تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > هنر > فیلم و سینما > بيوگرافي بازيگران و هنرمندان > بیوگرافی بازیگران ایرانی

بیوگرافی بازیگران ایرانی تمامی بیوگرافی بازیگران ایرانی در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک

  #191  
قدیمی 01/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
برخورد مردم

حسام نواب‌صفوی پس از بازی در فیلم سینمایی «اخراجی‌های 2» و بازی در نقش «رسول كاوازاكی»، شدیدا پرطرفدار شده و در كوچه و بازار اطراف او شلوغ می‌شود. آیا او هم مثل خیلی از بازیگران تازه به دوران رسیده، اهل قیافه گرفتن و كلاس گذاشتن برای مردمی است كه به دیدن فیلم او رفته‌اند؟ می‌گوید: «شهرت در سینما تبعات كاذبی هم دارد كه متاسفانه بعضی از دوستان، اینگونه فكر می‌كنند كه باید خودشان را بگیرند. من به شخصه نه بالا هستم نه پایین... من بخشی از مردم هستم. من با مردم زندگی می‌كنم، به نظر شما حالا كه اگر شغل من به واسطه دیده شدن روی پرده، تبعاتی دارد، چرا باید این كار را بكنم! شاید خیلی‌ها بگویند كه حسام آدم مغروری است، اما وقتی كه پنج دقیقه با من صحبت كنند، می‌بینند كه من انسان راحتی هستم و این مقوله شهرت اصلا برای من مهم نیست. نكته‌ای كه باید به آن دقت داشته باشید، این است كه بازیگر همیشه در دل مردم است، اما خودش نمی‌بیند و نمی‌داند... طبیعتا مردم احساس نزدیكی به آن بازیگر دارند، از این رو وقتی بازیگر را می‌بینند، دلشان می‌خواهد آن احساس را منتقل كنند.

بازیگر گیشه

من تا به امروز روند كارم اینگونه بود كه دوست داشتم بازیگر گیشه باشم. گیشه نه به این خاطر كه پولساز باشم، برای اینكه مردم مرا ببینند... فیلمی كه بفروشد، یعنی اینكه مردم تو را می‌بینند...

باندبازی

سینمای ایران چیزی نیست كه حالا بخواهد «مافیا» هم داشته باشد! یك جامعه كوچك است، شاید بازیگران و كارگردانانی پیدا شدند كه بخواهند نقش تعیین‌كننده داشته باشند، اما این مسئله به ندرت اتفاق می‌افتد. من خودم باندبازی و مافیا ندیدم و برای خودم چنین اتفاقی نیفتاده، چون من از حقم دفاع می‌كنم. چند سال پیش بود كه با یك تهیه‌كننده مشكلی داشتم و خیلی راحت از او شكایت كردم. به هرحال همیشه مواردی بین تهیه‌كننده و كارگردان و بازیگر اتفاق می‌افتد، اما اینكه بخواهیم بگوییم «مافیا» در سینما داریم، چنین چیزی نیست! اصلا در سینمای ما چیزی به آن شكل نیست كه می‌گویند مافیا و باندبازی... ولی اگر كسی روزی بخواهد برای من به شخصه مشكلی پیش بیاورد، فردا صبحش به دادگاه می‌روم، چون سیستم آبا و اجدادی ما اینگونه است... به هر حال اگر من «باند مافیایی» می‌دیدم، خودم علیه آن اقدام می‌كردم!(می‌خندد)

نقش بازیگر

بازیگر به آن شكل سرنوشت یك فیلم را تعیین نمی‌كند، بلكه فیلمنامه خوب است كه نقش بسیار مهمی دارد، كارگردان و بازیگر نقش مكمل را دارند. بازیگر فقط می‌تواند به فیلم یك جلای خوب بدهد، درست مثل ساختمانی كه زیربنای خوبی نداشته باشد و شما با اجناسی ارزان آن را درست كرده باشید، اما یك نمای بسیار زیبا به آن بدهید، به نظر شما آن ساختمان چقدر عمر می‌كند؟! فیلمنامه هم، در سینما همین نقش را دارد.

درباره اخراجی‌ها

در مسیر شمال بودم كه آقای شریفی‌نیا با من تماس گرفت و گفت: اخراجی‌ها در حال فیلمبرداری است، نقشی برای تو تعیین كردیم، بیا تست بده...

با اینكه پیش از این در فیلم‌های زیادی بازی كردم، اما بعد از اینكه تست گریم شدم، كمی اعتماد به نفسم را از دست دادم. زمانی كه مقابل دوربین قرار گرفتم، تمام بدنم می‌لرزید! دقایقی گذشت تا توانستم روحیه‌ام را به دست آورم.

بازی در نقش «رسول»، احتیاج به كمی تحقیق داشت كه من بدون پیش زمینه‌ای مقابل دوربین رفتم.

زمان فیلمبرداری در اردوگاهی واقع در كرج، هوا بسیار سرد بود، به خصوص شب‌ها، از این رو عوامل آتش روشن می‌كردند و گردهم جمع می‌شدیم، بساط خنده هم، همیشه به راه بود.

پلان فوتبال یكی از زیباترین پلان‌ها بود، به خصوص ادا و اطوارهای امین حیایی یا آن جایی كه در زندان دعوا شد و همه به جان هم افتاده بودند، من تنها كسی بودم كه باید یك نقش جدی را ایفا می‌كردم، اما زمانی كه اكبر عبدی شروع به رقصیدن كرد، به خصوص در پلان اول، به خاطر خنده عوامل، تصویربرداری قطع شد.

در آن قسمتی كه ما را داخل گونی انداخته بودند و شلاق می‌زدند، می‌گفتم اگر بیرون بیایم، از شما شكایت می‌كنم!

برای بازی در این نقش اصلا به قرارداد فكر نكردم، دوست داشتم به نحو احسن در این نقش بهترین بازی‌ام را ایفا كنم.

زمانی كه فیلم كلید خورد و صحنه‌های هواپیما در حال ضبط بود، هنوز بازیگر نقش رسول را انتخاب نكرده بودند. خود من هم فكر نمی‌كردم كه بتوانم از پس این نقش برآیم.

رفاقت ما كاری نیست

محمدرضا شریفی‌نیا، رفاقت را در كارش دخالت نمی‌دهد. من با او خیلی رفیقم، همان طور كه گفتم، او در مقام انتخاب بازیگر، آخرین نقشی كه به من پیشنهاد داد، مربوط می‌شود به پنج، شش سال پیش، فیلم «13 گربه روی شیروانی»! آنهایی كه برای شریفی‌نیا حرف درست می‌كنند، حسود و تنگ‌نظر هستند...

پنج، شش سال گذشت تا «اخراجی‌های 2» را به من پیشنهاد داد. در همین «اخراجی‌های 2» اگر آقای شریفی‌نیا تشخیص می‌داد كه من نمی‌توانم در این نقش بازی كنم، محال بود كه مرا انتخاب كند! اما وی دیدی دارد كه هیچ گاه در انتخاب بازیگر اشتباه نمی‌كند. او رفاقت را در كار هیچ وقت دخالت نمی‌دهد، چون آبروی كاری‌اش وسط است.

سوپراستار نداریم

ابتدا باید متوجه شویم كه به چه بازیگری «سوپراستار» می‌گویند. اگر كسی در ایران شهرت داشته باشد نباید بگوییم «سوپراستار» است. «سوپراستار» یعنی یك چهره بین‌المللی، حالا اگر بین‌المللی هم نبود، حداقل منطقه‌ای باشد. مثل «آمیتا باچان» یا «شاهرخ‌خان» بازیگران هندی... نظر من این است كه در ایران سوپراستار نداریم.

من سینما را خیلی دوست داشتم، اما پس از اینكه حقوق خواندم، حالا حقوق را از سینما بیشتر دوست دارم، چرا كه این رشته در ژن من وجود دارد! وقتی كه یك كتاب حقوقی می‌خوانم، دیگر به بار دوم نمی‌رسد، چون آن را حفظ می‌كنم. حقوق رشته بسیار شیرینی است، حقوق در واقع یك فن است... الان می‌گویم اول حقوق، بعد سینما...

زیاد اهل فوتبال نیستم، با اینكه شانس صعودمان كم است، اما امیدوارم صعود كنیم.

راستش را بخواهید دلم برای علی دایی سوخت، او از مفاخر ورزشی ایران است.نمی‌دانم چرا در اینجا مفاخر ورزشكار و هنرمند زود از یاد می‌روند.

برای من پول در زندگی اهمیت ندارد، آرامش و آسایش مهم‌تر است.

اهل مد و لباس به آن شكل نیستم، اما دوست دارم چیزی كه به من می‌آید، را بپوشم.

تاكنون نقش منفی بازی نكردم. گرچه خیلی‌ها می‌گویند منفی بازی كردم، اما نقش منفی یعنی این كه یك «بزه» مثل قتل اتفاق بیفتد... اما قبول دارم كه در نقش ضد قهرمان بازی كردم. در واقع نقش یك پسر شیطون را بازی كردم، مثل سوغات فرنگ و ازدواج به سبك ایرانی...

__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #192  
قدیمی 01/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
فرصت ندارم كه آموزش پیانو بدهم.

چند سال پیش در دنیای تصویر با امین حیایی یك اجرا داشتیم... هنوز هم موقعیتی پیش نیامده كه به شكل حرفه‌ای این كار را انجام بدهم. می‌خواستیم گروه موسیقی هنرمندان را تشكیل بدهیم، اما هیچ وقت این فرصت پیش نیامد.

خدا را شكر تا امروز با مطبوعات مشكلی نداشتم.

چند پیشنهاد داشتم كه مشاور حقوقی نشریات باشم، اما نپذیرفتم اما خودم به مجله مردمی خانواده‌سبز این پیشنهاد را دادم!

تنهایی را خیلی دوست دارم.

یكی از دلایلی كه به خارج از كشور نرفتم، این بود كه پدر و مادرم تنها بودند. ضمن اینكه مدتی كه خارج از ایران هستم، احساس تنهایی می‌كنم. اما برادرانم از سنین جوانی به آنجا رفته و به آنجا عادت كرده‌اند...

در مورد تیم والیبال هنرمندان نمی‌خواهم صحبت كنم، چون حواشی زیادی دارد. در تیم اول، من تنها نیت خیرخواهانه داشتم، یك ریال هم من نگرفتم. داخل دعواها هم نبودم، و تنها در نقش سرمربی ظاهر شدم... تیم دوم هم كه اصلا به سرانجامی نرسید كه بخواهم درباره آن حرفی بزنم...

حسام آدمی است كه آزارش به كسی نمی‌رسد، تا زمانی كه به او آزار نرسانند. آدم منطقی هستم (می‌خندد)، بد كسی را نمی‌خواهم، سعی می‌كنم مهربانی كنم، دل صافی هم دارم و با حسادت و این جور حرف‌ها بیگانه‌ام... اهل شكایت هم هستم! (تیتر بدی نزنید!)(دوباره می‌خندد)

خسرو شكیبایی در سینمای ایران نامی فراموش نشدنی است. یكدیگر را گهگداری می‌دیدیم. خسرو مرد مهربان و وجودش پر از انرژی بود. آخرین بار در پشت صحنه كنسرت «چكناواریان» همدیگر را دیده بودیم. مرد خاكی و ماخوذ به حیایی بود.

امین حیایی رفیق قدیمی من است... در سریال كلاه پهلوی كه هنوز پخش نشده و چند سالی است كه فیلمبرداری‌اش ادامه دارد، قرار بود در یك سكانس از صبح تا غروب؛ همبازی باشیم. از آنجا كه جنس بازیگری یكدیگر را می‌شناسیم، این سكانس 11 صبح به پایان رسید!

اعتقاد من درباره «مسعود ده‌نمكی»، این است كه خداوند او را خیلی دوست ‌دارد.

پس از بازی در فیلم «بهرام بیضایی» به نام «وقتی همه خوابیم»، احساس كردم، یك‌بار دیگر از دانشگاه هنر فارغ‌التحصیل شدم.

شكایت را دوست دارم!

بچه پولدار نیستم، اما پدرم همیشه زندگی راحتی برای ما مهیا كرد، كه جا دارد از او سپاسگزار باشم.

نام‌خانوادگی ما، نواب صفوی است و به سلسله صفویه باز می‌گردد.

تفریحات من ورزش است و اگر در خانه باشم، شاید برایتان جالب باشد، به «پلی‌استیشن» خیلی بازی می‌كنم. نواختن پیانو، دیدن فیلم و... از دیگر تفریحاتم می‌باشد. عاشق مسافرتم و به شنا خیلی علاقه دارم.

آدم پرمصرفی نیستم.

رنگ سفید و مشكی را خیلی دوست دارم، لباس پوشیدن من به همین شكل است، یا سفید می‌پوشم یا مشكی... خیلی‌ها به من می‌گویند تو چرا فقط همین كت سفید یا مشكی را می‌پوشی؟! من می‌گویم، نه چنین چیزی نیست، من تا دلتان بخواهد لباس‌های مختلف با رنگ‌های سفید و مشكی دارم.

امیدوارم در سال 88، سینمای پررونقی داشته باشیم. آرزوی سینمایی من این است كه چرخه سینما بچرخد، چرا كه سینما با رفتن مردم به سالن‌ها به حیات خودش ادامه می‌دهد.

اصلا با برنامه‌ریزی میانه‌ای ندارم، نمی‌دانم ویژگی خوبی است یا بد؟ اما همیشه دقیقه «نودی» هستم!

به جز افراد نزدیك خانواده‌ام با مرحوم عمویم و دو تا دایی‌ام روابط خیلی نزدیكی دارم كه البته یكی از دایی‌هایم فوت كردند.

رانندگی را دوست دارم و اهل سرعت نیستم...

ساعت 3 صبح از پشت چراغ قرمز رد نمی‌شوم، به هرحال من در یك خانواده «حقوقدان» رشد كردم و در آن احترام به قانون حرف اول را می‌زند.

هنوز با یكی از دوستان دوران كودكی‌ام رابطه‌ای صمیمی دارم، فرشید مدرس كه دفتریار است. دوست صمیمی دیگری داشتم به نام محمدرضا بهشتی كه در فروردین 83 در سانحه رانندگی فوت شد و همیشه به یاد او هستم.

از 7 سالگی نواختن پیانو را آموختم.

كتاب زیاد می‌خوانم، به ویژه كتاب‌های حقوقی...

در دوران مدرسه اهل تقلب نبودم، در دوران تحصیل در دانشگاه هم چنین رویه‌ای نداشتم، در واقع از تقلب كردن خجالت می‌كشم.

اهل پارتی بازی نیستم.

می‌خواهم از چند وقت دیگر رسما كار وكالت را آغاز كنم، البته قضاوت را بیشتر از وكالت دوست دارم. ولی باید بگویم كه قضاوت شغل مشكلی است كه فكر كنم نتوانم از پس آن بر بیایم! به هر حال شما در مقام قضاوت، سرنوشت خیلی از انسان‌ها را عهده‌دار هستید، با اینكه خیلی قضاوت را دوست دارم، اما شاید استحقاق آن را نداشته باشم، پس به همان وكالت می‌پردازم. كه بتوانم نسبت به حقی كه شاید از كسی سلب شده دفاع كنم
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #193  
قدیمی 01/10/2009
آواتار hamed_shamsnia
hamed_shamsnia hamed_shamsnia آفلاین است
مدير ارشد بازنشسته تالار جانداران

کاربر اخلاق ماه مدیر ارشد ماه 

 

نام: hamed_shamsnia
جنسيت: مرد
محل سکونت: مشهد
پست: 6,639
سپاس: 8,558
از این کاربر 16,957 بار در 5,114 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 1
به این کاربر 26 بار در 18 پست اعتراض شده
چوب: 813,453
ارسال پیغام Yahoo به hamed_shamsnia








پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از hamed_shamsnia سپاسگزاری کرده اند :

بیوگرافی (زندگینامه ) علی صادقی
  #194  
قدیمی 01/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
Smile بیوگرافی (زندگینامه ) علی صادقی




بیوگرافی علی صادقی:

نام و نام خانوادگی: علی صادقی
تاریخ تولد: 14 آذر 1359
محل تولد: بیمارستان طرفه تهران
مدرک تحصیلی: فوق دیپلم کامپیوتر
ساکن: خیابان شریعتی تهران
................
علی صادقی متولد 14 آذر 59 است و در بیمارستان طرفه تهران متولد شده است. پدرش تراشکار و مادرش خانه دار است یک خواهر کوچکتر و یک برادر بزرگتر از خودش دارد.
بیوگرافی هنری وی شامل اثار زیر می باشد:
آفتاب عالم تاب، فرزندان ایران، تابستانه پاییزه زمستانه، دردسر والدین، پشت کنکوری ها، کوچه اقاقیا، هوو، خانه به دوش، ترش و شیرین، تیغ زن، ...
با مجموعه آفتاب عالم تاب ساخته امیر سماواتی و مازیار حبیبی نیا وارد عرصه ی سینما شد.
اصلاً اهل فوتبال نیست و بین سازها به گیتار برقی بیشتر علاقه دارد.
خود او کار کوچه ی اقاقیااش را بیشتر از بقیه دوست دارد.
بزرگترین آرزوی وی این است که آخر و عاقبتش به خیر باشد.
ایده ی وی در زندگی این است که یک مزرعه داشته باشد در استرالیا با گاو )
خوبی اخلاق وی این است که دروغ در کارش نیست. بدی اخلاقش هم اینه که خیلی رک است.
در زندگی بیشتر ازموسیقی گوش دادن لذت می برد.
کارتون مورد علاقه علی صادقی در دوران کودکی یه کارتون عروسکی به نام ارگ و جیرجیر. بن و سباستین، گامبا (یه موش بود که خونه شود گم کرده بود) یونیکو اسب شاخداراست.
................
فیلمشناسی:
* پیک نیک در جنگ (سیدرحیم حسینی، 1383)
* هشت پا (علیرضا داودنژاد، 1383)
* هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
* اگه میتونی منو بگیر (شاهد احمدلو، 1385)
* تیغ زن (علیرضا داودنژاد، 1385)
* حركت اول
*چپ دست (۱۳۸۴)
*پیک نیک در میدان جنگ (۱۳۸۳)
*آقا (۱۳۸۲)
*روایت سه گانه (اپیزود دوم، شوخیهای خدا) (۱۳۸۲)

مجموعه های تلویزیونی:
* آفتاب عالم تاب
* کوچه اقاقیا (رضا عطاران)
* پشت کنکوری ها (پریسا بخت آور)
* خانه به دوش (رضا عطاران)
* متهم گریخت (رضا عطاران)
*3 در 4 ( مجيد صالحي )
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #195  
قدیمی 01/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214


__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

بیوگرافی (زندگینامه ) کامبیز دیرباز
  #196  
قدیمی 01/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
Smile بیوگرافی (زندگینامه ) کامبیز دیرباز




بیوگرافی کامبیز دیرباز:
متولد 1354 تهران
مدرک تحصیلی: ليسانس بازيگري از دانشكده هنرهاي دانشگاه آزاد اسلامي
آغاز فعاليت هنري از سال 1376 با حضور در تئاتر سياوش خواني
آغاز فعالیت سینمایی: دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)

.................................................. ....

مصاحبه با کامبیز دیرباز:
محدثه واعظي پور:كامبيز ديرباز بازيگري سينما را با نقشهاي كوتاهي در «دختران انتظار» و «نغمه» شروع كرد.بازي در «دوئل» و دريافت سيمرغ بلورين آغاز يك جريان تازه در كارنامه حرفهاي اين بازيگر بود. ديرباز پس از «دوئل» در فيلمهاي «گرداب»، «به نام پدر»، «مقلد شيطان»، «سرگيجه» و «اخراجيها» بازي كرد. اين گفتوگو به بهانه اكران «اخراجيها» فيلمي كه ديرباز در آن نقش مجيد سوزوكي شخصيت اصلي را بازي كرده انجام شده در روزهاي پاياني سال 85 كه ديرباز مشغلههاي زيادي داشت. چند روز را سر صحنه مجموعه «در چشم باد» در شمال كشور ميگذراند و چند روز به تهران ميآمد تا به ضبط برنامه نوروزياش در راديو برسد.


بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ چه اتفاقي افتاد؟ به نظر ميرسد كامبيز ديرباز كاملاً حرفهاي با موضوع برخورد كرده، احساساتي نشده و فقط به فكر بازي در نقش اول نبوده. در عين حال كه به تنوع انتخابهايش هم اهميت داده.
قطعاً اينها كه گفتيد در ذهن من بوده، البته چقدر به اين ايدهآل نزديك شدهام، بحث ديگري است. بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ بلورين و پخش «تب سرد» پيشنهادهاي زيادي داشتم. تا جايي كه توانستم سعي كردم به متن اهميت بدهم و به اينكه پيشنهاد در مديوم سينماست يا تلويزيون كمتر توجه كردم. سعي كردم به عنوان يك مخاطب با پيشنهادهايم برخورد كنم، خيلي حسي انتخاب كردم و پيشنهادهايي را پذيرفتم كه دوستشان داشتم. همين حساسيتها باعث شد 14 ماه هيچ كاري را قبول نكنم تا «به نام پدر».
كار با حاتميكيا برايتان مهم بود؟
در كنار همكاري با آقاي حاتميكيا كه مهم بود، نقش و فيلمنامه را هم دوست داشتم.
نقش هم با كارهاي قبليتان متفاوت بود.
بله. ميثم با پيمان در «تب سرد» ويحيي در «دوئل» خيلي تفاوت داشت. من هم تمام انرژيام را گذاشتم كه اين تفاوتها به چشم بيايد.
پروژه «در چشم باد» بعد از «به نام پدر» پيشنهاد شد؟
بله. «در چشم باد» يك كار ويژه و متفاوت تلويزيوني است. نقشي را كه در اين مجموعه بازي ميكنم خيلي دوست دارم.
در اين مدت به نظر ميرسد تعمداً نخواستهايد كار تلويزيوني قبول كنيد؟
اگر «در چشم باد» را جزو مجموعههاي مرسوم تلويزيون حساب نكنيم، 3 سال است كه در مجموعهاي بازي نكردهام. با وجودي كه به متن فيلمنامه اهميت ميدهم اما در انتخابهايم سعي كردم نگاهم به سينما باشد.
در اين فاصله در نمايش «يك زن، يك مرد» هم روي صحنه رفتيد. آزيتا حاجيان درباره انتخاب شما درست عمل كرد. ويژگيهاي چهرهتان طوري است كه هم براي بازي در نقش مثبت مناسب هستيد، هم منفي و يكي از بازيهاي خوبتان را در قالب يك شخصيت كاملاً خبيث در اين نمايش ديديم.
خيلي وقت بود روي صحنه نرفته بودم و خيلي خوشحالم كه با آن نقش، دوباره به تئاتر برگشتم. بازي در نقشي با اين ميزان جذابيت يك تمرين فوقالعاده بود. يك نكته ديگر كه در اين نمايش برايم اهميت دارد، استقبالي است كه از آن شد. كار ما بدون مخاطب بيمعني است، دوست ندارم فقط براي دلم بازي كنم.
در «به نام پدر» با آزيتا حاجيان همبازي بوديد. احتمالاً به همين دليل براي بازي در اين نمايش انتخاب شديد.
تجربه مشتركي كه در «به نام پدر» داشتيم در انتخاب من تاثير داشت. خانم حاجيان بازيگردان آن فيلم بود و احتمالاً شناختي كه از جنس بازي من داشته باعث شده من را انتخاب كند.
گفتيد كه مخاطب خيلي برايتان اهميت دارد. اگر پيشنهاد بازي در فيلمي داشته باشيد كه در چند جشنواره داخلي و خارجي نمايش داده شود اما اكران عمومي گسترده نداشته باشد، رد ميكنيد؟
اگر يك فيلم اكران محدود داشته باشد به معني اين نيست كه مخاطب ندارد. بعضي فيلمها، اصلاً مخاطب ندارند حتي اگر در تعداد زيادي سينما روي پرده بروند. فيلمهايي كه جنبه هنري و فرهنگي بيشتري دارند هم مخاطب دارند و بازي كردن در آنها، تجربه خوبي است. همانطور كه گفتم فيلمنامه و نقش براي من اهميت زيادي دارد. وقتي فيلمنامهاي را ميخوانم تقريباً ميتوانم تشخيص بدهم كه مخاطب چگونه با آن برخورد ميكند. در اين مدت در يك فيلم كوتاه هم بازي كردم. اين فيلمها مخاطب كمتري نسبت به فيلمهاي سينمايي دارد، اگر براي من فقط مخاطب انبوه مهم بود در چنين فيلمي بازي نميكردم اما اين تجربهها هم مخاطب خاص خودش را دارد و اين مخاطب براي من مهم است.
مسعود دهنمكي سوابق سياسي روشني دارد. از همكاري با او و داوريهايي كه ممكن بود درباره شما و فيلم «اخراجيها» بشود، نترسيديد؟
ديدگاه و سوابق سياسي آقاي دهنمكي به خودشان مربوط است. من از زماني كه با او آشنا شدم به عنوان يك كارگردان به او نگاه كردم و او هم من را به عنوان بازيگر فيلمش پذيرفت، رابطهاي كاملاً حرفهاي بين ما حاكم بود.
در اين مدت با كارگردانهايي كار كردهايد كه اولين فيلمشان را ميسازند. اعتماد كردن به قابليتهاي اين كارگردانها آسان است؟ دهنمكي البته دو فيلم مستند ساخته، آنها را ديده بوديد؟
در مقطعي كارگرداني به من اعتماد كرده و فرصت داده در فيلمي مثل «دوئل» براي اولينبار به طور جدي خود را محك بزنم. اين اعتماد را من به عنوان بازيگر به بعضي فيلمسازها دادهام و هيچوقت فكر نكردهام نبايد با يك كارگردان فيلم اولي همكاري كرد. در مورد آقاي دهنمكي هم دو فيلم مستند از او ديده بودم. «فقر و فحشا» به نظرم فيلم جسورانه و متفاوتي است. در همان مستندها هم ميتوان استعداد آقاي دهنمكي در فيلمسازي را تشخيص داد. در كنار اينها تيمي كه قرار بود در ساخت «اخراجيها» او را كمك كند، تيمي حرفهاي بود و من ميدانستم نتيجه همكاري اين گروه اگر شاهكار نشود، كار قابل دفاعي ميشود.
كسي توصيه نكرد با دهنمكي همكاري نكنيد؟
نه. اصلاً. واقعاً كسي چنين توصيهاي نكرد.
مجيد سوزوكي كاراكتري است كه دهنمكي او را ديده، يك كاراكتر واقعي كه وجود داشته. بازي در چنين نقشي جذابيت خاصي دارد؟
آقاي دهنمكي عكس او را به من نشان داد، خاطرات مختلفي از او برايم تعريف كرد كه شناخت من را از اين كاراكتر بيشتر ميكرد. مجيد، جواني است با ذهنيت مثبت، كمحرف و جدي. تلاش من و آقاي دهنمكي اين بود تا تصويري كه از مجيد سوزوكي ارائه ميدهيم واقعاً به او نزديك باشد.
اين شباهتها در ويژگيهاي ظاهري هم رعايت شد؟ يعني نوع لباس پوشيدن و گريم شما قرار است مجيد سوزوكي واقعي را تداعي كند.
نوع لباس پوشيدن، شكل گريم، انگشترهايي كه در دست من است و حتي استفاده از تكيهكلام ما چاكريم در جهت نزديك شدن به آن شخصيت بود. شخصيتي كه ميخواستيم دوباره او را زنده كنيم.
جديتي كه در بازي شما ميبينيم دقيقاً خواسته دهنمكي بود؟ اين جديت كه در رفتار مجيد هست، جنس شوخيها و نوع متلكها او را كاملاً از دوستانش متفاوت كرده.
از قبل رويش فكر كرده بوديم و خواسته آقاي دهنمكي بود. دوستان مجيد به جز مصطفي كه سينهسوخته و از همه بزرگتر است، بقيه اهل فكر كردن نيستند، آنها اول عمل ميكنند بعد فكر ميكنند (ميخندد) اما مجيد سوزوكي با بقيه فرق دارد. در اين گروه، فقط او هدف دارد و به همين دليل، از بقيه متفاوت است.
مرگ مجيد در پايان فيلم، قابل پيشبيني و كليشهاي است. هر چند دهنمكي سعي كرده روي تحول مجيد خيلي تاكيد نكند.
مرگ مجيد بايد اتفاق ميافتاد. در دنياي واقعي هم مجيد سوزوكي در جبهه شهيد شد و اين فيلم بخشي از زندگي او را به تصوير ميكشد. همان بخشي كه با مرگش به پايان ميرسد.
در واقعيت هم مجيد سوزوكي همين مدت در جبهه بوده و در همين فاصله زماني شهيد شده؟
بله، مجيد سوزوكي ميآيد كه در جبهه گشتي بزند و بعد برگردد كه شهيد ميشود.
تحول مجيد براي شما قابل قبول است؟
به نظر من تحول باسمهاي در فيلم نميبينيم. زماني كه فيلمنامه را ميخواندم آرزو ميكردم مجيد در پايان متحول نشود. اگر ميشد اين نقش را بازي نميكردم. وقتي فيلمنامه به آخر رسيد خيلي خوشحال بودم كه تحول باسمهاي اتفاق نيفتاد و مجيد در لحظات آخر زندگي هم مرام خودش را دارد. اگر تحولي در مجيد ميبينيم از جنس خود اوست.
فكر ميكرديد براي بازي در نقش مجيد سوزوكي نامزد سيمرغ بشويد؟
موقع فيلمبرداري نميشود به اين چيزها فكر كرد. موقع بازي در اين نقش اصلاً به اين بخش از ماجرا فكر نميكردم.
يعني اصلاً گرفتن سيمرغ يا نامزد شدن در جشنواره اهميتي ندارد؟
مگر ميشود اهميت نداشته باشد. ديده شدن بازيام در جشنواره و بعد از آن خيلي مهم است. درباره «اخراجيها» اين اتفاق افتاد و من حس كردم كه مردم بازي من را ديدهاند. اگر نامزد ميشدم يا جايزه ميگرفتم اين شيريني بيشتر ميشد ولي براي من كه يك بار سيمرغ بلورين گرفتهام، نظر مردم و استقبال آنها اهميت بيشتري پيدا كرده است.
اين روزها مشغول اجراي يك برنامه در راديو هستيد. اولين بار است كه در راديو فعاليت ميكنيد؟
اجراي يك برنامه سينمايي را برعهده دارم. با برگزيدگان سينماي ايران در سال 85 صحبت ميكنيم. اين روزها مشغول ضبط برنامه هستيم و از فروردينماه پخش برنامه شروع ميشود. خوشبختانه اولين تجربهام در راديو، اجراي يك برنامه سينمايي است كه در سرتاسر ايران پخش ميشود.
به نظر ميرسد به بازيگر محبوب كارگردانهاي سينماي جنگ تبديل شدهايد؟
(ميخندد) «به نام پدر» فيلم جنگي نبود.
حاتميكيا بيشتر در حوزه سينماي جنگ فعاليت كرده.
به هر حال فيلمنامه خوب معيار انتخاب من است. اگر باز هم در اين حوزه پيشنهادهايي بشود ميپذيرم.
«اخراجيها» جزو فيلمهايي است كه دوستش داريد؟
من همه فيلمهايي كه بازي كردهام، دوست دارم. خوشحالم كه «اخراجيها» فيلمي است كه هم من آن را دوست دارم، هم مردم.
به اندازه «دوئل» آن را دوست داريد؟
«دوئل» براي من يك قصه ديگر دارد و آغاز يك جريان است و با ديگر تجربههايم قابل مقايسه نيست

مجموعه آثار:
- دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)
- نغمه (ابوالقاسم طالبی، 1381)
- دوئل (احمدرضا درویش، 1382)
- گرداب (حسن هدایت، 1384)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- سرگیجه (محمد زرین دست، 1384)
- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)
- انعکاس (رضا کریمی، 1386)

مجموعه های تلویزیونی:
- تب سرد (علیرضا افخمی، 1383)
- در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی، 1384)

.................................................. ....
جشنواره ها و جوایز:
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم دوئل - 1382
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم به نام پدر - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از نهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم دوئل
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول

بیوگرافی (زندگینامه ) ایرج قادری
  #197  
قدیمی 01/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
Smile بیوگرافی (زندگینامه ) ایرج قادری

زندگینامه
ایرج قادری متولد ۱۳۱۴ تهران ، دارای تحصیلات ناتمام در رشته داروسازی است . وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را تأسیس کرد.

[ویرایش] کارگردان
  1. محاکمه (۱۳۸۵)
  2. آکواریوم (۱۳۸۴)
  3. چشمان سیاه (۱۳۸۱)
  4. سام و نرگس (۱۳۷۹)
  5. شهرت (۱۳۷۹)
  6. طوطیا (۱۳۷۷)
  7. پنجه در خاک (۱۳۷۶)
  8. نابخشوده (۱۳۷۵)
  9. میخواهم زنده بمانم (۱۳۷۳)
  10. تاراج (۱۳۶۳)
  11. برزخیها (۱۳۶۱)
  12. دادا (۱۳۶۱)
  13. برادر کشی (۱۳۵۷)
  14. پشت و خنجر (۱۳۵۶)
  15. حکم تیر (۱۳۵۶)
  16. دو کله شق (۱۳۵۶)
  17. سرسپرده (۱۳۵۶)
  18. بت (۱۳۵۵)
  19. بیدار در شهر (۱۳۵۵)
  20. سینه چاک (۱۳۵۵)
  21. رفیق (۱۳۵۴)
  22. هدف (۱۳۵۴)
  23. هوس (۱۳۵۴)
  24. قفس (۱۳۵۳)
  25. بی حجاب (۱۳۵۲)
  26. بیقرار (۱۳۵۲)
  27. اتل متل توتوله (۱۳۵۱)
  28. عطش (۱۳۵۱)
  29. برای که قلبها میتپد (۱۳۵۰)
  30. جان سخت (۱۳۵۰)
  31. نقره داغ (۱۳۵۰)
  32. خشم عقابها (۱۳۴۹)
  33. سکه شانس (۱۳۴۹)
  34. رابطه (۱۳۴۸)
  35. سوگند سکوت (۱۳۴۸)
  36. بسترهای جداگانه (۱۳۴۷)
  37. شاهراه زندگی (۱۳۴۷)
  38. لیلاج (۱۳۴۵)
  39. داغ ننگ (۱۳۴۴)


[ویرایش] نویسنده
  1. آکواریوم (۱۳۸۴)
  2. سام و نرگس (۱۳۷۹)
  3. پنجه در خاک (۱۳۷۶)
  4. لیلاج (۱۳۴۵)


[ویرایش] بازیگر
  1. محاکمه (۱۳۸۵)
  2. شهرت (۱۳۷۹)
  3. برزخیها (۱۳۶۱)
  4. دادا (۱۳۶۱)
  5. پنجمین سوارسرنوشت (۱۳۵۹)
  6. برادر کشی (۱۳۵۷)
  7. لبه تیغ (۱۳۵۷)
  8. پشت و خنجر (۱۳۵۶)
  9. حکم تیر (۱۳۵۶)
  10. دو کله شق (۱۳۵۶)
  11. سرسپرده (۱۳۵۶)
  12. طغیانگر (۱۳۵۶)
  13. کوسه جنوب (۱۳۵۶)
  14. بی نشان (۱۳۵۵)
  15. بیدار در شهر (۱۳۵۵)
  16. چلچراغ (۱۳۵۵)
  17. سینه چاک (۱۳۵۵)
  18. پلنگ در شب (۱۳۵۴)
  19. رفیق (۱۳۵۴)
  20. شاهرگ (۱۳۵۴)
  21. عمو فوتبالی (۱۳۵۴)
  22. هدف (۱۳۵۴)
  23. هوس (۱۳۵۴)
  24. ترکمن (۱۳۵۳)
  25. دکتر و رقاصه (۱۳۵۳)
  26. قفس (۱۳۵۳)
  27. مرگ در باران (۱۳۵۳)
  28. موسرخه (۱۳۵۳)
  29. بی حجاب (۱۳۵۲)
  30. بیقرار (۱۳۵۲)
  31. بیگانه (۱۳۵۲)
  32. شلاق (۱۳۵۲)
  33. مترس (۱۳۵۲)
  34. ناخدا باخدا (۱۳۵۲)
  35. نامحرم (۱۳۵۲)
  36. اتل متل توتوله (۱۳۵۱)
  37. توبه (۱۳۵۱)
  38. عطش (۱۳۵۱)
  39. برای که قلبها میتپد (۱۳۵۰)
  40. جان سخت (۱۳۵۰)
  41. دلهای بی آرام (۱۳۵۰)
  42. غلام ژاندارم (۱۳۵۰)
  43. میعادگاه خشم (۱۳۵۰)
  44. نقره داغ (۱۳۵۰)
  45. آژیر خطر (۱۳۴۹)
  46. خشم عقابها (۱۳۴۹)
  47. کوچه مردها (۱۳۴۹)
  48. جدایی (۱۳۴۸)
  49. جیب بر خوشگله (۱۳۴۸)
  50. رابطه (۱۳۴۸)
  51. سوگند سکوت (۱۳۴۸)
  52. بسترهای جداگانه (۱۳۴۷)
  53. تک تازان صحرا (۱۳۴۷)
  54. دشت سرخ (۱۳۴۷)
  55. رودخانه وحشی (۱۳۴۷)
  56. شاهراه زندگی (۱۳۴۷)
  57. دو انسان (۱۳۴۵)
  58. لیلاج (۱۳۴۵)
  59. مأمور دو جانبه (۱۳۴۵)
  60. داغ ننگ (۱۳۴۴)
  61. فریاد دهکده (۱۳۴۴)
  62. بن بست (۱۳۴۳)
  63. نیرنگ دختران (۱۳۴۳)
  64. تار عنکبوت (۱۳۴۲)
  65. ور پریده (۱۳۴۱)
  66. ورپریده (۱۳۴۱)
  67. گلی در شوره زار (۱۳۴۰)
  68. ماجرای جنگل (۱۳۳۹)
  69. چشمه آب حیات (۱۳۳۸)


[ویرایش] تهیه کننده
  1. پشت و خنجر (۱۳۵۶)
  2. موسرخه (۱۳۵۳)
  3. لیلاج (۱۳۴۵)
  4. داغ ننگ (۱۳۴۴)
  5. بن بست (۱۳۴۳)
  6. تار عنکبوت (۱۳۴۲)
  7. ماجرای جنگل (۱۳۳۹)
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول

بیوگرافی (زندگینامه ) پارسا پیروزفر
  #198  
قدیمی 16/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
Smile بیوگرافی (زندگینامه ) پارسا پیروزفر

بیوگرافی پارسا پیروزفر

نام اصلي: پارسا

نام خانوادگي اصلي: پیروزفر

سمت (در بخش هاي): بازیگران،

......................................

تاريخ تولد: 1351

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................


مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل نقاشی



بيوگرافي

فارغ التحصیل نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
پس از تجربیاتی در زمینه گرافیک و تصویرسازی، از سال 1370 در نمایش های عروسکی شرکت کرد و سپس به فعالیت در دوبله پرداخت.
از دیگر فعالیتهایش، شرکت در نمایشنامه های رادیویی است.
در نمایش "بینوایان" و "بانو آئویی" بازی کرده و در تعدادی نمایش ویژه کودکان به صورت نوار کاست نیز همکاری داشته است.
او تا به حال در سه فیلم از فیلمهای مسعود کیمیایی خوش درخشیده است: "ضیافت"، "مرسدس" و "اعتراض".
او اواسط آبان 1380 نمایش "هنر" را با بازی و کارگردانی خویش به روی صحنه برد.
سرانجام پس از ده سال، مزد زحماتش را برای بازی بسیار زیبایش در فیلم "مهمان مامان" از هشتمین جشن خانه سینما دریافت کرد.

دیگر جوایز:
- برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم های آسیایی دهلی نو برای بازی در فیلم "اشک سرما" در سال
__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول

بیوگرافی (زندگینامه ) محمدرضا شریفی نیا و عکس
  #199  
قدیمی 18/10/2009
آواتار Sanaz
Sanaz Sanaz آفلاین است
مدیر ارشد بازنشسته تالار هنر
 

نام: sanaz
جنسيت: زن
محل سکونت: یک جایی روی زمین
مدرک تحصيلی: دانشجو
پست: 2,678
سپاس: 1,660
از این کاربر 2,397 بار در 1,564 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 312,214
Smile بیوگرافی (زندگینامه ) محمدرضا شریفی نیا و عکس

مردی که سینمای ایران را بر دوش گرفته




برای اولین بار با بازی در نقش بسیار کوتاهی در فیلم «اوینار» (شهرام اسدی) بازی در سینما را تجربه کرد. اما شاید با حضور در نقش استاد دانشگاه در فیلم «پری» (داریوش مهرجویی، 1373) بیشتر دیده شد...

بیوگرافی محمدرضا شریفی نیا:
نام اصلی: محمدرضا
نام خانوادگی اصلی: شریفی نیا
سمت (در بخش های): بازیگران،تهیه و تولید،عكس،كارگردانی
تاریخ تولد: 1334
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان


آزیتا حاجیان همسر محمدرضا شریفی نیا >> ملیكا شریفی نیا (دختر)
>> مهراوه شریفی نیا (دختر)


برای اولین بار با بازی در نقش بسیار کوتاهی در فیلم « اوینار » (شهرام اسدی) بازی در سینما را تجربه کرد. اما شاید با حضور در نقش استاد دانشگاه در فیلم « پری » (داریوش مهرجویی، 1373) بیشتر دیده شد. اما قبل از آن و در سالهای 1370 تا 1372 مشغول بازی در نقش ولید در مجموعه تلویزیونی « امام علی (ع) » (داود میرباقری) بود که با پخش این مجموعه در سال 1375 مطرح و شناخته شد.
پس از « پری »، « آدم برفی » (داود میرباقری، 1373) را بازی کرد که این فیلم به مدت سه سال توقیف شد.
محمدرضا شریفی نیا علاوه بر بازی در فیلمهای سینمایی و مجموعه های تلویزیونی سمتهای دستیار کارگردان، برنامه ریز، عکاس را هم برعهده داشت. او علاوه بر اینها بهترین انتخاب برای گزینش بازیگر برای فیلمهای سینمایی است. در بسیاری از فیلمها انتخاب بازیگران بر عهده او بوده است.
محمدرضا شریفی نیا بهترین بازی عمرش را در فیلم « دنیا » (منوچهر مصیری، 1381) ارائه داد. یک بازی قدرتمندانه از کسی که توانایی های بالقوه ای در ارائه نقش دارد.
در سال 1386 تا اواسط مرداد، 6 فیلم با بازی او روی پرده سینماهای تهران رفت و او را پرکارترین بازیگر نیم سال معرفی کرد: نقاب، پارک وی، محاکمه، اخراجی ها، مهمان، نصف مال من نصف مال تو


.................................................. ....
مجموعه آثار:
- اوینار (شهرام اسدی، 1370)
- هنرپیشه (محسن مخملباف، 1371)
- آدم برفی (داود میر باقری، 1373)
- پری (داریوش مهرجویی، 1373)
- برج مینو (ابراهیم حاتمی‌کیا، 1374)
- ابر و آفتاب (محمود کلاری، 1375)
- لیلا (علی حاتمی، 1375)
- سینما سینماست (سید ضیاء دری، 1375)
- جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، 1376)
- بازیگر (محمد علی شجادی، 1377)
- شیدا (کمال تبریزی، 1377)
- عشق کافی نیست (مهدی صباقزاده، 1377)
- بلوغ (مسعود جعفری جوزانی، 78/1377)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی، 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی، 1378)
- مونس (حمید رخشانی، 1378)
- دختری بنام تندر (حمید رضا آشتیانی پور، 1379)
- مسافر ری (داود میر باقری، 1379)
- مربای شیرین (مرضیه برومند، 1379)
- عروس خوش قدم (کاظم راست گفتار، 1381)
- دنیا (منوچهر مصیبی، 1381)
- واکنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381)
- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)
- مکس (سامان مقدم، 1382)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- ازدواج به سبک ایرانی (حسن فتحی، 1383)
- نقاب (کاظم راست گفتار، 1383)
- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)
- مهمان (سعید اسدی، 1385)
- در شهر خبری نیست، هست (رضا خطیبی، 1385)
- پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)
- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)
- محاکمه (ایرج قادری، 1385)
- نصف مال من، نصف مال تو (وحید نیکخواه آزاد، 1385)

مجموعه های تلویزیونی:
- امام علی (ع) (مجموعه، داود میرباقری، 1370)
- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی، 1380)
- سفر سبز (مجموعه، محمدحسین لطیفی، 1380)


__________________

من دل به زیبایی به‌خوبی می‌سپارم، دینم این است
من مهربانی را ستایش می‌کنم، آیینم این است
انسان و باران و چمن را می‌ستایم
انسان و باران و چمن را می‌سرایم
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر بخاطر پست مفید از Sanaz سپاسگزاری کرده اند :

  #200  
قدیمی 18/10/2009
آواتار Neda.M
Neda.M Neda.M آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه 

 

نام: ندا
جنسيت: زن
شغل: مهندس صنايع
محل سکونت: اهواز
پست: 4,313
سپاس: 8,479
از این کاربر 12,878 بار در 8,399 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 90,094
پاسخ با نقل قول
پاسخ

سایت های اجتماعی

برچسب ها
احسان علیخانی, بیوگرافی, حامد بهداد, رضا عطاران, سياوش خيرابي (بهرام در ترانه ی مادری), محسن افشانی (پویا در ترانه ی مادری), مهدی, پوریا پورسرخ, کورو


تاپیک های مشابه
تاپیک آغازگر تاپیک تالار پاسخ ها آخرین ارسال
بیوگرافی بازیگران خانم dj_mahdi بیوگرافی بازیگران ایرانی 51 23/11/2012 12:00
گالری تصاویر بازیگران خارجی fariba_gomez تصاوير بازيگران 18 07/11/2012 14:11


کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش-همه کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 5
-Rahnama-, en.shiraz, VeroNIKA, سید حمزه نیاکان, شايني
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک
جستجوی این تاپیک:

جستجوی پیشرفته

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 05:35 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2014 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios