تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > علوم نظامی > فناوری و اطلاعات عمومی نظامی

گفتگو قفل شد
 
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک

  #21  
قدیمی 11/10/2011
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
کربلای 5 به روایت دشمن


آن چه خواهید خواند روایتی از عملیات کربلای 5 به زبان یک افسر عراقی است که حاوی نکات بسیار تکان دهنده ای است:

در منطقه جسر خالد، افسران، سربازان خود را به سرقت از منازل مردم بصره وادار می‌کردند. سرهنگ ستاد اسماعیل الشطری از این راه بیش از پنجاه دستگاه تلویزیون رنگی دزدید! کارهای ناشایست زیادی توسط افسران در بصره صورت گرفت. این فجایع و پستی‌ها به حدی رسید که فرمانده سپاه منطقه جنوب به فرماندهان لشکر یازده گفت: خوب می‌دانم که شما مردان جنگ و مقاومت نیستید ولی از شما می‌خواهم در مقابل حمله ایرانی‌ها تنها یک ربع ساعت مقاومت کنید تا ما بتوانیم گلوله‌ها و بمب‌های شیمیایی خود را بر سرشان بریزیم!
در روز 22/12/86 عملیات ایرانی‌ها از ام‌الرصاص شلمچه، کوت سواری، الجزیره و نهر جاسم آغاز شد.


شبی تاریک و ظلمانی بود. آسمان را ابرهای پرپشت و سیاه پوشانده بود. فرماندهان احتمال حمله به بصره را ضعیف می‌دانستند و حرکات ایرانی‌ها را یک مانور زودگذر می‌پنداشتند!

به علت حرکات مانوری وسیع رزمندگان اسلام در تمام محورهای عملیاتی، هیچکس نمی‌توانست هدف آنها را پیش بینی کند. آنان تمام حسابگری‌ها و پیش بینی‌های نظامی را از کار انداخته بودند. نمی‌توانستیم بفهمیم چه قصد و منظوری دارند!
در ساعت 9:30 همان شب ناگهان فریادهای «الله اکبر» در فضا پیچید. یکی از سربازان عراقی با هراس و دلهره فریاد زد: «....آمدند...آمدند....»
این کلمه بارها کمر ارتش عراق را شکسته بود کلمه ای که یکباره توان نظامی نیروهای عراقی را از بین می‌برد!
سرباز وظیفه سالم البصری نام داشت. پس از این فریاد فرمانده گردان 2 تیپ 429 منطقه کوت سواری، سرهنگ عبدالسلام السامرایی با بیرحمی تمام، سی گلوله در بدن سرباز بیچاره خالی کرد و او را نقش زمین ساخت زیرا در تجمع افسران در هفته قبل به آنان گفته شده بود که در صورت شنیدن این کلمه بلافاصله گوینده آن را بکشید و منتظر دستور و محاکمه نمانید!
رزمندگان اسلام پیش می آمدند. ضعف و سستی ما کاملاً مشهود بود. توان ذره‌ای مقاومت نداشتیم!
ترس و وحشت عجیبی سراسر وجودم را پر کرده بود. به یاد دخترم افتادم. احساس جداشدن و کنده شدن از دنیا برایم سخت بود؛ خوشی‌های بغداد هتل الحمراء و... خود را در آخر خط می‌دیدم!
ناگهان صدای زنگ تلفن مرا به خودم آورد.
گوشی را برداشتم. سرهنگ ستاد سامرالدلیمی بود مردی که حقد و کینه عجیبی نسبت به شیعیان داشت پیش تر از او شنیده بودم که اگر فرماندهی سیاسی را به من می‌دادند تمام شیعیان را در آتش می‌سوزاندم و به دریا می‌ریختم تا ماهیان آنها را ببلعند!
تا ساعت یازده شب، اوضاع کاملاً به نفع رزمندگان اسلام بود. بالای برج دیده‌بانی و با دوربین مخصوص دید در شب منطقه را از نظر گذراندم. آتش سهمگین و شجاعت و مردانگی رزمندگان دلاور اسلام، اسطوره‌ای باور نکردنی را به نمایش گذاشته بود. گویا فیلمی جنگی در مقابل دیدگانم به نمایش درآمده و همه این انفجارها و گلوله ها بدلی و مشقی بود؛ زیرا جوانان دلاور سرزمین اسلامی ایران ما را با صلابت و پایمردی به عقب می‌راندند و با وجود بمباران های هوایی و منورهای فراوانی که از زمین و هوا بر سر آنها می‌ریختیم، راستی قامت و ابهت فریادشان، زانوان ما را به لرزه درآورده و تاب و توان را از ما گرفته بود.
گلوله باران متقابل ایرانی‌ها با دقت صورت می‌گرفت. یکی از این گلوله‌ها به مقر لشکر اصابت کرد و پنج نفر از نیروهای اطلاعات عملیات و سرهنگ ستاد فلاح الدلیمی افسر رکن یکم طراح عملیات کشته شدند!
آمادگی نهایی


در آن اوضاع سخت برای آخرین بار گردان را از جهت آمادگی برای اجرای عملیات بررسی کردم. اول سیستم مخابراتی و بی‌سیم‌ها را بازرسی کردم و به افراد دستور دادم به بازدید سلاح‌های خود بپردازند و نقایص موجود را فوراً برطرف کنند. تجهیزات و وسایل لازم برای پشتیبانی هم بررسی شد. همگی لباس رزم پوشیدند و کمربندها را محکم کردند. تجهیزات انفرادی هر شخص به او تحویل شد. همه افراد کوله پشتی خود را مرتب کرده به پشت بستند. هشدارهای لازم به همه داده و به فرماندهان گروهان ها دستورهای لازم ابلاغ شد. همچنین ماسک‌های ضدگاز را بازرسی و آماده کردند!
اما روحیات افراد چگونه بود؟ باید بگویم که روحیه سربازان بد نبود؛ اما خوب هم نبود! افسران نیز با خیال ارتقای درجه و غارت اموال در عالمی دیگر سیر می‌کردند!
در ساعت 9:30 همان شب ناگهان فریادهای «الله اکبر» در فضا پیچید. یکی از سربازان عراقی با هراس و دلهره فریاد زد: «....آمدند...آمدند....»
این کلمه بارها کمر ارتش عراق را شکسته بود کلمه ای که یکباره توان نظامی نیروهای عراقی را از بین می‌برد!
سروان ستار ناصر و سروان فلاح عسبح با هم رقابت داشتند زیرا سروان ستار ناصر، عاشق نطامی‌گری بود و آن را تقدیس می‌کرد. وی در حالی که هنوز جوان بود آرزو داشت به سرعت ارتقای درجه پیدا کند و حاکم و فرمانده مطلق شود! اما من سعی داشتم دلهره و هراس و آشوب درونم را که از ترس و وحشت سرچشمه گرفته بود پنهان سازم در حالی که افراد را به جلو می فرستادم خود در آخرین و امن‌ترین نقطه قرار گیرم!
با خودروهای نظامی به سوی منطقه کوت سواری درحرکت بودیم. سربازان آتش عملیات را که دیدند نگرانی به سراغشان آمد. پنج نفر از آنها که نوجوان می نمودند از ماشین بیرون پریدند و قصد فرار از معرکه را داشتند که بلافاصله توسط جوخه اعدام تیرباران شدند و در خون خود غلتیدند. البته تیرباران آنها از جانب واحد دستیگری و اعدام فراریان صورت پذیرفت و من هیچ نقشی در آن نداشتم!
تانک های سوخته و بعضا در حال عقب نشینی و افراد درگیر درعملیات را در راه خود می دیدیم. خدایا چه می‌دیدم؟ این یک نبرد واقعی بود و ما وارد صحنه درگیری شده بودیم تانک‌های ما از روی اجساد قربانیان می گذشتند! فرمانده لشکر با من تماس گرفت و موقعیت ما را پرسید گفتم‌ قربان ما اکنون در نزدیکی کوت سواری هستیم.
گفت: چه می گویی؟ این ادعا نمی‌تواند درست باشد! کوت سواری به اشغال دشمنان درآمده!
گفتم: قربان ما در موازات آنها هستیم.
همین که فهمیدم تیپ مستقر در منطقه به کلی منهدم شده دنیا بر سرم خراب شد! در نزدیکی دریاچه ماهی خودروها متوقف شدند. نمی توانستند جلو بروند. افراد را پیاده کردم. فرماندهان گروهانها را بسیار متحیر و گیج دیدم. سروان عسبح مشروب خورده و مست بود!
گردان با رزمندگان اسلام درگیر شد. افرادم را ناتوان می‌دیدم. پس در کمین فراری‌ها نشستم.
برایم غیرممکن بود که بپذیرم شخصی مانند سروان ستار الناصر به اسارت ایرانی‌ها تن در هد. او مصرانه به دنبال کسب شهرت و ترقی بود و آرزوی ریاست و فرماندهی داشت. اما به هر حال مجبور بودم بپذیرم. با فرمانده لشکر تماس گرفتم و گفتم: سروان ستار الناصر فرمانده گروهان یکم خود را تسلیم ایرانی‌ها کرده و هم اکنون روی خط بی سیم من است!
فرمانده لشکر با قاطعیت گفت: کلیه خیانتکاران را اعدام می‌کنیم! بعد از درگیریها در این مورد تحقیقات لازم انجام خواهد شد.
ساعت دو نصف شب تاریکی و ظلمت، وحشت جبهه را مضاعف کرده بود. توپخانه ما مواضع ایرانی‌ها را به شدت می کوبید. در همین حال تیپ 68 و 66 نیروهای ویژه، ضد حمله گسترده‌ای آغاز کردند.
نیروهای احتیاط و پشتیبانی نیز وارد منطقه شدند و برای اجرای عملیات ضد حمله به سازماندهی و هماهنگی پرداختند و خطی به موازات منطقه نبرد ساختند.
درگیری


دستور حرکت را صادر کردم. خودم در خودروی اول در جلوی ستون بودم. ساعت 4:230 بعدازظهر به منطقه دریاچه ماهی رسیدیم. هنوز ایرانی‌ها به این منطقه پا گذاشته بودند. در همین لحظه فرماندهی لشکر با من تماس گرفت و گفت: فورا به عقب برگردید!
برگشتیم. در حال عقب نشینی پیشروی منظم و حساب شده ایرانی ها را می دیدیم. واقعا حیرت انگیز بود! مهندسی رزمی پیشرفته آنها هم نشان از درایت و هوشیاری داشت. آنان وضع و شکل سنگرها و خاکریز‌های ما را پس از گرفتن تغییر می دادند و موقعیت نظامی جدیدی به محور می‌بخشیدند. لودرها و بلدوزرها پا به پای رزمندگان اسلام کار می‌کردند و در صدد تغییر نقشه منطقه بودند. در این حال ما مجبور به عقب نشینی تاکتیکی بودیم!
شلمچه را مانند منطقه‌ای پر از ارواح می دیدم. منطقه وحشتناکی شده بود بوی مرگ و نیستی می‌داد! فریادها و سر و صداهای مهیب انفجارها و حمله هواپیماها هم ترس و وحشت را مضاعف کرده بود.
احساس کردم چقدر بی ارزش هستم. یا بهتر بگویم همه ما بی ارزش شده و در برخورد با این مصایب جایگاه کرامت انسانیمان را از دست داده بودیم.
ایرانی ها با مشاهده ما آتش توپخانه خود را به سوی ما روانه کردند. هدایت آن آتش دقیق ما رابه خاک ذلت کشاند. ما سرگرم عقب نشینی خود بودیم و ترکشها در حال درو کردن و به خاک و خون کشیدن ما!
جوانان بسیجی و رزمندگان دلاور اسلام بی واهمه به سوی ما می آمدند. خدایا چهره آنها را می بینم جوانانی با سن کم اما با رشادتی غیرقابل تصور که در کنار تانکها و زرهپوشها به سمت جلو می دویدند. اگر با چشمم نمی دیدم نمی‌توانستم باور کنم افسران و سربازان ماهم با ترس و هراس مانند گله رمیده می گریختند. با خواهش و التماس از ما می خواستند و فریاد می زدند که آنها را بر خودرو سوار کنیم اما ظرفیت خودروها محدود بود و اجازه توقف هم نداشتیم. البته جرأت توقف هم نداشتیم زیرا ما هم مثل آنها سعی در ترک آن مهلکه رعب انگیز داشتیم.

منبع : خبرگزاری فارس
تنظیم : رها آرامی - فرهنگ پایداری تبیان
__________________











آخرین ویرایش 05/11/2012 توسط : Alireza_Mahan23 در ساعت 15:32
کاربر زیر بخاطر پست مفید از Alireza_Mahan23 سپاسگزاری کرده اند :

  #22  
قدیمی 19/10/2011
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیات بدر

  • مقدمه
  • اهداف عملیات
  • منطقه عملیات
  • استعداد دشمن
  • قوای خودی
  • طرح عملیات
  • شرح عملیات
  • نتایج عملیات







مقدمه


بعد از عملیات خیبر، دشمن علاوه بر سازماندهی سپاه های اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشکیل فرماندهی شرق دجله و رده های مواضع پدافندی در سراسر منطقه جنوب کرد و در مسیر آب راه ها و در داخل نیزارها کمین هایی قرار داد تا در صورت هجوم نیروهای ایرانی، نقش هشدار دهنده و تاخیری داشته باشند و از نزدیکی نیروهای شناسایی به خط دشمن نیز ممانعت به عمل آورد و به منظور زیر نظر داشتن هرگونه تحرک و داشتن دید کلی بر هور و اطراف آن دکل های متعددی را نصب کرد. گذشته از کمین و نصب دکل ها، در آب راه ها موانع قابل ملاحظه ای ایجاد کرد که گذشتن از آن ها بسیار سخت و بلکه غیر ممکن می نمود. بعد از این موانع، سیل بندی هم مشرف بر آب به عرض 12 متر و ارتفاع 2 متر احداث کرده و بر روی آن سنگرهای متعددی تعبیه، که از سه جهت، دارای دید کافی بر روی آب بود.



در حالی که دستیابی به یک جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره – العماره، که می توانست منطقه مانور مناسبی را برای عملیات های آینده به سمت بصره و یا العماره باز نموده و دروازه جدیدی را برای ورود به مناطق خشکی جدید بگشاید، هم چنان به عنوان یک هدف مهم تلقی می شد؛ عواملی هم چون تجربیات به دست آمده از عملیات خیبر در خصوص الزامات پشتیبانی و تاکتیکی و عملیات آبی و خاکی، جبران بسیاری از نواقص و کمبودهای مهندسی موجود در عملیات مذکور، در اختیار داشتن جزایر مجنون به عنوان مناطق واسط و سرپل که امکان تمرکز نیروها و انتقال تجهیزات به جلو را تسهیل می نمود، موجب شدند منطقه غرب هورالهویزه مجدداً برای انجام عملیات بزرگ بعدی انتخاب گردد.

اهداف عملیات




دستیابی و تسلط بر جاده العماره – بصره و نیز راهیابی به مرکز اصلی هورهای غرب دجله – که استان های ناصریه، بصره و العماره را احاطه کرده است – و هم چنین تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نیرو از جمله اهداف این عملیات بود.
هم چنین تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نیرو از جمله اهداف این عملیات بود. هم چنین، پاکسازی پاسگاه های ترابه، بلال، ابولیله و نیز روستاهای البیضه، الصخره، پَد خندق و انهدام پل های العزیر، خندق و ... در حد شمالی منطقه عملیات؛ و پاکسازی روستاها و انهدام پل هایی همچون جوبیر و ... در حد جنوبی منطقه در دستور عملیات بود.

منطقه عملیات


منطقه عملیات در غرب هورالهویزه واقع است که از شمال به ترابه و زجیه و از جنوب به القرنه و کانال سوئیب محدود می گردد. این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: یک خشکی در قسمت غربی که حداقل عرض آن 2 کیلومتر در زجیه و حداکثر عرض آن 8 تا 9 کیلومتر در عزیر و الهاله می باشد و 2 هور بزرگ (هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب) این خشکی را احاطه نموده اند.
طول منطقه عملیات از ترابه تا الهویدی حدود 50 کیلومتر می باشد. زمین آن از جنس خاک رس نمکی و به حالت گرد است. در نزدیکی سیل بندهای هور نیز با نشست آب، منطقه حالت باتلاقی به خود می گیرد.
هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می شود که 4/3 خشکی منطقه در شرق رودخانه واقع است. جاده حساس و مهم بغداد – بصره نیز در غرب رودخانه واقع است.



وسعت کل منطقه عملیات اعم از خشکی و هور 1000 کیلومتر مربع می باشد که 250 کیلومتر مربع آن خشکی و مابقی آن هور می باشد، دراین منطقه یکی از بزرگ ترین ذخایر نفت عراق موجود می باشد که دولت عراق مشغول بررسی و نقشه برداری آن شده بود.

استعداد دشمن




از منطقه قلعه صالح تا نهر سوئیب تحت فرماندهی نیروهای شرق دجله بود. استعداد و نحوه گسترش یگان های دشمن به صورت زیر بود:
  • الف – فرماندهی دفاع الاهوار؛ از قلعه صالح تا الکساره:
    • دو گردان کماندویی یوسف و عبدالله از لشکر 10.
    • تیپ 2 کماندویی سپاه چهارم .
  • ب – لشکر 35 پیاده؛ از منطقه الکساره تا نهر روطه.
    • تیپ 429 پیاده با پیاده با 3 گردان .
    • تیپ 94 پیاده با 3 گردان.
    • قاطع القادسیه، خالد، الصنادیه، صدام، دینار الثانی.
    • دو گردان کماندویی الفیحا و محمد قاسم از لشکر 5 مکانیزه.
    • نیروهای کماندو الشیبانی.
    • 4 گردان تانک .
    • 5 گردان توپخانه.
  • ج – فرماندهی نیروهای دفاع از بصره، از نهر روطه تا نهر سوئیب :
    • تیپ 93 پیاده با 3 گردان.
    • تیپ 703 پیاده با 3 گردان.
    • قاطع الشهید .
    • یک گردان تانک.
    • یک گردان توپخانه.
  • د – لشکر 31 پیاده ، از نهر سوئیب تاپاسگاه طلائیه:
    • تیپ 118 پیاده.
    • تیپ 49 پیاده.
    • تیپ 605 پیاده.
    • سه گردان توپخانه.

نیروهای که دشمن حین عملیات برای پاتک وارد منطقه کرد نیز عبارت بودند از:

  • لشکر 10 زرهی با تیپ های 17 و 42 زرهی و 24 مکانیزه.
  • لشکر گارد ریاست جمهوری با تیپ های 1 مکانیزه، 2 زرهی، 3 نیروی مخصوص و 4 زرهی.
  • لشکر 4 پیاده کوهستانی با تیپ های 5، 18 و 29 پیاده.
  • لشکر 6 زرهی با تیپ های 16 و 30 زرهی و 25 مکانیزه.
  • لشکر 1 مکانیزه با تیپ های 27 مکانیزه، 34 زرهی و 51 مختلط.
  • لشکر 5 مکانیزه با تیپ های 20 و 15 مکانیزه.
  • تیپ های 65، 66 و 68 نیروی مخصوص.
  • تیپ 10 زرهی.

قوای خودی





نیروهای عمل کننده در منطقه تحت پوشش سه قرارگاه عملیاتی و با فرماندهی مرکزی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم به شرح زیر تشکیل گردیده بود:

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
  • لشکر 25 کربلا.
  • لشکر 14 امام حسین علیه السلام.
  • لشکر 5 نصر.
  • لشکر 7 ولی عصر (عج).
  • تیپ 15 امام حسن علیه السلام.
  • تیپ 18 الغدیر.
  • تیپ 21 امام رضا علیه السلام.
  • گردان های ویژه شهید صدر.
  • گروه 22 توپخانه (2 گردان).
  • گروه 40 توپخانه رسالت (1 آتشبار).
  • لشکر 77 پیاده ارتش.

محدوده عملیاتی قرارگاه نجف: از منطقه ترابه تا آب راه نینوا .

قرارگاه کربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
  • لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام.
  • لشکر 31 عاشورا.
  • لشکر 8 نجف اشرف.
  • لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.
  • تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم علیه السلام.
  • لشکر 21 پیاده ارتش با 9 گردان پیاده، 2 گردان مکانیزه و 3 گردان تانک.
  • لشکر 28 پیاده ارتش.
  • گردان های 327، 350، 347، القارعه، 397، 372، 364 و 343 توپخانه.

محدود عملیاتی قرارگاه کربلا: از جنوب خط حد قرارگاه نجف تا شمال پَد الهویدی
قرارگاه نوح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

  • لشکر 41 ثارا... .
  • تیپ احمد ابن موسی.

محدوده عملیاتی قرارگاه نوح: از پد الهویدی تا کانال سوئیب.

هم چنین، دو قرارگاه ظفر 1 و 2 تحت نظر قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم برای قرارگاه های نجف و کربلا منظور شده بود:
  • الف – قرارگاه ظفر 1
    • از سپاه، تیپ ویژه شهدا
    • از ارتش، تیپ 1 از لشکر 23 نوهد
  • ب – قرارگاه ظفر 2
    • از سپاه، تیپ مستقل 33 المهدی (عج)
    • از ارتش، تیپ مستقل 55 هوابرد (4)

در مجموع، نیروهای عمل کننده سپاه عبارت بودند از: 345/31 بسیج، 964/13وظیفه و 17010 پاسدار.

طرح عملیات


برای انجام عملیات، منطقه مورد نظر به دو محور شمالی و جنوبی تقسیم شد. محور شمالی به قرارگاه نجف، و محور جنوبی به قرارگاه کربلا واگذار شد.
قرارگاه نجف از شمال البیضه تا امتداد آب راه جمل، و قرارگاه کربلا از شمال، مقابل آب راه جمل و روستای نخیره در شرق دجله؛ و از جنوب، منطقه القرنه (خط الهاله) وارد عمل می شدند. قرارگاه نوح علیه السلام نیز ماموریت داشت ضمن تصرف پدافندی و گسترش در آن محور، به سوی پل زردان پیشروی کند و سپس کانال سوئیب را شکافته و آب را به سمت بصره جاری نماید.



هم چنین به دو قرارگاه فرعی ظفر و نجف 2 ماموریت های جداگانه ای به صورت احتیاط و نیز انجام عملیات فریب واگذار شد. به این ترتیب که قرارگاه ظفر می باید آماده می شد تا در صورت امکان به طریق هلی برد از العزیز به طرف شمال – در غرب روخانه دجله – حرکت کند. نجف 2 نیز ماموریت اجرای آتش روی جاده العماره – بصره و شمال پل العزیر به عهده داشت.


شرح عملیات


عملیات در ساعت 23 روز 20/12/1363 با اسم رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهراسلام‌الله‌علیه آغاز گردید و در همان ساعات اولیه، تمامی خطوط و استحکامات دشمن به سرعت در هم کوبیده شد.
در منطقه قرارگاه کربلا، لشکرهای 8 و 31 به سرعت خود رابه خط دوم دشمن رسانده و در ساعت 2 بامداد پس از پاکسازی این خط که دارای تعدادی مین پراکنده نیز بود، به سمت دجله حرکت نمودند. تیپ 44 نیز پس از شکستن خط اول، سریعا یک گردان 110 نفری انفجار را به همراه مواد لازم از روی جاده خاکی جوبیر به سمت پل فرستاد و در ساعت 02:30 اعلام کرد که پل بتونی جوبیر را از دوطرف منهدم نموده است.



در منطقه قرارگاه نجف، به علت وجود چند کمین در فاصله زیادی از خطوط اول دشمن، موج دوم نیروها که می بایست از آبراه های اصلی حرکت کنند با این کمین ها درگیر و در نتیجه متوقف شدند و تا ساعاتی بعد مشغول پاکسازی منطقه گردیدند.
یکی از یگان های قرارگاه نوح نیز در قسمت پَد الهویدی و سیل بند اول دشمن به سیم های خاردار و موانع دشمن برخورد کرد و سپس با تعویض محور و حل مشکلات در ساعت 3 بامداد خط اول را شکسته و پاکسازی پَد الهویدی را تا ساعت 03:20 به پایان رساند و سپس به سمت داخل پیشروی کرد.



در آغاز روشنایی صبح (ساعت 6) قرارگاه نجف پاکسازی خط اول خود را به جز البیضه به اتمام رساند در حالی که واحدهایی از لشکرهای 7، 5 و 14 روی خط دوم درگیر بودند. در این میان، نیروهای لشکر 25 به علت طولانی بودن مسیر خود تا صبح به هدف نرسیده و به عقب بازگشتند. منطقه ترابه نیز به طور کامل پاکسازی گردید.
پس از الحاق نیروهای قرارگاه کربلا در خطوط اول و دوم، لشکر 17 از سمت شمال به سمت دجله اقدام به پدافند به سمت شمال نمود و واحدهایی از لشکرهای 8 و 31 به کنار دجله رسیدند.



در منطقه قرارگاه نوح نیز لشکر 41، پَد الهویدی و سیل بند اول را پاکسازی کرد.
با شروع روشنایی صبح، پاتک های دشمن نیز آغاز شد. فشارهای ممتد دشمن در طول روز اول منجر به بازپس گیری پَد الهویدی و رخنه محدود در چند محور دیگر گردید. در شب دوم، واحدهایی از قرارگاه نجف در محور چهارراه دوم پَد خندق و جنوب آن وارد عمل شدند. لیکن با مقاومت دشمن مجبور شدند به مواضع قبلی خود بازگردند. در این میان، قرارگاه کربلا موفق شد منطقه پیشرفتگی رودخانه دجله و جنوب جوبیر(کیسه ای) را تصرف و تامین نماید. هم چنین، واحدهایی از این قرارگاه موفق شدند خود را به دجله رسانده و ضمن وارد آوردن ضربات موثری بر دشمن، رو به جنوب پدافند نمایند.
با شروع روشنایی صبح روز دوم، پاتک های دشمن با شدت بیشتری آغاز گردید و تا پایان این روز موفق به تصرف سیل بند دوم و الصخره و رخنه در برخی نقاط سیل بند اول در جنوب و شمال پَد خندق گردید.
در منطقه قرارگاه کربلا، پاتک های دشمن عمدتاً از منطقه الهاله به سمت همایون انجام شد که پس از انهدام تعدادی تانک و نفربر و به گل نشستن تعدادی دیگر، دشمن بدون نتیجه عقب نشست.

در روز سوم عملیات، با بمباران هوایی دشمن تعدادی از واحدهای قرارگاه نجف در وضع نامناسبی قرار گرفتند. چهار راه پَد خندق نیز به دست دشمن افتاد و نیروهای خودی در 600 متری شرق این چهار راه مستقر گردیدند.

در شب و روز چهارم عملیات، واحدهای قرارگاه نجف در شمال چهارراه پَد خندق به دلیل عدم الحاق به جنوب و نیز فشار دشمن، به مواضع اولیه خود عقب نشینی کردند. هم چنین یکی از واحدهای قرارگاه کربلا از خط صفین 3 به سمت شمال تک نمود که در بعضی از محورها تا جاده خندق پیشروی کرد، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه و نیز عدم الحاق با نیروهای قرارگاه نجف مجبور شد به خط صفین 3 باز گردد. سپس، پاتک های شدید دشمن به خط پدافندی صفین 3 آغاز شد. در این پاتک ها، دشمن نتوانست رخنه ای در خط پدافندی مذکور ایجاد کند.

در شب پنجم، قرارگاه کربلا با نیروهای باقی مانده خود به غرب دجله تک نمود. اگر چه این قرارگاه توانست ضمن انهدام نیروهای دشمن مستقر در شرق برگراه، قسمت اعظم پل ابوعران را تخریب کند، لیکن با فشارها دشمن از سمت شمال، جنوب و جنوب شرقی تا صبح روز پنجم (25/12/1363) مجبور شد منطقه غرب دجله رابه جز سیل بند غربی – در داخل کیسه ای – را تخلیه کند.
با روشنایی صبح روز پنجم پاتک های دشمن با شدت تمام آغاز گردید و تا بعد از ظهر این روز دشمن موفق به ایجاد رخنه در کناره شرقی دجله و برهم زدن آرایش پدافندی خودی گردید. آتش توپخانه دشمن نیز از این روز شدت گرفته و خطوط اول و دوم و سیل بند عقب آب راه ها را مورد هدف قرار داد.



با روشنایی صبح روز ششم، پاتک های دشمن ادامه یافت که در ساعت 10 صبح خط صفین 3 به طور کامل به پشت جاده النهیر، جمل 3 منتقل شد. با فشار دشمن و پراکندگی واحد های خودی وضعیت خط بسیار نامساعد بود. بر همین اساس و به دلیل عدم تضمین برای حفظ خط پَدافندی شمال منطقه با توجه به این که در صورت شکستن خط فوق، تمامی نیروهای منطقه درخطر انهدام قرار می گرفتند، تصمیم گرفته شد عقب نشینی شود. این عقب نشینی از ساعت 5 بعد از ظهر 26/12/1363 آغاز شد و تا ساعت 10 شب به پایان رسید و پل پَد چهارم در چند نقطه منهدم و قطع گردید. منطقه ترابه و پَد خندق تا 700 متری شرق چهار راه پَد در دست نیروهای خودی باقی ماند.
در شب 2/1/1364 دشمن به روستای ترابه پاتک کرد که با دادن 16 اسیر و تعدادی تلفات مجبور شد عقب نشینی کند.

نتایج عملیات


طی عملیات بدرعلاوه بر تلفات سنگین که به دشمن وارد شد، بیش از 500 کیلومتر مربع از منطقه هور از جمله روستاهای ترابه، لحوک، نهروان، فجره و نیز جاده خندق به طول 13 کیلومتر، که فاصله آن با جاده العماره – بصره 6 کیلومتر است، به تصرف نیروهای خودی درآمد.

لازم به ذکر است که پس از این عملیات، عراق با استفاده از پشتیبانی هوایی و موشکی خود به حملات گسترده به شهرها و مناطق مسکونی و نیز کشتی های حامل نفت ایران مبادرت ورزید.

تلفات و خسارات وارده به دشمن

تلفات و خسارات وارده به دشمن طی عملیات بدر به شرح ذیل می باشد:
  • کشته و زخمی شدن بیش از ده هزار نفر.
  • به اسارت در آمدن 3200 نفر.
  • انهدام 250 تانک و نفربر
  • انهدام 40 قبضه انواع توپ.
  • انهدام 200 خودرو.
  • انهدام 60 قبضه انواع خمپاره انداز.
  • انهدام 15 دستگاه مهندسی.
  • انهدام 4 هواپیمای PC – V .
  • انهدام 2 هواپیمای میگ و سوخو.
  • انهدام 4 هلی کوپتر.
  • به غنیمت گرفته شدن 50 قبضه انواع خمپاره انداز.
  • به غنیمت گرفته شدن 2 دستگاه رازیت.

''
منابع:مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ سپاه''
__________________










کاربر زیر بخاطر پست مفید از Alireza_Mahan23 سپاسگزاری کرده اند :

  #23  
قدیمی 19/10/2011
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیات فتح المبین


«انا فتحنا لک فتحا مبینا»







عملیات فتح المبین

با خاتمه یافتن عملیات طریق القدس، تلاش برای اجرای عملیات بعدی به منظور جلوگیری از قدرت تصمیم گیری، تجدید سازمان و تقویت روحیه دشمن آغاز شد. در این شرایط که نیروهای رزمنده ابتکار عمل در جنگ و پشت جبهه را در دست داشتند، دو منطقه «غرب دزفول» و «منطقه عمومی خرمشهر» (غرب کارون) نظر فرماندهان نظامی را به خود جلب کرده بود که الزاما می بایست یکی از آن ها جهت اجرای عملیات انتخاب می شد. پس از مدت ها بحث و بررسی، فرماندهان نیروی زمینی ارتش، منطقه خرمشهر؛ و فرماندهان سپاه پاسداران منطقه غرب دزفول را برای انجام عملیات بزرگ آینده پیشنهاد کردند که سرانجام منطقه پیشنهادی سپاه به دلایلی همچون تناسب یگان های خودی با وسعت این منطقه، تناسب شرایط طبیعی این منطقه با رزم قوای پیاده و ... جهت انجام عملیات فتح المبین برگزیده شد.

طرح ریزی عملیات افتخار آفرین فتح المبین از اواسط آبان 1360 آغاز شد و پس از تلاش های مستمر و خستگی ناپذیر و انجام مشورت ها و هماهنگی های گسترده، میان فرماندهان نظامی، سرانجام طرح عملیاتی شماره 1 فتح المبین در اواخر دی ماه همان سال آماده شد. روز 13 بهمن 1360 در پی یک نشست مشترک بین فرماندهان عمده سپاه و ارتش طرح یادشده به یگان های عمده اجرایی ابلاغ و متعاقب دریافت اطلاعات جدید در 30 بهمن همان سال طرح اولیه بازنگری شده و طرح شماره 2 در 13 اسفند انتشار یافت.

این عملیات با مراجعه به قرآن کریم فتح نامگذاری شد و سرانجام در حالی که اشک شوق در چشمان کلیه حاضران مرکز فرماندهی جمع شده بود، در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه 2 فروردین ماه فرمان آغاز حمله بزرگ و سرنوشت ساز فتح المبین به شرح زیر صادر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم ، بسم الله القاصم الجبارین و یا زهرا

رزمندگان دلاور اسلام با دریافت پیام، عملیات حماسی و تاریخی فتح المبین را در شمال خوزستان آغاز کردند و از جنوب و شمال غربی شوش و غرب دزفول در چند محور با ارتش عراق درگیر شدند.








اهداف عملیات


- آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغال شده، همچون سایت 4 و 5 رادار و ده ها روستای منطقه.
- انهدام دو لشکر عراق (10 زرهی و 1 مکانیزه).
- دست یابی به خطوط پدافندی مناسب و استفاده از حداقل نیروهای خودی در آن خطوط
- خارج کردن شهرهای شوش، اندیمشک و دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن.
- دور کردن آتش موثر دشمن از جاده اهواز – اندیمشک.

منطقه عملیات
منطقه عمومی فتح المبین در غرب رودخانه کرخه واقع شده است و از شمال به ارتفاعات صعب العبور تی شکن، دالپری، چاه نفت و تپه سپتون؛ و از جنوب به ارتفاعات میشداغ، تپه های رملی و چزابه (شیب)؛ و شرق به مرز بین المللی (در شمال و جنوب فکه) منتهی می شود.
منطقه مزبور 2500 کیلومتر مربع وسعت دارد از لحاظ جغرافیایی ناهموار است و علاوه بر ارتفاعات یادشده، دارای تپه های ماهور بسیار و بعضاً غیر قابل عبور می باشد. این بلندی ها به دلیل پستی زمین در شرق کرخه، روی شهرهای شوش، هفت تپه و جاده اهواز – اندیمشک کاملا مشرف می باشند. ارتفاعات ابوصلیبی خات با 202 و 189 متر، کوه های برغازه، رقابیه تی شکن، کمر سرخ، تنگه ابوغریب و رقابیه، مراکز رادار، سایت 4 و 5، پادگان عین خوش و نقاط حساسی همچون دوسلک و سه راهی قهوه خانه از عوارض مهم منطقه عملیاتی فتح المبین بودند.
جاده های آسفالته دزفول به دهلران، عین خوش به چم سری، جاده تنگه ابوغریب، جاده امام زاده عباس به چاه نفت و پل های احداث شده روی رودخانه های چیخواب و دویرج نیز از مهم ترین راه های مواصلاتی منطقه محسوب می شدند.






استعداد دشمن

مسئولیت پدافند از منطقه غرب دزفول به عهده دو لشکر 10 زرهی و 1 مکانیزه ارتش عراق بود و به تناسب میزان هوشیاری دشمن و آگاهی از عملیات نیروهای ایران، براستعداد آن ها افزوده می شد. در مجموع، تمامی یگان هایی که قبل از شروع عملیات، در منطقه مستقر بودند؛ و نیز تمام یگان هایی که حین عملیات وارد منطقه شدند، عبارت بودند از:
- لشکر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17، 42، 51 و 60 زرهی، تیپ 24 مکانیزه، تیپ های 55، 99، 423 و 505 پیاده.
- لشکر 1 مکانیزه؛ شامل: تیپ های 34 و 51 زرهی، تیپ های 1 و 27 مکانیزه، تیپ های 93، 96، 109 و 426 پیاده.
- لشکر 3 زرهی ؛ شامل: تیپ های 6 و 12 زرهی، تیپ 8 مکانیزه.
- لشکر 6 زرهی؛ شامل: تیپ 25 مکانیزه.
- لشکر 9 زرهی؛ شامل: تیپ 14 مکانیزه و تیپ های 35 و 43 زرهی.
- لشکر 7 پیاده: شامل: تیپ های 19 و 38 پیاده.
- یگان هایی با ماموریت های ویژه: تیپ های 10، 11، 12، 13، 14، 15، 19، 603، 604، 605.
- تیپ های مستقل: تیپ مکانیزه گارد ریاست جمهوری، تیپ 10 زرهی، تیپ های 91 و 92 پیاده و تیپ 5 گارد مرزی
کماندو: 9 گروهان
- توپخانه: 4 گردان از لشکر 10، 4 گردان از لشکر 1، 3 گردان از لشکر 3، گردان 217







قوای خودی

قرارگاه مرکزی (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) با فرماندهی مشترک نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران، هدایت کلی عملیات را بر عهده داشت که چهار قرارگاه فرعی زیر تحت امر آن بود:
الف – قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش: تیپ 84 پیاده خرم آباد با 3 گردان، تیپ 2 زرهی لشکر 92 زرهی اهواز با 3 گردان
سپاه: تیپ 41 ثارالله علیه السلام با 6 گردان، تیپ 14 امام حسین علیه السلام با 9 گردان، عناصری از سپاه ایلام
ب – قرارگاه نصر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش : تیپ های 1، 2 و 3 از لشکر 21 پیاده حمزه با 10 گردان، تیپ 58 ذوالفقار با 4 گردان
سپاه: تیپ 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم با 9 گردان، تیپ 7 ولی عصر (عج) با 9 گردان
ج – قرارگاه فجر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش: لشکر 77 پیاده خراسان با 3 تیپ
سپاه: تیپ 33 المهدی (عج) با 6 گردان، تیپ 46 فجر با 5 گردان، تیپ 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام با 6 گردان امام سجاد علیه السلام با 11 گردان
د – قرارگاه فتح هدایت نیروهای زیر را به عهده8 داشت:
ارتش: تیپ 1 لشکر 92 زرهی، تیپ 55 هوابرد، تیپ 37 زرهی شیراز
سپاه : تیپ 25 کربلا، تیپ 8 نجف با 8 گردان
در مجموع حدود 100 گردان از سپاه و 35 گردان از ارتش در عملیات شرکت کردند.
هم چنین واحدهایی از توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش، مهندسی جهاد سازندگی و مهندسی سپاه و ارتش، پشتیبانی عملیات را بر عهده داشتند.







طرح مانور

منطقه مورد نظر برای عملیات به چهار محور زیر تقسیم شده که در هر یک از آن ها می بایست یک قرارگاه عملیاتی وارد عمل شود:
الف – محور تی شکن و چاه نفت:
قرارگاه قدس در این محور ماموریت داشت تا از جناح لشکر 10 عراق وارد عمل شده و ارتفاعات کمر سرخ و 202، امام زاده عباس، شهر و پادگان و ارتفاعات عین خوش و در نهایت منطقه ابوغریب را به تصرف خود درآورد. این قرارگاه در صورت موفقیت می توانست عقبه لشکر 10 را ببندد و به همین دلیل نتیجه عملیات آن، بسیار اساسی و سرنوشت ساز بود.
ب – محور غرب پل نادری:
در این محور قرارگاه نصر موظف بود اهدافی همچون شاویه، بلتا، جوفینه، علی گره زد، تپه چشمه، شهدا و کوت کاپون را تصرف و تامین نماید که به دلیل نوع درگیری این قرارگاه (تک جبهه ای) ، پیش بینی نتایج عملیات در این محور سخت و دشوار بود.
ج – محور غرب شوش :
دشمن در منطقه غرب شوش، به دلیل وجود اهداف مهمی همچون سایت 4 و 5 رادار از مستحکم ترین مواضع و خطوط دفاعی برخوردار بود قرارگاه فجر ماموریت داشت ضمن تصرف اهداف فوق الذکر، روی ارتفاعات ابوصلیبی خات مستقر شود.
د – محور رقابیه:
تصرف تنگه رقابیه و منطقه دوسلک، وظیفه قرارگاه فتح بود که در نتیجه آن، عقبه لشکر 1 عراق بسته می شد. در صورت موفقیت نیروهای این قرارگاه و الحاق آن ها با نیروهای قرارگاه قدس، خط نهایی عملیات تامین می شد.







شرح عملیات

در ساعت 00:30 بامداد 2/1/1361، عملیات فتح المبین با رمز مبارک یازهرا سلام‌الله‌علیه آغاز شد. حوادث و رویدادهای عملیات در محور و مراحل مختلف آن به شرح ذیل می باشد:
مرحله اول عملیات فتح المبین (2/1/1361)
در این مرحله در محور قرارگاه قدس، تیپ 14 امام حسین علیه السلام در جناح راست موفق شد با حرکت احاطه ای از شمال غربی و غرب رودخانه چیخواب ضمن تصرف منطقه عین خوش، عقبه دشمن در این محور را مسدود کند. تیپ 41 ثارالله و تیپ 84 خرم آباد نیز در جناح چپ این قرارگاه از شمال دشت عباس طرف امام زاده عباس و تپه 202 پیشروی کرده و مواضع دشمن را به تصرف خود درآورد، لیکن این مواضع در جریان پاتک های شدید دشمن مجددا به اشغال نیروهای عراقی درآمد.
در محور قرارگاه نصر؛ یگان های عمل کننده در ساعت 01:30 بامداد با دشمن درگیر شدند. در حالی که واحدهای ارتش عراق در این محور به شدت مقاومت می کردند، یک گردان از تیپ 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که ماموریت تصرف علی گره زد و خاموش کردن آتش توپخانه مستقر در آن را بر عهده داشتند، تا اعماق خطوط دشمن نفوذ کرده و قرارگاه توپخانه دشمن را به تصرف درآوردند. در نتیجه، یگان های دیگر این قرارگاه موفق شدند مواضع اصلی پدافندی دشمن در شمال محور پل نادری، سرخه فلیه، سرخه صالح و تپه چشمه، کوت کاپون، سه راهی قهوه خانه و تپه شاوریه را به تصرف در آورند.
در محور قرارگاه فجر؛ به دلیل مستحکم بودن خطوط پدافندی، حجم انبوه آتش و هوشیاری دشمن نسبت به جهت تک و نیز انسداد اکثر راه کارهای پیش بینی شده خودی، نیروهای این قرارگاه با روشن شدن هوا به موقعیت اولیه خود بازگشتند. در محور قرارگاه فتح؛ ماموریت این قرارگاه در آغاز عملیات، تنها اعزام گروه های «آرپی جی زن» برای شکار این تانک ها محدود گردید. بر همین اساس گروه های مورد نظر اعزام شدند، لیکن تنها موفق گردیدند حدود 20 تانک و نفربر دشمن را منهدم کنند.







مرحله دوم عملیات فتح المبین(4/1/1361)

ساعت یک بامداد چهار شنبه چهارم فروردین، مرحله دوم عملیات فتح با کلمه رمز یازهراسلام‌الله‌علیه آغاز شد و نیروهای ایران اسلامی در اولین ساعات شروع عملیات، تلفات سنگینی بر دشمن وارد آوردند و به مواضع او در جبهه های غرب شوش و دزفول دست یافتند. در این مرحله از عملیات تنگه رقابیه و ارتفاعات میشداغ پاکسازی شد.
در این مرحله، ماموریت اصلی به عهده قرارگاه فتح بود تا با تصرف تنگه رقابیه و ضمن تهدید عقبه نیروهای عراقی، در منطقه قرارگاه فجر، موجب کاهش فشار دشمن به قرارگاه قدس شود. قرارگاه های نصر و قدس نیز در این مرحله ماموریت داشتند تا با ترسیم خطوط پدافندی خود، در مقابل پاتک های دشمن مقاومت کنند.
هم چنین، قرارگاه فجر همچون مرحله اول ماموریت داشت تا به منظور جلب توجه دشمن به انجام عملیات ایذایی بپردازد و ذهن فرماندهان عراقی را از محور اصلی عملیات منحرف نماید.
قرارگاه فتح از دو محور عملیات خود را آغاز کرد. یک تیپ پیاده به همراه یک گردان زرهی با هدف تصرف ارتفاعات رقابیه، از حاشیه تنگه رقابیه و آب گرفتگی وارد عمل شدند و دو تیپ نیز محور اصلی حرکت خود را تنگه دلیجان – به منظور دور زدن دشمن – قرار دادند و در نتیجه موفق شدند تنگه رقابیه، ارتفاعات رقابیه و میشداغ به همراه تعداد زیادی تجهیزات سنگین دشمن را به تصرف درآورند . به دنبال آن، نیروهای عراقی از فشار خود در محور عین خوش کاسته و پاتک های سنگین را متوجه منطقه رقابیه کردند و به رغم این که خطوط پدافندی نیروهای خودی در داخل تنگه تا آستانه سقوط پیش رفت، لیکن مقاومت نیروهای خودی به حفظ و تامین اهداف این مرحله منجر شد.







مرحله سوم عملیات فتح المبین (7/1/1361)

در سومین مرحله عملیات، مهم ترین مواضع حیاتی دشمن در غرب (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و دزفول فتح شد. این مرحله از عملیات مقارن ساعت 22 و 30 دقیقه شب شنبه 7 فروردین با نام فتح المبین و با کلمه رمز یازهرا در شمال غربی شوش آغاز شد.
فرماندهان سپاه و ارتش پس از کسب نتایج موفقیت آمیز در مرحله دوم عملیات، به این نتیجه رسیدند که نیروهای دشمن به دلیل از هم پاشیدگی سازمان و گسستگی در سیستم فرماندهی خود، احتمالا از منطقه عملیاتی فرار خواهند کرد. لذا تصمیم گرفته شد هر چه سریع تر با انجام عملیات دیگری، قوای دشمن منهدم و خطوط پدافندی قوای خودی تصحیح و تقویت شود. بر همین اساس، پس از طراحی مانور این مرحله از عملیات، نیروهای خودی در بامداد روز هفتم حمله خود را آغاز کردند و همان گونه که پیش بینی می شود، دشمن برای مصون ماندن از انهدام و اسارت نیروهایش، بسیاری از مواضع خود را به ناچار ترک کرده و به منتهی الیه خطوط پدافندی خود در منطقه، (چنانه، دوسلک و غرب ارتفاعات تینه) عقب نشینی نمود.







مرحله چهارم عملیات فتح المبین (8/1/1361)

در چهارمین مرحله عملیات که سحرگاه روز یکشنبه 8 فروردین با نام فتح و کلمه رمز یازهرا آغاز شد.
قرارگاه نصر به پاکسازی منطقه متصرفه در شرق ارتفاعات تینه پرداخته و پس از آن به کمک قرارگاه قدس شتافت. قرارگاه قدس که در روز گذشته ارتفاعات 202 تنگه ابوغریب را به تصرف درآورده بود، می کوشید از فرار نیروهای در حال عقب نشینی عراق جلوگیری نماید. قرارگاه فجر نیز مسئولیت پاکسازی منطقه متصرفه خود را بر عهده داشت.
هم چنین نیروهای قرارگاه فتح ضمن عبوراز تنگه دلیجان به سمت برغازه و دوسلک موفق شدند این دو منطقه را به تصرف در آورده و با نیروهای قرارگاه نصر الحاق نمایند و سپس به سمت مرزهای بین المللی پیشروی کنند.
در مجموعه، طی این مرحله از عملیات ، ارتفاعات تینه، دوسلک و برغازه به تصرف کامل درآمدند و دشمن به غرب رودخانه دویرج و تپه 182 عقب رانده شد.
لازم به ذکر است که نیروهای خودی در تلاش اصلی خود در این مرحله که دستیابی به عقبه های دشمن و ممانعت از فرار نیروهای آنان بود موفق نبودند و دشمن توانست بسیاری از نیروها و تجهیزات خود را از منطقه عملیات خارج نماید.







نتایج

- آزادسازی 2500 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی؛ شامل دهها بخش و روستا، سایت 4 و 5 رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و ... .
- نزدیک شدن نیروهای خودی به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.
- خارج شدن شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن، و دستیابی به چاه های نفت ابوقریب در ارتفاعات تینه.
- انهدام بیش از 4 لشکر، 361 تانک و نفربر، 18 هواپیما، 300 خودرو، 50 توپ و 30 دستگاه مهندسی ارتش عراق.
- به غنیمت گرفته شدن 320 تانک و نفربر، 500 خودرو، 165 توپ، 50 دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی.
- به اسارت در آمدن بیش از 15 هزار تن از نیروهای دشمن.
- کشته و مجروح شدن حدود 25 هزار تن از نیروهای دشمن.
منبع:دانشنامه رشد
__________________










2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Alireza_Mahan23 سپاسگزاری کرده اند :

  #24  
قدیمی 26/12/2011
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیاتی که تکلیف جنگ را مشخص کرد

سابقه سه عملیات بزرگ خیبر، بدر و والفجر ۸ در زمستان سال‌های ۶۲، ۶۳ و ۶۴ در جبهه‌های جنوب، همه نگاه‌ها را در روزها و ماه‌های منتهی به زمستان ۶۵ به جبهه‌های جنوب معطوف کرده بود!
به گزارش (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) به نقل از تابناک ، شلمچه و اروند بوی خدا می‌دهد. آنانکه به این سرزمین پا گذاشتند، به خوبی می‌توانند این احساس را درک کنند. اگر بتوان پس از کربلا، سرزمینی را نام برد که در آن زمین و زمان به ریختن خون‌هایی پاک گواه می‌دهند، از جمله آنان همین خاک مقدس شلمچه و اروند است.
شلمچه و اروند بوی غربت می‌دهند؛ نه آن غربتی که از تنهایی و بی یاری سرچشمه گرفته است، بلکه در آن قربی نهفته که غربت را معنایی دگر بخشیده تا حقانیت رزمندگان ما در سایه مظلومیت آنها در سراسر گیتی طنین انداز شود.
شلمچه و اروند قطعه‌ای از بهشت بود که جمعی از شهدای دفاع مقدس را میهمان وصال و به بهشت جاوید رهنمون کرد. صدها شهید عالیقدر این عملیات شهادت می‌دهند که ندای «هل من ناصر ینصرنی» حضرت امام خمینی (ره) را با جان و دل لبیک گفتند تا پرچم عزت آفرین اسلام ناب محمدی (ص) در این دیار به اهتزاز درآید.
سنگینی شرایط دشوار در سال 1365 پس از عملیات کربلای ۴، ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می‌کرد؛ عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد.
ناحیه مرزی‌ِ استراتژیک‌ شلمچه‌ در منطقه شمال‌ غربی ‌خرمشهر واقع‌ شده‌ که‌ از جنوب‌ با اروند رود، از شمال‌ با منطقه‌ ‌عمومی‌ اهواز و از غرب‌ با مرزهای‌ بین‌‌المللی‌ ایران‌ و عراق، محصور شده‌ است‌. وجود اروندرود در جنوب‌ آن‌، دریاچه ماه و جزایر بوبیان‌، ویژگی‌ نظامی‌ خاصی‌ را در این‌ منطقه‌ پدید آورده‌ است‌ و به‌ دلیل نزدیکی‌ جغرافیایی‌ آن‌ با شهر صنعتی‌ بصره‌، از نظر کارشناسان‌ نظامی‌، دارای‌ اهمیت‌ فوق‌العاده‌ای‌ بوده‌ است‌.
ارزشمندترین منطقه موجود شلمچه بود که دشمن در آن مستحکم‌ترین مواضع و موانع را داشت، به گونه‌ای که عبور از آن‌ها غیر ممکن می‌نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات کمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیر ممکن می‌ساخت، لیکن ضرورت انکارناشدنی ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم‌گیری پس از عملیات کربلای ۴، سبب شد که صرفا برای انجام تکلیف و با امید به یاری الهی، همه نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ کربلای ۵ آماده شوند.
هنگام انتخاب منطقه عملیات کربلای ۵، آنچه اوضاع را پیچیده‌تر می‌کرد، این بود که: تنها انجام یک عملیات نمی‌توانست کارساز باشد؛ افزون بر این که عملیات باید با پیروزی همراه باشد.
همچنین سرعت عمل نیز نقش تعیین کننده‌ای در این عملیات داشت.
دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه، انجام هر گونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی برای خود پدید آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را پیش از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند.
رزمندگان ‌شجاع‌ سپاه‌ اسلام‌ در مرحله نخست‌ عملیات‌، با هجومی‌ مرگبار و غافل‌گیرانه‌ به‌ قلب‌ دشمن‌، در تاریخ‌ فردای‌ آن‌ روز، شلمچه‌ را آزاد می‌نمایند و با گسترش‌ عملیات‌ خود، هر لحظه‌ فاصله خود را با بصره‌ کم‌ می‌کنند، به‌ گونه‌ای‌ که‌ صدای‌ شلیک‌ مسلسل‌ها، مردم‌ شهر را سراسیمه‌ به‌ خیابان‌ها می‌ریزد.
در دومین‌ مرحله از این‌ عملیات‌، رزمندگان‌ اسلام‌ با گذر از موانع‌ ایذایی‌ و بسیار محکم‌، هجوم‌ سنگین‌ خود را علیه‌ مواضع‌ دشمن‌ آغاز می‌کنند که‌ پاسگاه‌های‌ شلمچه‌، بوبیان‌ و کوت‌ سواری‌ در این‌ هجوم‌، آزاد می‌شود. رزمندگان‌ اسلام‌ با هجوم‌ دیگری،‌ چندین‌ کیلومتر از جاده آسفالته‌ شلمچه‌ بصره‌ را آزاد می‌کنند و به‌ عمق‌ مواضع‌ دشمن‌ راه یافته‌، خود را به‌ دژ فولادین‌ بصره‌ می‌رسانند.
سابقه ۳ عملیات بزرگ خیبر، بدر و والفجر ۸ در زمستان سال‌های ۶۲، ۶۳ و ۶۴ در جبهه‌های جنوب، همه نگاه‌ها را در روزها و ماه‌های منتهی به زمستان ۶۵ به جبهه‌های جنوب معطوف کرده بود.
اگر عملیات‌های خیبر و بدر در اسفند ماه و عملیات والفجر ۸ در بهمن ماه رخ داد، این بار انتظارها خیلی طولانی نشد و همان روزهای آغازین زمستان ۶۵، یعنی شامگاه سوم دی رزمندگان اسلام در منطقه خرمشهر با گذر از رودخانه خروشان اروند به سمت جزایر ام‌الرصاص، بلجانیه و ام البابی در آن سوی رودخانه یورش بردند و به این ترتیب، عملیات کربلای ۴ آغاز شد.
در سال ۶۴ رزمندگان با تصرف بخشی از شبه جزیره فاو، نقطه حساسی از استان مهم بصره را فتح کرده بودند و اینک طراحان نظامی جمهوری اسلامی با هدف تکمیل آن عملیات و با هدف نزدیک شدن به شهر بصره و تأثیر اساسی و سرنوشت ساز بر روند جنگ این منطقه را برگزیده بودند.
عملیات کربلای ۴ به دلایلی چند، عملیاتی بسیار سخت بود. مانور عملیات در دسترسی به اهداف بسیار پیچیده بود، دشمن تجربه سال گذشته عبور رزمندگان از اروندرود را داشت. زمین منطقه عملیاتی برای گسترش و اجرای عملیات‌های پشتیبانی بسیار کوچک و محدود بود. دشمن تسلط و دید مستقیم خوبی بر منطقه و تحرکات داشت. مانور اصلی عملیات متکی به نیروهای تکاور با سلاح‌های سبک بود. حامیان خارجی ارتش عراق به واسطه پیروزی‌های رزمندگان در عملیات والفجر۸ بر حجم پشتیبانی‌ها مستقیم و غیر مستقیم خود افزوده بودند.
با همه این تفاصیل، مسئولان جمهوری اسلامی سال ۶۵ را به عنوان سالی که باید به گونه‌ای تکلیف جنگ را مشخص کرد، می‌شناختند و در پی اجرای عملیاتی تأثیرگذار بودند.
عملیات که آغاز شد، در همان ساعت‌های اولیه، قرائن و شواهد حکایت از وضعیت غیرعادی و نامطلوب بر سر راه رزمندگان بود.
هر چند رزمندگان تا صبح عملیات، موفق به نفوذ در برخی از خطوط دفاعی شده بودند، برآوردهای به دست آمده از صحنه نبرد، فرماندهان را مصمم به صدور فرمان عقب نشینی سریع کرد تا توان رزمی یگان‌ها حفظ شود؛ نیروهایی که به سختی به مواضع دشمن راه یافته بودند، دوباره با سختی بسیار بیشتری، مجبور به برگشت به مواضع خود شدند و این در حالی بود که غم جا ماندن پیکرهای مطهر دوستان شهیدشان بر این سختی بسی می‌افزود.
عملیات کربلای چهار، مقدمه عملیات غرورآفرین و پیروزمندانه کربلای پنج شد و اگر نبود اجرای عملیات کربلای چهار، قطعا عملیات کربلای ۵ که ضربه سهمگینی بر دشمن وارد آورد، اجرا نمی‌شد.
در اینجا لازم و واجب است به عنوان کمترین وظیفه انسانی، گرامی بدارم یاد و خاطره دلاورمردانی را که در شب ظلمانی چهارم دی ماه، سینه خروشان اروندرود را در زیر رگبار گلوله‌ها شکافتند و چون موجی بر ساحل آرامش صدامیان یورش بردند؛ عزیزانی که سالیان سال، پیکرهای پاکشان در غربت به جای ماند و هر چند گاه بازگشت استخوان‌های متبرکشان به ما نهیب می‌زند که آسایش امروز ایران اسلامی، مرهون فداکاری و ایثار دیروزهای این بزرگمردان دفاع مقدس است.
__________________










کاربر زیر بخاطر پست مفید از Alireza_Mahan23 سپاسگزاری کرده اند :

  #25  
قدیمی 19/02/2012
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیات نصر در هویزه



نام عملیات:
نصر (هویزه)

زمان اجرا: 15/10/1359
مدت اجرا: 3 روز
محور عملیات: جاده حمیدیه- سوسنگرد
تلفات دشمن: انسانی(کشته، زخمی، اسیر): 1800نفر
یگان های عمل کننده: نیروی زمینی ارتش، گردان های سپاه پاسداران و تعدادی از نیروهای ستاد جنگهای نامنظم به فرماندهی شهید دکتر مصطفی چمران.
اهداف عملیات: آزادسازی جفیر، پادگان حمید، و در نهایت خرمشهر
برجستگی های عملیات: مقاومت عاشورایی و مبارزه ی حسینی شهید علم الهدی و یارانش، که اولین جرقه های لزوم تغییر استراتژی جنگ را زد و لذا بعد از آن استراتژی جنگ از تجهیزات محوری به سوی جنگِ مردمی و شهادت طلبی عاشورایی تغییر کرد.
رژیم‌ ددمنش‌ حاکم‌ بر عراق در سال‌ 1359 با تهاجم‌ گسترده‌ی‌خود، آن‌ شهر را به‌ اشغال‌ در آورد و با تجاوز خود به‌ جان‌ و مال‌ وناموس‌ مردم‌، دختران‌ و زنان‌ جوان‌ را هتک‌ حرمت‌ نموده‌، در گورهای‌دسته‌ جمعی‌ دفن‌ کردند و حتی‌ به‌ دختر بچگان‌ کم‌ سن‌ و سال‌ نیز رحم‌نکردند و با به‌ اوج‌ رساندن‌ جنایات‌ خود، روی‌ جنایت‌کاران‌ تاریخ‌ راسفید نمودند.
حماسه‌ آفرینان‌ سپاه‌ اسلام‌ (متشکل‌ از ارتش‌ و سپاه‌) برای‌ آزادسازی‌ هویزه‌ از چنگال‌ خونین‌ دشمن‌، عملیات‌ نصر را در تاریخ‌15/10/59 در منطقه‌ی‌ غرب‌ این‌ شهر آغازکردند. در دقایق‌ نخست‌ِحمله‌، تمام‌ خاکریزهای‌ مقدم‌ دشمن‌ تسخیر می‌شود و با ادامه‌عملیات‌ و محاصره‌ی‌ دشمن‌، نزدیک‌ دو هزار نفر از آنان‌ به‌ اسارت‌ درمی‌آیند. پس‌ از نبردی‌ سنگین‌، توپ‌خانه‌ی‌ فعال‌ دشمن‌ به‌ محاصره‌ وبعد به‌ تصرف‌ در می‌آید. لحظه‌ به‌ لحظه‌ خبرهای‌ پیروزی‌ سپاه‌ اسلام‌موجی‌ از شادی‌ و امید در دل‌ها بر می‌انگیزد تا این‌ که‌ متأسفانه‌ باخیانت‌ بنی‌ صدر خائن‌ و هم‌ پیمانان‌ او، پشتیبانی‌ آن‌ها قطع‌ می‌گرددو تانک‌های‌ ایران‌ به‌ طرز مشکوکی‌ از خطوط‌ مقدم‌ اقدام‌ به‌ عقب‌نشینی‌ می‌کنند. نیروهای‌ پیاده‌ که‌ شامل‌ تعدادی‌ از رزمندگان‌ شهادت‌طلب‌ سپاه‌ بودند، به‌ محاصره‌ی‌ دشمن‌ در می‌آیند. تعدادی‌ از تانک‌هاکه‌ از غروب‌ پانزدهم‌ دی‌ ماه‌ در خواست‌ سوخت‌ و مهمّات‌ می‌کردند،به‌ غنیمت‌ دشمن‌ در می‌آیند.توپ‌خانه‌ با کمبود مهمّات‌ مواجه‌می‌شود و ...



نیروهای‌ سپاه‌، بسیج‌، عشایر، دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌و تعدادی‌ از نیروهای‌ پیاده‌ی‌ ارتش‌ در مقابل‌ ادوات‌ زرهی‌ دشمن‌می‌ایستند. سید حسین‌ علم‌الهدی‌" فرمانده‌ دلیر سپاه‌ هویزه‌، به‌ جنگ‌شدیدی‌ با دشمن‌ می‌پردازد. تنها سلاح‌ سنگین‌ وی‌ آر.پی‌. جی‌ هفت‌است‌ که‌ مهمّات‌ آن‌ نیز در حال‌ تمام‌ شدن‌ است‌. دشمن‌ از مقاومت‌حسین‌ به‌ خشم‌ آمده‌، تلاش‌ می‌کند این‌ دژ نفوذناپذیر را در هم‌ بشکندولی‌ هر بار با پایمردی‌ و مقاومت‌ بی‌ نظیر او و یارانش‌ مواجه‌ شده‌ وبا از دست‌ دادن‌ تعدادی‌ تانک‌، زمین‌گیر می‌شود.

تعدادی‌ از نیروها هدف‌ گلوله‌های‌ مستقیم‌ تانک‌ قرار گرفته‌ وشهید می‌شوند. حلقه‌ی‌ محاصره‌ لحظه‌ به‌ لحظه‌ تنگ‌تر می‌شود ونفرات‌ یک‌ به‌ یک‌ به‌ شهادت‌ می‌رسند. حسین‌ با آخرین‌ موشک‌، یک‌تانک‌ را به‌ آتش‌ می‌کشد و خود نیز هدف‌ یک‌ گلولة‌ تانک‌ شده‌ به‌شهادت‌ می‌رسد.
رزمندگان‌ اسلام‌ با غلتیدن‌ در خون‌ پاک‌ خود، حماسه‌ی‌ هویزه‌ راجاودان‌ ساختند و بدین‌ ترتیب‌ نام‌ هویزه‌ در تاریخ‌ کشور ما با احترام‌ ومظلومیت‌ باقی‌ ماند.
منابع :
ستاد گردشگری جنگ
راهیان نور

تنظیم برای تبیان :
بخش هنر مردان خدا - سیفی
__________________










کاربر زیر بخاطر پست مفید از Alireza_Mahan23 سپاسگزاری کرده اند :

  #26  
قدیمی 19/02/2012
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیات کربلای 5 به روایت یکی از فرماندهان لشکر 31 عاشورا:



شلمچه نمایشگاه حقیقی، اوج عشق و جنون است حاج‌جواد پاریاد زنجانی از رزمندگان و فرماندهان هشت سالدفاع مقدس است که به مدت 80 ماه یعنی از سال 59 و جنگ‌های نامنظم شهید چمران تاپذیرش قطعنامه 598 در جبهه‌ها حضور داشته است. وی به عنوان فرمانده گروهان سومگردان قاسم(ع) لشکر 31 عاشورا در عملیات کربلای 5 و همچنین بعد از این عملیات بهعنوان فرمانده گردان قاسم در جبهه حضور داشته است.


حاج‌جواد پاریاد زنجانی در مورد عملیات کربلای 5 می‌گوید:در عملیات کربلای 5،درواقع جنگ پایان یافت در حقیقت این عملیات سرنوشت جنگ را تعیین کرد و بعد از اینعملیات بود که ضعف و عدم توانایی رژیم بعثی عراق به دنیا ثابت شد و فشارهای واردهدر این عملیات منجر به صدور قطعنامه 598 شد و تنها به دلیل جابجایی بندهایقطعنامه،جنگ دو سال دیگر ادامه یافت.


عملیات کربلای 5 از نظر تعداد شهیدان ما و کشته‌شدگان عراقی،کل مهمات جنگی مصرفشده و دستاوردهای جنگ با کل جنگ هشت ساله ایران و عراق برابری می‌کند. به طوری کهدر جبهه می‌گفتند:در جبهه کربلای 5 بودی وقتی طرف می‌گفت خیر، می‌گفتند: پس بگو درجنگ نبودی.


در این عملیات اوج درگیری نیروهای دو طرف جنگ، شهادت، ایثار، از جان گذشتگی،جنون و صبر را شاهد بودیم. میزان فشار و استرس آنقدر بالا بود که حاضران در اینبرهه زمانی را نسبت به دنیا بی‌تفاوت کرده بود.


زنجانی به تصرف مهمترین و سوق‌الجیشی‌ترین مواضع عراقی‌ها در عملیات کربلای 5اشاره و تصریح کرد: در این عملیات 60 هزار نیروی عراقی کشته و مجروح شدند و قدرتنظامی عراق به شدت تحلیل رفت. اگر چه‌ ما نیز در این عملیات شهدای بزرگواری که درطول جنگ در منطقه خبره شناخته شده بودند را از دست دادیم.


بعد از این عملیات، در سال 66 و 67 آمریکا و روسیه مستقیما وارد میدان شدند و باحمایت موشکی، هواپیمایی و توپخانه‌ای قدرت نظامی عراق را 2 برابر بالا بردند. بعداز پیروزی ایران در عملیات کربلای 5،دنیا و اراده‌های بین‌المللی دست به دست همدادند تا سرنوشت جنگ در میادین جنگی تعیین نشود لذا سرنوشت جنگ را به پای میزمذاکره کشاندند.


شلمچه مصداق بارز کربلای ایران است و خاک مقدس‌تری از شلمچه وجود ندارد. در اینمنطقه در 10 عملیات صدها نفر با لب‌های تشنه در مقابل آتشبارهای سنگین دشمن، آرام وساکت شربت شهادت نوشیدند و پیکر مطهرشان سالیان سال در آنجا ماند.


بعد از کربلای 5 و آزادسازی شلمچه، پیکر شهدای عملیات آزادسازی خرمشهر که بیشتراز گردان مالک‌اشتر بود کشف و به دیار خودشان انتقال یافت شهدایی چون احمدخادم‌حسینی، پرویز عظیم‌پور، برات سقایی،شهماری و جدی از جمله این شهیدان بودند.


در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه، فرماندهان و رزمندگان به نام و ناآشنایی کهچکیده 6 سال دفاع مقدس بود را از دست دادیم به طوری که 80 درصد آنان در شلمچه شهیدشدند.


شلمچه نمایشگاه حقیقی اوج عشق و جنون بود. در حال حاضر هم برای خود نوحه‌سراییدارد. هنوز هم پدران و مادرانی هستند که زینب‌وار در کربلای ایران دنبال گم شدگانخود هستند تا شاید نشانی از آنها بیابند. آنهایی که عهده کرده بودند که در اینمنطقه به شهادت برسند به خواسته‌هایشان رسیدند.

تعداد شهدای استان اردبیل در این عملیات زیاد بود. بعد از این عملیات در 45مرحله که در هر مرحله 100 الی 200 نفر شهید بودند به استان اردبیل آورده شدند کهحاج حسین حیدری، غفور علایی، انور فرخی، سلمان و سلیم نوعی اقدم، پرویز، محمدعلیآقاجعفری، علی صوفی، محمود عبدی، رحیم رضایی، صادق حامدی، رضازاده و بهرام رجبی وفرماندهان گردان‌های مختلف از جمله داور یسری، بنامعلی محمدزاده، مرتضی فخرزاده،میرعلی یوسفی سادات، مجتبی عزیزی، عمران همرنگ و میرمسلم بنی‌هاشم از جمله اینشهدای بزرگوار بودند
__________________










کاربر زیر بخاطر پست مفید از Alireza_Mahan23 سپاسگزاری کرده اند :

  #27  
قدیمی 22/05/2012
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
حماسه عمليات بيت المقدس به روايت اسناد

عمليات بيت المقدس طي بيست روز طراحي شد و قرارگاهها و يگانها موظف شدند به سرعت در منطقه حاضر شده و به شناسايي دشمن و زمين منطقه عمليات اقدام كنند. دشمن در اين منطقه تا قبل از آغاز عمليات پنج لشكر و يك تيپ پياده زرهي و مكانيزه مستقر كرده بود و تا پايان عمليات اين آمار به 9 لشكر و 15 تيپ افزايش يافت.
به گزارش مشرق به نقل از تابناک، پس از موفقيت رزمندگان اسلام در عمليات فتح المبين در فروردين 1361 منطقه عمومي خرمشهر در ادامه آزاد سازي مناطق اشغالي مد نظر طراحان نظامي ايران قرارگرفت. در خلال عمليات فتح المبين افرادي مامور كار روي اين منطقه شده و بلافاصله پس از عمليات فتح المبين كليه فرماندهان براي انجام عمليات بيت المقدس به اين منطقه آمدند و از آنجايي كه منطقه عملياتي خرمشهر تنها منطقه مهم باقيمانده در دست دشمن بود لذا نيروهاي عراقي مطمئن بودند عمليات بعدي رزمندگان ايراني در خرمشهر خواهد بود و فرماندهان نظامي ايران با علم به اين موضوع سرعت عمل را از اولويتهاي اصلي عمليات قرار دادند.

عمليات بيت المقدس طي بيست روز طراحي شد و قرارگاهها و يگانها موظف شدند به سرعت در منطقه حاضر شده و به شناسايي دشمن و زمين منطقه عمليات اقدام كنند. دشمن در اين منطقه تا قبل از آغاز عمليات پنج لشكر و يك تيپ پياده زرهي و مكانيزه مستقر كرده بود و تا پايان عمليات اين آمار به 9 لشكر و 15 تيپ افزايش يافت.

استعداد نيروهاي خودي در اين عمليات هفت لشكر و چهار تيپ مستقل بود كه در مجموع 27 تيپ پياده / زرهي و مكانيزه براي عمليات بكار گرفته شد.

با توجه به موقعيت منطقه عمليات و استقرار دشمن منطقه عمليات به سه محور تقسيم شده و سه قرارگاه مامور انجام عمليات شدند. قرارگاه قدس در محور شمالي / قرارگاه فتح در محور مياني / قرارگاه نصر در محور جنوبي.

عمليات در ساعت 30 دقيقه بامداد روز 10 ارديبهشت 1361 با رمز يا علي ( ع) آغاز شد. اجراي عمليات دقيقا مطابق طراحي عمليات انجام شد علاوه براينكه قرارگاه فجر در جريان آزادسازي شهر خرمشهر به قرار گاه نصر كمك كرد و در آن منطقه وارد عمل شد در اين عمليات از دشمن 19000 هزار نفر اسير و 5400 كيلومتر مربع از سرزمينهاي اشغالي آزاد شد.
اسناد اين حماسه بسيارند. اسنادي كه حكايتگر بزرگي اين حماسه و همت و ايمان رزمندگان اسلام وذلت و زبوني ارتش بعث عراق مي باشند. برخي از اين اسناد را با هم مرور مي كنيم:


اول) اولين طرح عمليات:

قرارگاه مركزي كربلا اولين طرح عملياتي كربلا 3 از سلسله عملياتهاي دوازده گانه مصوب را براي آزادسازي سرزمين اشغالي و فتح كربلا به منظور آزاد سازي خرمشهر / هويزه و پادگان حميد ابلاغ مي كند.

دراين طرح پس از تعيين ماموريت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران اهداف عمليات را در هفت بند بر شمرده و سازمان رزم و چگونگي ادغام واحدهاي سپاه و ارتش را تعيين كرده است.








(منبع: فصلنامه نگين ايران / شماره 38 / ص103)


دوم) ابلاغ رمز عمليات:

رمز مرحله اول عمليات از طرف فرماندهي مشترك قرارگاه قدس به يگانهاي تابعه ابلاغ شد:


(منبع: فصلنامه نگين ايران / شماره 38 / ص 125)

سوم) اسم رمز يا كلمه شناسايي

يگانهاي واحدهاي نظامي در همه مواقع براي شناسايي افراد در شب از اسم شب استفاده مي كنند. اين موضوع در شبهاي عمليات كاربردي بيشتري دارد زيرا يگان از موضع ثابت خارج شده و با تعداد زيادي نيرو درحال عمليات و جابجايي است لذا ضروري است بين فرماندهان و رزمندگان در تاريكي شب نام واحدي از قبل تعيين شده باشد تا درمواقع ضروري از آن استفاده كنند. سردار شهيد احمد كاظمي فرمانده تيپ 8 نجف اشرف براي شب اول عمليات بيت المقدس كلمه شناسايي «يا محمد. يا علي» را كه توسط قرارگاه فتح تعيين شده ابلاغ مي كند.


(منبع: فصلنامه نگين ايران / شماره 38 / ص 124 )

چهارم) سند عراقي (1)

گزارش حمله نيروهاي خودي در مرحله سوم عمليات بيت المقدس:
هادي عبدالجواد النقاخ (فرمانده عراقي مستقر در خرمشهر) به رده مافوق اعلام مي كند در اثر حمله نيروهاي ايراني واحدهاي تحت امر او از اطراف خرمشهر عقب نشيني كرده و در داخل شهر خرمشهر مستقر شده اند.


(منبع: فصلنامه نگين ايران / شماره 38 / ص 149 )


پنجم) سند عراقي (2)

جوخه اعدام براي فراريان دفاع از خرمشهر:
غانم يونس احمد (فرمانده پليس خرمشهر) دستور تشكيل جوخه اعدام را صادر كرده و در آن تاكيد مي كند هر كس در دفاع از خرمشهر كوتاهي كند و قصد فرار را داتشه باشد اعدام مي شود:


(منبع: فصلنامه نگين ايران / شماره 38 / ص 148)

ششم) سند عراقي (3)

انتصاب فرمانده جديد ارتش عراق براي دفاع از خرمشهر:
در مورخ 19/2/1361 همزمان با آغاز مرحله سوم عمليات بيت المقدس غانم يونس احمد (فرمانده پليس خرمشهر) فرمانده تيپ 113 را براي حراست از خرمشهر به فر ماندهي تيپ 22 منصوب كرده وتاكيد مي كند كليه واحدها موظفند تا آخرين نيرو و آخرين سرباز از خرمشهر دفاع كنند.


(منبع: فصلنامه نگين ايران / شماره 38 / ص150)
__________________











  #28  
قدیمی 13/06/2012
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیاتهای سرنوشت ساز؛

قسمت اول عملیات نصر


تاریخ: 15 تا 16 دی ماه 1359(5 تا 6 ژانویه 1981).


محل: جنوب کرخه کور، غرب اهواز.

نتیجه: پیروزی عراق در ضد حمله،سقوط هویزه.

متخاصمین: جمهوري اسلامي ايران در برابر عراق

فرماندهان:
ايران :تیمسار ظهیر نژاد فرمانده نیروی زمینی ارتش
تیمسار فلاحی رییس ستاد مشترک ارتش
آیت الله خامنه ای نماینده رهبری در شورای عالی دفاع
سرهنگ حسینی فرمانده عملیات نیروی زمینی
تیمسار لطفی فرمانده لشکر 16 زرهی قزوین
تیمسار جمشیدی فرمانده تیپ 1 لشکر 16 زرهی قزوین
شهید حسین علم الهدی فرمانده سپاه سوسنگرد
جاودان اثر علی هاشمی فرمانده سپاه حمیدیه
عراق: ؟

استعداد رزمی
ايران :در حدود 15000 نفر
تیپ 1و3 از لشکر 16 زرهی قزوین
تیپ 2 از لشکر 92 زرهی اهواز
2 گردان از لشکر 77 پیاده
2 گردان از سپاه پاسداران سوسنگرد
گروهی از ستاد جنگهای نامنظم (شهید چمران)
عراق:
در حدود 20000 نفر
تیپ 35 و 43 زرهی از لشکر 9
گردان 14 زرهی
تیپ 20 مکانیزه از لشکر 5
تیپ 8 مکانیزه از لشکر 8
تیپ 31 نیروی مخصوص

تلفات:
ايران:
140 تا 250 دستگاه تانک
100 دستگاه خودروی زرهی
1 فروند هواپیما
1 فروند هلیکوپتر

عراق:
1000 نفر کشته و مجروح
800 نفر اسیر
50 دستگاه خودرو
55 دستگاه تانک
3 فروند هلیکوپتر
15 دستگاه موشک انداز

پیش زمینه

با گذشت 3 ماه از آغاز تجاوز عراق به ایران و سقوط خرمشهر فشار بر روی سران سیاسی و نظامی کشور در جهت بیرون راندن متجاوزین از خاک ایران شدت گرفت. ابوالحسن بنی صدر ،رییس جمهور وقت و فرمانده کل قوا، در روز 26 آذر 59 در طی جلسه ای به فرماندهان نظامی عالی رتبه ارتش خطاب می کند:«به هر ترتیبی که هست برای عملیات آفندی طرح ریزی کنید. من دیگر در مقابل نظریات و خواسته های مردم و رهبران مذهبی قدرت مقاومت ندارم، یا باید طرحی را تهیه و اجرا کنید و یا اینکه بروید در رسانه های گروهی صریحا علت عدم امکان اجرای عملیات آفندی را برای مردم توضیح دهید.»
در نتیجه این فشارها، نیروی زمینی ارتش دو طرح حمله بزرگ را به منظور بازپس گیری مناطق از دست رفته درجبهه جنوب آماده می کند. طرح اول حمله از سمت غرب اهواز و جنوب هویزه به منظور بیرون کردن دشمن از دشت آزادگان و از بین بردن تهدید عراق نسبت به اهواز، هویزه و سوسنگرد برنامه ریزی می شود. طرح دوم باید به فاصله چند روز پس از طرح اول اجرا می شد و با حمله از سمت ماهشهر و آبادان به صورت گازانبری نیروهای عراق را که از کارون رد شده و آبادان را از سمت شرق محاصره کرده بوند در هم می شکست و در نهایت به آزادی خرمشهر می انجامید. هر یک از دو طرح در چند مرحله اجرا می شدند و در صورت موفقیت در هر مرحله، مرحله بعدی عملیات شروع می شد.
ارتش بنابر آموزه های استاندارد خود در هر دو حمله بر تک زرهی و نفوذ عمیق در مواضع دشمن تکیه داشت. در هر دو طرح قرار بود که بار اصلی عملیات بر دوش واحدهای زرهی باشد و نیروهای پیاده در کنار زرهی حرکت کرده و پس از رسیدن به اهداف عملیات مواضع جدید را تثبیت کنند. متأسفانه تمهیدات لازم برای حملاتی با این ابعاد توسط نیروی زمین در نظر گرفته نشده بود و در نتیجه هر دو عملیات با شکست مواجه شدند.

عملیات نصر؛ وضعیت عمومی منطقه عملیات

منطقه جغرافیایی كه در مرحله اول عملیات مورد نظر بود غرب اهواز و جنوب سوسنگرد را شامل می شد. این منطقه ازطرف شمال به شاخه شرقی-غربی رودخانه كرخه، از شرق به رودخانه كارون بین كوت بدالله تا آبادی فارسیات و ازمغرب جاده هویزه به یزدنو و ازجنوب به پادگان حمید و جفیرمحدود می شود.
در جنوب غربی حمیدیه رودخانه كرخه نور از كرخه منشعب می گردد. ابتدا به سمت جنوب و سپس در نزدیكی روستای بنی تمیم به سمت غرب تغییرمسیر داده به موازات كرخه پس ازعبور از هویزه به هورالعظیم می ریزد.
به علت لایروبی های سالیانه و ریختن گل و لای این رودخانه در دو طرف آن عارضه مرتفعی ازهویزه تا آبادی اژدك پدید آمد كه در زمینهای هموار و مسطح جنوب دارای ارزش نظامی است.
انشعابات كرخه و كرخه كور در مواضع بارندگیهای شدید، سبب آب گرفتگی زمینهای اطراف می شود كه می تواند برای حركت نیروها ، به ویژه تجهیزات زرهی و مکانیزه، محدویت ایجاد كند.
زمین منطقه به گونه ای است كه درمواقع خشكی بسیار نرم و درهنگام بارندگیهای شدید و طغیان رودخانه ها با باتلاقی و یا به صورت گل چسبیده ای درمی آید كه حركت افراد و یا خودروها را تنها به جاده محدود می سازد.
بعلت فقدان عوارض طبیعی و همواربودن زمین، ایجاد عوارض مصنوعی در هنگام عملیات پدافندی یا آفندی و استفاده از و سایل سنگین مهندسی جهت ایجاد خاكریزیا حفركانال ضرورت می یافت.

موقعیت نظامی منطقه عملیات

درمرحله اول عملیات، رودخانه كرخه كور درقلب منطقه عملیاتی و اقع شده بود و نیروهای دشمن قسمتی از كرانه شمالی و جنوبی را در اشغال داشتند. پادگان حمید كه هدف نهایی مرحله اول محسوب می شد در جنوب شرقی این منطقه قرار داشت. برای رسیدن به این اهداف و تامین آن، انجام عملیات در امتداد جاده اهواز-خرمشهربه دلیل وجود مواضع مستحكم دشمن، امكان پذیر نبود. یگانهایی از لشكر5 و9 عراق در این مواضع مستقر بودند.
دشمن به دوطرف آرایش داشت. در منطقه كرخه كور آرایش دشمن به سمت شمال و درغرب كارون آرایش به سمت شرق بود. در منطقه شمال غربی هویزه و جنوب غربی آن بین نیروهای دشمن الحاق وجود نداشت. به طوری كه هویزه و بخشهایی از هورالعظیم همچنان در اختیار نیروهای خودی بود. عقبه یگانهایی كه در شمال كرخه نور مستقربودند، جنوب آن رودخانه بود و این نقطه آسیب پذیری دشمن به حساب می آمد.

طرح مانور


عملیات نصر دومین عملیات بزرگ ارتش، با تکیه بر نیروهای زرهی بود و در منطقه هویزه به اجرا درآمد. طرح عملیات نصر توسط ستاد مشترک ارتش تهیه شده بود و یک طرح بلندپروازانه در چهار مرحله بود. قرار بود که در مرحله اول جفیر و پادگان حمید، در مرحله دوم کوشک و طلاییه و در مرحله سوم خرمشهر آزاد شود. در مرحله چهارم نیز قرار بود تا در صورت امکان پیشروی به سوی حومه بصره از محور تنومه انجام شود.
قرار شد تا مرحله اول عملیات نصر در چهار محور جداگانه اجرا شود. در شمالی ترین محور قرار بود تا تیپ 1 لشکر 16 زرهی به همراه نیروهای نامنظم وابسته به شهید چمران از هویزه و از میان شکافی که بین تیپ 8 مکانیزه و تیپ 43 زرهی وجود داشت به سمت جنوب شرقی پیشروی کنند و با یک حرکت احاطه ای تیپ 43 زرهی را محاصره کنند.
در محور دوم تیپ 3 لشکر 16 زرهی که توسط دو گردان از سپاه تقویت شده بود باید از کرخه کور عبور می کردند و یک تک جبهه ای را بر روی مواضع تیپ 43 زرهی اجرا می کردند. این دو محور قرار بود که در جنوب کرخه کور با یکدیگر الحاق کرده و بعد به سمت جفیر پیشروی کنند و آن را آزاد کنند.
در سمت غرب اهواز و بر روی هور نیز دو تک های زرهی از دو محور جداگانه صورت می گرفت. محور اول از فارسیات به سمت عباویه و محور دوم کمی جنوب تر از محور اول و به موازات آن در جهت ایستگاه حمید انجام می شد. این دو محور نیز قرار بود که پس از الحاق با هم پادگان حمید را از دست دشمن خارج کنند. پس از رسیدن به اهداف مرحله اول و تثبیت آنها باید جهت تک زرهی به سمت جنوب غربی و در دو محور موازی به سمت طلاییه و کوشک می چرخید.
برای اینکه عملیات با غافلگیری بیشتری همراه شود ساعت رهایی را ساعت 10 صبح روز 15 دی مصادف با 28 صفر انتخاب کردند.

عملیات

عملیات نصر در ساعت 10 صبح 15 دی ماه 59 آغاز شد. در اولین حرکت تیپ 3 لشکر 16 زرهی و گردانهای سپاه توانستند با موفقیت در محور ابوحمیظه-سوسنگرد از کرخه کور عبور کنند و تا 20 کیلومتری جنوب شرق هویزه در خطوط عراق نفوذ کنند. محور شمالی نیز با موفقیت به سمت جنوب حرکت کرد و با چرخش به سمت شرق با محور دوم الحاق کرد. در نتیجه الحاق تیپ 1 و 3 لشکر 16 زرهی تیپ 43 زرهی عراق کاملا محاصره شد. نیروهای عراقی که عقبه خود را از دست داده بودند به صورت نامنظم شروع به عقب نشینی کردند و با از دست دادن 800 نفر اسیر و مقادیر زیادی تسلیحات گروهی از آنان توانستند عقب نشینی کنند.
در محور فارسیات آتش تهیه 20 دقیقه دیرتر از ساعت تصویب شده اجرا شد و نصب پل بر روی کارون و عبور واحدهای زرهی لشکر 92 زرهی با 3 ساعت تأخیر مواجه شد. از سوی دیگر پس از عبور از کارون محور جنوبی با میدان مین برخورد کرده و متوقف شد و محور مرکزی نیز با اندکی پیشروی 300 متر پس از کارون متوقف شد. در نتیجه هیچ کدام از این محورها نتوانستند به جاده خرمشهر-اهواز برسند و آن را قطع کنند. مرحله اولیه عملیات در ساعت 16 روز 15 دی به پایان رسید در حالیکه در محور شمالی عبور از کرخه کور با موفقیت انجام شده بود ولی در محورهای جنوبی نیروهای زرهی تنها توانسته بودند از کارون عبور کنند و سرپلی در ساحل غربی آن به دست آوردند ولی پیشروی قابل ملاحظه ای انجام نداده بودند.



در محور شمالی واحدهای پای کار با آنکه با موفقیت خط دشمن را شکسته بودند از اقدامات تأمینی غفلت کردند و نیروها و تجهیزات زرهی در دشت بازقرار گرفتند. از طرفی عدم الحاق با دو محور مرکزی و جنوبی سبب شده بود تا نیروهای محور کرخه کور به دشمن جناح بدهند.
مرحله دوم عملیات در ساعت 8 صبح روز بعد با هدف رسیدن به جفیر از محور شمالی شروع شد. جاده جفیر به عنوان محور عملیات انتخاب شد و نیروهای سپاه جلوتر از واحدهای زرهی ،که پشتیبانی از آنها را برعهده داشتند، حرکت به سمت جنوب را آغاز کردند. در شب اول عملیات عراق تعدادی از نیروهای خود را وارد منطقه کرده و آرایش داده بود. همچنین دو گردان تانک عراق در غرب جاده جفیر مستقر بودند. در نتیجه، پس از اندکی پیشروی، نیروهای سپاه با حملات توپخانه و هواپیماهای عراق زمینگیرشدند. با ته کشیدن مهمات و سوخت تانکهای لشکر 16 زرهی، فشار عراق بر روی واحدهای زرهی لشکر 16 قزوین بیشتر شد و سبب شد تا در بعد از ظهر روز 16 دی واحدهای زرهی بدون اطلاع نیروهای سپاه عقب نشینی کنند. تیپ 1 لشکر16 زرهی در حال عقب نشینی زیر آتش شدید عراق واقع شد و بسیاری از تجهیزات و تانکهای خود را از دست داد و تقریبا منهدم شد.
با عقب نشینی تانکهای تیپ 1 زرهی نیروهای سپاه و تعدادی از نیروهای داوطب و نامنظم در محاصره یک ستون تانک عراقی افتادند و همگی شهید شدند. از جمله افرادی که در این مرحله از عملیات نصر در محاصره شهید شدند فرمانده سپاه هویزه ،سید حسین علم الهدی، بود.
در ساعت 9 صبح روز 17 دی پاتک عراق به سمت جنوب کرخه کور آغازشد و در ساعت 14 آتشباری عراق بر روی مواضع ایران تشدید شد. در نتیجه، دستور تخلیه به پشت کرخه کور به لشکر 16 زرهی ابلاغ شد اما تا فردای آن روز هنوز یگانهایی از تیپ 3 لشکر 16 در مواضع خود در جنوب کرخه کور باقی مانده بودند. در حوالی ساعت 6 بعد از ظهر عقب نشینی باقیمانده تانکهای تیپ 3 به سمت شمال رودخانه کرخه کور آغاز شد در حالیکه نیروهای سپاه که هنوز در جنوب کرخه کور باقی مانده بودند حرکت مؤثری از جانب دشمن مشاهده نکردند. عقب نشینی واحدهای زرهی ایران عراق را در راه رسیدن به کرخه کور مصمم تر کرد و آتش شدید عراق سبب شد تا نیروهای سپاه با عقب نشینی از پل حمودی فردوس پل را منفجر کنند. در اوایل شب نیروهای عراقی به مواضع خود قبل از آغاز عملیات نصر بازگشتند و دوباره در حاشیه کرخه کور موضع گرفتند.

پس از نبرد

در روز 21 دی هویزه از محور سوسنگرد و جنوب شرقی مورد تهدید قرار گرفت و جاده سوسنگرد-هویزه زیر آتش مستقیم دشمن درآمد. 4 روز بعد هویزه کاملا محاصره شد و در روز 27 دی 59 شهر سقوط کرد.


برنامه ریزی غلط بزرگترین عامل شکست ایران در عملیات نصر بود و با وجود پیروزی اولیه سبب شد تا نه تنها ایران تعداد زیادی از تجهیزات و ادوات زرهی خود را ،که جانشینی برای آنها وجود نداشت، از دست بدهد بلکه شهر هویزه نیز که از ابتدای جنگ اشغال نشده بود در محاصره قرارگرفت و سقوط کرد.
اولین اشتباه نیروی زمینی ایران عدم شناسایی قدرت دشمن بود. لشکر 16 زرهی به تازگی وارد منطقه شده بود و با زمین عملیات هیچ گونه آشنایی نداشت. با اینکه در تمام محورها تک زرهی بار اصلی حمله را بر دوش می کشید انتخاب بد زمین و زمان عملیات سبب شد تا تک زرهی در محورهای جنوبی به گل بنشیند و تانکها پس از گرفتن سرپل فرصتی برای بازشدن در دشت و انجام تهاجم نداشته باشند. در فصل زمستان منطقه جنوب کرخه کور رملی و پر از گل و لای می شود و در نتیجه تانکهای لشکر 92 زرهی اهواز بدون اینکه فرصت مقابله در یک نبرد زرهی را پیداکنند در گل گیرکردند.
عدم پشتیبانی و نبود مهندسی رزمی در منطقه عملیات سبب شد تا جاده کافی پشت سر لشکر 16 زرهی کشیده نشود و در نتیجه انتقال مهمات و سوخت به تانکهای این لشکر با مشکل مواجه شد و درنتیجه بسیاری از تانکهای این لشکر از بین رفتند یا به دست دشمن افتادند. برنامه ریزی غلط سبب شده بود تا مهمات کافی برای تانکها در نظر گرفته نشود. این اشتباه در مرحله دوم عملیات تأثیر مرگبار خود را نشان داد.
اشکال دیگر برنامه ریزی های صورت گرفته برای عملیات نصر در نظر گرفتن نیروهایی اندک برای غلبه بر تعداد بیشتر دشمن بود که در مواضع مستحکم دفاعی قرار داشتند. در حالیکه استانداردهای نظامی نسبت 3 به1 را برای یک حمله موفقیت آمیز پیشنهاد می کنند در هیچ کدام از محورها نسبت مهاجمین ایرانی به مدافعین عراقی حتی به نسبت 2 به 1 هم نمی رسید. از سوی دیگر هیچ نیروی ذخیره ای برای عملیات در نظر گرفته نشده بود و با فروکش کردن قدرت نیروی تک کننده نیرویی در پشت جبهه نبود که جای نیروهای تک ور را پر کند. در ضمن برنامه ای برای شکست احتمالی عملیات در نظر گرفته نشده بود. عقب نشینی تیپ های 1و 3 لشکر 16 زرهی بدون پشتیبانی و به صورت نامنظم صورت گرفت و نیرویی نبود تا این عقب نشینی را پوشش دهد.
عملکرد نیروی هوایی و هوانیروز در این عملیات قابل توجه نبود و با اینکه هوانیروز در ابتدای جنگ توان بالایی از خود نشان داده بود در عملیات نصر نتوانست پشتیبانی هوایی مؤثری از نیروهای تک ور انجام دهد. اگر هوانیروز می توانست در روز اول عملیات در محورهای جنوبی به کمک تانکهای لشکر 92 زرهی بیاید و راه آنها را بازکند شاید این عملیات با نتیجه ای دیگر خاتمه می گرفت.
از دیگر اشکالات این عملیات نبودن تمهیدی برای مقابله با آتش ضدتانک پیاده نظام عراق بود. عراق بر اساس تجربیات مصر در جنگ 1973 اعراب و اسرائیل در عبور از کانال سوئز، نیروهای پیاده خود را به موشکهای هدایت شونده ضد تانک مجهز کرده بود و همین موشکها تلفات زیادی را به تانکهای ایرانی وارد کردند. تیپ های 1 و3 لشکر 16 زرهی که از حمایت دو گردان پیاده سپاه و نیروهای نامنظم شهید چمران برخوردار بودند توانستند آتش ضد تانک پیاده نظام عراق را بهتر خنثی کنند ولی میدانهای مین و موشکهای ضدتانک و آتش توپخانه عراق واحدهای لشکر 92 زرهی را که از کارون گذشتند خیلی زود زمین گیر کردند.
به فاصله اندکی پس از شکست تک زرهی نیروی زمینی در جنوب سوسنگرد، حمله زرهی دیگری در جبهه جنوب برای شکستن محاصره آبادان انجام شد که آن هم به شکست دیگری انجامید. درباره آن خواهیم نوشت.

نويسنده:
رضاکیانی موحد
لينك منبع:
wars-and-history.com/post/382
__________________











  #29  
قدیمی 13/06/2012
آواتار Alireza_Mahan23
Alireza_Mahan23 Alireza_Mahan23 آفلاین است
معاون کل تالار

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: عليرضا
جنسيت: مرد
شغل: مهندس عمران
محل سکونت: ایران-مشهد
مدرک تحصيلی: کارشناسی ارشد
پست: 19,274
سپاس: 6,580
از این کاربر 13,538 بار در 7,963 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 4
به این کاربر 8 بار در 8 پست اعتراض شده
چوب: 7,421,942
ارسال پیغام Yahoo به Alireza_Mahan23
عملیات سرنوشت ساز؛ قسمت دوم عملیات توکل

عملیات سه راه آبادان


تاریخ: 19 آذر ماه 1359.

محل: شرق آبادان.

نتیجه: پیروزی عراق.

متخاصمین: جمهوري اسلامي ايران در برابر عراق

استعداد رزمی:
ايران:
5 گروهان از سپاه و بسیج و کمیته
2 گروهان از ارتش
عراق:؟

تلفات:
ايران:25 شهید
58 اسیر و مفقود الاثر
عراق:
؟ کشته
2 تانک و یک خودرو
پس از شکست نیروی زمینی در رسیدن به اهدافش در جبهه غرب سوسنگرد در عملیات نصر مرکز ثقل عملیات از شمال خوزستان به جنوب این استان منتقل شد. عملیات توکل برای شکستن حصر آبادان طراحی شده بود اما قبل ازپرداختن به آن بد نیست نیم نگاهی به آخرین عملیات ارتش برای شکستن حصر آبادان بپردازیم.

پس از تثبیت شدن محاصره آبادان از سوی عراق تلاشهای ایران برای شکستن محاصره در یک سلسله عملیات مداوم صورت گرفت. اولین حلقه از این زنجیر عملیات سه راهی آبادان و آخرین آنها عملیات ثامن الائمه بود که منجر به شکستن کامل حلقه محاصره آبادان شد.

عملیات سه راهی آبادان در ساعت 2 بامداد روز 19/9/1359 از منطقه سه راهی آبادان و در سه محور به سمت شرق و شمال شرقی آغازشد. جناح راست پس از حرکت به میدان مین برخورد کرده و متوقف شد اما دو ستون دیگر قبل از حرکت زیر آتش سلاح های سنگین دشمن قرار گرفتند وزمین گیر شدند. همزمان با آتشباری عراق یک دسته از نیروهای ستون راست خط دشمن را شکافت و با کشتن تعدادی از نیروهای دشمن خود به شهادت رسیدند.



عملیات توکل

تاریخ: 20 دی ماه 1359(10 ژانویه 1981).

محل: شمال و شرق آبادان.

نتیجه: پیروزی عراق.

متخاصمین:
جمهوری اسلامی ایران در برابرعراق

فرماندهان
ايران:
تیمسا� � ظهیر نژاد
آیت الله خامنه ای نماینده رهبری در شواری عالی دفاع
سرهنگ حسینی فرمانده عملیات نیروی زمینی
عراق:؟

استعداد رزمی
ايران:
در حدود 8000 نفر
تیپ 37 زرهی شیراز
تیپ 2 پیاده از لشکر 77 پیاده
گردان 144 پیاده از لشکر 21 پیاده
گردان 246 تانک از لشکر 77 پیاده
گردان 201 ژاندارمری
نیروهای سپاه آبادان، نیروهای مردمی
عراق:
در حدود 15000 نفر
تیپ 26 زرهی از لشکر 5 مکانیزه
تیپ 15 زرهی از لشکر 5 مکانیزه
تیپ 12 زرهی از لشکر 3 زرهی
تیپ 49 پیاده از لشکر 11 پیاده

تلفات:
ايران:
شهید و مفقود الاثر 370
مجروح 300
تانک 24 دستگاه
نفربر 7 دستگاه
خودرو1 دستگاه
موشک انداز تاو 1 دستگاه
عراق:؟

پس از عملیات سه راهی آبادان ستاد فرماندهی عملیات اروند ،که از 27 مهر 1359، در ماهشهر تشکیل شده بود، طرح دیگری را برای شکستن حلقه محاصره آبادان آماده کرد. به منظور عقب راندن نیروهای دشمن از شرق کارون، شکستن محاصره آبادان، آزادسازی خرمشهر و ترمیم خط مرزی، طرح عملیاتی توکل تهیه شد و در دستور کار قرارگرفت.

طرح مانور

عملیات توکل در چهار مرحله برنامه ریزی شده بود. در مرحله اول جاده آبادان ماهشهر، در مرحله دوم جاده آبادان اهواز و شرق کارون آزاد می شدند. قرار بود تا در مرحله سوم نیروهای عملیاتی با عبور از پلهای کارون تا نوار مرزی حرکت کرده و خرمشهر را محاصره کنند و در صورت امکان به سمت بصره پیشروی کنند. با وجود این طرح بلند پروازانه برای چنین طرح عظیمی نیروهای اندکی اختصاص داده شده بود نیروهای عملیاتی ایران در عملیات توکل عبارت بودند از یک تیپ و یک گردان زرهی، یک تیپ و دو گردان پیاده، یک گردان از ژاندارمری و گروه هایی از نیروهای مردمی و سپاه. خط دفاعی عراق از 2 تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و یک تیپ پیاده تشکیل شده بود.



محور اصلی تک خودی حمله زرهی از کیلومتر 10 جاده آبادان-ماهشهر به سمت آبادان بود. همزمان با این تک باید نیروهای مستقر در آبادان از سه راهی آبادان بر روی جاده آبادان-ماهشهر به سمت شرق پیشروی می کردند تا با نیروهای زرهی تک اصلی الحاق کنند. یک محور عملیاتی دیگر حرکت نیروهای پیاده از سه راهی آبادان بر روی جاده آبادان- اهواز بود. محور عملیاتی دیگر یک تک زرهی از سمت سلمانیه به سمت پلهای کارون بود تا با قطع کردن عقبه نیروهای عراقی راه عقب نشینی آنها را ببندد و مدافعین عراقی را در تله بیاندازد.

آغاز عملیات

عملیات توکل در ساعات اولیه بامداد 20/10/59 آغاز شد. در محور اصلی تیپ 37 زرهی شیراز قبل از رسیدن به خط پدافندی دشمن در اثر آتش ضدزره دشمن از حرکت بازماند. تک گردان 246 زرهی لشکر 77 پیاده از سمت سلمانیه نیز از حجم آتش دشمن بر روی تیپ 37 کم نکرد و در نهایت این تیپ زرهی زمین گیر شد. در محورهای سه راهی آبادان نیروهای مختلط ارتش، سپاه و بسیج تحت فرماندهی تیپ 2 لشکر 77 پیاده توانستند خط دشمن را بشکنند اما چون نتوانستند با تیپ 37 زرهی الحاق کنند به دشمن جناح دادند و پاتک عراق آنها را وادار به عقب نشینی کرد.

پس از نبرد

عملیات توکل آخرین تلاش زرهی ایران در طی جنگ ایران وعراق بود. تقریبا تمامی اشکالاتی را که به عملیات نصر می توان وارد دانست در مورد عملیات توکل نیز صادق هستند. عدم توجه به شناسایی مواضع دشمن، استفاده از نیروهای زرهی اندک، زمین نامناسب برای مانور زرهی، عدم مقابله با آتش ضدزرهی دشمن، نبود پشتیبانی هوایی کافی و ناهماهنگی بین نیروی های ارتش و سپاه سبب شد تا این عملیات نیز با شکست مواجه شود.

البته طرح ریزی مانور با دقت خوبی انجام شده بود و همین طرح مانور با اندکی تغییرات در عملیات ثامن الائمه دوباره بکارگرفته شد و با موفقیت توانست به حصر آبادان پایان دهد. البته موفقیت در عملیات ثامن الائمه با نیرویی به مراتب بیشتر و هماهنگی کامل بین ارتش و سپاه پاسداران بوجود آمد.

اما بزرگترین تأثیری که شکست در این دو عملیات (نصر و توکل) در ذهن فرماندهان نظامی وقت (سپاه و ارتش) گذاشتند این بود که تک زرهی به تنهایی برای شکستن خطوط دفاعی دشمن کافی نیست. همین ذهنیت سبب شد تا اندیشه جنگ زرهی از روی میز نقشه کشی ارتش برداشته شود و زرهی تبدیل به توپخانه پشتیبانی پیاده نظام شد. استفاده از زرهی در نقش فرعی توپخانه متحرک و عدم استفاده از توانایی های بالقوه تک زرهی بعدها هزینه زیادی بر نیروهای نظامی ایران تحمیل کردند. در موارد زیادی که خطوط اول دشمن توسط تک پیاده نظام شکسته می شد و فرصتی برای رخنه عمیق زرهی در پشت جبهه دشمن بوجود می آمد چون اصولا اعتقادی به تک زرهی در فرماندهان نبود از این فرصتها استفاده ای نمی شد و این گونه فرصت سوزیها حتی پیروزی های اولیه در طی نبرد را هم به باد می دادند. بزرگترین نمونه این فرصتها پیروزی اولیه تک ایران در طی عملیات رمضان بود. در طی مرحله اول عملیات رمضان قرارگاه فتح توانست تا از زیر مثلثی های عراق رد شده و خود را تا نهر کتائب برساند. اگر یک نیروی ذخیره زرهی در اختیار این قرارگاه بود می توانست از رخنه ای که بین کانال ماهی و مثلثی ها بوجود آمده بود استفاده کند و عقبه دشمن را مورد حمله قرار دهد. هرچه که بود، عملیات توکل میخی بود بر تابوت جنگ زرهی در طی 8 سال جنگ ایران و عراق.



منبع:
(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)
__________________











بزرکترین عملیات چریکی سپاه+عکس
  #30  
قدیمی 23/07/2012
آواتار teymor lang
teymor lang teymor lang آفلاین است
كاربر فعال

کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
شغل: کارگر ایران خودرو
محل سکونت: tehran
مدرک تحصيلی: دیپلم
پست: 491
سپاس: 772
از این کاربر 964 بار در 457 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 1
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 10,095
ارسال پیغام Yahoo به teymor lang
Icon022 بزرکترین عملیات چریکی سپاه+عکس

(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)

خاطرات عباسی از عملیات فتح 8 وقتی با تعدادی از عکس‌های موجود در آلبوم وی از دوران دفاع مقدس همراه شد، گذشت ربع قرن از آن حماسه را به گونه‌ای ملموس به نمایش گذاشت.
این تصاویر از عملیات فتح 8 که هدف آن انهدام تاسیسات نظامی- اقتصادی دشمن در سال 1366 است تهیه شده و توسط دکتر حسن عباسی در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته و اولین بار است که منتشر می شود.

به گزارش فارس،‌ روز 28 تیرماه مصادف با بیست و پبجمین سالگرد عملیات غرورآفرین چریکی فتح 8 توسط نیروهای سپاه اسلام در شمال عراق است. در آن روز کماندوهای تیپ 66 نیروهای ویژه‌ی هوابرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عملیات فتح 8 را در عمق خاک عراق در منطقه‌ی موصل صورت دادند.

از حیث بعد مسافت، عیق‌ترین عملیات کماندویی جمهوری اسلامی در خاک دشمن در طول دوران دفاع مقدس محسوب می‌شود. در کتاب «کارنامه‌ی عملیات سپاهیان اسلام در هشت سال دفاع مقدس» شناسنامه عملیات نامنظم فتح 8 این‌گونه آمده است:


- رمز عملیات: یا رسول الله (ص)
- هدف عملیات: انهدام تاسیسات نظامی- اقتصادی دشمن
- منطقه‌ی عملیاتی: شمال استان موصل (شهر اتروش)
- تاریخ عملیات: 28/04/66
- نوع عملیات: نامنظم

نتایج عملیات:
1- سقوط و انهدام بیش از 40 پایگاه و مقر حفاظتی در منطقه.
2- انهدام مرکز آتش‌بار توپ‌خانه‌ی اتروش.
3- انهدام سازمان امنیت مرکز حزب بعث و مقر جیش الشعبی شهر اتروش.
4- انهدام بخشی از تجهیزات نظامی دشمن در منطقه، از جمله 35 دستگاه خودرو سبک و نیمه‌سنگین نظامی، 4 خودرو حامل مهمات و یک انبار مهمات، 7 قبضه خمپاره‌انداز، 2 قبضه دوشکا و 2 قبضه ضدهوایی.
5- تعداد کشته‌ها و زخمی‌های دشمن: بیش از 800 نفر.
6- تعداد اسرای دشمن در این عملیات: 30 نفر.

نیروی عمل‌کننده در این عملیات، یعنی گردان مالک‌اشتر تیپ 66 نیروهای ویژه هوابرد، با تقدیم یک شهید (حسین ترکمن‌پری) و چهار مجروح، عملیات ویژه خود را در فاز تک‌مستقیم (با بهره‌گیری از نیروهای تک‌ور) و همزمان فاز تک ادواتی (با بهره‌گیری از نیروهای راکت‌انداز مینی‌کاتیوشا و خمپاره‌انداز 120 میلی‌متری)، در ارتفاعات کانیکا و قلعه کانیکا در شمال شهر اتروش اجرا کردند.

برای تبیین ابعاد این عملیات، به سراغ حسن عباسی رفتیم. او که در این عملیات مجروح شد، رغبت زیادی به تبیین ابعاد و زوایای عملیات فتح 8 نداشت. اصرار ما موجب شد که وی بخشی از ابعاد عملیات چریکی مزبور را بیان کند. خاطرات عباسی از عملیات فتح 8 وقتی با تعدادی از عکس‌های موجود در آلبوم وی از دوران دفاع مقدس همراه شد، گذشت ربع قرن از آن حماسه را به گونه‌ای ملموس به نمایش گذاشت.








































__________________

نیش دوست از نیش عقرب بدتراست
پس بزن عقرب که دردش کمتر است

گفتگو قفل شد

سایت های اجتماعی

برچسب ها
جنگي, دفاع, سال, عملياتها, مقدس, مناطق, هشت



کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش-همه کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 12
ali.amamverdi, Alireza_Mahan23, KING, mmoradiani, najella, Neda.M, parsa66, shabe mahtab, teymor lang, tomcat14, محمد355, محب علی
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک
جستجوی این تاپیک:

جستجوی پیشرفته

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 15:47 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2014 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios