچه این کشتی از قدیم در سراسر کشور با تفاوتهای اندکی مرسوم بوده، در خراسان و شهرهایی چون مشهد و «نیشابور» و «سبزوار» - به سبب تعصبات خاص در خصوص فرهنگ پهلوان و پهوان پروری و همان روحیه قدیمی و کهنی که مردم این سرزمین داشته و در شاهنامه انعکاس آن نمایانگر است – بیشتر نمود و ظهور داشته و دارد. نام این کشتی از نام لباس خاصی گرفته شده است که کشتی گیران آن بر تن می کنند. چوخه لباسی پشمی است که گاه در نبردها نیز از آن استفاده می شد. آیین جوانمردی و پهلوانی از آیینهای کهن مردم خراسان در شهر توس و مشهد فعلی است. پهلوان از مردم بسیار آبرومند شهر بود و معمولا در مراسمی چون عروسی و... - به سبب حفظ آمادگی جسمانی خود و سرگرمی و رشد مهارتها - مسابقاتی را در قالب کشتی باچوخه برگزار می کردند. پهلوانان کشتی باچوخه معمولا با افرادی که نسب آنها به ائمه می رسید (سیدها) کشتی نمی گرفتند و معتقد بودند که حرمت این افراد را باید حفظ کرد، به گونه ای که به خود اجازه نمی دادند پشت سید را به خاک برسانند. از گذشته مرسوم بوده است که به افراد برتر این مسابقات کله قند هدیه می دادند. به همین سبب، امروزه در کنار جوایز دیگری که اهدا می شود، اما هنوز همان عنوان «قندبر» برای جوایز مانده است. مشهد همواره مواجه با سیل مشتاقان زیارت از پیشوای هشتم شیعیان بوده و هست، ولی در گذشته به سبب کمبود امکانات و سفرهای سخت و دشوار و توسعه نیافتگی شهر، مرسوم بوده است که مشهدی ها به استقبال کاروانیان می رفتند و به احکام و احسان تیمار مسافران و زوار می پرداختند و پس از آن نیز در منازل خود پذیرای آنان می شدند. حتی قصبه ها و روستاهای اطراف مشهد حضور زوار و کاروانیان را متبرک و میمون می دانستند و از میوه ها و محصولات زراعی و باغی خود به کاروانیان هدیه می کردند. مراسم عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی در همه جای ایران مرسوم است و در مشهد نیز این مراسم با آداب مشابه و گاهی خاص برگزار می شود.
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
| کاربر زیر بخاطر پست مفید از Mahshar سپاسگزاری کرده اند : | ||
آداب و رسوم مردم روستاي سنو |
|
#6
|
||||
|
||||
|
آداب و رسوم مردم روستاي سنو
سنو - گناباد - خراسان رضوی
مردم روستاي سنو نيز از قديم رسوم مختلفي در نوروز، مراسم عروسي، محرم و... داشته اند كه البته امروزه بخش زيادي از آن به فراموشي سپرده شده است، اما آنچه در اين بين متمايز است آيينهاي مرتبط با چشمه سنو مي باشد كه به دليل قداست ويژه اي كه آب نزد ايرانيان و مسلمانان دارد، هنوز در بين مردم وجود دارد.هم اكنون هر ساله در ارديبهشت ماه مراسم بلغورپزان در محل چشمه سنو برگزار مي شود. در اين مراسم آييني همه مردم روستا در محل چشمه سنو كه آرامگاه يكي از بزرگان روستا مي باشد با ذبح گوسفند و پختن بلغور و توزيع بين اهالي مراسم دعا و نيايش به خاطر اين نعمت بزرگ برگزار مي كنند.يكي ديگر از آيينها مراسم روشن نمودن چراغ عصا مي باشد. در اين مراسم افرادي كه نذر و نيازي دارند در محل عبور آب چشمه، جمع مي شوند و به تعداد نذرهايي كه دارند پنبه روشن مي كنند و محصولات خود مانند بادام، كشمش و... را به عنوان مشكل گشا در بين مردم پخش مي كنند.بازيهاي محلي نيز اهميت خاصي در بين مردم دارند و از مهمترين اين بازيها مي توان به گال بازي، كبدي، كلاه حصوبك، قلعه بازي و... نام برد.
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
آداب و رسوم...چراغ برات؛ آیین همنشینی خراسانیان با مردگان در آستانه نیمه شعبان |
|
#7
|
||||
|
||||
|
اگرچه آیین برات نیز همچون بسیاری از رسم ورسوم کهن ایرانی آن گونه که باید مورد نقد و بررسی قرار نگرفته، ولی اسنادی وجود دارد که این آیین زرتشتی در اثر مرور زمان...
اگرچه برات در اسناد بانکی ارائه سندی معتبر برای دریافت وجه نقد معنا دارد اما در ادبیات دینی و فرهنگ عامه در استان خراسان شمالی کاربردی مشخص دارد به گونه ای که در استانهای خراسان سه شب قبل از نیمه شعبان را "برات" گویند. در بجنورد، در این شبها مردم با روشن کردن شمع بر گلزار مردگان خود برای شادی روح آنها دعا میخوانند و این چراخانی کردن مزار مردگان به چراغ برات معروف شده که با گذشت چندین سده همچنان در فرهنگ مردم استان تجلی دارد. اگرچه آیین برات نیز همچون بسیاری از رسم ورسوم کهن ایرانی آن گونه که باید مورد نقد و بررسی قرار نگرفته، ولی اسنادی وجود دارد که این آیین زرتشتی در اثر مرور زمان رنگ اسلامی گرفته و در فرهنگ دینی و اسلامی نیز ورود یافته و همچنان نیز این سنت حسنه با جلای اسلامی در ایران زمین وجود دارد. گرامیداشت مردگان در بین ایرانیان ایرانیان از دیرباز برای رفتگان خود احترام خاصی قایل بوده و سعی میکرده اند که به نوعی روح آنان را از خود راضی نگه دارند و بر اساس همین سنت اساس مراسم گوناگونی برای تجلیل از مردگان و شادی روح آنها و طلب آمرزشان در نقطه نقطه ایران زمین وجود دارد که در استان خراسان به این رسوم "چراغ برات" میگویند که موضوع شناخته شده ای در بین ایرانیان به خصوص خراسانیهاست. البته این سنت حسنه در بین مردم استان تهران و برخی از دیگر از استانهای کشور در آخرین جمعه ماه اسنفد هر سال و در مناطق استانهای گیلان و آذربایجان و یزد نیز در برخی جمعه ماه رجب خیرات برای خیرات مردگان وجود دارد. اما مردم خراسان در نیمههای ماه شعبان هر سال یعنی طی روزهای دوازدهم تا چهاردهم شعبان با برگزاری مراسم مذهبی ویژه ای با عنوان برات یاد و خاطره عزیزان از دست رفته را گرامی داشته و به یاد مردگان خیرات میکنند. دامنه این رسم آن چنان گسترده است که به ماه شعبان در این منطقه ماه برات نیز میگویند. مراسم شبهای برات یا چراغ برات سابقهای دیرینه و ریشهدار دارد. اگرچه مراسم چراغ برات که در سه شب و روز یازده تا چهارده شعبان و یا دوازده تا 15 شعبان در استان خر اسان، ریشه دینی ندارد و در چند صد ساله حضور اسلام در ایران این سنت مورد تایید پیشوایان دینی قرار نگرفته ولی این سنت حسنه مربوط به ایران باستان است و به دلیل عجین شدن این رسوم با دین مبین اسلام تاکنون مخالفتی از سوی مراجع دینی با آن صورت نگرفته است. ایرانیان مسلمان شده به خصوص در قرون سوم و چهارم هجری تلفیقی شیرین و موفق از باورهای ایرانی پیشین و اسلامی خود ساختند، بدین گونه که هزار سال پیش در خراسان بزرگ عید یا مراسم لیله البرات یا لیله الصک را در نیمه شعبان ماه با همان رسوم و آیین ایرانی - زرتشتی اما با توضیح و توجیه اسلامیت دارک دیدند و برگزار کردند. ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی نیز در این مورد میگوید: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه ایام البیض نام دارد و شب پانزدهم این ماه شب بزرگ است و لیله الصک و لیله البرات نام دارد، و عوام مردم بر این عقیده اند که صورت افرادی را که در آن سال باید بمیرند خداوند در آن شب به ملک الموت نشان میدهد. آیینهای ویژه برات بر اساس اعتقادات مردم خراسان در این سه شبانه روز که اعتقاد دارند در آن مردگان آزاد هستند، زندگان با احسان برای آنها نه تنها تلاش میکنند تا برات آزادی آنان را از آتش جهنم کسب کنند، بلکه آزادی خود از آتش جهنم را نیز از امام دوازدهم خواستار میشوند. اعتقاد اغلب مردم خراسان بر این است که در این ایام سرنوشت رقم میخورد، به طوری که در نقاط روستایی خراسان در شب پانزدهم نیمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب (اگر شب مهتابی باشد) ایستاده و به سایه خود نگاه میکنند و از این طریق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پیشبینی میکردند در عین حال دست به دعا برمیدارند و از خداوند طلب سالی خوش میکنند. اقشار مختلف مردم به ویژه کسانی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند در این روز با حضور در مزار اموات ضمن درخواست آمرزش و زنده نگهداشتن یاد و خاطره درگذشتگان، آنان را در برکات میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) شریک میسازند. برات در خراسان مصداقی بر اعتقاد به اصل معاد است که مردم این خطه با انجام اعمال مخصوصی به استقبال آن میروند، این مراسم به مدت سه روز و با عناوین مختلف برگزار میشود و مردم هر روز آن را با بزرگداشت قشر خاصی از مسلمانان برگزار میکنند. برات غریبان، برات اسرا، برات مسافران، برات زندهها و برات مردهها از عناوینی است که برای این سه روز در نقاط مختلف خراسان استفاده میشود که از این میان برات مردهها در ۱۴شعبان با شور و حال خاصی برگزار میشود. پخت انواع نانهای سنتی مانند روغن جوشی، چلبکی، کماچ، ساچ و حلوا و پخش آن دربین مردم به ویژه کودکان از مراسم ایام برات در شهرهای گوناگون خراسان است، مردم این منطقه از کشورمان اعتقاد دارند پخت این خوراکیها باید قبل از غروب آفتاب صورت گیرد. روز برات زندهها زمانی برای شکرگذاری به نعمت سلامتی و حیات روزسیزدهم شعبان در برخی شهرهای خراسان به برات زندهها شهرت دارد و مردم در این روز به شکرانه نعمت سلامتی به پخش شیرینی و شکلات میپردازند. در غروب روز سیزدهم شعبان نیز کسانی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند اقدام به پخت نوعی نان سنتی به نام روغن جوشی کرده و آن را بین مردم تقسیم میکنند. اعتقاد مردم این خطه بر این است که اگر عروس خانواده روغن جوشی را بپزد ارواح تازهگذشتگان از این خیرات بهره بیشتری میبرند. در روز ۱۴شعبان نیز که به برات مردهها شهرت دارد مردم با حضور بر سر قبور خویشاوندان، خواندن فاتحه و پخش انواع شیرینی، شکلات، میوه و نانهای سنتی یاد و خاطره عزیزان خود را گرامی میدارند. در این روز کسانی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند با پهن کردن فرش، خیرات، پخش انواع خوراکی و خواندن روضه یاد و خاطره تازه گذشته را گرامی میدارند، قرائت قرآن و فاتحه نیز در این راستا هدیهای است که از سوی مردم نثار روح درگذشتگان میشود. نکته جالب توجه این است که هر چند ایام برات سه روز است اما در برخی از روستاها و همچنین مناطقی که هنوز روابط طایفه ای مستحکم است در صورتی که تعداد درگذشتگان سال بیش از سه نفر باشد مراسم را از ابتدای ماه شعبان آغاز کرده و هر روز در منزل یکی از درگذشتگان مجلس روضه همچنین مراسم قرائت قرآن برپا میشود. مردم در این روستاها به چند گروه تقسیم شده و هر گروه در قسمتی از روستا در جمع بازماندگان متوفی به قرائت قرآن میپردازند، مردم در این روستاها عصر روز سیزدهم شعبان با حضور بر مزار اموات و خواندن فاتحه، یاد و خاطره آنان را گرامی میدارند. در روز چهاردهم شعبان نیز تمام اهالی روستا به صورت دستهجمعی در خانه آخرین خانواده ای که عزیزی را از دست دادهاند جمع شده و برای متوفی فاتحه میخوانند. از دیگر مراسم روز برات که بیشتر در روستاها رونق دارد اجرای مراسم برات خوانی است، در این مراسم جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند مراجعه کرده و اشعاری را در یادآوری روز برات قرائت میکنند. اهالی خانه نیز از آنچه در خانه موجود است مانند خرما، شکلات، نقل و نبات، لنگاش پخته، عناب و گردو به آنها میدهند و بدینوسیله از آنها تشکر میکنند. در روستاها رسم بر این است که شب نیمه شعبان تمام چراغهای خانه باید روشن باشد، اعتقاد روستاییان بر این است که در این شب ارواح مردگان آن خانه به محل زندگی خود میآیند و اگر چراغ خانه روشن باشد برای اهالی خانه دعای خیر نموده و در غیر این صورت آنان را نفرین میکنند. یکی از کارشناسان دینی اداره کل تبلیغات اسلامیا ستان خراسان شمالی میگوید: چراغ برات آیین دیرینه ای است که از سوی مردم استان خراسان سابق که شامل سه استان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی فعلی میشود مرسوم بوده و همچنان نیز ادامه دارد. حجت الاسلام حسن وطنخواه اظهار داشت: آیین چراغ برات در آستانه نیمه شعبان در استان خراسان مرسوم بوده و این آیین از دوازده تا پانزدهم نیمه شعبان دایر است و مردم در این روزها برای طلب آمرزش مردگان و طلب رزق و روزی خود و سرنوشت نیک در دنیا و آخرتشان دعا میکردند. وی اضافه کرد: فضلیت شب نیمه شعبان در آیینهای دینی ما به اندازه شبهای قدر تلقی شده و سرنوشت انسان در این شبها رقم میخورد و دعا و طلب آمرزش کردن گناهان برای زندگان و مردگان میتواند در این شبها تاثیر بسزایی داشته باشد. حجت الاسلام وطنخواه گفت: آیین چراغ برات در استان خراسان و سایر برنامههایی که تحت عناوین دیگر در نیمه شعبان در سایر استانها انجام میشود، با رویکرد دعا برای آمرزش گناهان و طلب مغفرت منافاتی با مسائل دینی ندارد و سنت حسنه ای است که مورد تایید نیز است. وی معتقد است: نیمه شعبان سالروز ولادت منجی عالم بشریت فرصت مناسبی برای مردم مسلمان و شیعه است که از خداوند طلب آمرزش گناهان داشته باشند و برای سربلندی اسلام و مسلمین و رفع گرفتاری از امور مسلمین دعا کنند.
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
| کاربر زیر بخاطر پست مفید از Mahshar سپاسگزاری کرده اند : | ||
آيينها، آداب و رسوم و جشنهاي شب يلدا |
|
#8
|
||||
|
||||
![]() خراسانيها معتقدند كه در شب چله، بايد از ميوههايي كه داراي خواص ويژهاي هستند خورد تا سال آينده خواص آنها در بدن باقي بماند. اين ميوهها شامل هويج، گلابي، انار، زيتون سبز، خربزه و هندوانه است، كه در ميان ميوهها، هندوانه از ميوههاي اصلي است كه بايد در شب چله خورده شود. چراكه ميگويند هندوانه « گرميت مغز» و « سوزندگي جگر» را دفع ميكند. همچنين معتقدند هركس در شب چله هندوانه بخورد جگرش لك برنميدارد. البته بعد از خوردن هندوانه، رسم براين است كه پوست هندوانه را به پشت بام همسايه مياندازند تا اگر استطاعت خريد اين ميوه را ندارد پوست آنرا بتراشد و بخورد و اين عمل تا بام همسايهي هفتم ادامه دارد. از مراسم ديگر اين شب فرستادن خوانچه ميوه است كه از طرف داماد و براي خانواده عروس فرستاده ميشود. اين خوانچه، پر از ميوه با هداياي مناسب از قبيل قواره پارچه، دستبند يا گردن بند براي عروس است. در اين خوانچه بايد لااقل هفت رنگ ميوه ( انار، انگور، پرتقال، سيب، گلابي، هندوانه و …) وجود داشته باشد.
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
|
#9
|
|
|
نقل قول:
![]() ![]()
|
|
#10
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
ممنون ولی من به کمک شما دوستای خوبم و همشهری های عزیزم نیاز دارم #:-s
__________________
کــور باش بانــو ! نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ... عبوس باش بانــو ! لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ... لال باش بانــو ! حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت |
![]() |
| سایت های اجتماعی |
| کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش-همه)
کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 6
|
|
|
|
| ابزارهای تاپیک | جستجوی این تاپیک |
|
|