یادش به خیر - صفحه 9 - تالارهای پادشاه ایرانی
تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > شعر و ادبيات > شهر ادب > درد دل های ادبی

درد دل های ادبی تمامی درد دل های ادبی در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک

  #81  
قدیمی 06/08/2013
آواتار faranak
faranak faranak آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار متفرقه
 

نام: فریبا
جنسيت: زن
محل سکونت: ساری
پست: 1,406
سپاس: 3,619
از این کاربر 2,790 بار در 1,451 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 57
یادش به خیر یه وقتایی همدمی داشتم ولی حالا
کمی عوض شدم. گردگیری دارم تو افکارم. دیریست از خداحافظی غمگین نمی شوم.از کسی انتظاری ندارم.مدتیست از دیگران نمی رنجم.به کسی تکیه نمیکنم.خودم بوسه میزنم بر دستانم.ازخودم دعوت میکنم میز می چینم ومهمان خودم می شوم. سربرزانوهایم میگذارم وسنگ صبور خودم می شوم.دلم به یاد خودم می تپد.نگران خودم می شوم.برای خودم هدیه می خرم.با خودم ساعتتتتتها حرف می زنم در دنیای خودم.کسی حق ورود ندارد جز خودم..
__________________




روسـری ام را بـاد بـه تـاراج بــرد

بــی خبـر بــود خـاطــراتـت را

لا بــه لای مـوهــایــم بـافتـــه ام !


این آداب اصیلمان است:نجابت.قدرت.احترام.مهربانی و خوشرویی
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از faranak سپاسگزاری کرده اند :

  #82  
قدیمی 11/09/2013
آواتار raya
raya raya آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار ها

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر ارشد ماه کاربر اخلاق ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: الهام
جنسيت: زن
شغل: فعلا دانشجو
محل سکونت: آب وآفتاب و آیینه
مدرک تحصيلی: فوق دیپلم و دانشجو کارشناسی
پست: 14,426
سپاس: 8,613
از این کاربر 12,658 بار در 6,226 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 6
به این کاربر 1 بار در 1 پست اعتراض شده
چوب: 19,615,464
یادش بخیر ...
همیشه موقع خواب ...
عکس قاب شده ات را گرد گیری می کردم ...
اما از آن روزی که رفتی ...
عجیب دلم غبار گرفته است ...
تو خودت را اذیت نکن ...
می دانم ...
از دست قاب خالی کاری بر نمی آید ...!!!
__________________
یا ابوالفضل تو را به جان مادرت قسمت میدم دستم بگیر



برگ از درخت خسته میشه پاییز همش بهونست !


پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از raya سپاسگزاری کرده اند :

  #83  
قدیمی 18/10/2013
آواتار sarabb
sarabb sarabb آفلاین است
کاربر متخصص ادبیات

مدیر نمونه ماه کاربر نمونه ماه 

 

نام: محمد
جنسيت: مرد
شغل: daneshjoo
محل سکونت: چابهار
مدرک تحصيلی: دانشجوی کارشناسی ارشد
پست: 2,625
سپاس: 9,139
از این کاربر 7,069 بار در 2,598 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 4 بار در 4 پست اعتراض شده
چوب: 3
یادش بخیر دیروزها

در برابر باد پاییز

برگ‌های افرا

بی‌هیچ پایداری پراکنده می‌شوند

به کجا می‌روند؟

هیچ‌کس نمی‌داند

و من در فصلی که عاشقش هستم، افسرده ام..!


یادش بخیر دیروزها...
__________________
و مهربانیت از دور چه نزدیک است
عجیب حس میکنم که جغرافیا دروغ تاریخ است.
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از sarabb سپاسگزاری کرده اند :

  #84  
قدیمی 20/01/2014
آواتار raya
raya raya آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار ها

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر ارشد ماه کاربر اخلاق ماه مدیر نمونه ماه 

 

نام: الهام
جنسيت: زن
شغل: فعلا دانشجو
محل سکونت: آب وآفتاب و آیینه
مدرک تحصيلی: فوق دیپلم و دانشجو کارشناسی
پست: 14,426
سپاس: 8,613
از این کاربر 12,658 بار در 6,226 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 6
به این کاربر 1 بار در 1 پست اعتراض شده
چوب: 19,615,464

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم کاش همان کودکی بودیم که
حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش
کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست..!
دنیا را ببین ...

بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید !!

بچه بودیم دل دردها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ...
هیچ کس نمی فهمد!!

ای کاش هنوز کودک بودیم تا شبها قبل از اینکه بفهمیم چه کسی برایمان لالایی گفته
عمیق ترین خواب دنیا را داشتیم و صبح ها با خمیازه و عشوه ای کودکانه
بعد از همه از خواب بر می خواستیم .

چه زود بزرگ شدیم !
سالها می گذرد ...........


__________________
یا ابوالفضل تو را به جان مادرت قسمت میدم دستم بگیر



برگ از درخت خسته میشه پاییز همش بهونست !


پاسخ با نقل قول

  #85  
قدیمی 02/02/2014
آواتار diskanekt
diskanekt diskanekt آفلاین است
كاربر معمولی
 

جنسيت: مرد
محل سکونت: تبریز
پست: 103
سپاس: 54
از این کاربر 73 بار در 48 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 1
قدیما یادش بخیر ....

وقتی بهترین اسباب بازی هامون، لوکس یا خریدنی نبود ...

وقتی یه لاستیک کهنه ی دوچرخه و یک تکه چوب ،

تمام روزمون رو پر از شادی و شور و نشاط میکرد

گاهی با تعجب از خودم می پرسم اون روزها کجا رفت ....

هنوز باورم نمیشه اون روزها دیگه بر نمیگرده ...







__________________

من اشک سکوت مرده در فریادم
دادی سر و پا شکسته، در بیدادم
اینها همه هیچ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم؟!
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از diskanekt سپاسگزاری کرده اند :
پاسخ


ابزارهای تاپیک

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است



زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 08:23 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2018 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios