|
|
|||||||
| ثبت نام | دعوت دوستان | راهنمای سایت | لیست کاربران | تقویم | جستجو | ارسالهای امروز | علامت گذاری بفرم خوانده شده |
تبلیغات |
|
![]() |
|
|
ابزارهای تاپیک | جستجوی این تاپیک | نحوه نمایش |
جنگنده-بمب افكن اف-111بال متغيرساخت امريكا |
|
#1
|
||||
|
||||
|
جنگنده-بمب افكن اف-111بال متغيرساخت امريكا
(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)
جنگندهاف-111، نتیجه تحقیقات گسترده مؤسسات هوافضایی آمریکا چون ناسا و شرکت های مشهورهواپیماسازی بود که سالها بر روی طرح هواپیماهایی با بالهایی متغیر برای سرعت هایمختلف پروازی و استفاده از مزیت های هر دو نوع بال، یعنی بال معمولی و پسگرا کارکرده بودند. اینهواپیما، یک جنگنده چند منظوره و یک بمب افکن سبک، چه برای نیروی دریایی چه براینیرو ی هوایی آمریکا به شمار می رفت که قادر به پرواز در سرعت های مافوق صوت نیزبود. در ابتدای انجام تست ها و آزمایش های اولیه، موتورهای هواپیما به شدت با مشکلوامانده شدن و استال کردن مواجه بودند که دلیل عمده آن، طراحی ناکارآمد ورودی هایموتورهای آن بود که سرانجام، پس از یک دوره انجام تحقیقات بر روی انواع ورودی، مشکلموتورهای این هواپیما نیز به خوبی مرتفع شد. هواپیمای اف-111، جنگنده ای با بال هایمتغیر است، بدین معنی که زاویه بال های آن، در طی شرایط مختلف پروازی، از 16 درجهتا 72 درجه قابل تغییر است. از سالها پیش، محققان دریافته بودند که بال های معمولی بدون عقب گرایی، دارای ویژگی هایمناسبی برای پرواز در سرعت های پایین و انجام نشست و برخاست های بی نقص بوده و بالهای پس گرا نیز، برای سرعت های زیاد، بی نظیر می باشند. در نتیجه همیشه بال جنگندهها با ترکیبی از این دو نوع طراحی می شد. تا جایی که تفکر بر این شد که سیستمیطراحی شود که قادر باشد با توجه به شرایط پرواز، به طور خودکار زاویه بال ها راتنظیم کرده و بدین گونه توانایی های فراوانی به جنگنده عطا کند. نتیجه، همان سیستمبال متغیر بود که این سامانه، علاوه بر گران بودن، دارای وزن زیادی نیز هست و اینوزن را به کل وزن برخاست هواپیما اعمال می کند که خود یک نقص به شمار میآید. درشرایط برخاست که حداکثر نیروی برا لازم است، بال ها تماماً رو به جلو باز شده وبیشترین برا را تولید می نمایند. با افزایش سرعت، بال ها به تدریج بسته شده و برایسرعت های بالا، سازگاری لازم را پیدا می کنند. از مشهور ترین هواپیماهای بال متغیر،می توان به هواپیمای اف-14 تامکت آمریکایی و سوخو-24 فنسر روسی اشاره کرد. طرح قرارگرفتن دو خلبان این هواپیما، به صورت کنار هم، مانند هواپیماهای مسافربری است کهبدین گونه، از کپی آلات پروازی برای هر دو خلبان در دو کابین جلوگیری شده و تماس دوخلبان نیز آسان تر خواهد بود. صندلی نجات این هواپیما به صورت کپسولی است و قابلیتباز شدن در هر شرایط سرعت و ارتفاع و حتی زیر آب را نیز دارد. این کپسول که حاوی هردو خلبان است، پس از به آب افتادن روی آب شناور می ماند. ![]() اف-۱۱۱ در حال بسته بودن بال ها اینهواپیما، حتی بدون استفاده از مخازن سوخت خارجی و تنهابا سوخت داخلی خود، دارایبرد فوق العاده زیاد به میزان 4.000 کیلومتر است که این میزان، با اضافه کردن مخازنسوخت در بیرون افزایش نیز می یابد. اف-111، قادر به حمل دو بمب اتمی معمولی وتعدادی بمب های عادی دیگر در مقرهایی نیزدیک به بدنه است. حداکثر وزن برخاست اینهواپیما که به طرز غیر قابل باوری زیاد می باشد، میزانی معادل 45 تن است. اینجنگنده، قادر است به کمک موتورهای پرات اند ویتنی TF-30 کهدر جنگنده های اف-14 تحویل شده به ایران نیز به کار رفته بود، به سرعت هایی بالغ بر5/2ماخ و حداکثر ارتفاعی برابر با 18 کیلومتر نیز دست یابد.
![]() ------------------------------------ fighterplan.blogfa.com
__________________
الهی رضا برضاک وتسلیما لامرک
|
تبلیغات |
|
|
#2
|
||||
|
||||
|
(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)
هواپيماي F-111 ساخت جنرال دايناميكز، يك هواپيمای بمب افکن محسوب می شود که قادر است در نقش های متفاوتی چون بمبافكن استراتژيك ميانبرد، هواپیمای شناسايي و جنگندهء ضربتي به کار گرفته شود. اف111 در دههء 1960 وارد خدمت شده است. امروزه تنها كاربر F-111، نيروي هوايي سلطنتي استراليا (RAAF) ميباشد و اين كشور قصد دارد بمبافكنهاي F-111 خود را كه در استراليا با نام Pig شناخته ميشوند، تا سال 2010 در خدمت نگه دارد. استراليا، به تازگي، علاقمندي خود را جهت به خدمتگيري جنگندهء فوقپيشرفتهء F/A-22 یا F-35 جهت بازنشستگي F-111 ها، اعلام كرده است. ![]() طراحی منحصر به فرد اف111، پیشگام معرفی تکنولوژیهای نوینی در عرصهء هواپیماهای نظامی محسوب گردید. از جملهء آنها میتوان به تكنولوژي منحصر به فرد بالهای متغیر، موتور توربوفن دارای پسسوز و سیستم راداری پنهان شدن در پوشش عوارض طبیعی زمین (Terrain Following Radar) جهت پرواز در ارتفاع پست با سرعت بالا را اشاره کرد. طراحی اف111 از ابتدا بینقص و کامل بود، علیالخصوص برای مهندسین هوافضای روس که تا آن موقع، چنین هواپیمایی را مشاهده نکرده بود. بسیاری از سامانههایی که در اف111 براي اولين بار به کار گرفته شدند و ما امروزه آنها را پیش پا افتاده و عادی میدانیم، در زمان طراحی اف111، بسیار پیشرفته محسوب میشدند. اف111 در ابتدا، با مشکلات عدیدهای دست به گریبان بود. در آن زمان، وزارت دفاع ایالات متحده، از اف111 توقع انجام ماموریتهای بسیار متفاوتی را داشت. از جملهء توقعات وزارت دفاع، به ماموریتهایی چون «رهگیر ناونشین» اشاره کرد که به عللی که توضیح خواهم داد، کنار گذاشته شد. (ماموریت رهگیر ناونشین، بعدها بر عهدهء جنگندهء بسیار موفق و پیشرفتهء اف14 تامکت گذاشته شد) نیروی هوایی ایالات متحده، رسمن جنگندهء F-15E را جایگزین بمبافکنهای قدیمی F-111 نموده است؛ F-15E قرار است جهت انجام ماموریتهای ضربتی با دقت بالا مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه ماموریت بمباران سنگين با سرعت مافوق صوت نیز بر عهدهء بمب افکن سنگین B-1B Lancer نهاده شده است. بمب افکن های B-1B در جریان جنگ سال 2003 با عراق که منجر به سقوط رژیم صدام گردید، بسیار موفق عمل کردند. بمب افکن های B-1 با استفاده از سیستم پرواز در ارتفاع پست، خود را به بغداد رساندند و مخفیگاه صدام در محلهء المنصور را با موشکهای کروز در آسمان حومهء بغداد هدف قرار دادند. (صدام 5 دقیقه قبل از این محل خارج شده بود) طراحي جنگندهء F-111 يك بمبافكن تاكتيكي با كاربريهاي گوناگون محسوب ميشد كه قادر بود ماموريتهاي خود را با سرعت مافوقصوت به انجام برساند. اين جنگنده يكي از هواپيماهايي بسيار بحثبرانگيز زمان خود محسوب ميشد. اف111 يكي از ايمنترين هواپيماهاي عملياتي تاريخ نيروي هوايي ايالات متحده محسوب ميشد كه توانايي رزم بسيار فوقالعادهاي در شرائط گوناگون آب و هوايي را دارا بود. اين هواپيما، ماحصل تلاشي بود جهت ساخت يك جنگندهء مشترك براي نيروي هوايي و دريايي ايالات متحده كه تحت برنامهء TFX به انجام رسيد. همچنان كه در ذيل مطلب توضيح دادهام، چنين توليد مشتركي، امكان پذير نشد و جنگندهء F-111B مختص نيروي دريايي كه ماحصل برنامهء TFX بود، هيچگاه توليد نگرديد. F-111B اف111 مختص نيروي هوايي، در گونههاي مختلفي توليد گشت كه از جملهء آنها ميتوان به اف111 در مدلهاي A، D، E و F اشاره كرد. به جز اينها، جنگندهء FB-111A نيز توليد گشت كه يك بمبافكن استراتژيك محسوب ميشد و داراي مشكلات عديدهاي بود. در اين بين، تنها نوع F دقيقن با مشخصات مورد نظر نيروي هوايي در برنامهء TFX مطابقت ميكرد. اين مدل، نسبت به ساير گونههاي ساخته شده توسط جنرالدايناميكز داراي نقائص كمتري بود. F-111A اوليه، داراي مشكلات جدي در موتورها بود و از نقائص كمپرسور، خفگي و واماندگي رنج ميبرد. خلبانان و مهندسين ناسا جهت رفت اين مشكلات، فشار زيادي وارد ميآوردند. بررسيهايي كه در مورد شكل دهانهء ورودي هواي موتورها صورت گرفت نشان دادند كه هواي مكيده شده از طريق دهانهء ورودي موتورها، به دليل شكل ظاهري خاص دهانه، به طور طبيعي باعث خفگي و واماندگي كمپرسور موتورها ميشد. سرانجام، با توجه به نتايج تحقيقاتي كه توسط ناسا، نيروي هوايي و كمپاني جنرالدايناميكز حاصل گشت، مشكل موتورها با طراحي يك ورودي جديد هوا، رفع گرديد. F-111 قادر بود از كمترين ارتفاع كه نوك درختان بود تا ارتفاعي فراتر از 60 هزار فوت (18200 متر) به عمليات بپردازد. اف111 مجهز به بالهاي متمايل به عقب متغير بود (Variable-Sweep Wings) كه اين امر به خلبان اجازه ميداد جهت فرود با حداقل سرعت اقدام نمايد يا با سرعت مافوقصوت در سطح دريا پرواز كند و به سرعتي بيش از دو برابر سرعت صوت در ارتفاعات بالا دست پيدا كند. زاويهء بالها بين 16 (كاملن باز) تا 72.5 درجه (كاملن رو به عقب) قابل تغيير بود. در حالتي كه بالها كاملن رو به سمت جلو قرار گرفته بودند، حداكثر مساحت بال فراهم ميگشت و بدين جهت حداكثر ميزان نيروي برا كه مناسب برخاست با