تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > هنر > موسيقی > متن و ترجمه آهنگ های خارجی

متن و ترجمه آهنگ های خارجی متن آهنگ های خارجی به همراه ترجمه آنها در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک

  #11  
قدیمی 15/11/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,421 بار در 1,571 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 782,384
Waiting For The Hurricane



From: Best Moves



Standing in the foyer of the Grand Hotel

Suitcase in his hand looking for a bill

There''s a hurricane coming

and everyone''s trying to get away



Time of the season, time of the year

The weather reporter from Miami is clear

"Find a save place to hide," there''s no place here



And then the lights go down

In that Caribbean town

And the fishing boats that go out from the coast

Are tied up and dry, yeah yeah yeah



Suddenly there''s a movement to the telephone

But nobody''s calling home tonight

They''ve taken out the very last flight

And they close down the borderline



''Cos there ain''t nowhere to hide

Waiting for the hurricane

There is nowhere here to hide

Waiting for the hurricane

Oh there is nowhere you can hide

Waiting for the hurricane, no no no no...



Staring out the window of the Grand Hotel

The sea was roaring, I remember well

And then the honeymoon bride began to cry



But as the band played on

Some old love song

Well he held her hand

Gave her to understand

It''ll be alright, yeah yeah yeah



Suddenly there''s a movement to the radio

But nobody''s getting home tonight

They''ve taken out the very last flight

And they closed down the borderline



''Cos there ain''t nowhere to hide

Waiting for the hurricane

There is nowhere here to hide

Waiting for the hurricane

Oh there is nowhere you can hide

Waiting for the hurricane

Oh there is nowhere you can hide

Waiting for the hurricane

Oh oh, waiting for the hurricane

Oh oh, waiting for the hurricane

No no no no...





در انتظار طوفان



در سرسرای هتل ایستاده است

با چمدانی در دست در انتظار تصفیه حساب

طوفانی در راه است

و هر کسی سعی میکند تا بگریزد



در چنین فصلی ، در این وقت سال

گزارش آب و هوا از میامی روشن است

در جایی امنی پناه گیرید ،اما اینجا چنین جایی وجود ندارد



و آنگاه در شهری بر ساحل کارائیب

نور چراغها کم میشود

و قایق های ماهیگیری که معمولا به دریا میروند

کنون در خشکی بسته شده اند ،آری آری آری



هجومی ناگهانی بسوی تلفن

اما امشب کسی به خانه زنگ نمیزند

آنها بسوی آخرین پرواز شتافته اند

اما مرزها بسته شده اند



دیگر جایی برای گریختن نیست

در انتظار طوفان

جایی برای گریختن نیست

در انتظار طوفان

آه جایی برای پنهان شدن نیست

در انتظار طوفان نه نه نه



از پنجره گراند هتل به بیرون خیره شدم

دریا می خروشید، بخوبی بیاد می آورم

آنگاه اشکهای نو عروس سرازیر شد



اما همین که نوازندگان

آهنگهای عاشقانه خاطره انگیزی را شروع بنواختن کردند

او دست محبوبش را فشرد

و به او دلداری داد

که همه چیز درست میشود، آری آری آری



ناگهان هجومی دیگر بسوی رادیو

اما امشب کسی به خانه نمی آید

آنها بسوی آخرین پرواز شتافته اند

و مرزها بسته شده اند



جایی برای پنهان شدن نیست

در انتظار طوفان

جایی برای گریختن نیست

در انتظار طوفان

نه نه نه
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #12  
قدیمی 15/11/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,421 بار در 1,571 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 782,384
Heart of Darkness





Last night I saw it there

shining in the dark again

The light that all men seem to fear

They say that sailors were drowning in the bay

And people kept away

Waiting for the riches that a wreck would bring

When the morning comes

And on and on that light returns again

To haunt the ones who would not hear the pain



I took the old path down

climbing over rocks and stones

The place I knew when I was young

And in my fear I had to carry on

Where no-one else had gone

Looking in the heart of darkness from above

To the man inside

I took my chance and set off for the light

And started the journey of my life



And in the darkest hour that light was calling me

Through the doorway to another world

And there below me I saw all the days of my life

Till the moment I stood on the shore

Worlds away, this was my destiny

To be back here in another time

And all around me I saw the faces that I knew

Reaching out, "there is nothing to fear,"

Worlds away

Come with me



Last night I saw it there, shining in the dark again

The light that all men seem to fear



Come with me, come with me,

come with me...







قلب ظلمت





دیشب در آنجا دیدمش

که در تاریکی میدرخشید

نوری که گویا همگی از آن می هراسند

می گویند که ملوانان در خلیج غرق گشته اند

و مردم در انتظار اموالی از کشتی غرق شده

وقتی که سپیده سر میزند

دوباره آن فروغ باز می تابد

برای تسخیر آنان که درد را برنمی تابند



به کوره راه قدیمی سرازیر شدم

صخره ها و سنگها را در می نوردیدم

جایی که در جوانی می شناختم

با وجود وحشتی که داشتم ناچار از پیمودنش بودم

جایی که پای کسی به آن نرسیده است

از آن بالا به قلب تاریکی نگریستم

به مرد درونم

بختم را آزمودم و بسوی روشنایی رهسپار شدم

و ایچنین سفر زندگیم آغاز گشت



و در تاریکترین لحظات آن نور مرا فرا میخواند

بسوی آستانی بر دروازه جهانی دیگر

و در آن پایین تمام روزهای عمرم را میدیدم

تا زمانی که بر کرانه ایستادم

از روزگاران دور تقدیرم چنین بود

تا در زمانی دیگر به اینجا باز گردم

و در تمامی اطرافم چهره هایی را میدیدم که می شناختم

دریافتم که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد

از روزگارانی دور

با من همراه شو



دیشب آنجا دیدمش که در ظلمت میدرخشید

نوری که گویا همه از آن می هراسند



با من بیا ، با من همراه شو

با من همراه شو
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #13  
قدیمی 15/11/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,421 بار در 1,571 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 782,384
Sailing Away





Waiting at the water''s edge

Watching all the ships

As they are heading for the harbour wall

I was just a boy

I was just a boy

Dreaming of the wide world

Dreaming of the wide world



Watching as they disappear

Reading out the names

Of all the places I have never been

Looking out to sea

Staring out to sea

Dreaming of a wide world

Dreaming of the wide world



I wish I was sailing away

Sailing away

Sailing away, with you tonight

With you tonight



Walking down another street

Underneath the red lights

I am watching where the shadows fall

Looking at the girls

Listening to the girls

Dreaming of a new world

Dreaming of that new world



I wish I was sailing away

Sailing away

Sailing away, in your arms tonight

In your arms tonight



I wish I was sailing away

Sailing away

Sailing away, with you now

With you now...



سفر به دور دستها



کنار دریا ایستاده ام

کشتی هایی را می نگرم

که بسوی بندرگاه روان هستند



تنها پسر بچه ای بودم

تنها پسر بچه ای بودم

در رویای جهانی پهناور

در رویای جهانی پهناور



میدیدم که ناپدید میشوند

بروی آنها نام جاهایی را میخواندم

که هیچگاه ندیده بودم

به ورای دریا می نگریستم

به ورای دریا خیره شده بودم

در رویای جهان پهناور

در رویای جهان پهناور



کاش بر دریاها سفر میکردم

بر دریا سفر میکردم

بر دریا سفر میکردم در کنار تو،امشب

در کنار تو، امشب



بسوی خیابان سرازیر میشوم

زیر نور چراغهای قرمز

جایی را مینگرم که سایه هایی فرو افتاده اند

دخترانی را مینگرم

به آنها گوش فرا میدهم

در آرزوی دنیایی نو

در آرزوی دنیایی نو



ای کاش که بر دریاها میراندم

بر دریاها میراندم

در دریاها میراندم در آغوش تو،امشب

در آغوش تو، امشب



ای کاش که بر دریاها میراندم

بر دریاها میراندم

بر دریاها میراندم، کنون در کنار تو

کنون در کنار تو
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #14  
قدیمی 15/11/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,421 بار در 1,571 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 782,384
دیگر از چیزی نمی هراسم





When I''m lying in the arms

Of the woman I love

I''m completely at peace with the world

And the dark clouds around me

That often surround me

Just fall away into the night

I''m not scared anymore



زمانیکه در آغوش کسی که

دوستش دارم آرمیده ام

با دنیا سر صلح و سازگاری دارم

و ابرهای تیره ای که اغلب

دور و برم را احاطه می کنند

در دل شب فرو می روند

دیگر از چیزی نمی هراسم





When I can''t sleep at night

And I just stare at the moon

Listening to your beating heart

To know that you''re with me

And the love that you give me

Keeps me from falling apart

I''m not scared anymore



زمانیکه شب هنگام خوابم نمیبرد

و به ماه خیره میشوم

به تپش قلبت گوش فرا میدهم

چراکه میدانم در کنارم هستی

و عشقی که بمن میبخشی

مرا از سقوط باز میدارد

دیگر از چیزی نمی هراسم



You are near, you are here



تو نزدیکم هستی ، تو اینجایی





When I think about the ways

Of the other world

And all the ones who''ve gone before

Well I believe they can see us

Believe they are with us

Hear every word that we speak

I''m not scared anymore



زمانیکه دروازه های دنیای دیگر می اندیشم

و آنان که پیش از این رهسپار شده اند

باور دارم که ما را میبینند

باور دارم که همراهمان هستند

هر کلمه ای را که می گوییم میشنوند

دیگر از چیزی نمی هراسم



Oooh

They hear every word that we say

Oooh

When I have my lover with me

I''m not scared anymore

I''m not scared anymore



آه آنها هر کلمه ای را که می گوییم میشوند

آه زمانی که عشقم را همراهم دارم

دیگر از چیزی نمی هراسم

دیگر از چیزی نمی هراسم





When I''m looking at my children

And the world where we live

And the violence coming every day

Well I know I''ll protect them

With the power of my love

To the very last drop of my blood

I''m not scared anymore





زمانیکه به فرزندانم می نگرم

و جهانی که در آن زندگی می کنیم

بلایا هر روز سرازیر میشوند

اما میدانم که از آنها با قدرت عشقم

و تا آخرین قطره خونم

محافظت خواهم کرد

دیگر از چیزی نمی هراسم



Can you hear me, I am near

Can you see me, I am here



آیا صدایم را میشنوی ، در کنارت هستم

آیا مرا میبینی ، اینجا هستم
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #15  
قدیمی 15/11/2009
آواتار IRAN PARAST
IRAN PARAST IRAN PARAST آفلاین است
ناظر بازنشسته تالار

شاه آرکید ماه کاربر اخلاق ماه مدال افتخار پادشاه ایرانی کاربر اخلاق ماه 

 

نام: كورش
جنسيت: مرد
شغل: دامپزشک
محل سکونت: اهواز
مدرک تحصيلی: كارشناس
پست: 10,041
سپاس: 8,459
از این کاربر 7,590 بار در 3,808 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 739,451
There's a Spanish train that runs between
Guadalquivir and old Saville
And at dead of night the whistle blows
and people hear she's running still...
And then they hush their children back to sleep
Lock the doors, upstairs they creep
For it is said that the souls of the dead
Fill that train ten thousand deep!!
Well a railwayman lay dying with his people by his side
His family were crying, knelt in prayer before he died
But above his bed just a-waiting for the dead
Was the Devil with a twinkle in his eye
"Well God's not around and look what I've found
this one's mine!!
Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light
And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night!!
But the Devil just grinned and said "I may have sinned
But there's no need to push me around
I got him first so you can do your worst
He's going underground!!
"But I think I'll give you one more chance"
said the Devil with a smile
"So throw away that stupid lance
It's really not your style"
"Joker is the name, Poker is the game
we'll play right here on this bed
And then we'll bet for the biggest stakes yet
the souls of the dead!!"
And I said "Look out, Lord, He's going to win
The sun is down and the night is riding in
That train is dead on time, many souls are on the line
Oh Lord, He's going to win!.."
Well the railwayman he cut the cards
And he dealt them each a hand of five,
And for the Lord he was praying hard
Or that train he'd have to drive...
Well the Devil he had three aces and a king,
And the Lord, he was running for a straight,
He had the queen and the knave and nine and ten of spades,
All he needed was the eight...
And then the Lord he called for one more card,
But he drew the diamond eight,
And the Devil said to the son of God,
"I believe you've got it straight,
So deal me one for the time has come
To see who'll be the king of this place,
But as he spoke, from beneath his cloak,
He slipped another ace...
Ten thousand souls was the opening bid,
And it soon went up to fifty-nine,
But the Lord didn't see what the Devil did,
And he said "that suits me fine",
"I'll raise you high to a hundred and five,
And forever put an end to your sins",
But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"
And I said "Lord, oh Lord, you let him win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, don't let him win..."
Well that Spanish train still runs between,
Guadalquivir and old Saville,
And at dead of night the whistle blows,
And people fear she's running still...
And far away in some recess
The Lord and the Devil are now playing chess,
The Devil still cheats and wins more souls,
And as for the Lord, well, he's just doing his best...
And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is still on time, oh my soul is on the line
یک قطار اسپا نیایی در حال حرکت است
از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)
در عمق شب سوت قطار به صدا در می اید...و مردم میشنوند که همچنان درحال حرکت است...
و بعد آنها بچه هایشان را ساکت کردن وبرای خواب بر میگردانند..
درها را قفل میکنند و آرام به طبقه بالا میخزند..
برای اینکه گفته شده بود ارواح مرده آن قطار را پر کرده بودند... به عمق 10 هزار
یکی از ماموران راه آهن در بستر مرگ بود درحالیکه آشناهایش در کنارش بودند.
خانواده اش درحال گریه بودند...زانو زده بودند و قبل از مرگش دعا میکردند.
اما درحالیکه چیزی به مرگش باقی نمانده بود بالای تخت خوابششیطان با برقی در چشمانش ایستاده بود "خوب.خدا در این اطراف نیست تاببیند من چه چیزی پیدا کردم...این یکی از آن من است"
در همان لحظه خدا با یک برق خیره کننده ظاهر شد .و به سوی شیطان فریاد زد که:برو گمشو به اعماق شب...
ولی شیطان فقط پوزرخندی زد و گفت" ممکن است من مرتکب گناهی شده باشم ولی احتیاجی نیست که مرا از خودت برانی.
من آنرا زودتر به دست آوردم .پس تو هرکاری که از دستت برمیاد میتوانی انجام بدهی(بدترین کاری که ازدستت بر میاد).او داره به اعماق زمین میرود .
ولی من فکر میکنم یه شانس دیگر به تو خواهم داد..این را شیطان با یک لبخند گفت.
پس آن نیزه احمقانه را کنار بذار. چون این واقعا روش تو نیست.
اسم بازی جوکر و نام آن پوکر است
ما بازی خواهیم کرد درست همینجا روی تخت او و ماشرط بندی میکنیم برای بزرگترین جایزۀ ممکن.... روح این مرده..."
و من گفتم:"خدایا..مراقب باش..او دارد برنده میشود.خورشید غروب کرده و شب فرا میرسد.آن قطار خواهد مرد...ارواح زیادی در خطر هستند...
اوه خدا...او دارد برنده میشود."
بعد مامور راه آهن ورقها رو بُر زد و به هر کدام 5 کارت داد و او برای خدا به سختی دعا میکرد وگرنه قطاری که مجبور به هدایتش بود...
بهر حال...شیطان سه آس داشت با یک شاه...
و خدا...او داشت استریت رو جور میکرد.اون یک ملکه (بی بی)داشت.و یک سرباز و نه و ده پیک.تنها چیزی که لازم داشت یک هشت بود.
بعد خدا یه کارت دیگه خواست...ولی يه هشت خشت دريافت كرد...
و شیطان به خدا گفت:"گمتن میکنم میخواستی استریت کنی...پس یک ورق به من بده که تا وقت باقیست بفهمیم چه کسی پادشاه اینجاست."
ولی درحالیکه اون حرف میزد از زیر ردای خود یه اس دیگه در آورد...
ده هزار روح پیشنهادِ شروع کار بودند...و او خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید...
اما خدا کاری را که شیطان کرد ندید و گفت:همین کافی است ..من 150روح اضافه میکنم و برای همیشه به گناهان تو پایان خواهم داد...
ولی شیطان فریاد بلندی کشید:من بردم!
و من گفتم:خدایا...اوه خدایا...تو اجازه دادی او برنده شود
خورشید غروب کرده و شب در حال فرا رسیدن است...قطار خواهد مرد ...ارواح زیادی در خطرهستند..اوه خدایا به او اجازه نده ببرد...
بهرحال آن قطار اسپانیایی هنوز در حال حرکت است
از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)
و در اعماق شب سوت قطار به صدا در آمد... و همه میترسند از اینکه قطار هنوز حرکت میکند....
و خیلی دورتر پس از یک استراحت کوتاه..خدا و شیطان حالا در حال بازی شطرنج هستند..و شیطان هنوزهم تقلب میکند و ارواح بیشتری میبرد...و درباره خدا...او بهترین کاری که از دستش برمیاید انجام میدهد..
و من گفتم خدایا...اوه خدایا تو باید برنده بشوی...
خورشید غروب کرده و شب فرا رسیده..آن قطار خواهد مرد....اوه روح من هم در خطر است...
اوه خدایا تو باید برنده شوی...

__________________
به نام خدایی که پرسپولیس را آفرید تا استقلال بی سرور نماند
........................................
جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد

و جاذبه ی زمین ، سیب را !

فرقی نمیکند“سقوط

سرنوشت ِ دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست
........................................
شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد
نگاهی شیشه ای دارم، به سنگ مردمک هایت
الفبای دلت معنای «نشکن»! را نمی فهمد
هزاران بار دیگر هم بگویی «دوستت دارم»
کسی معنای این حرف مبهم را نمی فهمد
من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان
محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد

پروانه ها فراموش كردند كه روزي كرم بوده اند
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از IRAN PARAST سپاسگزاری کرده اند :

The Head and The Heart
  #16  
قدیمی 20/03/2011
آواتار abi11
abi11 abi11 آفلاین است
تازه وارد
 

جنسيت: مرد
شغل: در کارخانه ( خرید نون سبزی ک
محل سکونت: مشهد
مدرک تحصيلی: دیپلم
پست: 1
سپاس: 0
از این کاربر 0 بار در 0 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 0
Exclamation The Head and The Heart

به نام خدا
این یکی از زیبا ترین ترانه های هست که تا بدین لحظه گوش دادم پیشنهاد میکنم حتما دانلودش کنید . در این ترجمه سعی کردم از کلماتی استفاده کنم که با فرهنگ و ادبیات ما سازگار باشه من این ترجمه رو تقدیم می کنم به همه عاشق ها که به معشوق خودشون نرسیدند امیدوارم لذت ببرید
لینک دانلود (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)
The Head and The Heart
Let us talk no more, let us go to sleep,

Let the rain fall on the window pane,

And fill the castle keep,

I am weary now, weary to my bones,

Weary from the travelling,

And the endless country roads,

That brought us here tonight, for this weekend,

And a chance to work it out,

For we cannot live together, and we cannot live apart,

It's the classical dilemma between the head and the heart;

She is sleeping now, softly in the night,
And in my heart of darkness she has been the only light,
I am lost in love, looking at her face,
And still I hear the voice of reason,
Telling me to chase these dreams away,
Oh here we go again, we're divided from the start,
For we cannot live together, and we cannot live apart,
It's the classical dilemma between the head and the heart,
The head and the heart;
Now the dawn begins, and still I cannot sleep,

My head is spinning round but now the way is clear to me,
There is nothing left, nothing left to show,
The jury and the judge will see, it's time to let her go,
Now hear the heart:
I believe that time will show,
She will always be a part of my world,
I don't want to see her go;

So I plead my case to hear the heart,

And stay...

It's time to let her go - I don't want to let her go...
It's time to let her go - I don't want to let her go...

It's time to let her go...

And in this classical dilemma

عقل و قلب
اجازه بدهید بیشتر صحبت کنیم ، به موضوع خوابیدن ،

اجازه بدهید باران به بارد و سقوط کند در قاب پنجره ،

امانت داری کن از قصری که پر شده

من در حال حاضر خیلی خسته شدم ، خسته به مغز استخوان ،

خسته از سفر ،

درکشوری با جاده های بی پایان ،

عشق ما امشب مارا به اینجاکشانده ، برای آخر هفته ،

و فرصتی برای این کار ،

ما نمی توانیم کنار هم زندگی کنیم ، ما از هم فاصله داریم ،
این معضل کلاسیک همیشه بین عقل و قلب بوده

میدونم که در حال حاضر خوابیدی ، در این شب ارام ،
قلب تاریک من فقط یک درخشش تنها داره ،
من در چهره تو دنباله عشق از دست رفته ام میگردم ،
و هنوز می شنوم صدای عقل خودم رو ،
به من میگه این یک رویایه غیر ممکنه که من دنبالش هستی

رویاهای دور ،
اه این همان مکانی هست که ما از همان اول از هم جدا شدیم
ما نمی توانیم کنار هم زندگی کنیم ، ما از هم فاصله داریم ،
این معضل کلاسیک همیشه بین عقل و قلب هست ،
عقل و قلب .............
در حال حاضر سپیده دم آغاز شده ،ومن هنوز هم نخوابیدم ،
من همیشه به این موضوع فکر میکنم ، ولی میدونم که راه برای من روشن هست
هیچ چیزی سمت متروکه ها نیست ،و چیزی هم متروکه ها رو نشون نمیده ،
باید خودت قضاوت کنی ، وقت آن است که خودت تصمیم بگیری ،
گوش کن به صدای قلبت :
من باور دارم که زمان نشان خواهد داد ،
تو همیشه بخشی از دنیای من هستی ،
من نمی خوام لحظه رفتن تورو ببینم

پس خواهش میکنم به این مورده دل من گوش کن ،

و کنارم باش ..........

من نمی خوام از قلبت برم ، به عقلت اجازه رفتن بده ........
من نمی خوام از قلبت برم ، به عقلت اجازه رفتن بده.........

وقت آن است که اجازه بدی عقلت بره ...
و در این معضل کلاسیک ،

من جستجو میکنم --- قلبم رو.........،
ترجمه از غروی
,
پاسخ با نقل قول

  #17  
قدیمی 10/12/2011
آواتار زهره هادي
زهره هادي زهره هادي آفلاین است
تازه وارد
 

نام: زهره رمضاني
جنسيت: زن
محل سکونت: تهران
پست: 1
سپاس: 0
از این کاربر 0 بار در 0 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 0
Icon013

مي خوام اين آهنگ head and heart رو دانلود كنم اما نمي تونم؟؟؟؟؟؟
پاسخ با نقل قول

  #18  
قدیمی 10/12/2011
آواتار zapata_1340
zapata_1340 zapata_1340 آفلاین است
تازه وارد
 

نام: نادر
جنسيت: مرد
شغل: مهندس صنايع
محل سکونت: مشهدعليا
مدرک تحصيلی: كارشناسي
پست: 29
سپاس: 773
از این کاربر 50 بار در 25 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 0 بار در 0 پست اعتراض شده
چوب: 0
دانلود ترانه های کریس دی برگ

آلبوم Then & Now
لیست آهنگها:
1. Don't Pay The Ferryman
2. Missing You
3. The Lady In Red
4. Live For The Day - Chris De Burgh, Tina Yamout
5. When I Think Of You
6. A Spaceman Came Travelling
7. The Words "I Love You"
8. Fatal Hesitation
9. Much More Than This
10. One World
11. The Simple Truth (A Child Is Born)
12. Suddenly Love
13. Sailing Away
14. Two Sides To Every Story - Chris De Burgh, Shelley Nelson
15. There's A New Star Up In Heaven Tonight
16. This Waiting Heart
17. Borderline
18. The Snows Of New York
19. Say Goodbye To It All
20. High On Emotion

(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)

آلبوم The love Songs
لیست آهنگها:
1. Here Is Your Paradise
2. Missing You
3. So Beautiful
4. In Love Forever
5. Borderline
6. The Lady in Red
7. Much More Than This
8. It's Me (And I'm Ready To Go)
9. Separate Tables
10. Fatal Hesitation
11. Forevermore
12. The Head and the Heart
13. Lonely Sky
14. Suddenly Love
15. If You Really Love Her, Let Her Go
16. In a Country Churchyard

(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)




آلبوم Quiet Revolution

1. When I Think Of You
2. Love Of The Heart Divine
3. Living In The World
4. The Same Sun
5. Nothing Ever Happens Round Here
6. A Woman's Heart
7. The Last Moments of The Dawn
8. I See You Everywhere
9. Saint Peter's Gate
10. You Look Beautiful
11. I Want It,(And I Want It Now)
12. Natasha Dance
13. The Rivers of Abraham
14. My Lover Is
15. Quiet Revolution

(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)



آهنگ مشترک گروه آریان وکریس دی برگ با نام:
نوری تا ابدیت (The words I love you) دوست دارم

(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)


پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
آهنگ, برگ, ترجمه, های, کریس


ابزارهای تاپیک

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است



زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 12:14 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2018 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios