تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > علمی فرهنگی > علوم انسانی > فرهنگ

فرهنگ تمامی مباحث درباره فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهاي ايران و ديگر ملل در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک

آداب و رسوم خاص مردم شهرهاي مختلف ايران
  #1  
قدیمی 22/12/2010
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
آداب و رسوم خاص مردم شهرهاي مختلف ايران

مراسم دوشاب پزان در آذربايجان




آذربایجان ، سرزمین كهن همه ساله از اواخر شهریور تا اواسط مهر ماه شاهد مراسم باستانی دوشاب‌پزان است كه این امر می‌تواند بسته به شرایط آب و هوایی هر منطقه دامنه تغییرات زمانی بیشتری داشته باشد . این مراسم در طول سالیان دراز، سینه به سینه منتقل شده و اكثر مناطق این استان آن را انجام می‌دهند .

در فصل دوشاب‌پزان ، شور و هیجان خاصی در باغات انگور دیده می‌شود و شاید این امر به خاطر غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط جوی منطقه باشد كه باغداران را وادار به جمع آوری هرچه سریعتر محصولات می‌كند . معمولاً مراسم چیدن انگور مانند سایر فعالیت‌های كشاورزی به صورت گروهی و با مشاركت داوطلبانه اقوام و نزدیكان صورت می‌گیرد .

در سال‌های نه‌چندان دور مراسم چیدن انگور و دوشاب‌پزی با تشریفات خاصی برگزار می‌شد . معمولاً هر باغدار قبل از اقدام به چیدن انگور اقوام و نزدیكان خود را خبر می‌كرد و در روز چیدن انگور همه با لباس‌‌های سفید و تمیز در باغ حاضر می‌شدند ، چیدن انگور با شادی و سرور و همراه با خواندن نغمه‌های محلی توسط افراد خوش‌صدا انجام می‌شد . مرسوم بود صاحب باغ برای ناهار آبگوشتی از گوشت خروس جوان یا كوفته محلی تهیه می‌كرد . انگورهای چیده شده با دقت زیاد درون سبدهای مخصوص بافته شده از تركه‌های بید كه امروزه جای خود را به جعبه‌های پلاستیكی داده است به گونه‌ای قرار داده می‌شد كه از زمین ریختن حتی یك حبه انگور جلوگیری شود چرا كه به اعتقاد باغداران هدر رفتن ذره‌ای از محصول باعث قهر خداوند و كاستن از بركت محصول تولیدی در سال‌های آتی می‌شود .
پس از اتمام چیدن انگور، محصول جمع‌آوری شده در مكانی كه قبلاً برای له كردن و پختن دوشاب ، آماده شده ، قرار داده می‌شود .

پس از خنك شدن هوا، مردان جوان خانواده اقدام به له كردن انگورها درون چاله‌ای مخصوص كرده كه در اصطلاح محلی چرز گفته می‌شود و شیره به دست آمده را پس از عبور دادن از صافی‌های مخصوص درون خمره‌های بزرگ سفالی می‌ریختند و در اصطلاح محلی به این خمره كه امروزه جنس آنها اكثراً از ورق گالوانیزه است ( تاغار) گفته می‌شود . بسته به مقدار انگور چیده شده عملیات له كردن در یك روز یا بیشتر انجام می‌شد چرا كه شیره تهیه شده حتماً باید تا فردای آن روز پخته شود .
تفاله‌های حاصله را نیز درون دستگاه مخصوص پرس كه منگنه گفته می‌شود می‌ریختند تا آب آن كاملاً گرفته شود .

سپس شیره درون تاغار پس از خنك شدن آماده افزودن خاك سفید است این خاك خاصیت تصفیه‌كنندگی دارد و باغداران آن را با مهارت خاصی از معدن‌های موجود در كوه‌های اطراف تهیه كرده و قبل از افزودن به شیره آن را الك كرده و زیر آفتاب پهن می‌كنند تا كاملاً خشك شود . شیره درون تاغار به محض افزودن مقدار مشخصی از خاك به غلیان آمده و اصطلاحاً شروع به بالا آمدن می‌كند . طوری كه اگر شیره بیشتر از حد درون تاغار ریخته شده باشد هنگام غلیان سرریز می‌شود . افزودن خاك ، شیره را تصفیه می‌كند طوری كه باعث جمع شدن مواد و ذرات سبك و ریز به صورت كف در بالا و مواد سنگین به همراه خاك در كف تاغار می‌شود سپس شیره را حدود 2 تا 3 ساعت به حال خود رها می‌كنند تا مواد زاید آن كاملاً جدا شود همچنین افزودن خاك باعث از بین رفتن باكتری‌های مضر موجود در شیره شده و در اصطلاح شیره را شیرین می‌كند .

آماده ‌سازی شیره و پختن دوشاب تخصص خاص خود را می‌طلبد كه این امر حضور یك شخص مجرب در حین آماده ‌سازی و پخت را ضروری می‌كند . پس از سپری شدن مدت زمان لازم جهت زلال شدن شیره ، كف جمع شده در بالای تاغار با احتیاط تمام جمع شده و دور ریخته می‌شود و شیره زلال به ‌دست آمده درون ظرف مجزایی ریخته می‌شود تا آماده پخت شود ، مقداری از شیره جذب خاك ته ‌تاغار می‌شود كه برای جداسازی آن از گونی‌های نخی مخصوص استفاده می‌كنند .

صبح زود شیره را درون ظرف بزرگی كه در اصطلاح محلی‌ « تیان » گفته می‌شود می‌ریزند و روی اجاق مخصوص قرار می‌دهند . به محض حرارت دیدن شیره نجس می‌شود و برای پاك شدن باید ثلث آب آن حرارت دیده و بخار شود . در این مدت كف سفیدرنگی روی سطح شیره ظاهر می‌شود كه باید دور ریخته شود . پس از تبخیر شدن یك سوم آب شیره و حلال شدن آن شیره باید هم زده شود یا اصطلاحاً هوا داده شود ، كه این عمل كیفیت دوشاب تولیدی را بالاتر می‌برد . همچنین بسته به ذائقه استفاده‌كنندگان از هر 5 تا 6 لیتر شیره یك لیتر دوشاب به دست می‌آید . دوشاب آماده شده باید كاملاً خنك شده و سپس به درون ظرف‌های اصلی نگهداری و یا ظرف‌های فروش انتقال داده شود ، هر كشاورز پس از پختن دوشاب مقداری از آن را به عنوان تبرك بین همسایگان و آشنایان پخش می‌كند .

بنا به آداب و رسوم دیرینه مردم مهمان‌‌نواز آذربایجان ، آشنایان دور و نزدیكی كه در روز دوشاب‌پزان ، برای عرض تبریك به صاحب باغ وارد منزل یا باغ وی می‌شوند ، او با تعارف شربت انگور از آنان پذیرایی می‌كند .

پس از اتمام مراسم دوشاب‌پزان ، زنان با تجربه خانواده كه مهارت زیادی در درست كردنسركه محلی دارند ، تفاله‌های انگور بیرون آمده از دستگاه منگنه را كه در ظاهر دور ریختنی است ، درون لگن بزرگ مسی می‌ریزند و كمی آب روی آن پاشیده و هم‌ می‌زنند ، پس از پوشانیدن كامل لگن ، در جای آفتابگیر قرار می‌دهند ، بدنه لگن را هر از چند گاهی چك می‌كنند در صورت گرم شدن تفاله‌ها دوباره هم زده و در صورت نیاز مجدداً مقداری آب روی آن می‌پاشند ، این زمان ممكن است یك هفته یا بیشتر طول بكشد ، سرانجام مواد داخل لگن می‌ترشد طوری كه بوی تند سركه تمام محوطه را پر می‌كند ، برای دفع خطر چشم‌ زخم برای سركه اسپند دود می‌كنند ، به اعتقاد زنان منطقه ، سركه از دست هر كسی به عمل نمی‌آید ، و اگر به سركه كسی ، چشم‌زخمی برسد هیچوقت سركه وی به عمل نمی‌آید ، پس از به عمل آمدن سركه محتوای لگن درون دستگاه منگنه ریخته شده و پرس می‌شود و سركه زلال به دست آمده را در ظرف‌های مخصوص می‌ریزند و در جای خنك نگهداری می‌كنند تا در فصل بارگذاری ترشی‌های محلی استفاده كنند . در اصطلاح محلی به این سركه ( پولوش سویی )‌ گویند ، یعنی آب تفاله انگور .


شیوه نگهداری دوشاب

اگر بسته ‌بندی دوشاب صحیح و از نفوذ رطوبت به درون آن جلوگیری شود ، جزو معدود مواد غذایی خواهد بود كه نگهداری آن بسیار ساده بوده و نیاز به ترفندهای خاصی نخواهد داشت . دوشاب در كوزه‌های رنگی مخصوص نگهداری می‌شود . دوشاب نیز مانند هر ماده غذایی با تركیب قندی ، در صورتی كه مدتی در جای خنك نگهداری شود ، سفت می‌شود كه برای رفع این حالت حرارت غیرمستقیم بسیار ملایمی مانند آفتاب لازم است .


جایگاه دوشاب در سبد غذایی مردم آذربایجان

هرچند دوشاب مانند سایر خوراكی‌های سنتی و باستانی تا حد بسیار زیادی جایگاه خود را در سفره‌ها بویژه سفره مردم شهرنشین از دست داده است ولی هنوز هم برای پختن غذاهایی مانند قیقناق ، باسلوق ، قویماخ ، تره و نیز پخت انواع حلوا ، از جمله حلوای گردو، هویج (سوغات ارومیه)‌ ، حلواهای محلی و انواع مرباها و همچنین همراه بعضی مواد غذایی مانند ماست و شیربرنج استفاده می‌شود .


اجاق معروف دوشاب پزان
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

5 تاپیک آخر توسط ساحره
تاپیک تالار آخرین ارسال کننده پاسخ نمایش آخرین پست
مكاتب ادبي ادبیات پارسی ساحره 15 2197 07/06/2012 16:22
بهرام صادقی (نویسنده ی داستانهای کوتاه) نویسنده و اثرش ساحره 4 1351 27/04/2012 18:04
افسانه ی گیل گمش قندک آباد ساحره 13 2562 31/01/2012 21:02
نقد و شرح کتاب نویسندگان ایرانی ساحره 8 1911 31/01/2012 16:58
برتولت برشت (نمایشنامه ‌نویس و کارگردان تئاتر و... شعر و ادبیات جهان ساحره 17 3200 23/11/2011 20:00


  #2  
قدیمی 24/12/2010
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
آداب و رسوم ایرانیان در رؤیت هلال ماه



رؤیت هلال ماه مبارک رمضان ، نویدبخش ظهور خوبیها و ایجاد فرصت و بستری برای خودسازی و نزدیکی هر چه بیشتر به خالق هستی است .


سنن و باورهای مردم ایران به نقل از کتاب "رمضان در فرهنگ مردم" نوشته احمد وکیلیان :

مردم ماه مبارک رمضان را با رؤیت هلال آغاز می‌کردند مگر آنکه ماه شعبان سی روز بود یا حاکم بلد روز آغاز ماه را قبلاً تعیین و مردم را به روزه گرفتن حکم می‌کرد .

رؤیت هلال در یزد

در شهرستان یزد برای رؤیت ماه مردم غروب روز آخر ماه شعبان به بالای مناره ها ، گلدسته‌ها ، تکیه‌ها ، پیش طاق مساجد و پشت بام‌ها می‌رفتند و با نگاه دقیق در آسمان به جستجوی ماه می‌پرداختند و در صورت مشاهده ماه اعمال مخصوص ماه رمضان را به جا می‌آوردند . همگانی شدن مراسم آغاز ماه رمضان در صورتی بود که " اعلم بلد" به آن حکم می‌کرد و برای اینکه او به آغاز ماه حکم کند باید شخصاً ماه را می‌دید یا به گفته عده زیادی که ماه را دیده بودند یقین حاصل می‌کرد و یا به قول دو نفر مؤمن عادل اکتفا می‌کرد .

اعلم بلد بعد از به جا آوردن نماز جماعت مغرب و عشا به منبر می‌رفت و ضمن خواندن خطبه ، آغاز ماه رمضان را به اطلاع حاضران می‌رساند . بعد مؤذن به گلدسته مسجد می‌رفت و اذان می‌گفت . بعضی از افرادی هم که صدای اذان را می‌شنیدند به اذان گفتن می‌ایستادند تا صدای اذان به دورترین نقاط برسد و مردم از حکم مطلع شوند . اگر هوا ابری و رؤیت ماه غیر ممکن بود افرادی را به آبادیها و شهرهای نزدیک که افقشان با افق شهر یکی بود و احتمال می‌دادند آسمان آنجا صاف است می‌فرستادند تا به رؤیت ماه اطمینان حاصل کنند . مردم اگر از این راه هم به دیدن ماه موفق نمی‌شدند به خانه هایشان می‌رفتند و منتظر حکم مجتهد می‌ماندند .

در صورتی که شب از نیمه می‌گذشت و دیدن ماه ثابت و معلوم می‌گشت به وسیله نواختن نقاره دیدن ماه را اعلام می‌کردند ، چنانچه تا سحر دیدن ماه ثابت نمی‌شد مردم سحری می‌خوردند و روزه می‌گرفتند تا اگر ماه رمضان آغاز شده باشد از تکالیف دینی غافل نمانند . اگر تا قبل از ظهر اطلاع می‌یافتند که ماه رمضان آغاز نشده است روزه را می‌شکستند در غیر این صورت روزه را ادامه می‌دادند.
*لازم به تذکر است که روزه یادشده را نباید به نیت روزه واجب و روزه اول ماه رمضان به حساب آورد ، اگر چنین کنند روزه ای حرام خواهد بود*

حاجت طلبی در لحظه دیدن ماه نو

از عقاید مردم در مورد دیدن ماه نو آن است که به محض رؤیت ماه چشمشان را می‌بندند و سعی می‌کنند روی قرآن یا نام خدا یا ظرف آب یا سبزه و یا روی زیبا بگشایند و صلوات بفرستند . همچنین عقیده دارند در لحظه دیدن ماه نو هر حاجتی از خداوند طلب کنند برآورده خواهد شد .

در صغاد آباد فارس

اگر چهار نفر مؤمن موفق به دیدن ماه نو شوند متفقاً به در مسجدجامع که وسط صغاد واقع شده است می‌روند و به مؤذن می‌گویند: "جار بکش . امشب حتماً شب نیت است" . مؤذن هم روی بام یا گلدسته مسجد می‌رود و با صدای بلند می‌گوید : "مؤمنین ، ماه نو را دیده اند خود را برای سحری خوردن و روزه گرفتن آماده کنید"
اگر هوا ابری باشد و موفق به دیدن ماه نشوند چند نفر را به شهرهای آباده و "قمشه" یا آبادیهای اطراف می‌فرستند تا از دیدن ماه مطلع شوند .

در اصطهبانات فارس

به محض دیدن هلال ماه مبارک رمضان چند توپ شلیک می‌کنند تا همه مردم باخبر شوند . هر کس صدای توپ را بشنود این اصطلاح را می‌گوید: "توپ هدر شد ، ماه دیده شد"

در جهرم فارس

مردم برای دیدن ماه نو به "کوه البرز" که مشرف به شهر است می‌روند و با دیدن ماه چشمشان را می‌بندند و آن روی انگشتر فیروزه یا درخت سبز یا آب روان و یا قرآن می‌گشایند اگر هیچ کدام از این چیزها نبود چشمشان را روی سکه باز می‌کنند .

در کازرون فارس

بعد از دیدن هلال ماه رمضان سه صلوات می‌فرستند و می‌گویند : "خدایا یک ماه قدم دار و مبارکی رو همه شیعیون نو شده باشد"
یا گویند : "الهی ماه شریف و مبارک و بابرکتی رو همه عزیزون و غریبون نو شده باشد"

پیرمردها بر بام های شهر اراک

مردم اراک وقتی هلال ماه رمضان را می‌بینند به یکدیگر تبریک می‌گویند و آرزوی توفیق روزه و عبادت برای خود و دیگران می‌کنند .
اراکی ها نیز هنگام دیدن ماه سعی می‌کنند چشمشان را روی قرآن یا آب روان بگشایند . بعضی آب روان را روشنایی و بعضی سرگردانی می‌دانند . عده ای هم ماه را در آیینه‌ای که رو بروی ماه نگه می‌دارند مشاهده می‌کنند و دیدن ماه را در آیینه مبارک می‌دانند .
در اراک هنگام رؤیت ماه رسم است چند پیرمرد به پشت بام یا گلدسته مساجد بروند و اذان بگویند .

در قمصر کاشان

برای دیدن هلال ماه رمضان مردم به بام خانه هایشان می‌روند و با خود یک کلام الله مجید ، یک آیینه و یک سینی که داخل آن یک ظرف آب که کمی ‌سبزی خوردن در آن است می‌برند . روی فرش رو به قبله می‌نشینند ، آن گاه آیینه را به سمت آسمان می‌گیرند و آن قدر جا به جا می‌کنند تا ماه را در آیینه ببینند . به محض مشاهده ماه یک شخص باسواد با صدای بلند سوره یاسین قرائت می‌کند و دیگران در دل همراه با او سوره یاسین را می‌خوانند . بعد یک حمد و سه قل هوالله خوانده و چند صلوات می‌فرستند . سرانجام هر یک از افراد جرعه ای از ظرف محتوی آب و سبزی می‌نوشند و عقیده دارند خوردن آب و سبزی به آنها نیروی قناعت می‌دهد و موفق می‌شوند بدون ناراحتی ماه مبارک رمضان را روزه بگیرند .
بعد از این اعمال یک نفر طبل می‌زند تا اگر کسی ماه را ندیده باشد مطلع شود .
در ضمن در قمصر بازگشودن چشم را بعد از دیدن هلال در صورت سادات شگون می‌دانند و سعی می‌کنند وقتی هلال ماه رمضان را دیدند به صورت سید یا سیده ای نگاه کنند . سادات هم وقتی ماه را می‌بینند به سینه خود نگاه می‌کنند و صلوات می‌فرستند .

در تاکستان قزوین

پس از رؤیت ماه نو بر آیینه و قرآن می‌نگرند کسانی هم که در سینه خال دارند پس از مشاهده ماه به سینه خود نگاه می‌کنند و معتقدند چون این خال خدایی است برای آنها خوشبختی می‌آورد .
زنانی که بچه ندارند دختر بچه یا پسر بچه ای خوشرو را با خود به بام می‌برند و به محض دیدن ماه به روی او نگاه می‌کنند و از خدا می‌خواهند که به آنها بچه ای سالم و زیبا عطا کند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #3  
قدیمی 25/12/2010
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
چراغ برات ؛ آیین همنشینی خراسانیان با مُردگان در آستانه نیمه شعبان




اگرچه برات در اسناد بانکی ارائه سندی معتبر برای دریافت وجه نقد معنا دارد اما در ادبیات دینی و فرهنگ عامه در استان خراسان شمالی کاربردی مشخص دارد به گونه ای که در استانهای خراسان سه شب قبل از نیمه شعبان را "برات" گویند .

در بجنورد ، در این شبها مردم با روشن کردن شمع بر مزار مُردگان خود برای شادی روح آنها دعا می‌خوانند و این چراغانی کردن مزار مُردگان به چراغ برات معروف شده که با گذشت چندین سده همچنان در فرهنگ مردم استان تجلی دارد .