حداقل دويدن روي باند بود، فراهم ميشد. اف111 به هيچ نوع مانع فيزيكي جهت افزايش نيروي پسا و يا استفاده از رانش معكوس موتورها پس از فرود نيازي نداشت. دو خدمهء اف111 در كنار يكديگر مينشستند. در كابين، يك اطاقك تحت فشار جهت خروج اضطراري به شكل يك محفظهء نجات براي سطح دريا يا زمين تعبيه شده بود. در شرائط اضطراري، هردو خدمهء درون كابين، درون آن باقي ميماندند، سپس مادهء منفجره، باعث جدا شدن اطاقك كابين از بدنهء هواپيما ميشد. پس از آن، اطاقك به وسيلهء چتر نجات، پائين ميآمد. اطاقك نجات، داراي يك قسمت صيقلي كوچك به شكل بال است تا به هنگام جداشدن از هواپيما، دچار بيثباتي نشود. كيسههاي هوا به اين اطاقك كمك ميكنند تا در سطح آب شناور باقي بماند. اين اطاقك نجات را ميتوان در هر سرعت و ارتفاعي، حتا زير آب، آزاد نمود. براي نجات در زير آب، كيسههاي، پس از جداسازي كامل اطاقك از بدنه، باعث بالا آمدن اطاقك به سطح آب ميشوند. درون بالهاي هواپيما و همچنين قسمت اعظمي از بدنهء پشت كابين خدمه، تانكهاي سوخت تعبيه شده است. تنها با استفاده از مخازن سوخت داخلي، اف111 قادر است به راحتي بردي فراتر از 2500 ناتيكال مايل (4000 كيلومتر) را طي نمايد؛ ضمن اينكه از مخازن سوخت خارجي نيز ميتوان در جايگاههاي مخصوص زير بالها استفاده كرد و در صورت لزوم آنها را پرتاب نمود. هر چند كه اف111 به جهت انجام بمباران اتمي اتحاد شوروي طراحي گشت، اما قادر است انواع تسليحات معمول را نيز به خوبي بمبهاي هستهاي حمل نمايد. اف111 قادر است دو بمب يا سوخت اضافي را در محل تسليحات درون بدنه حمل كند. اما تسليحاتي كه در بيرون بدنه ميتوانستند حمل شوند، شامل تركيبي از انواع بمبها، موشكها و تانكهاي سوخت بود. جايگاههاي بارگذاري مهمات در دو محل زير بالهاي نزديك به بدنه، هنگام چرخش بالها، طوري ميچرخند كه تسليحات نصب شده، همواره موازي بدنه باشند. دو جايگاه بيرونيتر نسبت به بدنه، قابليت چرخش ندارند، اما براي پرواز مافوقصوت، ميتوان آنها را رها ساخت. سيستمهاي الكترونيك اف111، شامل تجهيزات مخابراتي، ناوبري، رادار تعقيب عوارض زمين، سامانهء هدفيابي و حمله و سيستمهاي از كارانداز دفاع هوايي دشمن ميباشد. ضمن اينكه يك رادار مخصوص بمباران، جهت افزايش دقت آزادسازي تسليحات بر روي هدف در شب يا شرائط نامساعد آب و هوايي به كار گرفته ميشود. اف111 مجهز به رادار تعقيب خودكار عوارض طبيعي زمين ميباشد كه به هواپيما اين امكان را ميدهد بدون ترس از برخورد به تپه،كوه يا سطح زمين، در يك ارتفاع ثابت پرواز كند و خطوط تراز زمين را تعقيب نمايد. اين سيستم همچنين امكان پرواز ايمن درون شكاف درهها يا ميان كوهها را در شب يا روز بدون توجه به وضعيت آب و هوا را فراهم ميسازد. هرگاه يكي از سيستمهاي مربوط به اين قابليت، دچار نقص شوند، هواپيما به طور خودكار، ارتفاع ميگيرد. پروژهء TFX چه بود؟ شروع ساخت F-111 به زمانی باز میگردد که برنامهء ساخت هواپیمای TFX در پنتاگون آغاز شده بود. طی این برنامهء جاهطلبانه که در اوائل دههء 1960 کلید خورده بود، پنتاگون و شخص وزیر دفاع، رابرت مک نامارا، قصد داشت تا از یک طرح واحد، دو ماموریت کاملن متفاوت را بهره بگیرد. یعنی هواپیمایی که برای نیروی هوایی یک جنگنده - بمب افکن باشد و برای نیروی دریایی یک جنگندهء ناونشین با قابلیت دفاع هوایی بسیار دوربرد. در آن زمان چنین جنگندهای قرار بود در نیروی دریایی جایگزین هواپیماهای F-4B و F-8 Crusader شود. فلسفهء مورد نظر نیروی دریایی برای یک جنگندهء رهگیر این بود که هواپیمای جدید، دارای قابلیت شکار و رهگيري دوربرد با موشکهای هوا به هوا، از فاصلهء بسیار دور و سرعت زیاد باشد. سر فرماندهی تاکتیکی نیروی هوایی، (Tactical Air Command یا TAC) به دنبال طرحی شکاری – بمب افکن بود که قادر باشد در عمق خاک دشمن، عملیات ضربتی انجام دهد، اما تمرکز عمدهء عملیات ضربتی مورد نظر، در اوائل دههء 1960 و پس از وقوع بحران موشکی کوبا، بر روی بمباران هستهای مراکز مهم اتحاد شوروی قرار گرفت. هواپیمایی که قرار بود جایگزین جتهای قدیمی F-105 Thunderchief شده و در ارتفاع کم، قادر باشد بمبهای اتمی را رها کند، سریع و دورپرواز باشد. اما وقوع نبردهای هوایی در دههء 1960 با جنگنده های چابک و سریع MiG-17/19/21 در ویتنام، نیروی هوایی را به تعمق بیشتر واداشت. ![]() F-105 Thunderchief همزمان، نیروی دریایی نیز از سال 1957، به دنبال یک شکاری رهگیر بردبلند بود تا بتواند در برابر بمبافکنهای جدید شوروی که مجهز به موشکهای دوربرد ضدکشتی با کلاهک اتمی بودند، از ناوگان خود دفاع کند. نیروی دریایی به یک ناوگان دفاع هوایی (Fleet Air Defense یا FAD) نیاز داشت که چابک بوده، توانایی حمل سلاح آن از اف4 فانتوم بیشتر بوده و مجهز به یک رادار بسیار پرقدرت به همراه موشکهای دوربرد هوا به هوا باشد تا هم بمبافکن ها و هم موشکهای شلیک شده را منهدم نماید. F-111B همان طور که گفتیم، نیروی دریایی، جنگندهای شکاری رهگیر را در نظر داشت تا از ناوگان جنگی خود در برابر موشکهای کروز دوربرد و همچنین شکاری بمبافکنهای شوروی محافظت نماید. میدانیم که رزمناوها، دارای توانایی دفاع از خود با استفاده از سیستمهای پدافندی هستند. یعنی یک حباب حفاظتی را به دور مجموعهء ناوها ایجاد میکنند. چنین سیستمی نسبت به حملات دشمن، حالت دفاعی و واکنشی پیدا میکند و هرچه برد محدودهء دفاعی کمتر باشد، امکان نفوذ بمبافکنها یا موشکهای کروز ضدکشتی دشمن به درون آن، افزایش مییابد. به کارگیری ناو هواپیمابر و تشکیل مجموعه ناوهای جنگی دفاعی، امکان گسترش کمربند دفاعی را به اندازهء شعاع عمل هواپیماهای موجود، افزایش میدهد. این مجموعه که بدان Carrier Battle Group میگویند، مجهز به حدود 100 فروند هواپیما میباشد که حدود نیمی از آنها را هواپیماهای دفاع هوایی تشکیل میدهند. با این حال، ناو هواپیمابر به اندازهء پایگاههای هوایی و شاید خیلی بیشتر از آنها، آسیبپذیر است. بنابراین بدست آوردن برتری هوایی در دریا، بسیار حیاتی است. ستون فقرات گروه ناوگان جنگی هواپیمابر ایالات متحده را تا پایان سال 2006، جنگنده های بسیار توانمند F-14 Tomcat تشکیل می دادند. این جنگنده ها قادر بودند موشکهای ضدکشتی دشمن را از فواصل بیش از 100 مایل، با موشکهای دوربرد AIM-54 (فونیکس) هدف قرار دهند. بسیاری از موشکهای ضدکشتی پرتابی هواپیماهای عراقی در جریان جنگ با ایران، طعمهء فونیکسهای پرتابی از تامكتهاي ایراني گشتند. یک موشک ضدکشتی مانند AM-39 (اگزوسه) یا Sunburn به راحتی میتواند توسط موشک فونیکس جنگندهء اف14 منهدم شود، امری که در دههء 1960 از عهدهء هواپیماهایی چون F-4B و F-8 به هیج وجه برنمیآمد. در دههء 1950، نیروی دریایی ایالات متحده بدین نتیجه رسیده بود که برای مقابله با تهدیدات شوروی، هواپیمایی زیرصوت با توانایی شلیک همزمان چندین موشک به سوی چندین هدف در فواصل بسیار دور مورد نیاز است. پاسخ به چنین نیازی در ابتدا منجر به ساخت جنگندهء مادون صوت F-6D Missileer، و سپس در اواسط دههء 1960 منجر به ساخت F-111B و در اواخر دههء 1960 منجر به ساخت F-14 Tomcat شد. جنگندهء تنبل و زیرصوت F-6D قادر بود موشک دو مرحلهای XAAM-M-10 (ایگل) را که مجهز به سیستم هدایتپذیری از نوع نیمهفعال راداری بود حمل و پرتاب کند؛ ضمن اینکه در این هواپیما از یک رادار پالس – داپلر بسیار نیرومند که دارای توانایی رهگیری به هنگام جستجو (Track While Scan) بود، استفاده شده بود که توانایی شلیک پشت سرهم و هدایت همزمان چندین موشک ایگل را به F-6D میبخشید. بال مستقیم و بدون زاویهای که همانند Cessna 172 در بالای بدئه نصب شده بود، امکان نصب 6 موشک ایگل را فراهم مینمود. موتور جدید توربوفن TF30-P-2 ساخت پرات اند ویتنی، پیشرانهء F-6D را تشکیل میداد. این موتور توربوفن، بسیار کم مصرف بود و نسبت به موتورهای توربوجت مرسوم در آن زمان، بسیار پیشرفته محسوب میگردید. بدنهء F-6D ساخت کمپانی داگلاس بود. اما برنامهء جنگندهء F-6D مجهز به موشکهای ایگل، از آنجا که تنها قادر به انجام یک ماموریت بود، در دسامبر 1960 به دستور پنتاگون لغو گردید. اما شوروی با دارای بودن انبوهی از موشکهای کروز ضدکشتی و بمبافکنهایی چون Tu-95، همچنان تهدید بسیار بالقوه برای ناوگان ایالات متحده به شمار میرفت، تهدیدی که بیشتر متوجه ناوهای هواپیمابر بیدفاع بود. موشکهای کروز سطح به سطح قادرند در ارتفاع بسیار پائین پرواز کرده و خود را در پشش انحنای طبیعی کرهء زمین، پنهان نمایند. در نتیجه، کشف این موشکها به وسیلهء رادار کشتیهای دفاعی محافظ ناوهای هواپیمابر، تا پیش از نزدیک شدن بیش از حد موشک، غیرممکن میشود. هرچند که موشکهای کروز ضدکشتی در ابتدا ساده بودند، اما با گذشت زمان، دارای سیستمهای الکترونیکی بسیار پیشرفته شدند که آنها را قادر میساخت در مسیرهای متغیری به سمت هدف رهسپار شوند؛ امری که بازهم بر دشواری رهگیری آنها میافزود. این نوع موشکها را میتوان از طریق زیردریاییها، ناوهای جنگی و بمبافکنها شلیک نمود. بدین ترتیب بود كه تهدید علیه ناوهای هواپیمابر چند برابر شد. آن زمان شوروی مجهز به بمبافکنهای سنگین و دوربردی چون Tu-95، Tu-16 و Tu-22 بود که از طریق این هواپیماها میتوانست چندین موشک کروز بسیار دوربرد را به سمت ناوگان ایالات متحده شلیک نماید. این موشکها دارای بردی بین 50 تا بیش از 250 مایل بودند و به هنگام شلیک از فواصل دور، رادار کشتی نمیتوانست هیچگاه هواپیمای دشمن را در صفحهء رادار خود مشاهده نماید. به دلیل برد بالای موشکهای کروز و همچنین انحنای طبیعی کرهء زمین، استفاده از یک جنگندهء شکاری مجهز به ترکیب رادار قدرتمند و موشکهای دوربرد هوا به هوا، تنها راه منطقی جهت دفاع در برابر چنین تهدیدی بود. یک رادار پرقدرت با توانایی دید پائین شلیک پائین، میتوانست با موشکهای مناسب هوا به هوا، موشکهای کروز را به راحتی کشف کرده و منهدم نماید. ![]() معرفی رسمی F-111B F-111B نخستین پرواز خود را به تاریخ 18 می 1965 به انجام رساند. اما همان موقع بود که ایرادات فراوان آن، سر باز نمودند: برای مثال شکل ورودیهای هوای موتور و همچنين طراحي ضعيف سيستم سوخترساني موتورها در برخی شرائط خاص، باعث خفگی کمپرسور میگردید؛ ضمن اینکه وزن F-111B برای حمل بر روی ناوهای هواپیمابر بیش از حد سنگین بود. برنامهء F-111B به هیچ وجه راضی کننده از آب در نیامد. خلبانان آزمایشگر نیروی دریایی از این هواپیما اصلن رضایت نداشتند. برای مثال نوع زاویهء شیشهء نصب شده در مقابل خلبان، در برخی زوایای خاص حمله یا به هنگام نزدیک شدن به سمت عرشهء ناو جهت فرود، باعث بازتابش نور می شد و دید خلبان را بسیار محدود میکرد. همچنین کابلهای نگهدارندهء هواپیما بر روی عرشهء ناو هواپیمابر، قادر به توقف هواپیمایی به وزن و ابعاد F-111B نبودند، ضمن اینکه فشار سیستم کاتاپولت موجود در ناوهای هواپیمابر، برای پرتاب F-111B، توان لازم را نداشت. به دلیل این همه مشکل پیش آمده، به تاریخ می 1968، کنگرهء ایالات متحده، پس از بررسی گزارش کمیتهء تحقیق، پروندهء ساخت F-111B را برای همیشه لغو نمود. تکنولوژی Variable geometry یا شکل هندسی متغیر يك بدنهء هواپيما كه ايدهآل پرواز مافوقصوت باشد، بايد مجهز به بالهايي متمايل به عقب با حداكثر زاويه باشد، اما اين نوع طراحي، همچنان كه باعث افزايش سرعت گشتزني ميگرديد، برد پروازي و ميزان بارگذاري مهمات را به شدت كاهش ميداد، ضمن اينكه سرعت بسيار بالايي را براي فرود نياز داشت. به عبارتي ديگر، هواپيمايي كه داراي بالهاي بدون زاويه يا اندكي متمايل به عقب باشد، ضمن اينكه داراي هدايتپذيري آساني است، قادر است حجم سنگيني از مهمات را حمل كند و به علت مصرف سوخت كمتر، فواصل دورتري را بپيمايد. طرح بدنهء موسوم به «هندسي متغير» يا Variable geometry كه نيروي دريايي ايالات متحده پيشتر آن را در طراحي جنگندهء XF10F Jaguar آزموده و سپس آن را به سال 1953 كنار گذارده بود، تنها راهحل امكانپذير براي يك بدنهء واحد بود. بمبافكن F-111 اولين توليد رسمي در زمينهء هواپيماهايي مجهز به سيستم «شكل هندسي متغير» به شمار ميرفت. (با توجه به اينكه پيش از آن، طرح جنگندهء XF10F Jaguar نيروي دريايي، به سال 1953 لغو شده بود) XF10F Jaguar ساخت گرومن: اولین جنگندهء بال متغیر جهان طرح هندسي متغير يا بال متغير، تا دههء 1980 در بسيار از هواپيماها به كار گرفته شد، اما طرح قديمي بال رو به عقب، به دليل هزينههاي بالاي ساخت بالهاي متغير، هنوز به طور كامل منقرض نشده بود، زيرا هواپيماهايي كه داراي طرح هندسي متغير بودند، ضمن اينكه هزينههاي بيشتري را لازم داشتند، دچار اضافه وزن فراتر از حد معمول ميگشتند. با اين حال، انواع بسيار گوناگوني از هواپيماها، به تقليد از طرح هندسي متغير به كار گرفته شده در F-111 پرداختند كه از جملهء آنها ميتوان به جنگندههاي ساخت شوروي Su-17 (به سال 1966)، MiG-23 (به سال 1967)، بمبافكن Tu-22 (به سال 1969)، بمبافكن Su-24 (به سال 1970) و بمبافكن سنگين Tu-160 (به سال 1981) اشاره نمود. اما هواپيماهاي آمريكايي مجهز به تكنولوژي هندسي متغير، اينها هستند: F-14 Tomcat (به سال 1970) و بمبافكن سنگين B-1B Lancer (به سال 1974). در اروپا نيز ميتوان به هواپيماي Panavia Tornado (به سال 1974) اشاره كرد. ضمن اينكه، در جنگندهء Su-24، همانند F-111، دو صندلي خدمهء پرواز در كنار هم قرار داشتند.
__________________
الهی رضا برضاک وتسلیما لامرک
آخرین ویرایش 16-12-2009 توسط : Alireza_Mahan23 در ساعت 19:55 |
|
#3
|
||||
|
||||
|
جنگنده اف 111 تاريخچه توليد در اوايل دهه 1960 ميلادي هر دو نيروي هوايي و دريايي آمريکا نياز به جنگنده اي جديد داشتند . «رابرت مک نامارا» که در آن زمان وزير دفاع وقت آمريکا بود با توجه به نياز هاي مشترک اين دو نيرو پيشنهاد کرد تا به منظور صرفه جويي در هزينه هاي طراحي و توليد ، جنگنده اي مشترک براي هر دو نيرو توليد شود وي پيش از آن نيز پيشنهاد استفاده نيروي هوايي از جنگنده موفق نيروي دريايي F-4 Phantom II را نيز ارائه کرده بود . بدين منظور در سال 1960 مناقصه اي با عنوان Tactical Fighter Experimental يا TFX برگزار گرديد و از شرکت هاي فعال در زمينه هوانوردي درخواست گرديد تا طرح هاي خود را بر اساس شرايط ذکر شده در مناقصه ارايه کنند . بعضي از شرايطي که براي جنگنده در مناقصه ذکر شده بود عبارت بود از : وزن خالي در حدود 20 تن حداکثر وزن برخاست در حدود 50 تن حداکثر سرعت در ارتفاع پايين : 1.2 ماخ حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.5 ماخ حداقل شعاع عملياتي : 890 مايل (1430 کيلومتر) تا اواخر سال 1961 شرکت هاي مطرحي همچون بوئينگ ، جنرال دايناميکز ، لاکهيد ، نورثروپ گرومن ، مک دانل داگلاس و چند شرکت ديگر طرح هايي را ارائه کرده بودند . پس از بررسي طرح ها نيروي هوايي و دريايي اعلام کردند که هيچ کدام از طرح ها ، طرح کامل و جامعي نبوده ولي طرح هاي شرکت بوئينگ و شرکت جنرال دايناميکز بهتر از ساير طرح ها به نظر مي رسند . پس از مدتي بررسي ، هر دو نيرو اعلام کردند که طرح شرکت بوئينگ را به عنوان طرح برگزيده انتخاب کردند ولي «رابرت مک نامارا » وارد عمل شد و تصميم آنان را نقض کرد و طرح شرکت جنرال دايناميکز را برنده مناقصه اعلام کرد (دليل اين عمل آن بود که طرح شرکت جنرال دايناميکز اقتصادي تر به نظر مي رسيد ) .بلافاصله بعد از اعلام طرح شرکت جنرال دايناميکز به عنوان برنده مناقصه ، تلاش ها براي ساخت هواپيما آغاز شد . هواپيماي جديد که اکنون F-111 ناميده ميشد از دو موتور توربوفن TF30-P-100 شرکت پرات اند ويتني بهره ميبرد و بالهاي آن بطور متغير طراحي شده بود . همچنين طراحي کابين هواپيما نيز در نوع خود بي سابقه بود ، تا قبل از اين پروژه در همه جنگنده ها نحوه طراحي کابين خلبان و کمک خلبان به اين صورت بود که کابين خلبان در جلوي جنگنده قرار مي گرفت و کابين افسر تسليحات يا کمک خلبان در پشت سر خلبان قرار مي گرفت ولي در F-111 طرز طراحي کابين خدمه به طور Side by side بود يعني خدمه همانند هواپيماهاي مسافربري در کنار يکديگر مي نشستند . در اوايل دهه 1960 ميلادي هر دو نيروي هوايي و دريايي آمريکا نياز به جنگنده اي جديد داشتند . «رابرت مک نامارا» که در آن زمان وزير دفاع وقت آمريکا بود با توجه به نياز هاي مشترک اين دو نيرو پيشنهاد کرد تا به منظور صرفه جويي در هزينه هاي طراحي و توليد ، جنگنده اي مشترک براي هر دو نيرو توليد شود وي پيش از آن نيز پيشنهاد استفاده نيروي هوايي از جنگنده موفق نيروي دريايي F-4 Phantom II را نيز ارائه کرده بود . بدين منظور در سال 1960 مناقصه اي با عنوان Tactical Fighter Experimental يا TFX برگزار گرديد و از شرکت هاي فعال در زمينه هوانوردي درخواست گرديد تا طرح هاي خود را بر اساس شرايط ذکر شده در مناقصه ارايه کنند . بعضي از شرايطي که براي جنگنده در مناقصه ذکر شده بود عبارت بود از : وزن خالي در حدود 20 تن حداکثر وزن برخاست در حدود 50 تن حداکثر سرعت در ارتفاع پايين : 1.2 ماخ حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.5 ماخ حداقل شعاع عملياتي : 890 مايل (1430 کيلومتر) تا اواخر سال 1961 شرکت هاي مطرحي همچون بوئينگ ، جنرال دايناميکز ، لاکهيد ، نورثروپ گرومن ، مک دانل داگلاس و چند شرکت ديگر طرح هايي را ارائه کرده بودند . پس از بررسي طرح ها نيروي هوايي و دريايي اعلام کردند که هيچ کدام از طرح ها ، طرح کامل و جامعي نبوده ولي طرح هاي شرکت بوئينگ و شرکت جنرال دايناميکز بهتر از ساير طرح ها به نظر مي رسند . پس از مدتي بررسي ، هر دو نيرو اعلام کردند که طرح شرکت بوئينگ را به عنوان طرح برگزيده انتخاب کردند ولي «رابرت مک نامارا » وارد عمل شد و تصميم آنان را نقض کرد و طرح شرکت جنرال دايناميکز را برنده مناقصه اعلام کرد (دليل اين عمل آن بود که طرح شرکت جنرال دايناميکز اقتصادي تر به نظر مي رسيد ) .بلافاصله بعد از اعلام طرح شرکت جنرال دايناميکز به عنوان برنده مناقصه ، تلاش ها براي ساخت هواپيما آغاز شد . هواپيماي جديد که اکنون F-111 ناميده ميشد از دو موتور توربوفن TF30-P-100 شرکت پرات اند ويتني بهره ميبرد و بالهاي آن بطور متغير طراحي شده بود . همچنين طراحي کابين هواپيما نيز در نوع خود بي سابقه بود ، تا قبل از اين پروژه در همه جنگنده ها نحوه طراحي کابين خلبان و کمک خلبان به اين صورت بود که کابين خلبان در جلوي جنگنده قرار مي گرفت و کابين افسر تسليحات يا کمک خلبان در پشت سر خلبان قرار مي گرفت ولي در F-111 طرز طراحي کابين خدمه به طور Side by side بود يعني خدمه همانند هواپيماهاي مسافربري در کنار يکديگر مي نشستند . در 21 دسامبر 1964 اولين پرواز F-111 انجام شد و نمونه مخصوص نيروي هوايي که با کد F-111A شناخته مي شد در تاريخ 18 جولاي 1967 وارد خدمت گرديد . همزمان با طراحي نمونه مخصوص نيروي هوايي ، نمونه ديگري با کد F-111B نيز به منظور خدمت در نيروي دريايي طراحي شد . عملکرد نامناسب اين نمونه باعث شد تا نيروي دريايي استفاده از آن را در سال 1968 لغو کند و هواپيماي F-14 Tomcat را جانشين آن سازد . مدلهاي مختلف : F-111A اين مدل نمونه اوليه اي بود که وارد خدمت گرديد و از موتور هاي TF30-P-3 بهره مي برد . هواپيماهاي اين مدل از اويونيک Mark I بهره مي بردند که شامل سيستم هاي راداري AN/APQ-113 و AN/APQ-110 و AJQ-20 بود . از مدل A تعداد 158 فروند توليد شد . اولين اف 111 در تاريخ 18 جولاي 1967 تحويل اسکادران 428 هنگ 474 شکاري مستقر در نيومکزيکو شد و به تدريج سه اسکادران جنگنده اف 111 تشکيل شد . بعد از مدتي 6 فروند اف 111 راهي جنوب شرق آسيا شدند تا مورد آزمايش در شرايط جنگي قرار بگيرند . بعد از يک ماه 3 فروند از 6 فروند ارسالي ساقط شده بودند و آزمايشات متوقف شده بود . بعد از بررسي مشخص شد که سقوط اين 3 فروند به خاطر سوء عمل خدمه بوده نه آتش پدافند دشمن . همچنين بعضي از بررسي ها مشخص کرد که پيمانکاري که وظيفه توليد بالهاي جنگنده را داشته از مواد غير استاندارد استفاده کرده و با رشوه دادن به بازرسان بر عمل خود سرپوش گذاشته بود . به اين خاطر قرار شد تا قسمت مورد نظر براي تمام هواپيما ها مجددا ساخت و نصب گردد . پس از انجام پاره اي تغييرات ، سال 1972 ويتنامي ها مجددا اف 111 را در آسمان مشاهده کردند . طي عمليات Linebacker II از F-111 استفاده وسيعي شد . اين هواپيما براي انجام ماموريت خود نيازي به سوختگيري هوايي نداشت و قادر بود تا 4 برابر يک فروند F-4 Phantom II مهمات با خود حمل کند . هواپيماي جديد کم کم داشت ارزش واقعي خود را به رخ همگان مي کشيد . طي عمليات Linebacker II مجموعا 4000 سورتي پرواز عملياتي توسط اف 111 انجام شد و فقط 6 فروند طي اين همه پرواز آسيب ديدند . بعد از جنگ ويتنام 42 فروند هواپيماي F-111A به نمونه مخصوص جنگ هاي الکترونيکي EF-111 ارتقا داده شدند . 4 فروند نيز به استاندارد C ازتقا يافته و به نيروي هوايي استراليا انتقال يافتند . مابقي هواپيماهاي اين مدل در سال 1992 از خدمت بازنشست شدند . همچنين 3 فروند از پيش نمونه هاي اين مدل براي تحقيقات بيشتر به ناسا انتقال يافتند . F-111B اين نمونه قرار بود تا بعنوان جنگنده رهگير دوربرد نيروي دريايي در مقابل بمب افکن ها و موشک هاي ضد کشتي شوروي ايفاي نقش کند . اين نمونه با رادار قدرتمند AN/AWG-9 تجهيز شده بود و قابليت حمل و شليک 6 فروند موشک دوربرد هوا به هواي AIM-54 Phoenix را دارا بود . از آنجايي که شرکت جنرال دايناميکز نجربه اي در توليد جنگنده هاي ناونشين نداشت از شرکت گرومن براي ساخت اين نمونه کمک گرفته شده بود . اين مدل کمي کوچکتر از نمونه A بود ولي طول بالهاي آن حدود 2 متر بيشتر از نمونه A بود . نيروي دريايي تقاضاي جنگنده اي که قابليت حمل راداري48 اينچي را داشت ولي ساختار اف 111 تنها توانايي حمل راداري 36 اينچي را داشت . همچنين حداکثر وزن برخاست مورد نياز نيروي دريايي 50000 پوند بود ولي اف 111 در بهترين شرايط حداقل 55000 پوند وزن داشت . ولي در هر دو مورد وزير دفاع وقت مک نامارا اعمال نفوذ کرد و نيروي دريايي را مجبور به کنار آمدن با شرايط اف 111 کرد . تلاشهايي براي حل مسئله وزن اضافي انجام شد ولي اين تلاش ها تنها کار را خرابتر کردند . گذشته از وزن زياد هواپيما براي يک ناو هواپيمابر ، اف 111 هنگام اپروچ به ناو براي فرود ديد کمي داشت و فرود با آن بسيار خطرناک و سخت بود . با تلاشهاي آدميرال توماس کونولي (معروف به تامکت) پروژه F-111B لغو شد و مناقصه اي ديگري براي ساخت جنگنده مورد نياز نيروي دريايي انجام شد . مناقصه اي که شرکت گرومن برنده آن شد و با استفاده از سيستم راداري و موشکي F-111B و همچنين سيستم بالهاي متغير اف 111 ، جنگنده جديدي با نام F-14 Tomcat را طراحي و توليد کرد. F-111C اين مدل نمونه صادراتي F-111A براي نيروي هوايي استراليا بود . 24 فروند در سال 1963 سفارش داده شدند ولي تحويل آنها تا سال 1973 به تعويق افتاد . 4 فروند از اين نمونه با حفظ قابليت تهاجمي خود به مدل مخصوص عمليات هاي شناسايي RF-111C تبديل شدند . هواپيماهاي اين نمونه قادر به حمل سيستم هدف ياب Pave Tack بودند و بعد ها مورد يکسري تغييرات در اويونيک قرار گرفتند . تغييراتي همچون : تعويض رادار AN/APQ-113 با نمونه قويتر AN/APQ-169 اضافه کردن GPS ، ارتقا کامپيوتر هواپيما ، اضافه کردن صفحه نمايش هاي چند منظوره در کابين و ارتقا موتور ها به استاندارد TF30-P-108/109RA F-111D هواپيماهاي اين نمونه عبارت بود از ساختار قديمي F-111A با اويونيک MARK II و موتورهايي قويتر . اولين نمونه در سال 1967 سفارش داده شد ولي مشکلات بسياري باعث شد تا تحويل آن تا سال 1974 به تعويق بيفتد . از اين نمونه نيز 96 فروند ساخته شد . رادار نصب شده در هواپيماهاي اين نمونه AN/APQ-114 بود . اويونيک اين مدل قابليت هاي زيادي را به هواپيما اضافه مي کرد ولي مشکلات زيادي را هم ايجاد مي کرد . مشکلاتي که باعث شد تا اين نمونه در سال 1992 از خدمت بازنشست شود . F-111E هواپيماهاي اين نمونه براي جلوگيري از بروز همان مشکلاتي که براي مدل D پيش مي آمد از اويونيک قديمي MARK I استفاده مي کردند . اگر چه در ترتيب الفبايي مدل E بعد از مدل D قرار دارد واي اين مدل عملا زودتر از مدل D وارد خدمت شد . اولين پرواز F-111E در 20 آگوست 1969 صورت گرفت و مجموعا 94 فروند از مدل E توليد شد . هواپيماهاي اين نمونه در عمليات طوفان صحرا (آزادسازي کويت) نقش وسيعي داشتند و در سالهاي 1993 و 1994 به انبارهاي نيروي هوايي فرستاده شدند . F-111F اين نمونه آخرين مدلي بود که براي نيروي هوايي توليد شد . هواپيماهاي اين نمونه با اويونيک رفع عيب شده MARK IIB مجهز شده بودند . از اين نمونه 106 فروند بين سالهاي 1971 تا 1976 توليد شد . رادار نصب شده در اين نمونه AN/APQ-144 بود که بعدها با نمونه هاي AN/APQ161 و AN/APQ-71 تعويض شد . هواپيماهاي اين نمونه به سيستم هدف ياب AVQ-26 نيز مجهز بودند . از هواپيماهاي اين نمونه در عمليات هاي El Dorado Canyon بر ضد ليبي و Desert storm بر ضد عراق استفاده شد . آخرين فروند از اين نمونه در 27 جولاي 1996 بازنشست شد . FB-111A اين مدل نمونه اي از F-111A بود که جهت انجام بمباران هاي استراتژيکي تغييراتي بر روي آن صورت گرفته بود . از اين نمونه براي بازنشسته کردن B-58 و بعضي از نمونه هاي قديمي B-52 استفاده شد . در ابتدا قصد بر آن بود تا 263 فروند از اين نمونه توليد شود ولي بعدا اين عدد به 76 فروند کاهش يافت . اولين نمونه در سال 1968 وارد خدمت گرديد . FB-111A در حدود 650 ميليمتر دراز تر از F-111A بود که اين درازي بيشتر قابليت حمل 2124 ليتر سوخت اضافي را به آن ميداد . ارابه هاي فرود اين مدل نيز براي تحمل وزن برخاست بيشتر تقويت شده بود . هواپيماهاي اين نمونه نيز از اويونيک MARK IIB استفاده مي کردند . از نظر تئوري و بر روي کاغذ هواپيماهاي اين نمونه قادر به حمل پنجاه تير بمب 750 پوندي MK-117 بودند ، مسئله اي که هيچگاه صحت آن به صورت عملي تاييد نشد . بعد از ورود به خدمت B-1B تمام FB-111A هاي عملياتي با حذف بعضي قسمت ها از نقش بمب افکن استراتژيک به بمب افکن تاکتيکي تغيير يافتند و مجددا با نام F-111G نامگذاري شدند و بطور عمده به منظور پروازهاي تمريني به کار گرفته شدند . اين هواپيماها نيز در سال 1993 بازنشست شدند . EF-111A نمونه مخصوص جنگ الکترونيک که جهت جايگزيني EB-66 طراحي و توليد شد . قرارداد توليد EF-111A در سال 1974 به عهده شرکت گرومن گذاشته شد و اولين نمونه در تاريخ 10مارس 1977 وارد خدمت شد . تا سال 1985 که خط توليد EF-111A تعطيل شد 42 فروند عملياتي شده بودند . اين نمونه نيز در حمله به ليبي و عراق نقش وسيعي را ايفا نمود . اين نمونه نيز در سال 1998 بازنشست شد و قرار است که نقش آن به عهده EA-18G گذاشته شود . ![]() تسليحات قابل حمل هواپيماهاي اف 111 از ابتدا به خاطر توانايي شان در حمل مقادير زيادي مهمات همواره مورد توجه بوده اند . بطور مثال يک فروند اف 111 در جنگ ويتنام بيش از 4 فروند فانتوم مهمات بار گزاري مي کرد و راهي ميدان عمليات مي شد . در اين قسمت با تسليحات قابل حمل توسط اف 111 آشنا مي شويد : توپ M61 Vulcan اکثر مدلهاي اف 111 به جز مدلهاي EF-111A و FB-111A و F-111G قادر به حمل يک قبضه توپ 20 ميليمتري با 2084 تير فشنگ بودند . تسليحات متعارف بمب هاي سقوط آزاد MK-82 MK-83 Mk-84 MK-117 انواع بمب هاي خوشه اي بمب هاي هدايت شونده GBU-10 GBU-12 GBU-15 GBU-28 موشک هاي زمين به هواي AGM-130 AGM-69 تسليحات اتمي همه مدلهاي اف 111 به جز EF-111A و مدل صادراتي به نيروي هوايي استراليا قابليت حمل سلاح هاي اتمي سقوط آزاد را دارا بودند . همچنين مدل FB-111A توانايي حمل دو تير موشک اتمي AGM-69 SRAM را دارا بود. در ضمن همه مدلهاي اف 111 قابليت حمل بمب هاي هدايت ليزري را دارا بودند ولي فقط مدلهاي F-111C و F-111F توانايي هدف يابي و هدايت دقيق بمب ها را دارا بودند . در ضمن F-111C صادر شده به استراليا قابليت حمل سلاح هاي اتمي را دارا نمي باشند ولي توانايي شليک موشک هاي AGM-84 Harpoon و AGM-88 HARM و AGM-142 را دارا هست . عمر خدمتي : هواپيماي اف 111 در طول بيش از 3 دهه عمر خدمتي خود ميدان هاي جنگ زيادي را تجربه کرده اند که از مهمترين اين ميدان ها مي توان به جنگ ها و عمليات هاي زير اشاره کرد . شرکت در جنگ ويتنام شرکت در حمله به ليبي در سال 1986 شرکت در حمله به عراق در سال 1991 شرکت در حمله به بوسني در سال 1995 ( فقط EF-11A ) موفقيت در نبرد هوايي : از آنجا که اف 111 توانايي اندکي در حمل موشک هاي هوا به هوا دارا مي باشد و همچنين وظيفه اصلي آن درگيري با اهداف زميني است شکار هاي زيادي توسط اف 111 انجام نشده است . تنها يک مورد شکار به طور رسمي براي F-111 ثبت شده و آن هم مربوط به عمليات طوفان صحرا مي باشد . زماني که يک فروند EF-111A توانست با انجام مانور هاي سريع باعث برخورد يک فروند Mirage F1 عراقي به زمين شود .ذکر اين نکته ضروري مي باشد که جنگنده اخلالگر الکترونيکي EF-111A هنگام پرواز کاملا غير مسلح مي باشد . فروش به کشور خارجي : استراليا : اف 111 تنها به نيروي هوايي استراليا صادر شد . در سال 1963 استراليا سفارش 24 فروندي خود را به آمريکا ارائه کرد ولي تحويل هواپيماها تا 10 سال بعد يعني در سال 1973 به تعويق افتاد . مدل اين هواپيماها F-111C بود که مدتي بعد از تحويل 4 فروند به RF-111C تبديل شدند . همچنين در سال 1982 4 فروند F-111A نيروي هوايي آمريکا به F-111C تبديل و به نيروي هوايي استراليا تحويل داده شد . در سال 1992 نيز بعد از بازنشسته شدن F-111G در نيروي هوايي آمريکا ، 18 فروند از اين هواپيماها به استراليا فروخته شد . اف 111 موجود در نيروي هوايي استراليا تاکنون در هيچ نبردي شرکت نجسته اند . در سال 1991 و هنگام حمله به عراق نيز آمريکا درخواست کرد تا استراليا RF-111C هاي خود را به منطقه بفرستد که استراليا درخواست امريکا را رد کرد . انگلستان : نيروي هوايي سلطنتي انگلستان نيز رد سال 1967 سفارش 50 فروند F-111K را ارائه کرده بود . سفارشي که يکسال بعد به بهانه قيمت زياد اف 111 لغو شد و انگلستان به جاي آن F-4 Phantom II را خريداري کرد . مشخصات : خدمه : 2 نفر – خلبان و افسر تسليحات طول : 22.4 متر ارتفاع : 5.22 متر دهانه بالها : 19.2 متر در حالت کاملا باز - 9.74 در حالت کاملا بسته وزن خالي : 21537 کيلوگرم وزن بارگيري شده : 37577 کيلوگرم حداکثر وزن برخاست : 44896 کيلوگرم موتور : دو عدد TF30 ساخت شرکت پرات اند ويتني حداکثر سرعت : 2.5 ماخ يا 2985 کيلومتر بر ساعت شعاع عملياتي : 2140 کيلومتر برد مستقيم : 5185 کيلومتر سقف پروازي : 56650 پا (17270 متر) سرعت اوج گيري : 131.5 متر بر ثانيه مهمات : 1 قبضه توپ 20 ميليمتري + 31500 پوند (14300 کيلوگرم) انواع مهمات
__________________
الهی رضا برضاک وتسلیما لامرک
|
![]() |
| برچسب ها |
| اف-111بال, افكن, امريكا, جنگنده-بمب, متغيرساخت |
| کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
تاپیک های مشابه
|
||||
| تاپیک | آغازگر تاپیک | تالار | پاسخ ها | آخرین ارسال |
| كاريكاتور هاي ماهواره اي | mostafa robb | عکس های طنز و کاریکاتور | 0 | 28-12-2009 21:13 |
| چه كنيم كه فرزندانمان يكديگر را دوست داشته باشند؟ | YAGHOT SEFID | روانشناسی | 0 | 19-12-2009 10:01 |
| توهين به قرآن كريم در آمريكا | استاد | اخبار متفرقه | 0 | 22-11-2009 18:45 |
| كاربردهاي قالب فلزي مشبك روفيكس: | Alireza_Mahan23 | عمران | 0 | 22-11-2009 17:36 |
| سوني اريكسون گوشي 5 مگاپيكسلي سايبرشات را به بازار عرضه ميكند. | EXIR | معرفی گوشی های جدید | 0 | 10-09-2007 19:41 |
| ابزارهای تاپیک | جستجوی این تاپیک |
| نحوه نمایش | |
|
|