اگرچه آیین برات نیز همچون بسیاری از رسم ورسوم کهن ایرانی آن گونه که باید مورد نقد و بررسی قرار نگرفته ، ولی اسنادی وجود دارد که این آیین زرتشتی در اثر مرور زمان رنگ اسلامی‌ گرفته و در فرهنگ دینی و اسلامی ‌نیز ورود یافته و همچنان نیز این سنت حَسَنه با جلای اسلامی ‌در ایران زمین وجود دارد .

گرامیداشت مردگان در بین ایرانیان ؛ ایرانیان از دیرباز برای رفتگان خود احترام خاصی قائل بوده و سعی می‌کرده اند که به نوعی روح آنان را از خود راضی نگه دارند و بر اساس همین سنت اساس مراسم گوناگونی برای تجلیل از مردگان و شادی روح آنها و طلب آمُرزش در نقطه نقطه ي ایران زمین وجود دارد که در استان خراسان به این رسوم "چراغ برات" می‌گویند که موضوع شناخته شده ای در بین ایرانیان به خصوص خراسانیهاست .

البته این سنت حسنه در بین مردم استان تهران و برخی از دیگر از استانهای کشور در آخرین جمعه ماه اسفند هر سال و در مناطق استانهای گیلان و آذربایجان و یزد نیز در برخی جمعه ماه رجب خیرات برای مردگان وجود دارد .
اما مردم خراسان در نیمه‌های ماه شعبان هر سال یعنی طی روز‌های دوازدهم تا چهاردهم شعبان با برگزاری مراسم مذهبی ویژه ای با عنوان برات یاد و خاطره عزیزان از دست رفته را گرامی ‌داشته و به یاد مردگان خیرات می‌کنند .

دامنه این رسم آن چنان گسترده است که به ماه شعبان در این منطقه ماه برات نیز می‌گویند . مراسم شب‌های برات یا چراغ برات سابقه‌ای دیرینه و ریشه‌ دار دارد .

اگرچه مراسم چراغ برات که در سه شب و روز یازده تا چهارده شعبان و یا دوازده تا 15 شعبان در استان خر اسان ، ریشه دینی ندارد و در چند صد ساله حضور اسلام در ایران این سنت مورد تأیید پیشوایان دینی قرار نگرفته ولی این سنت حسنه مربوط به ایران باستان است و به دلیل عجین شدن این رسوم با دین مبین اسلام تاکنون مخالفتی از سوی مراجع دینی با آن صورت نگرفته است .
ایرانیان مسلمان شده به خصوص در قرون سوم و چهارم هجری تلفیقی شیرین و موفق از باورهای ایرانی پیشین و اسلامی‌ خود ساختند ، بدین گونه که هزار سال پیش در خراسان بزرگ عید یا مراسم لیلة البرات را در نیمه شعبان ماه با همان رسوم و آیین ایرانی - زرتشتی اما با توضیح و توجیه اسلامی ‌تدارک دیدند و برگزار کردند .

ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی نیز در این مورد می‌گوید : سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه ایام البیض نام دارد و شب پانزدهم این ماه شب بزرگ است و لیلة الصک و لیلة البرات نام دارد و عوام مردم بر این عقیده اند که صورت افرادی را که در آن سال باید بمیرند خداوند در آن شب به ملک الموت نشان می‌دهد .



آیین‌های ویژه برات

بر اساس اعتقادات مردم خراسان در این سه شبانه روز که اعتقاد دارند در آن مردگان آزاد هستند ، زندگان با احسان برای آنها نه تنها تلاش می‌کنند تا برات آزادی آنان را از آتش جهنم کسب کنند ، بلکه آزادی خود از آتش جهنم را نیز از امام دوازدهم خواستار می‌شوند .
اعتقاد اغلب مردم خراسان بر این است که در این ایام سرنوشت رقم می‌خورد ، به طوری که در نقاط روستایی خراسان در شب پانزدهم نیمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب ( اگر شب مهتابی باشد ) ایستاده و به سایه خود نگاه می‌کنند و از این طریق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پیش‌بینی می‌کردند در عین حال دست به دعا برمی‌دارند و از خداوند طلب سالی خوش می‌کنند .

اقشار مختلف مردم به ویژه کسانی که به تازگی عزیزی را از دست داده‌اند در این روز با حضور در مزار اموات ضمن درخواست آمرزش و زنده نگهداشتن یاد و خاطره درگذشتگان ، آنان را در برکات میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) شریک می‌سازند .

برات در خراسان مصداقی بر اعتقاد به اصل معاد است که مردم این خطه با انجام اعمال مخصوصی به استقبال آن می‌روند ، این مراسم به مدت سه روز و با عناوین مختلف برگزار می‌شود و مردم هر روز آن را با بزرگداشت قشر خاصی از مسلمانان برگزار می‌کنند .

برات غریبان، برات اسرا، برات مسافران، برات زنده‌ها و برات مرده‌ها از عناوینی است که برای این سه روز در نقاط مختلف خراسان استفاده می‌شود که از این میان برات مرده‌ها در ‪ ۱۴شعبان با شور و حال خاصی برگزار می‌شود .

پخت انواع نانهای سنتی مانند روغن جوشی ، چلبکی ، کماچ ، ساچ و حلوا و پخش آن دربین مردم به ویژه کودکان از مراسم ایام برات در شهرهای گوناگون خراسان است ، مردم این منطقه از کشورمان اعتقاد دارند پخت این خوراکیها باید قبل از غروب آفتاب صورت گیرد .


روز برات زنده‌ها زمانی برای شکرگذاری به نعمت سلامتی و حیات


روزسیزدهم شعبان در برخی شهرهای خراسان به برات زنده‌ها شهرت دارد و مردم در این روز به شکرانه نعمت سلامتی به پخش شیرینی و شکلات می‌پردازند .
در غروب روز سیزدهم شعبان نیز کسانی که به ‌تازگی عزیزی را از دست داده‌اند اقدام به پخت نوعی نان سنتی به نام روغن جوشی کرده و آن را بین مردم تقسیم می‌کنند .

اعتقاد مردم این خطه بر این است که اگر عروس خانواده روغن جوشی را بپزد ارواح تازه ‌گذشتگان از این خیرات بهره بیشتری می‌برند .

در روز ‪ ۱۴شعبان نیز که به برات مرده‌ها شهرت دارد مردم با حضور بر سر قبور خویشاوندان ، خواندن فاتحه و پخش انواع شیرینی ، شکلات ، میوه و نانهای سنتی یاد و خاطره عزیزان خود را گرامی ‌می‌دارند .
در این روز کسانی که به تازگی عزیزی را از دست داده‌اند با پهن کردن فرش ، خیرات ، پخش انواع خوراکی و خواندن روضه یاد و خاطره تازه گذشته را گرامی‌ می‌دارند ، قرائت قرآن و فاتحه نیز در این راستا هدیه‌ای است که از سوی مردم نثار روح درگذشتگان می‌شود .

نکته جالب توجه این است که هر چند ایام برات سه روز است اما در برخی از روستاها و همچنین مناطقی که هنوز روابط طایفه ای مستحکم است در صورتی که تعداد درگذشتگان سال بیش از سه نفر باشد مراسم را از ابتدای ماه شعبان آغاز کرده و هر روز در منزل یکی از درگذشتگان مجلس روضه همچنین مراسم قرائت قرآن برپا می‌شود .

مردم در این روستاها به چند گروه تقسیم شده و هر گروه در قسمتی از روستا در جمع بازماندگان متوفی به قرائت قرآن می‌پردازند ، مردم در این روستاها عصر روز سیزدهم شعبان با حضور بر مزار اموات و خواندن فاتحه ، یاد و خاطره آنان را گرامی ‌می‌دارند .

در روز چهاردهم شعبان نیز تمام اهالی روستا به صورت دسته‌جمعی در خانه آخرین خانواده ای که عزیزی را از دست داده‌اند جمع شده و برای متوفی فاتحه می‌خوانند .

از دیگر مراسم روز برات که بیشتر در روستاها رونق دارد اجرای مراسم ‌برات خوانی است ، در این مراسم جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادی که به تازگی عزیزی را از دست داده‌اند مراجعه کرده و اشعاری را در یادآوری روز برات قرائت می‌کنند .
اهالی خانه نیز از آنچه در خانه موجود است مانند خرما ، شکلات ، نقل و نبات ، لنگاش پخته ، عناب و گردو به آنها می‌دهند و بدینوسیله از آنها تشکر می‌کنند .

در روستاها رسم بر این است که شب نیمه شعبان تمام چراغهای خانه باید روشن باشد ، اعتقاد روستاییان بر این است که در این شب ارواح مردگان آن خانه به محل زندگی خود می‌آیند و اگر چراغ خانه روشن باشد برای اهالی خانه دعای خیر نموده و در غیر این صورت آنان را نفرین می‌کنند .

یکی از کارشناسان دینی اداره کل تبلیغات اسلامی ‌استان خراسان شمالی می‌گوید : چراغ برات آیین دیرینه ای است که از سوی مردم استان خراسان سابق که شامل سه استان خراسان رضوی ، شمالی و جنوبی فعلی می‌شود مرسوم بوده و همچنان نیز ادامه دارد .

حجت الاسلام حسن وطنخواه اظهار داشت : آیین چراغ برات در آستانه نیمه شعبان در استان خراسان مرسوم بوده و این آیین از دوازده تا پانزدهم نیمه شعبان دایر است و مردم در این روزها برای طلب آمرزش مردگان و طلب رزق و روزی خود و سرنوشت نیک در دنیا و آخرتشان دعا می‌کردند .

وی اضافه کرد : فضلیت شب نیمه شعبان در آیین‌های دینی ما به اندازه شبهای قدر تلقی شده و سرنوشت انسان در این شبها رقم می‌خورد و دعا و طلب آمرزش کردن گناهان برای زندگان و مردگان می‌تواند در این شبها تأثیر بسزایی داشته باشد .

حجت الاسلام وطنخواه گفت : آیین چراغ برات در استان خراسان و سایر برنامه‌هایی که تحت عناوین دیگر در نیمه شعبان در سایر استانها انجام می‌شود ، با رویکرد دعا برای آمرزش گناهان و طلب مغفرت منافاتی با مسائل دینی ندارد و سنت حسنه ای است که مورد تأیید نیز است .

وی معتقد است : نیمه شعبان سالروز ولادت منجی عالم بشریت فرصت مناسبی برای مردم مسلمان و شیعه است که از خداوند طلب آمرزش گناهان داشته باشند و برای سربلندی اسلام و مسلمین و رفع گرفتاری از امور مسلمین دعا کنند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #4  
قدیمی 27/12/2010
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
آيين سوگواري در سرزمين آلامتو



ایلام سرزمین زاگرس‌نشین با بیش از 10 هزار سال قدمت و مملو از پتانسیل‌های سنتی در غرب نقشه ایران جای گرفته است . مردم این دیار ده هزار ساله پس از گذشت سالیان سال هنوز جذب مدرنیزه نشده‌اند ، به همین خاطر است که همچنان جشن‌ها ، عادات و رسم‌های اجتماعی و سنتی در این استان به قوت خود پا برجا است .

ایلام ‌نشنیان همچنان برای این مراسم و آئین‌های بومی سرزمینشان ارزش خاصی قائل هستند ، "چمر" مراسم ویژه سنتی و نمایش تصویری و عینی از آئین مرثیه‌ای و عزاداری محلی در این استان است .

در مقدمه مقاله "مراسم چمر در ایلام" نوشته آقایان فرخی و کیایی چنین آمده است که :
این سوگ ، آواز پیشینه‌ای کهن دارد ، با اساطیر آغاز دوره نوسنگی ارتباط می‌یابد که در ایران ، فینیقیه و اسکندریه این مراسم را بعد از برداشت گندم یعنی زمان خشکیدن گیاهان انجام می‌دادند .

در لغت‌نامه‌های مختلف در برابر واژه چمر تعابیر و معانی گوناگونی بیان شده که مجموعاً معانی مشترک و مشابهی را شامل می‌شود .

در فرهنگ مردوخ چمر به معنای دایره و حلقه و (چه مه ری) را دهل عزا ذکر کرده است .
در لغت‌نامه دهخدا چمر به معنی آشکار و ظاهر و
در فرهنگ عمید به معنای محیط و دایره و هر چیز دایره مانند ذکر شده است
به طور کلی واژه چمر می‌تواند از کلماتی مانند (چه مه ره)) یعنی (چشم به راه) و منتظر کسی یا مسافری بودن و یا (چم و چمانن)به معنای خم و خم شدن (کنایه از پشت از غم دولا شدن) گرفته شده باشد .


یک روز در سرزمین ناشناخته‌ها

آفتاب بالا آمده و نور زرد رنگی بر محوطه چمرگاه تابیده است . نوای سُرنا و دهل همه جا را تحت تملک خود در آورده . این نوای غم انگیز خبر از درگذشت شخصی سرشناس یا بزرگ یک ایل را می‌دهد و آهنگ چمر در سوگ و عزای این شخص نواخته می‌شود .
این نوای غم انگیز تنها بیان کننده اوج اندوه نیست ، بلکه با اجرای این مقام از موسیقی عزا همه خواهند فهمید که بزرگی از میان ایل و یا طایفه‌ای مرده است . همه با شنیدن صدای آهنگ چمر دست از کار کشیده و به محل سوگواری می‌شتابند .

از دور گروه‌هایی منظم که لباس تیره و سنتی بر تن دارند به چشم می‌خورند در این دسته عظیم که از طوایف و تیره‌های دور و نزدیک به منظور همدردی با خانواده عزادار به این مراسم آمده‌اند ؛ بیشتر ریش سفیدان و مردان و زنان میانسال در آن جمع حضور دارند که هر گروه با حمل کردن بار مواد غذایی همچون برنج ، گوسفند ، روغن ، قند و حتی در مواردی هیزم آمده‌اند تا باری از دوش صاحب عزا بردارند و این هزینه تنها به خانواده متوفی تحمیل نشود ، این عمل به نوعی تجلی کننده روح تعاون و همکاری در میان قبایل است .

صدای (هی داد هی بیداد) به گوش می‌رسد ، این صدای مردان بزرگ قوم خانواده عزادار بود که با لباس محلی و تیره برتن در حالی که روی پیشانی و شانه‌های خود را گِل گرفته و نوارهایی پهن از سیاه چادر را به شیوه حمایل برتن دارند به اسقبال مدعوین می‌روند و با تکرار جمله هی داد هی بیداد به همدیگر تسلیت می‌گویند .
مدعوین برای اینکه به مراتب همدردی خود تجسمی عینی ببخشند از گِلی که در تشت یا تغاری آماده شده به شانه‌ها و پیشانی خود می‌مالند .

استقبال کنندگان مدعوین را به درون سیاه چادرهایی که از قبل آماده شده جهت استراحت و صرف چای و نهار هدایت می‌کنند و پس از پذیرایی از آنان بر حسب رعایت سن و مقام با اجازه خانواده متوفی توسط شخصی که یک سینی با یک کارد به همراه دارد به نشانه احترام و پاسخ به عمل ابراز همدردی مدعوین ، به پاک کردن گِل‌های شانه‌ها و پیشانی آنها می‌پردازند .


زنان به شیوه دیگری استقبال می‌کنند

این بار صدای "وی وی وای وای" به گوش می‌رسد . این صدا آنچنان ریز وتند وسریع تکرار می‌شود که آهنگ غم‌انگیزی در فضا طنین انداز شده است . این نوای حزن‌آلود بستگان درجه یک خانواده عزادار است که باسربندهای تیره ، لباس‌های مشکی ، صورت خراشیده و پیشانی و شانه‌های گِل گرفته شده به نحوی که چادر و عبای مشکی آنها بر روی شانه‌ها افتاده به استقبال زنان مدعو می‌روند . با حرکت‌های موزون هر دو دست که روی صورت ، به صورت مماس فرود می‌آید و عبارت "وی وی وای وای" که به طور ریز و تند وسریع تکرار می‌کنند . سپس زنان مدعو را به جایگاه و یا محل استقرار گروه زنان (مویه خوان یا مور آر) مشایعت و همراهی می‌کنند .


مراسم چمر اجرا می‌شود

زنان ، مردان ، زنان مویه خوان ، نوازندگان ساز و دهل و گروه شاعران محلی (بهتر گوها یا کرها) هر کدام در قالب یک گروه و به طور منظم در جایگاه مخصوص خود قرار می‌گیرند . صدای سرنا و دهل در میدان چمرگاه می‌پیچد . بستگان و اقوام صاحب عزا دور هم جمع شده‌اند و در دو صف جداگانه زن و مرد ولی مرتبط به هم بر روی خطی دایره ‌وار در چمرگاه صف بسته‌اند . نخست مردان صف بسته و علم‌ها و کتل‌ها را در قسمت‌های مختلف صف جای داده‌اند . سپس زنان پارچه‌ای سیاه را جلوی خود گرفته‌ و در انتهای صف مردان صف می‌بندند .

(به ایشها) و (رو کرها) در چند دسته چهار تا شش نفری و معمولاً در دسته‌های مختلف به همراه نوازندگان موسیقی که آلاتشان دهل و سرنا است به سرودن شعرهای فی‌البداهه با آهنگی خاص و بسیار غم انگیز در رثای متوفی می‌پردازند ، همسرایان ضمن سرودن همزمان شعرشان به همراه نوازندگان دهل و سرنا و به آرامی حول میدانی دایره شکل که صفوف فشرده مردان و زنان میهمان آن را احاطه کردند به حرکت در می‌آیند .

در وسط میدان چمرگاه با تیرهای چوبی کوتاه سکویی معروف به کتل ساخته شده بود که لباس‌ها ، تفنگ و عکس متوفی را به همراه گل بر روی آن نصب می‌کنند و همچنین اسب متوفی را نیز با پارچه تزئین و به کتل می‌بندند .

سپس زنان جدای از مردان و در گوشه‌ای از میدان صفوف فشرده‌ای را تشکیل می‌دهند و عده‌ای از زنان که به (مور آرها) معروف هستند و صدای رسا و دل انگیز دارند به دور کتل حلقه زده و به صورت جمعی یا انفرادی اشعاری غم انگیز در رثای متوفی می‌سرایند .

در نزدیکی ظهر از میهمانان جهت صرف نهار در سیاه چادرهایی که قبلاً در یک یا دو ردیف برپا شده دعوت به عمل می‌آورند ، غذای چمر معمولاً چلو گوشت است که در سینی‌های بزرگ و برای هر سه یا چهار نفر یک سینی گذاشته می‌شود . پیش از غروب آفتاب مردان و زنان گرد عَلَم و کتل‌ها جمع می‌شوند و پس از شیون بسیار پیرمردان قوم ، کتل خاص مرده را باز می‌کنند و مراسم پایان می‌یابد .

مناطق روستایی مکانی مناسب برای اجرای چمر



سرپرست معاونت میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی ، صنایع داستی و گردشگری استان ایلام در این باره می‌گوید : مراسم چمر باید در محیطی باز برگزار شود تا شرایطی برای پذیرایی از میهمانان ، چادر زدن و پخت و پز فراهم باشد . بنابراین این مراسم در مناطق روستایی استان که دارای محیطهای وسیعی هستند ، برگزار می‌شود .

نریمان ملک احمدی می‌افزاید : در چمرگاه که محوطه اجرای آیین سوگواری چمر است ، در پاره‌ای از مواقع و به لحاظ شرایط خاص محل و موقعیت اجتماعی و اقتصادی فرد متوفی ، سکویی مخروطی شکل از سنگ (خشکه چین یا توأم با ملات) ساخته می‌شود و معمولاً یک کتیبه سنگی که بر روی آن تاریخ فوت و عنوان چمر حک شده است را در داخل آن سکو قرار می‌دهند تا یادگاری از فرد فوت شده به جا ماند . و از آن به عنوان نماد چمر گاه یاد می‌شود .


سازمان میراث فرهنگی ایلام در جستجوی شناسایی چمرگاه‌های پابرجا

چندی پیش "چمرگاه" که اولین نماد ملموس آیین سوگواری چمر در استان ایلام است ، در فهرست آثار ملی به ثبت رسید .

رئیس سازمان میراث فرهنگی استان ایلام در این خصوص می‌گوید : در استان ایلام به لحاظ شرایط خاص آن و از جمله وقوع جنگ تحمیلی و تسطیح اراضی برای کشاورزی توسط مردم ، تا کنون توانسته‌ایم تعداد معدودی از چمرگاه‌های استان که پابرجا هستند را شناسایی کنیم .

فریدون محمدی می‌افزاید : نماد چمرگاه "هجدان" دشت صالح آباد ، نمونه سالم و کاملی از چمرگاه‌های استان است که با ثبت در فهرست آثار ملی علاوه بر حفاظت آن در برابر عوامل مخرب زمینه ثبت نمونه‌های مشابه به آن در سراسر استان فراهم می‌شود .
وی می‌گوید : تعدادی از این چمرگاه‌ها در مناطق ایل نشین همچون ایل ملکشاهی ، خزل و اکوارزی به جا مانده و مابقی این چمرگاه‌ها هنوز شناسایی نشده است .

رئیس سازمان میراث فرهنگی استان ایلام معتقد است : در مراسم چمر کارکردهای اجتماعی خاصی مشاهده می‌شود که از جمله آن می‌توان همبستگی اجتماعی در قالب نمادهای سنتی ، ابراز همدردی در شکل تاثرات جمعی ، اشعار حماسی و وصف حماسه‌های گذشتگان در قالب کلماتی که در دسته‌جات چمر به کار می‌برند ، مدح فضائل و خوبی‌هایی که توسط انسان‌ها صورت می‌گیرد در قالب توصیف متوفی با الفاظی که به (رو رو) و افرادی را که این اشعار را می‌خوانند به (رو رو کر) مشهورند ، را نام برد .

محمدی این گونه عنوان کرد : این مراسم طی سال‌های اخیر برای مراسم ارتحال امام خمینی(ره) در استان ایلام برگزار می‌شود .


چمرگاه پلی بین مردم شناسی و باستان شناسی

ملک احمدی این نماد را که شاید پلی بین مردم شناسی و باستان شناسی باشد را از جمله آثار ملموس حوزه مردم شناسی عنوان می‌کند که برای نخستین بار در استان ایلام به همت کارشناسان سازمان به ثبت رسیده است .

این کارشناس مردم‌ شناسی می‌گوید : کار ثبت آثار معنوی یا غیرملموس در حوزه مطالعات مردم ‌شناسی با توجه به مشکلات اجرایی آن و از جمله فرم‌های تخصصی پیچیده و بار مالی در دست انجام بوده و بدین لحاظ زمان‌بر است .
شاید با ثبت شدن مراسم چمر در کنار این چمرگاه به ثبت رسیده ، یک مجموعه کامل از یک مراسم سوگواری در ایلام در خاطره همگان باقی بماند و دیگر هیچ خطری مبنی بر کمرنگ شدن ، این آئین را تهدید نخواهد کرد .

مسئول ثبت آثار معنوی استان ایلام در این باره به میراث آریا می‌گوید : اطلاعاتی در خصوص این آئین گردآوری شده است و اداره ثبت آثار معنوی شاخه مردم شناسی استان ایلام در صدد است با تکمیل تحقیقات به منظور جمع‌آوری اطلاعات از این آئین بومی ، آن را در فهرست آثار معنوی به ثبت برساند .


مراسم چمر تداعی کننده ارزش‌های اجتماعی

در مجموع ، مراسم چمر در استان ایلام تداعی کننده ارزش‌های اجتماعی نظیر: برابری ، تعاون ، اتحاد ، نظم ، تعادل و توازن است .

حرکت صفوف مردان و زنان در کنار هم نشانه مساوات و برابری زنان و مردان در عرصه زندگی است .

مراسم چمر مجموعه‌ای از ارزش‌های انسانی و اسلامی در کنار همیاری و دوستی است که در قالب حرکاتی عینی و ملموس به تصویر کشیده می‌شود تا از این طریق از حقوق عرفی و شخصیت معنوی عزیزان از دست رفته و انسان‌های مصلح و خداجو تجلیل شود . امیدواریم آثار این مراسم با شکوه سنتی و اعتقادی ، ماندگار بماند و ایام بر آن تسلط نیابد .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #5  
قدیمی 27/12/2010
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
آیین گلریزان به روایت تاریخ



آیین سنتی " گلریزان " در اصل براساس یک سنت دیرینه رسم پهلوانی‌ در ایران آغاز شد و سرآغازی برای فتوت مردان نیک ضمیر بوده است .

عنصرالمعالی در کتاب خویش ویژگی‌های جوانمردی را اول "خرد" ، دوم "راستی" و سوم "مردمی" بر می‌شمارد و آنها را از نشانه‌های رادمنشی و جوانمردی و عیاری می‌داند .
همچنین در کتاب "مینوی خرد" برای جوانمردی سه اصل خِرَد ، درستی و رادی به عنوان ویژگی‌های بارز یاد شده است .

"عبدالرزاق کاشانی" در کتاب فتوت‌نامه نیز جوانمرد را انسانی آزاده و نیک ‌سرشت می‌داند . وی معتقد بود ، برای رسیدن به کسوت جوانمرد باید راه‌های دشواری را طی کرد تا بر دیو نفس فائق و پیروز شد . برای رسیدن به کسوت جوانمردی در نزد ایرانیان سه اصل مهم "شریعت" ، "طریقت" و "حقیقت" طی می‌شود ، تا جوانمردی و بخشندگی پا گیرد .

در اصل پهلوانی ، رادی و بخشندگی همان گلریزان است ، که خاستگاه این بخشندگی طبیعت و بهار بوده ، چرا که بهار و طبیعت هرچه دارد به امر خداوندگار به زمین می‌بخشد تا حیاتی دوباره یابد .

فردوسی رادی و درستی را شکل‌شناسی پهلوانان اساطیری خود می‌داند که :
همه مردمی باید آیین تو

همه رادی و راستی دین تو





ایرانیان از دیر باز براساس تکریم و نوع دوستی خود همواره بر آیین گلریزان همت گماشته‌اند و این آیین را شکرانه نعمت خدادادی خویش می‌دانند که مانند ابر بهاری طراوات زیستن دوباره بر مستمند و نیازمند روا می‌دارند آن گونه که "وقت گلشن ، خوش که گلریزان ابر رحمت است"


این سنت ایرانیان در رادی و رادمنشی و پهلوانی همواره یک افتخار بوده و بسیاری از شرق‌شناسان از این امر به نیکی یاد می‌کنند به گونه‌ای که پروفسور "مانوئل کوربن" محقق دیرینه‌شناس و مردم ‌شناس برجسته غربی آن را نمادی از زیباترین حرکت‌های بشری در طول تاریخ می‌داند که فقط مختص ایرانیان بوده است . وی ، در کتاب خود به صراحت یاد می‌کند که در ایران مردانی قابل احترام برای برداشتن موانع ‌از پیش‌ پای دیگران هرچه در توان خود داشته را به دیگران بدون هیچ منتی می‌بخشیدند .

آیین گلریزان بخشی از تاریخ بزرگ ایرانیان است و برخی از مورخان ثبت این سنت را از زمان حمله مغول عنوان کرده‌اند ، که در "باشتین" خراسان عیارانی برای کمک به نیازمندان ، در سردابه‌ شالی قرمز پهن کردند و آنان که زور بازو و توان مالی داشته ، قدم پیش نهاده و هرچه داشتند برای کمک رو کردند .


ذکر پهلوانان در آیین گلریزان گرفتن دست مستمندان و اقتدا به حضرت علی‌بن ابی طالب(ع) نخستین امام شیعیان بوده و صاحب زنگ نیز در این آیین ، پهلوانان و جوانمردان را به گلریزان فرا می‌خوانده است .

مهمترین آثار تاریخی به جای مانده از آیین معنوی و سنتی گلریزان در ایران بنای تاریخی "سی و سه پل" است ، که در آن هنگام شاه عباس برای ساخت این بنا ، از مردم استمداد کرد و آیین گلریزان برپا شد .

مردم نیز به پهلوانان مِهرگستر القاب "راد آیین"، "زاد مهر" ،"گلریز" و "رادی" نسبت می‌دادند و بین پهلوانان و عیاران نیز برگزاری آیین گلریزان و کمک به مستمندان نشانه‌ای از پیش کسوتی و مرشدی و صاحب زنگی بوده است .





هنگامی که جوانمردان و رادان وارد گود می‌شدند ، مرشد و صاحب زنگ با نواختن صدای زنگ از آنان "رخصت" می‌طلبید و پهلوانان خطاب به پیر میدان‌دار گود از او می‌خواستند تا برای کسی که ناتوان است ، گلریزی کند و فریاد "اگر ناتوانی بگو یا علی (ع) ، اگر خسته جانی بگو یا علی (ع)" بلند می‌شد .


در پس زمان ، گلریزان از گود زورخانه‌ها به خانه‌ها کشیده شد به گونه‌ای که زنان نیز در این سنت حسنه حضور یافته و حتی برای انداختن سفره نذر ابوالفضل(ع) که با نذری‌های زنان گسترده می‌شد ، نوعی گلریزان کوچک برپا می‌داشتند .

اکنون با گذر زمان آیین سنتی گلریزان و رادی در ایران جلوه‌ای با شکوه ‌تر به‌ خویش گرفته و مردان و زنان توانمند و جوانمرد برای آزادی زندانیان غیر عمد در بند ، گلریزی می‌کنند .


گلریزان به معنای رایج اجتماعی آن زاییده فرهنگ فتوت و پهلوانی مبتنی بر الگوهایی همچون "پوریای ولی" است که با تعمیم ریختن گل بر سر پهلوانان به گرد آوری کمک برای افراد گرفتار و دربند ، گسترش معنا یافته است .

گلریزان به واقع ریختن و ایجاد گل زندگی و امید در چله سرما رنج و سختی و گرفتاری است که با ریختن گلی از شاخسار زندگی خود باغ بقا و بهار وصل را به خانواده‌های در رنج هدیه می‌کنند .

این مفهوم که تجلی اجرایی دستور دینی "انفاق" است ساز و کار حمایتی متناسب با فضای اجتماعی و فرهنگی زندگی گذشته ایرانیان و نهادهای اجتماعی موجود آن دوره بوده است .


زورخانه در فرهنگ ایرانی اسلامی نه فقط محل پرورش جسم که فضایی برای تهذیب نفس و همچنین امکان و مجالی برای مراودات اجتماعی و شکل‌گیری رفتارهای گروهی همچون گلریزان بوده است .

گلریزان اما رواج گذشته را ندارد و تحت تأثیر شرایط گذار اجتماعی ، افزایش جمعیت و شهرنشیني و کاهش ارتباطات مبتنی بر محله‌ها باعث افت و به محاق افتادن گلریزان شده است .

از آثار مهم برپایی جشن گلریزان همزیست‌گرایی و همدلی در جامعه است که چنانچه فردی از افراد جامعه بنا به دلایل غیر عمد و سهوی دچار گرفتاری شد ، جامعه برای نجات او همراه و همدل باشد .


از منظر روانشناسی اجتماعی یکی از مهمترین نیازهای اجتماع ؛ احساس خوب داشتن نسبت به یکدیگر است و در یک معنای وسیع‌ تر نوع دوستی و انسان‌دوستی نیاز اساسی جامعه است . گلریزان سنت حسنه‌ای است که سمبل و نماد نوع‌ دوستی انسان‌ها است و تقویت آن می‌تواند در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی اثر گذارد . تأثیر اقتصادی گلریزان یکی از مهمترین دستاوردهای این حرکت انسانی است که کمک‌های مردم در فعالیتی به کار گرفته می‌شود که هم دستاورد معنوی دارد و هم مشکلی را از کسی برطرف می‌سازد .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #6  
قدیمی 30/12/2010
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
مهمانی رنگ‌ها بر مخمل سبز زمین


كمی آن‌‌طرف ‌تر از شهر بلداجی ( از شهرهای چهارمحال‌بختیاری كه به خاطر درخت‌های گز؛ گز آن بسیار مرغوب و مشهور است ) مرغزار نسبتاً وسیعی نزدیك تالاب چغاخور قرار گرفته است كه چندی پیش شاهد برگزاری جشنواره‌ای بود .

جشنواره فرهنگ و هنر ایل ‌یار بختیاری ، مجالی است برای مرور آداب و رسوم این ایل بزرگ ؛ جشنواره‌ای از رنگ و موسیقی و حركت .

زمانی كه توشمال‌ها ( نوازندگان محلی ) نغمه‌های حماسی بختیاری را می‌نواختند سواران فرصتی برای بازنمایی رشادت و شجاعت تاریخی ایل می‌یافتند و رنگ‌ها مجالی برای خودنمایی . در اینجا چند صحنه از این جشنواره را می‌بینیم .




سیاه‌ چادر محل اسكان افراد ایل در قشلاق و ییلاق است ؛ دست بافته‌ای از پشم بز كه با به هم دوختن آنها فضایی مناسب برای زندگی به وجود می‌آید .



رنگ‌ها یكی از ویژگی‌های بارز زندگی ایل است . لباس‌ها ( به خصوص لباس دختران و زنان بختیاری ) و همچنین دست‌بافته‌های آنها ( گلیم ، فرش و...) محل نمایش این رنگ‌هاست .


اسب‌ها جزیی از زندگی ایل هستند و شاهد دلاوری‌های مردان در جنگ‌ها در طول تاریخ ایل ؛ مرد بختیاری رو به كوه‌های بلند زردكوه می‌تازد .



كره اسب تازه متولد شده در لحظه‌ای كه دختر بختیاری برای استراحت ایستاده است به مادرش نزدیك شده است و شیر می‌نوشد .



طناب‌هایی بافته از پشم‌ بز كه كارشان نگه ‌داشتن سیاه چادرها و همچنین بستن بار و بنه روی قاطرها در سفرهای متوالی ایل است ، در كنار منگوله‌هایی كه از پشم گوسفند و با رنگ‌های طبیعی مانند پوست بلوط ، روناس و ... رنگ شده‌اند ، محلی برای بروز ذوق و هنر زنان ایل است .


چهره‌های آفتاب سوخته و بدن‌های ورزیده مردان ، نشان از زندگی سخت همواره در سفر مردان بختیاری دارد . افراد سرشناس ایل كه «كلانتر» نام دارند ، به جشنواره چشم دوخته‌اند .



تنها مردان ، سواران اسب‌ها نیستند ؛ زنان بختیاری نیز در سواركاری تبحر دارند .

__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #7  
قدیمی 01/01/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
گزارش تصویری از مراسم جشن سده در تهران



جشن «سده» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است . در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه ، همه مردمانِ آئین زرتشت سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها ، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم ‌‌وبیش بر می‌افروزند . مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود ، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند . همچنین در برخی نواحی ، به جشن‌خوانی ، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌ پردازند .

















__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #8  
قدیمی 01/01/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
آرامش به جای مویه در مراسم عزاداری زرتشتیان



برای کسی که در آیین‌های پُرسوز وگداز خاکسپاری درگذشتگان شرکت کرده باشد و شیون‌ها و برسرزدن‌های بازماندگان آنان را دیده باشد ، بی‌گمان ، بودن در آیین آرام بخش درگذشتگانِ زرتشتی ، این پرسش را در پی خواهد داشت که ، دلیل این آرامش و آن هیجان در چیست؟

بی گمان آیین سوگواری یکی از آیین‌هایی است که ریشه‌ی عمیق در باورهای دینی هر انسان دارد . و مرگ هر انسانی خلأیی برای بازماندگان ایجاد خواهد کرد که تا مدت‌ها آن را احساس خواهند کرد . اما اگر به آیین‌های زرتشتیان باریك ‌بین شویم ، شاید بتوانیم دلیل این آرامش را بهتر ریشه‌ یابی کنیم .

در بُندهش ، فرنبغ دادگی آمده است که : " به ‌هنگام یزشن کردن همه‌ی آفریدگان را بیافرید و با بوی و فروهر مردمان بسگالید و خرد همه آگاه را به مردمان فراز برد و گفت که کدام شما را سودمندتر در نظر آید؟ اگر شما را به صورت مادی بیافرینم همه تن با دروج بکوشید و دروج را نابود کنید شما را به فرجام درست و انوشه باز آرایم و باز شما را به گیتی آفرینم جاودانه و بی‌مرگ ، بی ‌پیری و بی ‌دشمن باشید یا شما را جاودانه پاسداری از اهریمن باید کرد؟ ایشان بدان خرد همه آگاه آن بدی را که از اهریمن دروج بر فروهرهای مردمان در جهان رسد دیدند و رهایی واپسین از دشمنی پتیاره و به تن پسین جاودانه ، درست و انوشه باز بودن را دیدند و برای رفتن به جهان همداستان شدند ."

در این نوشته که بُن مایه‌ای اسطوره‌ای از باورهای زرتشتیان گفته شده است دو نکته دارای اهمیت است :
نخست این که بنا بر باور زرتشتیان انسان آگاهانه (خردمندانه) آفریده شده است تا با دُروج اهریمنی (بد اندیشی) بجنگد پس هم زرتشت و هم پیروانش در اسطوره‌های سنتی ، نمونه‌ی نبردی را می‌بینند که هر انسانی در خویشتن و در زندگی روزانه ی خود با آن روبروست .
در دینکرد ششم آمده است که به این‌گونه می‌توان اهریمن (بداندیشی) را از جهان بیرون کرد که هر کس باید به اندازه‌ی خود او را از خود براند زیرا وجود اهریمن در جهان ، در تن مردمان است .
در یسنای 45 بند 5 نوشته شده هرکس از اهورامزدا پیروی کند ، به وسیله‌ی اندیشه‌ی نیک (وهومن) به کمال (هئوروتات) و بی مرگی (امرتات) می‌رسد . و در یسنای 34 بند 1 اشوزرتشت از پاداش کارهای نیک به عنوان راستی (اشا) و بی مرگی (امرتات) و شهریاری (خشتره) و کمال (هئوروتات) نام می‌برد .

در واقع انسان آگاهانه در این جهان زندگی می‌کند تا با اندیشه‌ی نیک ، راستی را به اجرا درآورد (یسنای 48 بند 12) . پس در زیستنی آگاهانه ، برای نبرد با نیروهای اهریمنی و با اندیشه‌ی نیک ، اندوه چه سود دارد که اگر نیک زیست و اندیشید پس جاودان شده است و اینجاست که بی‌گمان باور زرتشتی ، در چکامه‌های حافظ اوج می‌گیرد که می‌فرماید :

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما


پس دین زرتشتی ، دین امید است . امیدی که به‌گونه‌ی اسطوره‌ ای ، پیروزی نیکی بر بدی در هنگام بازسازی جهان بیان شده‌است و این امید چیزی است که در همه‌ی آیین‌های زرتشتیان دیده می‌شود . آیین‌هایی که با هدف کمک به روان و نه برشیون و مویه ، از درگذشتگان می‌خواهند تا در جشن‌هایشان شرکت کنند .
باور به گذر روان از این جهان به جهان دیگر در سه روز نخستین انگیزه‌ی اجرای آیین‌های این مدت است . از آنجا که سروش ، روان را در این دوران پشتیبانی می‌کند ، نیایش‌هایی به وسیله ی موبد یا موبدان و خویشان او هم در خانه و هم در آتشکده (نیایشگاه) به این ایزد پیشكش می‌گردد و مهمترین این نیایش‌ها نیایش سومین روز است که روان ، به سوی داوری می‌رود ، پس برای او درخواست بخشایش می‌کنند .

در این آیین‌ها سفارش شده است که نباید به شیون و زاری ادامه داد چون شیون و زاری در دین زرتشتی گناه ‌است چرا که نه تنها این کار کمکی به روان نمی‌کند بلکه چندی بعد ، سختی به روان درگذشتگان می‌رسد .

در ارداویراف نامه ، فصل 16 آمده‌است که : " رودی بزرگ و تاریک چون دوزخ از اشک بسیار مردمان که پس از مرگ درگذشتگان از چشم می‌ریزند در سر راه بسیاری از فروهران ایجاد می‌شود که آن‌ها که کمتر مویه کرده‌اند آسان تر و آن‌ها که بیشتر مویه کرده‌اند سخت تر از آن می‌گذرند ."

اما اگر بهتر به این باور بنگریم ، درمی‌یابیم که یکی از پایه‌های بنیادین زرتشتیان که آزار نرساندن به بدن است در آن نهفته است .

پوشش سفیدرنگ شرکت کنندگان ، آرامش را بر محیط و بازماندگان فرد درگذشته به همراه می‌آورد .
بیشتر خوراکی‌‌ها‌یی که بر سر سفره گذاشته می‌شود مانند گلاب ، قهوه ، سِداب و شکر، ویژگی آرامش بخشی و دارویی دارند .

با توجه به این موضوع جای تعجب نیست که در اوستا هیچ‌گاه واژه‌ی " سوک " به معنای سوگواری و ماتم که در سانسکریت آمده به کار نرفته است و تنها معنای سوختن را می‌دهد . زرتشتیان از درگذشتگان می‌خواهند تا در شادی زندگان و نه در غم آن‌ها ، شرکت جویند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #9  
قدیمی 12/01/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
آداب و رسوم سنتی و محلی مشهد


« مشهد » عصاره ادب و آداب و رسوم ایران زمین است .

فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید و سنن هر مردمی‌ نشان از عواطف و خلقیات و - در معنایی كامل - هویت انسانی آن مردم است .
مشهد الرضا (ع) ، شهری كه به واسطه عشق به پیشوای هشتم شیعیان شكل گرفت ، مهد ادب و آداب ایران زمین بوده و هست .
آداب و رسوم مشهد و شهرهای اطراف آن به محبت مهاجر پذیری فراوان شهر مشهد - به خصوص از شهرهای مجاور - بسیار نزدیك و گاه یكسان است كه باران خواهی و كشتی با « چوخه » از این دست است .




از قدیم ، خراسان منطقه‌ای كم آب و خشك بوده است ؛ به طوری كه مراسم طلب باران در بسیاری از شهرهای خراسان از جمله مشهد مرسوم بوده و آداب مشتركی داشته است . بدین گونه که زنان و دختران - با استفاده از دو تكه چوب و مقداری پارچه - عروسكی درست می‌كردند و آن را در سطح محله یا روستا می‌گرداندند و با خواندن اشعار و تصنیفهایی در جمعیت ، باران درخواست می‌کردند كه در آن معمولاَ به خداوند و حضرت «محمد» (ص) قسم یاد می‌شد و از مردم محله و روستا می‌خواستند برای پختن آشی به همین منظور كمك کنند .
مردم هر كدام در هنگامی‌ كه به گرداننده‌ این عروسك برای طبخ آش و حبوبات و ... می‌رساندند ، مقداری آب نیز روی عروسك می‌پاشیدند و دعاها و اشعاری را زیر لب زمزمه می‌کردند ، از جمله: « الله بده تو باران ، به حرمت مزاران ، گندم به زیر خاكه ، از تشنگی می‌ناله » و ... .
در بیشتر این مراسم طلب باران ، نماز باران را به صورت جماعت بر بالای كوه یا تپه ای می‌خواندند و مردم معتقد بودند كه بعد از خواندن نماز و مراسم طلب باران حتماً باران خواهد بارید .

خاستگاه شاهنامه « شت توس » است كه نبردهای تن به تن و حماسی فراوانی در آن به تصویر كشیده شده است .


كشتی با چوخه كشتی فراگیری در سطح ایران است . اگرچه این كشتی از قدیم در سراسر كشور با تفاوتهای اندكی مرسوم بوده ، در خراسان و شهرهایی چون مشهد و « نیشابور» و « سبزوار» - به سبب تعصبات خاص در خصوص فرهنگ پهلوان و پهلوان پروری و همان روحیه‌ قدیمی ‌و كهنی كه مردم این سرزمین داشته و در شاهنامه انعكاس آن نمایانگر است - بیشتر نمود و ظهور داشته و دارد . نام این كشتی از نام لباس خاصی گرفته شده است كه كشتی گیران آن را بر تن می‌كنند . چوخه لباسی پشمی‌ است كه گاه در نبردها نیز از آن استفاده می‌شد .
آیین جوانمردی و پهلوانی از آیینهای كهن مردم خراسان در شهر توس و مشهد فعلی است . پهلوان از مردم بسیار آبرومند شهر بود و معمولاً در مراسمی ‌چون عروسی و ... به سبب حفظ آمادگی جسمانی خود و سرگرمی‌ و رشد مهارتها ، مسابقاتی را در قالب كشتی باچوخه برگزار می‌كردند .
پهلوانان كشتی با چوخه معمولاً با افرادی كه نسب آنها به ائمه می‌رسید (سیدها) كشتی نمی‌گرفتند و معتقد بودند که حرمت این افراد را باید حفظ کرد ، به گونه ای كه به خود اجازه نمی‌دادند پشت سید را به خاك برسانند .
از گذشته مرسوم بوده است كه به افراد برتر این مسابقات كله قند هدیه می‌دادند . به همین سبب ، امروزه در کنار جوایز دیگری که اهدا می‌شود ، اما هنوز همان عنوان « قندبر» برای جوایز مانده است .

مشهد همواره مواجه با سیل مشتاقان زیارت از پیشوای هشتم شیعیان بوده و هست ، ولی در گذشته به سبب كمبود امكانات و سفرهای سخت و دشوار و توسعه نیافتگی شهر، مرسوم بوده است كه مشهدی ها به استقبال كاروانیان می‌رفتند و به احكام و احسان تیمار مسافران و زوار می‌پرداختند و پس از آن نیز در منازل خود پذیرای آنان می‌شدند .
حتی قصبه ها و روستاهای اطراف مشهد حضور زوار و كاروانیان را متبرك و میمون می‌دانستند و از میوه ها و محصولات زراعی و باغی خود به كاروانیان هدیه می‌كردند .

مراسم عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی در همه جای ایران مرسوم است و در مشهد نیز این مراسم با آداب مشابه و گاهی خاص برگزار می‌شود .


« شله قلمكار» آش مخصوصی است كه با حبوبات و گوشت طبخ می‌شود و یكی از طعمهای بسیار ماندگاری است كه چشیدنش نام مشهد را به ذهن متبادر می‌سازد .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #10  
قدیمی 13/01/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,389 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 505,991
مراسم سنتی قاليشويان در مشهد اردهال كاشان






مراسم سنتي مذهبي قاليشويان از سنت‌هاي چند هزار ساله است كه در دومين جمعه مهرماه هر سال در مشهد اردهال كاشان برگزار مي‌شود .
این مراسم نمايش واقعه شهادت سلطان علي بن محمد باقر علیه السلام در سال 113 هجرت در مشهد اردهال و نحوه به خاكسپاري اين امامزاده جليل القدر توسط اهالي فين كاشان است كه هر ساله با تعصب و غرور خاصي معمولاً در يكي از روزهاي ميان نهم تا پانزدهم مهرماه برگزار مي‌شود كه به روز قاليشويان معروف است .





هر گاه اين جمعه با يكي از روزهاي سوگواري و جشن مذهبي ، يا با يك رويداد برجسته تاريخي و سياسي همزمان بشود ، مراسم در همان هفته بر پا مي‌گردد .
يك هفته پيش از مناسك قاليشويان ، معمولاً در نخستين جمعه از فصل پائيز، مراسم جار در كاشان بر گزار مي‌گردد . اين جمعه كه در ميان كاشاني‌ها به جمعه جار معروف است ، روز فراخواني مردم به مراسم قالي‌شويي در مشهد اردهال است .
جمعه جار پيام‌آور فرا رسيدن سالروز شهادت شهيد دشت اردهال ، امامزاده مظلوم ، حضرت سلطان علي بن امام محمدباقر علیه السلام و روز موعود براي گرد همايي طايفه فيني است .هر سال در روز جمعه جار، چند جارچي در محلات فين و محله بازار كاشان و روستاي خاوه از روستاهاي كاشان راه مي‌افتند و گشت‌زنان به روش و سنت آبا و اجدادي خود با بانگ بلند و آوازي خاص ندا در مي‌دهند و مردم را از فرا رسيدن روز موعود قاليشويان و هفته زيارت امامزاده سلطان علي علیه السلام آگاه مي‌كنند .





خبر جمعه قاليشويان به سرعت دهان به دهان ميان مردم همه قشرها و بازاريان و پيشه وران و دستفروشان مي‌گردد و در كمتر از يكي دو روز در همه شهرها و دهات از جمله شهرهاي نطنز ، قم ، محلات ، ساوه ، دليجان ، يزد ، آشتيان و اصفهان پراكنده مي‌گردد جارچيان با رساندن اين پيام ، همه مردم ، به ويژه زائران و فروشندگان صاحب نذر را كه بايد هر ساله در قاليشويان شركت داشته باشند ، به تكاپو و فراهم كردن اسباب و توشه زيارت و تهيه جا و مكان براي سكونت در مشهد اردهال وا مي‌دارند .
تكاپوي سفر بيش از همه قشرها در ميان كاسبكاران و بازاريان چشمگير است . بازاريان و فروشندگان براي عرضه و فروش كالاهايشان در مشهد اردهال با يكديگر به رقابت مي‌پردازند و مي‌كوشند تا هر يك پيش از آغاز مراسم غرفه‌اي يا حجره‌اي مناسب در بازار چه و يا صحن پاپك و يا صحن‌هاي ديگر به دست آورند .
تعيين روز قالي‌شويي و اعلام آن به مردم به عهده ستاد برگزاري مراسم سنتي مذهبي قاليشويان فين است . اين گروه روز مراسم قالي شويان را معمولاً در دومين جمعه پائيز تعيين مي‌كنند .




در روز جمعه قالي شويان دهها هزار تن زن و مرد از شهرها و روستاهاي ايران ، به خصوص از آبادي‌هاي حاشيه كوير، براي حضور در مناسك قالي شويان و تماشاي آداب آن در مشهد اردهال گرد مي‌آيند .
حاشيه‌ نشينان كوير اين منطقه از ايران حضور در مناسك قالي شويان و زيارت امامزاده سلطان علي علیه السلام را در آغاز هر پاييز از فرائض مذهبي خود مي‌انگارند . اين زائران مؤمن ثواب زيارت امامزاده و حضور در مراسم قاليشويان را با زيارت مرقد مطهر جد بزرگوارش ، حضرت امام حسين عليه السلام و حضور در كربلا برابر مي‌دانند .
مراسم اينگونه آغاز مي‌شود كه پس از سخنان خطيب ، يكي از ريش سفيدان يا روحاني اهل فين كاشان اعانه‌اي را كه از فيني‌ها جمع كرده است به عنوان هديه و شيريني به متولي يا سرپرست خادمان آستانه مي‌دهد و درخواست آوردن قالي مخصوص امامزاده شهيد را از آستانه مبارك حضرت امامزاده سلطان علي علیه السلام مي كند . خادمان يك تخته قالي پيچيده شده را كه رويش يك تكه پارچه سبز كشيده‌اند ، از داخل حرم امامزاده بيرون مي‌آورند و به بزرگان فيني مي سپارند .




جوانان فيني با ديدن قالي به شور و هيجان مي‌آيند و با بانگ و فرياد "يا حسين ، يا حسين " براي به دست آوردن قالي به سوي آن هجوم مي‌آورند و آن را از بزرگان فيني مي‌گيرند اين قالي سمبل جنازه مطهر امام زاده است و قالي شويان همانند جسدي كه مي‌خواهند به خاك بسپارند .
از آنجايي كه به خاك سپاري امامزاده توسط مردم فين كاشان صورت گرفته لذا در طول مراسم حمل قالي كه تمثيلي از پيكر حضرت است غير از اهالي فين كاشان هيچكس ديگري حق دست زدن به قالي را ندارد و تنها با عزاداري و سينه‌زني مي‌توانند جمع قالي‌شويان را همراهي كنند .
جوانان در پناه انبوه مردان چوب به دست (چوب به عنوان سلاح رايج در آن زمان بوده است) قالي را در حالي كه گاهي بر روي دوش و گاهي بر روي دست دارند ، از ميان جمعيت مي‌گذرانند .
تشييع‌كنندگان از همان راهي كه آمده بودند با "قدم سعي " يعني با گام‌هايي تند و شتابان و گاهي دوان دوان و با هياهو و ولوله ، قالي را به سرچشمه نهر شازده حسين ، در ميدان مقابل زيارتگاه مي‌برند . با قدم سعي در بردن قالي را به سر آب تمثيلي از كوشش هاجر به رساندن اسماعيل به چشمه آبي در صحراي خشك و تفيده مكه گرفته‌اند .
در پيشاپيش دسته حاملان قالي ، مردي ميان سال از اهالي چهل حصاران كاشان ، سوار بر اسب حركت مي‌كند . اين مرد با خود يك جانماز ترمه را در حالي كه بر روي شانه راستش گذاشته ، حمل مي‌كند . اين جانماز را مظهر و نمادي از جانماز حضرت امامزاده سلطان علي مي‌دانند و اين مرد چهل حصاراني از نوادگان جانمازدار حضرت به شمار مي‌رود .
در پي حامل جانماز، گروهي از مردم اهل روستاي خاوه كاشان در جلو قالي عزاداري كرده و عَلَمي را كه با پارچه‌هاي سبز پوشيده شده است ، مي‌كشند . فيني‌ها و دسته حاملان قالي نيز به دنبال عَلَم با بانگ "الله اكبر " و "حسين ، حسين " گويان راه مي سپارند و پياپي چوب‌هايشان را در هوا تكان مي‌دهند .




گروهي از جوانان فيني در تمام مسير همگام و همراه با دسته حركت مي‌كنند و گذرگاه را براي گذر دسته باز نگاه مي‌دارند . در طول راه ، سلاخان گوسفندان يا گوساله‌هايي را كه صاحبان نذر، گوشت يا خون آنها را نذر كرده‌اند ، پيش پاي حاملان قالي ذبح و قرباني مي‌كنند .
گرد و غباري كه از زير گام‌هاي كوبنده و شتابان جوانان فيني به هوا بر مي‌خيزد ، بسان سپاه خشمگيني مي‌ماند كه به قصد انتقام و خونخواهي به قلعه و دژ دشمن حمله كرده‌اند .
جوانان با چوب هاي چرخان در آسمان ، همچون امواجي در پس اين پرده غبار ، خيزان و پويا پيش مي روند تا خود را به سرچشمه آب برسانند . قالي‌كشان قالي را در كنار نهر روي زمين مي‌گذارند و دور آب ، حلقه مي‌زنند و چوب‌هايشان را پياپي در هوا تكان مي‌دهند . در اين هنگام ، يعني پيش از آداب شستن تمثيلي قالي امامزاده ، مراسم لعن‌خواني بر دشمنان حضرت انجام مي‌گيرد .
پس از پايان آداب شست و شو، قالي را دوباره به دوش مي‌گذارند و از گذرگاهي در پاي كوه اردهال كه به در شرقي آستانه امامزاده منتهي مي‌شود ، به صحن سردار يا صحن فيني‌ها مي‌برند . در بازگرداندن قالي به آستانه ، اهالي روستاي خاوه كاشان و شماري از فيني‌ها در دسته‌اي پيشاپيش حاملان قالي و فيني‌هاي چوب به دست ، سينه مي‌زنند و آرام و سنگين نوحه مي‌خوانند و دم مي‌گيرند . چوب به دستان در تمام طول راه با تكان دادن چوب‌هايشان و نهيب و تهديد مردم را از نزديك شدن به قالي و دست زدن به آن دور و باز مي‌دارند .
در صحن سردار (عامر بن ناصر) ، فيني‌ها چوب به دست چند دور در حياط صحن و در پيرامون چوب مي‌گردند . بعد ، قالي را به بالاي صفه در ايوان بقعه مي‌برند . در ايوان ، چند تن از بزرگان مردم فين و خاوه كه درانتظار قالي هستند به سوي حاملان قالي پيش مي‌روند كه قالي را بگيرند ، ليكن جوانان از تحويل دادن قالي سر باز مي زنند و با تكان دادن چوب هايشان بزرگان فيني و خاوه اي را از نزديك شدن به قالي دور مي كنند . سرانجام پس از كشمكش هاي بسيار و در لحظه هايي حساس و پرهياهو و در زير بانگ و فرياد "حسين ، حسين " و "الله اكبر، الله اكبر "، بزرگان فيني قالي را از جوانان مي‌گيرند و به نمايندگان خاوه‌اي تحويل مي‌دهند . خاوه‌اي‌ها قالي را با تشريفات و احترامي خاص به داخل حرم مي‌برند و به خدام آستانه تسليم مي‌كنند .
مراسم قالي‌شويان در حدود ساعت يك بعد از ظهر در فضايي آكنده از غم و افسوس و در برابر هزاران چشم اشك آلود پايان مي‌يابد .




حضرت سلطان علي بن امام محمد باقر علیه السلام به درخواست مردم كاشان به عنوان نماينده آن امام معصوم جهت ارشاد مردم به اين منطقه هجرت مي‌كنند .
زماني كه آن حضرت براي رهايي از گرماي طاقت فرساي كاشان به منطقه مشهد اردهال مي آيد دچار حيله دشمنان مي‌شود و قبل از رسيدن مردم روستاي خاوه ، چهل حصاران و فين كاشان بسيار مظلومانه به شهادت مي رسد و مانند اباعبدالله حسين علیه السلام سر مباركش را از تن جدا مي‌كنند .
مراسم تشييع و خاكسپاري آن حضرت توسط اهاي فين كاشان در حال كه چوب به دست براي حمايت او آمده بودند ، انجام مي شود و مراسم قالي شويان نمايش آن واقعه است .
در اين مراسم عزادران آن حضرت چوب به دست در مسجد جامع فين تجمع مي‌كنند و به مديحه سرايي و اجرای برنامه‌هاي حماسي مي‌پردازند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :
پاسخ

سایت های اجتماعی



کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش-همه کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 16
888, ahosseinzade, Alireza_Mahan23, hasan2010x, Queen, raha69, محسن باقری, وصال, VeroNIKA, xeon, YAGHOT SEFID, آرامي, تسو, زهره87, ساحره, ساز دهنی
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک
جستجوی این تاپیک:

جستجوی پیشرفته

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 18:17 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2014 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios