تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > علمی فرهنگی > علوم انسانی > فرهنگ

فرهنگ تمامی مباحث درباره فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهاي ايران و ديگر ملل در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک

  #21  
قدیمی 17/04/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
مراسم ازدواج در استان آذربایجان شرقی




آذربایجان شرقی با سابقه ی پیشینه و کهن فرهنگی و اجتماعی خود دارای آداب و رسوم سنن جالب و خاصی است که از جذابیت و ویژگی منحصر برخوردار است که از باورهای دینی و قومی و مذهبی نشأت گرفته است . ازدواج پیوند مقدسی است که در میان مردم آذربایجان از ارزش و احترام والایی برخوردار است و این امر باعث شده است که مراسم مربوط به آن را هر چه با شکوهتر و زیباتر برگزار نمایند مراسم ازدواج در سراسر آذربایجان به طور کلی به یک شکل ولی با تفاوت اندکی برگزار می گردد .

در آذربایجان مرسوم است که دختر یا از طرف پسر یا طرف خواهر و مادر خود انتخاب می شود . پس از انتخاب خانواده ای مناسب مراسم ائلچی لیک ( خواستگاری ) انجام می گردد . فرهنگ و ادبیات مردم آذربایجان در هنگام ائلچی لیک ترانه های شیرین و دلنوازی به عده نوازندگان محلی از طرف اطرافیان پسر خوانده می شود که در این ترانه ها از دختر خواستگاری می کند . که از ترانه درونی که خوانده می شود ذکر می گردد :
ال آلما گلمیشه م
شال آلماغا گلمیشه م
الا گوز بیگ اوغلانا
یار الماغا گلمیشه م

پس از انجام مراسم خواستگاری و موافقت خانواده ی دختر بساط شور و شادی چیده می شود در برخی نقاط آذربایجان مرسوم است که با ائلچی پلوسی از میهمانانی که دعوت کرده اند پذیرایی می کنند . پس از آن ریش سفیدان و بزرگان طایفه دختر و پسر را با مشورت در خانه دختر گرد هم می آیند و درباره نحوه برگزاری مراسم ازدواج تبادل نظر می کنند و روز برگزاری بله و برون ( سوز دانیشما ) و عقد و عروسی را تعیین می کنند .
در روز تعیین شده عده ای از بزرگان و ریش سفیدان به خانه ی دختر دعوت می شوند تا بر طبق رسوم و سنت معمول مبلغ مهریه را تعیین کنند . البته در میان عشایر آذربایجان برخی از نقاط آن مرسوم است که خانواده مبلغی را به عنوان باشلیق ( که معادل آن در بین دیگر استانها شیر بها می باشد دریافت می کنند . پس از موافقت کله قندی را که از طرف خانواده پسر آورده شده است به وسیله ی یکی از بزرگان شکسته شده ، سرِ کله قند را که هر کس به مادر دختر بدهد از او هدیه ای دریافت خواهد کرد . پس از مراسم بله و برون ( سوز دانیشما ) مقدمات عقد که شامل خرید انواع پارچه های رنگی و طلا جواهر برای عروسی و هدایایی به عنوان خلعت برای خانواده ی عروس می باشد فراهم می گردد در یک روز خجسته با دعوت تعدادی از نزدیکان و بزرگان با حضور روحانی خطبه ی عقد در خانه دختر برگزار می شود در هنگام خواندن خطبه ی عقد دختران دم بخت پارچه ی سفیدی را روی سر داماد و عروس گرفته ( تکه هایی از قند را به علامت طلاوت و شیرینی و دوام زندگی عروس و داماد به یکدیگر می سایند و ترانه های محلی شادی را می خوانند . در زمانهای گذشته ملاقات دختر و پسر با ترس و لرز در صورت نزدیکی خانه هایشان در دل شب با یکدیگر ملاقات می کردند . و بایاتی هایی را برای یکدیگر می خواندند که در روستاهای آذربایجان رسم است که در شب چهارشنبه سوری داماد از روزنه ی بام خانه ی دختر ( قورشاق ) یا شال کمر را آویزان می کند و خانواده ی دختر به آن شال جوراب و دستمال یا هدیه دیگر می بستند که یکی از زیباترین مراسم آذربایجان است و مصداق شعر استاد شهریار است که می گوید :
بایرام دی گئجه قوشو اخوردی
اداخلی قیز بیگ جورابین توخوردو
هرکس شالینی بیر باجادان سوخوردو
ای نه گوزل قایدادی شال سال لاماق
بیگ شالینا بایرام سنین باغ لاماق

طبق آداب و رسوم ِ آذربایجان دختر تا زمانی که در خانه ی پدر خود هست از طرف خانواده ی پسر در چهارشنبه سوری ( چهارشنبه لیغ ) که شامل آجیل و شیرینی و هدایای دیگر است به خانواده ی عروس فرستاده می شود .

در آذربایجان مرسوم است که پس از مراسم عقد خانواده دختر یا پسر اقدام به پا گشایی ( ایاق آشما ) می کنند خویشان و نزدیکان عروس و داماد آنها را صرف نهار و شام دعوت کرده و به این ترتیب پای عروس و داماد برای رفت و آمدهای فامیلی باز می شود . یکی دیگر از آداب و رسوم جالبی که قبل از عروسی صورت می گیرد ارسال هدایایی به خانواده هایی که عزادار هستند می باشد که معمولاً از طرف خانواده ی دختر یا پسر صورت می گیرد تا هم از آنها اجازه برگزاری مراسم را بگیرند و هم آنها لباس عزای خود را در بیاورند که به این کار ( یاس لاماق ) گویند و به فردی که این کار و یا رسم را بر جای می آورند ( زرن کش ) گویند .

پس از توافق طرفین مراسم جشن عروسی برگزار می شود و شور و شوق زیادی در خانواده ی دختر و پسر به پا می شود در خانه ی داماد بعد از آرایش داماد گوسفندی را قربانی می کنند و با گوشت آن غذایی پخته و با شام از میهمانان پذیرایی می شود و پس از شام مراسم جشن و پایکوبی و رقص سنتی آذربایجان شروع می شود و کسانی که در جشن دامادی شرکت دارند به سلامتی داماد و برای خواندن هر ( ترانه محلی ) و رقص جوانان پولهایی را به عنوان شاباش هدیه می کنند که یکنفر از ریش سفیدان آنها را جمع آوری و به داماد می دهد در مراسم جشن عروسی هنوز نوازندگان محلی ( عاشیقلار ) گرمی و شادی و رونق بیشتری به مجلس می دهند و جوانان با رقص محلی آذری هیجان خاصی در مجلس بر پا می کنند و عاشیقها با خواندن بایاتی هایی که آنرا ( قراباغ شکسته هی ) گویند این شادی و سرور را صد چندان می کند که گزیده ای از این بایاتی ذکر می گردد :
جیبینه توکموشم نوغوللو بادام
تویونو ائله دیم اور گدن شادام
یاشاسین ، ای بورا یغیشان آدام
ای بیگ گوروم تویوم مبارک اولسون
ساغدوش ، سولدوش الین وارالسوم

در این مراسم افرادی که رابطه ی دوستانه نزدیکی دارند خود را به عنوان ساقدوش و سولدوش داماد اعلام می کنند و در این مراسم از طرف پدر داماد هدایایی به ساقدوش و سولدوش داده می شود همزمان با این کار ها در خانه داماد ، مراسم جشن و پایکوبی و رقص در خانه ی دختر نیز بر قرار است . شب ، خانواده ی داماد عده ی زیادی از دوستان و آشنایان را برای بردن عروس به خانه ی عروس می آیند تا عروس را با شادی و سرور به خانه ی بخت ببرند در این هنگام پدر عروس در دم خانه جایی که مردم با هلهله و شادی منتظر عروسی هستند به گوش دختر زمزمه می کند و چنین دعای خیر می دهد :
« اوغللو قیزلی اولاسان وارلی دولولی اولاسان قان اتائین ، قاین آنانین سوزنده اولاسان خوش گونلر گوره سن ... انشاءالله » .

در آذربایجان در موقع بردن عروس ترانه های محلی زیبایی خوانده می شود مانند : وردیک بیردانا
الدیق بیر سونا
ای قیز اناسی
قال یانایانا

وقتی عروس به خانه ی داماد می رسد می ایستد و حرکت نمی کند تا پدر بیاید و به عروس یک تحفه و هدیه ی مناسب بدهد و اجازه ی ورود به خانه را بدهد . بر طبق رسوم و سنن آذربایجان درشب عروسی ، عروس را روی صندلی می نشانند و روی سر او کاسه ای می گذارند تا بر داخل آن پول بریزند در این میان ساقدوش عروس کاسه را برداشته و فرار می کند و عروس او را گرفته و هدیه ای به او می دهد و این مراسم را دوواق قاپماق گویند . در صبح عروسی یا چند روز بعد از آن اقوام و خویشان نزدیک خانواده ی عروس و داماد به عنوان پاتختی به خانه ی عروس و داماد می روند و آغاز زندگی جدید را به آنان تبریک می گویند و هدایایی را به آنها تقدیم می کنند و خانواده ی داماد با ناهار از آنها پذیرایی می کنند این چند سطر گذری کوتاه بر مراسم عروسی در آذربایجان بوده است .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #22  
قدیمی 19/05/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
آداب و رسوم خواستگاری و نامزدی در شیراز





برای عقد و عروسی نخست بايد خواستگاری و نامزدی انجام پذيرد و از اين رو به ترتيب از نخستين روز های خواستگاری و نامزدی تا پايان عروسی مراسم انجام می گيرد .


ناف برون

از شيوه های بسيار قديمی نامزدی و خواستگاری در سابق ناف بران بوده است . بدين ترتيب که چون زنی دختری می زاييد ناف دختر را هنگام تولد به نام يکی از پسران فاميل مانند پسر خاله ، پسرعمه و غيره می بريدند . روش کار اين بوده است که ناف دختر را روی پای پسر می گذاشتند و با گفتن جمله (پای هم پيرشن) آنها را نامزد می کردند . ضمناً يک جعبه شيرينی شامل کلوچه ، مسقطی ، بيسکويت و يک سينی کوچک پُر از نقل خراش از طرف مادر پسر آورده می شد و نقل را يکی از زنان محترم و مسن با نعلبکی در ميان حاضرين قمست می کرد ولی جعبه شيرينی ويژه مادر دختر بود . البته به ديگران تعارف می شد ولی کسی از آن بر نمی داشت . بعد از ناف برون همه حاضرين می گفتند (مبارک ، مبارک ، پای هم پير شن) کلkel می زدند و ديگر دختر و پسر نامزد می شدند .
سن پسرممکن بود که يک ماه تا 5 سال باشد . اين شيوه نامزدی در حال فراموشی است .


خواستگاری

از ديگر روش های خواستگاری اين است که چون پسر بالغ شود ، پدر ومادرش خود را موظف می دانند که او را زن بدهند و اصولاً عيال گرفتن برای فرزند يکی از آرزوهای بزرگ آنهاست . برای اين کار ، مادر، خواهر، عمه ، خاله و خلاصه زنان نزديک و صميمی خويشاوند اين طرف و آن طرف پی جورpey jor دختری نجيب و با کمال و خوشگل می شوند و حتی به دلاله زنان نيز می سپارند که دختری خوب برايشان پيدا کند و دلاله زنان هم معمولاً هميشه چند جوان و چند دختر آماده ازدواج را زيرچاق (زير سر) دارند . همين که دختری برای پسر در نظر گرفته شد ، موضوع را به پسر می فهمانند بالاخره بی خبر قبلی به خانه ای که در آن دختر دارند رفته و در می زنند . بعضی اوقات دلاله زن هم با آنهاست .
وقتی به در خانه دختر رسيدند به کسی که در را می گشايد می گويند ما سراغ دختری را پيش شما کرديم و آمديم که پسر ما را به غلامی بپذيرد . صاحبخانه چنان که حاضر به گفتگو در اين مورد باشد و آنها را از نظر نسب و فاميل و طايفه و کس وکار بشناسد می گويد منز ل خودتان است ، سرافراز بفرماييد ، قدم بر چشم و آنها را به اطاق پذيرايي يا نشيمن راهنمايي می کنند . البته چه بسا اوقات که همان دم در عذر آنها را می خواهند و بعضی اوقات برای ابراز مخالفت با پيشنهاد از مهمانان ناخوانده پذيرايی نمی کنند . ولی اگر موافق به گفت و گو باشند پس از ورود به اتاق گفت و گو ها گل می کند . در اين مجلس سوای دو سه تن از زنان نزديک داماد و زنان و دخترانی که درآن خانه اند کسی حضور ندارد .

درضمن به خواهر پسر گل دوسی (GOLDUSI) مادر پسر را آغا دوسی (AGHADUSI) عمه پسر غنچه دوسی (GHONCEDUSI ) و خاله و زن عموی پسر را بهار دوسی (BAHARDUSI ) می گويند .

بعد از آمدن اقوام داماد که برای خواستگاری آمده اند دختر بايد جلو برود و شانه همه آنها را يکی يکی ببوسد و خوش آمد بگويد و آنها هم صورتش را می بوسند .
بعد از نشستن ، از آنها پذيرايي می شود دختر ممکن است کمرويي کند و يا حاضر به آمدن در آن مجلس ديدار نباشد و در اين گونه اوقات مادرش با جملاتی مانند ( دختر پل است و خواستگار رهگذر ) يا ( هرچی در عالمه در آدمه ) يا ( ماکه نمی خواهيم تو را ترشی بندازيم ) يا ( همه بايد بالاخره عروسی کنند و به خانه بخت بروند ) يا ( بخت فقط يک دفعه در خانه آدم را می زند ) او را راضی می کنند . وی نيز با چای وارد می شود و در اين هنگام زنان از خانواده دختر می خواهند که وی چادر را از سرش بردارد و درآخر همه موقع خداحافظی صورت دختر را می بوسند تا هم عزيزش داشته باشند و هم دريافته باشند که دهانش بدبو نيست . البته در اين مجالس ميوه و شربت نمی آورند و تنها با چای پذيرايي می کنند و عقيده دارند که اگر خيلی پذيرايي کنند حمل بر آن می شود که از دخترشان سيرند و می خواهند هرچه زودتر او را شوهر دهند . ضمناً عقيده دارند که در اين مراسم به هيچ وجه نبايد از مهمان با هندوانه پذيرايی کرد زيرا سرد است و خواستگاری به هم می خورد . در اين جلسه از طرف خانواده عروس درباره خود داماد و خانواده او سؤالاتی می شود . بعد از آن خانواده عروس به تحقيق و تفحص درباره خانواده داماد ، وضعيت شغل و غيره ... می پردازند و بالاخره تصميم می گيرند که به خواستگار جواب مثبت بدهند يا منفی . چند مدت بعد از طرف خانواده داماد به خانواده عروس خبر می دهند که برای گفتگو به خانه آنها خواهند رفت و اگر خانواده عروس در اثر تحقيقات منصرف شده باشند عذر می آورند که (حالا دير نشده تا بعد) يا فعلاً تصميم به شوهر دادن دختر نداريم و جملاتی از اين قبيل و اگر هم تصميم به موافقت گرفته باشند وقت را معين کرده و به آنها اطلاع می دهند تا به آنجا بروند . بعضی اوقات هم دختر و پسر يکديگر را می بينند بعد از آشنايي دختر و پسر، پسر، خانواده خود را به خواستگاری می فرستد و مجلس خواستگاری صرفاً پيرامون نحوه ازدواج و اين که خانواده عروس چه نظری و چه شرايطی دارند گفتگو می شود . نخستين ِ ديدار بستگان داماد با عروس را برای خواستگاری به هر نحو که باشد (پسند) هم می گويند که مراد پسند دختر است برای ازدواج با پسر .


مِهر برون

مراد بريدن و قطع و تعيين کردن ميزان و مبلغ مهريه است . مجلس مهر برون در خانه عروس تشکيل می شود جمعی از بستگان نزديک طرفين و احياناً يکی دو نفر از محترمين و سرشناسان خوش نام و مورد اعتماد نيز در جلسه بنا به دعوت هر يک از طرفين حاضر می شوند نخست گفتگوهای بسياری درباره عروسی ها و عقدها و مراسم مختلف به ميان می آيد و بالاخره يکی از بستگان داماد سر صحبت را در مورد مهريه باز می کند و هر کس مبلغی را می گويد و بالاخره بعد از اتمام گفتگو ها مهريه تعيين می شود و ميزان پول حمام که مبلغی است که بايد از طرف خانواده داماد به خانواده عروس نقداً پرداخت شود و معمولاً ده يک ميزان مهريه است .
درضمن علاوه بر مهريه يک جلد کلام الله مجيد و يک سکه طلا و مقداری نمک طعام و ابريشم خام نيز معمولاً روی مهريه است و در همين مجلس است که موضو ع تعداد لباس هايي که بايد برای عروس ازطرف داماد فراهم و هديه شود مطرح می گردد . زمانی که گفتگوها به خوبی و خوشی پايان يافت و توافق در همه زمينه ها صورت گرفت يکی از بستگان محترم عروس با صدای بلند می گويد (انشاءالله مبارک است) و زنان کل می زنند در اين مجلس از حاضرين با لوز و باقلوا ، کلوچه ، مسقطی ، نقل ، آب نبات ، شکلات ، ميوه ، شربت و چای پذيرايی می شود و همه آرزو می کنند که عروس و داماد پای هم پير شوند و خير ببينند .


خريد لباس

نحوه خريد لباس برای عروس در سابق و حالا فوق العاده متفاوت است و از نيم قرن پيش تا کنون دگرگونی های خاص و قابل توجهی در آن پديد آمده در سابق برای خريد لباس ، اول ساعت خوب می کردند و برای اين کار دست به دامن علما می شدند چون بعضی از ساعات و بعضی از روزها را برای اين قبيل امور مناسب و بعضی را غير مناسب می دانستند و پرسش از عالم ، قضيه را روشن می کرد . بعداز آن که ساعت خوب می شد چند نفر مانند مادر داماد ، خواهر داماد ، مادر عروس ، خاله عروس برای خريد به راه می افتادند و يکسر به بازار وکيل می رفتند و خريدهايي به اين شرح می کردند :
کفش ، دم پايي ، جوراب ، شلوار، پارچه ، چارقد يا روسری سفيد يا صورتی ، کمربند برای روی چادر، پارچه برای دو تا روبنده ولی امروز خريدتفاوت زيادی با قبل دارد .


رخت برون

مقصود ، بريدن پارچه برای لباس عروس است درسابق روز رخت بران معمولاً دو سه روز بعد از خريد تعيين می شد بدين طريق که از طرف خانواده داماد به خانواده عروس خبر می دادند که می خواهند برای رخت بران به آنجا بروند در اين مجلس همراه پارچه ها مقداری نقل و قيچی بود که خياط هنگام بريدن پارچه می گفت : (چادر بخت مبارک باشد) و بعد همه حاضرين کل می زدند و نقل روی سر عروس می پاشيدند و هريک جمله ای دال بر تبريک بر زبان می آوردند مانند (سبزبخت باشی ) پای هم پيرشويد و غيره ... در اين مجالس واسونک هايي نيز خوانده می شد مانند :

هر که بشه زن کاکم مثل گل می بوسمش
يل مخمل فرنگی من خودم می دوزمش
غم خور گل عزيزم ، تو گل را جونمی
هر چی دارم سی تو دارم تو عزيز خونمی


بله برون

اين مراسم که بعد از رخت بران قرار دارد و در واقع دعوت ميهمانان برای عقد و عروسی است که مادر و خواهر عروس به خانه خويشاوندان می روند همراه با نقل ، آنها را دعوت می کنند اگر اقوام تمايل به آمدن به عروسی داشتند از نقل ها می خورند در غيراين صورت از آنها تشکر می کنند و تبريک می گويند ولی نقل نمی خورند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #23  
قدیمی 21/05/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
آداب و رسوم عقد و عروسی در شیراز





1- عقد :

بند اندازون

در فاصله روزی که دعوت به عمل آمد تا روز عقد مراسمی انجام مِی گيرد که از جمله بند اندازون است . روز بنداندازون به وسيله مادر عروس تعيين می شود و به خانه داماد خبر می دهند که ما می خواهيم فلان روز خانم عروس را بند بيندازيم و چقدر خوشحال می شويم اگر شما هم باشيد . مادر شوهر اگر خودش هم نتواند برود دو سه نفر را به خانه عروس می فرستد و در آنجا ضمن شادی و کِل و واسونک چند نفر زن مدعو ، به همراه زن بندانداز عروس را بند می اندازند . البته به غير از عروس ، زنانی هم که با او هستند بند می اندازند .

معمولاً هنگام بنداندازی عروس ، واسونک هايی از اين قبيل خوانده می شود :
از فروغ روی عروس ، شب شده مانند روز
شب شد و دوماد نيومد شمع و لاله کم بسوز
خير ببينی ننه عروس ، اين گل از خونت درآر
شب يک و منزل هزار و چشم داماد انتظار

بالاخره بند اندازون عروس در ميان ِ کِل زدن زنان و واسونک خوانی و نقل افشانی روی سر عروس تمام می شود .


حمام رفتن

يکی از مراسمی که در سابق تشريفاتی داشت ، حمام بردن عروس است درسابق برای حمام رفتن مادر داماد به مادر عروس پيغام می داد که ما فلان روز عروس خانم را می خواهيم به حمام ببريم که هم اطلاع است و هم اجازه و هم دعوت . در روز موعود با چندی که در مراسم بند اندازون بوده اند به حمام می رفتند مادر داماد قبلاً وسايلی به شرح زير برای عروس به حمام می فرستاد وضمناً بينه دار و استاد حمام را هم در جريان می گذاشت که رعايت احترامات را بکنند وحتی بعضی اوقات برای بعضی از عروس ها حمام قرق می شد که به استثنای عروس و يارانش و کسانی که از ياران داماد با او به حمام رفته اند کسی داخل حمام نشود و اين مسؤوليت را استاد حمامی به پاس احترام و حرمت خانواده عروس و داماد خلاصه اگر از خانواده های سرشناس بودند برعهده می گرفت و البته انعام و شيرينی خوبی هم دريافت می داشت .
وسايل عبارت بودند از: حنا ، گل سرشور، سفيد آب ، شانه تخته ای ، حوله بزرگ ، سوزنی ، بقچه و غيره .
زن دايره زنی را هم سر بينه می فرستادند و همين که عروس وارد می شد کِل می زدند . زن حنابند معمولاً کارگر حمام بود برای حنا بستن اول سر ، بعد دست و بعد پنجه های پای عروس را بر می گزيدند .

و موقع حنا بستن واسونک هايی از اين قبيل خوانده می شد :
گلش از مکه بيارم آبش از امام رضا
يی حمومی سيت بسازم حمومای حاجی رضا
داغ فرزندنت نبينی شط مرواری ببند
آی حنابند آی حنابند اين حنا عالی ببند

بعد از عروس و ميهمانان با چای و شربت (سربينه) پذيرايي می شد و انعام و شيرينی استاد حمام و شاگردان حمام نيز داده می شد و بعد همگی به خانه عروس می رفتند و درآنجا غذا صرف می کردند .


عقد

مراسم عقد پرشکوه ترين مراسم پيش از عروسی است . برای اين کار تهيه وسيله پذيرايي و انجام آن همگی با داماد است و مراسم در خانه عروس صورت می گيرد .
کلوچه ، مسقطی ، لوز، باقلوا ، نقل خراش ، پنير، نان ، سبزی ، ميوه به علاوه ميوه و شيرينی و کله قند جداگانه با کاغذهای رنگی زرورق پيچی شده آنهارا در سينی های متعدد گذاشته روی سر چند نفر حمال می گذارند و روی سينی ها پارچه های توری رنگی نازکی می کشندو به خانه عروس می فرستند .


سفره عقد

در بقچه و سوزنی که معمولاً ترمه است رو به قبله می گسترند و يک جانمازی زيبا بالای آن قرار می دهند . چهار تا لاله کاسه دار را در چهار گوشه آن می گذارند و شمع های داخل لاله ها را می افروزند . آينه را طوری قرار می دهند که برابر عروس قرار می گيرد . مقداری شيرينی که در خونچه است ، دريک طرف عروس و اسپند دود کرده را در طرف ديگرش می نهند . مقداری نمک نيز دريک کيسه کرده و زير پای عروس می گذارند که درشب عروسی در برنجی که درخانه داماد طبخ می شود ، ريخته شود . عروس را روی سوزنی و برابر جانماز و آينه ای که بالای آن قرار داده اند می نشانند . البته بايد رو به قبله قرار گيرد . يک جلد کلام الله مجيد در دامنش می گذارند که سوره يوسف يا سوره مريم را در برابرچشم هايش می گشايند که چشم عروس بدان باشد . يک زن يک بخته (مراد زنی است که يک شوهر کرده و خوشبخت باشد) دوتکه يا دوکله قند را در دست می گيرد تا هنگام خطبه خوانی روی سر عروس بسايد .

عروس از زمانی که پای سفره عقد می نشيند تا خطبه خوانی مرتباً بايد بگويد (يا عزيز باعزت) هنگام خطبه هيچ دختری نبايد در اتاق باشد چون معتقدند که بخت چنين دختری بسته خواهد شد و دختری که بختش بسته شود دير شوهر خواهد کرد و يا اصلاً بی شوهر خواهد ماند . مقداری عنبر که آن را عمبر می گويند در هاوانی ريخته و آن را می کوبند و مرتباً می گويند (عروس عمبر، دوماد گربه) که مراد از آن بوی عطر عنبر است که فوق العاده مورد علاقه گربه است و اين به يُمن آن است که داماد عروس را چون گربه که عاشق بوی عنبر است دوست بدارد . ضمناً قفلی را هم به دست عروس می دهند که هنگام خطبه خوانی قفل کند و بالاخره عاقد حاضر می شود بعد از تشريفات مقدماتی که کسب اطلاعات عاقد درباره طرفين و شهود آنهاست و ميزان مهريه و غيره عاقد وارد اطاق عروس می شود . معمولاً خطبه سه بار خوانده می شود و عروس در مرتبه سوم يا دفعات بعد ( بله) را می گويد . ضمن خطبه خوانی دو نفر زن يک بخته بايد درطرفين عروس بنشيند و مدام با آرنج به پهلوی او بزنند و او را تشويق و ترغيب به گفتن بله کنند .

ضمناً مقداری ماست که کمی (تربت) در آن ريخته اند جلو عروس می آورند که بايد با انگشت کوچکش کمی از آن را بخورد همين که عروس بله را گفت داماد وارد اطاق می شود بعد عروس و داماد مقداری گلاب روی يکديگر می پاشند بعد از بله گفتن همه زنان کِل می زنند و سکه روی سر عروس و داماد پاشيده می شود و عروس کليد قفلی را هم که بسته است به دست يکی از بستگانش می دهند تا شب عروسی نگهدارد .
نان و پنير و سبزی را در ميان حاضرين تقسيم می کنند و عده ای سعی می کنند که يکی دو بسته از آن را به خانه ببرند و عقيده دارند نان نشان برکت و پنير مايه زندگی و سبزی تفألی است بر سبز بخت شدن عروس و سرسبزی و شادی داماد . به علاوه می گويند هر بسته نان و سبزی که دست عروس به آن بخورد ، اين خاصيت را پيدا می کند که هرکس بخورد ، هرگز دندان درد نمی گيرد . بعد از خطبه عروس و داماد هدايايي به يکديگر می دهند که هديه داماد به عروس شامل انگشتر ، دستبند و يا سينه ريز است و هديه عروس به داماد نيز انگشتر است . زنان عقيده دارند که بايد حتماً پسر بچه کوچکی را به جای عروس نشاند تا عروس و داماد صاحب پسر شوند .

هنگام عقد نيز واسونک های متناسبی خوانده می شود . ازجمله :
جون زلف آقا جونيت بوگو چن مهرت کنيم
اومديم عقدت کنيم و نومديم سيلت کنيم
آتيش بنداز تو سماور تا چايي ميل بکنيم
اومديم عقدت کنيم و نومديم سيلت کنيم


عقايدی درمورد مراسم عقد وجود دارد که شامل موارد زيراست :

- وقتی عروس از جا بلند می شود هر دختری سر جايش بنشيند ، زود به خانه بخت می رود .
- اگر در خلال عقد تا روز عروسی يکی از بستگان داماد بميرد ، عروس شکار شده است .
- نان و پنير و سبزی عقد را به هر دختری که بدهند بخورد ، زود شوهر می کند .
- زنی که روی سر عروس قند می سايد بايد يک زن شوهر کرده و خوشبخت باشد چون در غير اين صورت عروس به سرنوشت او دچار می شود .
- عروس موقع عقد بايد لباس سفيد يا سبز بپوشد و ابريشم سبزی را هم به دور گردن خود بيندازد .
- محل گسترش سفره عقد بايد درطبقه پايين ساختمان باشد نه طبقه دوم يا بالاتر چون زير طبقه دوم به بالا پوک است وزندگی زناشوئي عروس و داماد دوامی نخواهد داشت .
- بردن هدايای اعياد به خانه عروس از رسوم ديگر است که در اعياد مذهبی مانند عيد فطر، عيد مولود ، تولد حضرت علی(ع) ، عيد غديرخم و غيره صورت می گيرد که اين هدايا معمولاً فاصله بين عقد و عروسی به خانه عروس فرستاده می شود که شامل ميوه و شيرينی است و هدايا را معمولاً در سينی های بزرگ قرا می دهند و روی آنها را پارچه های نازک رنگارنگ می کشند و روی سر چند نفرگذاشته می فرستند .
- در روز عيد قربان علاوه بر شيرينی و ميوه گوسفندی نيز به خانه عروس فرستاده می شود و پارچه سبز رنگی را هم به دور گردن گوسفند می بندند و سرو پيشانی و دست و پای گوسفند را نيز رنگ می کنند .
- چنانچه عيد نوروز در ميان باشد ، از سوی داماد هديه جالبی نيز به مناسبت نوروز برای عروس فرستاده می شود اين هديه شامل زينت آلات از فلزات گرانقيمت است .



2- عروسی


تهيه ی جهاز

خانواده عروس در خلال عقد تا عروسی دست اندر کار تهيه جهيزيه دختر هستند . اگر چه ممکن است از زمان کودکی دختر، چيزهايي برای او به مرور ايام خريده و تهيه کرده باشند ولی خريد درست جهيزيه در فاصله عقد و عروسی صورت می گيرد .
معمولاًجهيزيه شامل :
- اسباب سفره که خود شامل : سفره ، يک دست بشقاب ، کارد و چنگال و ....
- اسباب آشپزخانه که شامل : قابلمه ، جارو و ....
- اسباب حمام که شامل : حوله ، بقچه و سوزنی ، لگنچه و تاس و ....
- وسايل خانه شامل : يخچال ، پنکه ، قالی و ...
- لوازم آرايش که شامل همه لوازم و وسايل آرايش خود عروس است به علاوه خلعت برای داماد که شامل : يک قواره کت و شلوار، جوراب و ...

تهيه وسايل عروسی نيز به عهده داماد است که در خلال عقد و عروسی به فکر تهيه وسايل پذيرايي برای برگزاری عروسی است . برای برگزاری مجلس عروسی ساعت را خوب می کنند . بعد از طرف خانواده داماد محل و مکان و روز و ساعت برگزاری به اطلاع خانواده عروس می رسد و ضمناً تعداد مهمانانی که می آيند ، دقيقاً تعيين و روشن می شود . دراين مراسم از مطرب ها نيز دعوت می شود .
خانه داماد نيز برای مراسم عروسی آذين بندی می شود چراغانی می کنند و حصين (گلدان های سفالی) که معمولاً دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند کف حياط فرش می گسترند بعد از حضور همه مدعوين و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند .

موقع بردن عروس به خانه داماد واسونک هايی خوانده می شود که اين گونه است :
گل به دس دسمال به جيب و شاد و خرم اومديم
اومديم و اومديم و می گويين خوش اومدين
قوم و خويشونش خبر کن وخت رخصت دادنه
گل و خی چادر به سرکن گل هوای رفتنه

معمولاً زنان هنگام ورود به خانه عروس کِل می زنند و زنانی که در خانه عروس يعنی از ياران نزديک او هستند با کِل KEL جواب می دهند بعد بزرگتری که همراه داماد است از پدر و مادر عروس اجازه می خواهند که او را با خود ببرند عروس دست پدر و مادر خود را می بوسد و خداحافظی می کند بعد عروس را از زير قرآن می گذرانند . هنگامی که عروس به خانه داماد وارد می شود يک نفر ظرفی را که درآن عسل است جلو عروس می آورند عروس انگشتش را کمی درآن زده به در خانه می کشد و وارد می شود .
سينی ديگری که يک جلد قرآن مجيد و يک کاسه آب که برگ سبز يا شاخه گل در آن می افکنده اند و يا نارنجی که روی آب کاسه افتاده جلوش آورده می شود . عروس قرآن را می بوسد و از زير آن می گذرد و ديگران ظرف نقل را روی سرش می پاشند . بعد کاسه آب را که نارنج يا برگ سبز يا شاخه گل در آن شناور است پيش پايش می گذارند تا عروس از روی آن رد شود . عروس بايد طوری عبور کند که پايش به ظرف اصابت کند و ظرف واژگون شود . ممکن است گوسفندی را هم جلو پايش سرببرند و در اين هنگام نقل و سکه روی سر عروس و داماد می ريزند .

و اين واسونک ها خوانده می شود :
سوريا گويين مبارک هرچی می خواين جازشه
يي عروسی ما آورديم ده دوازه سالشه


پاانداز

صبح عروسی داماد با يکی دو تن از بستگان نزديکش به دست بوسی مادر زن می رود و از سوی مادرزن هديه ای چون ساعت و يا چيز ديگری دريافت می کند .


بردن جهاز

جهيزيه را که معمولاً جاز يا جهاز يا جهيز يا جيز می گويند پيش از ظهر يعنی بعد از بازگشت داماد به خانه برای عروس می فرستند و مادر عروس به ديدن او می آيد و عروس دست مادر را می بوسد و در اين ديدار از طرف عروس و داماد از مادر زن به گرمی پذيرايي می شود . جهيزيه که سينی های بزرگ متعددی گذاشته شده و روی سر چند نفر است ، وارد خانه می شود و همه را در اطاق می گذارند بعد نام تک تک وسايل خوانده می شود و يکی صورت بر می دارد و در آخر داماد آن را امضاء می کند .


گل عروسی

کسانی که می خواهند برای عروس و داماد هديه ای بفرستند هديه خود را که گل عروسی خوانده می شود در همين روز می فرستند . هدايا معمولاً وسايل خانه و يا سکه طلا و يا اشياء لوکس و گرانقيمت است .


پاگشا

بعد از يکی دو هفته پدر و مادر عروس ، عروس و داماد و بستگان نزديک آنها و خود را به افتخار و شادمانی زندگی عروس و داماد و به عنوان پاگشا دعوت می کنند .

مراد از پاگشا : گشوده شدن پای عروس و داماد در زندگی مشترک برای رفتن به خانه بستگان است که از آن جمله اند ؛ پدر و مادر هريک از آنان و به ترتيب بقيه اقوام نيز آنها را پا گشا می کنند و در آخر هم عروس و داماد نيز همه آنها را دعوت می کنند که به اين دعوت دست بوسان می گويند .


آب چله زنی

از مراسمی که بايد در روز عروسی انجام گيرد آداب آب چله زنی است و آن بدين طريق است که عروس را می نشانند و بعد در يک شيردان يک دسته کليد و يک شانه و مقداری اسپند می ريزند و آن را از آب پرمی کنند بعد مجمعه ای به وسيله يک يا دو نفر روی سر عروس گرفته می شود و آن وقت يکی از زنان کارآمد و مسن و با تجربه چهل و يک مشت آب از شيردان برداشته و درمجمعه می ريزد و چهار قل می خواند ضمناً هنگام برداشتن و پاشيدن آب نام پری زادها را می برد .


عقایدی نيز درباره عروسی وجود دارد که از آن جمله اند :

- ساعت عقد و عروسی را بايد خوب کرد .
- شب شنبه نبايد عروسی کرد .
- شب دوشنبه برای عروسی بسيار خوب است و يمن دارد .
- قدم عروس ممکن است برای داماد خوب يا بد باشد . اگر خوب است برای داماد و خانواده اش خوشی و بهروزی به همراه دارد و الا برعکس . - زمين زير پای آدم عزب می لرزد .
- عقد و عروسی سنت پيغمبری است .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد

آخرین ویرایش 21/05/2011 توسط : ساحره در ساعت 22:04
پاسخ با نقل قول

  #24  
قدیمی 11/06/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
آداب و رسوم روستای خان آباد
مراسم عروسی





خان آباد (محمدیه) روستایی کوهستانی است که در بخش جنوبی استان مرکزی قرار گرفته است .
خان آباد در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان خمین و در ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان شازند واقع شده است .


آداب و رسومی که در گذشته در روستا با تشریفات خاصی انجام می شده اما متأسفانه با گذشت زمان برخی از آنها از خاطرها رفته اند و شاید کمتر کسی یاد و خاطره ایی از آنها در ذهنش داشته باشد اما برخی نیز با کمی تغییر در نحوه برگزاری همچنان بر قوت خود باقی اند و هر ساله اجرا می شوند .

از زیبا ترین مراسمها جشن هایی است که در عروسی ها برگزار میشود :

خانواده هسته اصلی جامعه انسانی است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد یک خانواده و یک واحد جدید اجتماع می باشد . به همین سبب پیوند دو تن همیشه و در همه جا از حرمت و اهمیت خاصی بر خوردار بوده است . عروسی بزرگترین و پُرهیجان ترین مراسمی است که در طول زندگی یک فرد بر گزار می شود و در شمار مراسم همه گیر جامعه است .
مراسم عروسی در حقیقت جشن ورود یک زوج به مرحله ای از زندگی است که در آن عملاً صاحب مسئولیتهای کامل اجتماعی می شوند . در روستا ها و شهرهای کوچک معمولاً همه افراد در مراسم عروسی شرکت می کنند . و حتی اگر در مراسم خاص آن مانند عقد کنان ، عده خاصی دعوت شده باشند ، بازهم قسمتهایی است که عمومیت دارد . در شهرهای بزرگ که شرایط و مقتضیات خاص ، پیوند ها ی خویشاوندی ، طایفه ای و محلی را نسبتاً سست کرده است ، باز هم ، عروسی در یک محدوده ی معین و کوچکتری نسبت به روستا همه را به خود می کشد و شور و شوقی بر می انگیزد .





جشن نامزدی (بله برون) :

بعد از انتخاب یكی از دختران آبادی توسط پسر یك خانواده ، برای ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود می‌رساند و مادر نیز به پدر خانواده اطلاع می‌دهد و پس از مشورت ، در صورت نظر مثبت ، معمولاً مادر خانواده و یكی از افراد فامیل (عمه یا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاری را عنوان می‌كنند در صورت نظر مثبت ، مادر دختر، جمله ی هرچه قسمت باشد همان می‌شود را می‌گوید و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع سایر اعضاء خانواده خویش می‌رسانند و در شبی كه قبلاً برای مراسم خواستگاری رسمی تعیین شده است افرادی از خانواده پسر به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و تعارفات ، از طرف بزرگ خانواده ، موضوع خواستگاری را مجدداً به پدر دختر می‌گویند و جمله «شما چه صلاح می‌دانید» را اضافه می‌كنند . معمولاً پدر دختر برای گفتن نظر مثبت یا منفی ، چند روز برای مشورت با افراد فامیل مهلت می‌خواهد . در صورتی كه نظر پدر خانواده منفی بود ، پیغامی از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده می‌شود ، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده می‌شود و آنها در شبی با جعبه شیرینی و یک حلقه به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و مبارك باد گفتن ، زنان هلهله می‌كنند و شیرینی بین حاضرین پخش می‌نمایند و مراسم شیرینی خوران برقرار می‌شود و جشن مختصری برگزار می شود . به تمام مراسم فوق بله ‌برون گفته می‌شود . البته در این شب کلیه قرار مدار (مهر و خرج )عروسی گذاشته می شود .


جشن عقد :

جشن عقد معمولاً مفصل برگزار می شود و بعد از طی مراحل عقد در تاریخی که معمولاً شب بله برون تعیین شده جشن مفصلی برگزار می شود .
جشن عقد به این صورت است که :
معمولاً جشن بعد ازظهر برگزار می شود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به همرا داماد به منزل عروس خانم می روند و شروع به جشن و پایکوبی می کنند همچنین در این مراسم معمولاً مهمانان به عروس و داماد کادو هدیه می دهند .


جشن حنا دزده:

شب حنا دزده دوشب مانده به شب عروسی است و به این صورت است که گروهی از جوانان خانواده عروس در آخر شب به خانه داماد می آیند و به صورت پنهانی حنا به دست داماد می گیرند و پایکوبی می کنند .






جشن حنا آشکاره :

حنا آشکاره یا حنا بندان شب قبل از عروسی است که این جشن در منزل مادر عروس برگزار می شود و بعد از صرف شام خانواده عروس مجمعه های حنا را که به صورت های مختلف تزئین شده همرا با کل کشیدن به خانه داماد می آورند و دست داماد و عروس را حنا می گیرند و شروع به پایکوبی می کنند در آخر شب نیز برخی از جوانان طرفین عروسی به خانه داماد می روند و شام گلین می خورند .


جشن عروسی :

جشن عروسی پایان سلسله جشن های عروسی است و شروع زندگی مشترک این جشن در منزل داماد برگزار می شود و هزینه های آن بر دوش خانواده داماد است و به این صورت است که روز قبل از شب عروسی عروس و داماد با تشریفات خاصی به حمام می روند وبعد از آن هر دوی آنها به آرایشگاه می روند بعد از اتمام کار های آرایشگاه داماد با ماشینی که تزئین شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش می برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا همراه با نواختن ساز و دُهُل یا ساز های دیگر در حیاط منزل داماد پایکوبی می کنند و داماد نیز بالای پشت بام رفته و میوه و شیرینی بین جمعیت پرتاب می کند و در انتهای این مراسم عروس به منزل می رود و جشن شروع می شود که تا آخر شب ادامه دارد .


جشن پا تختی :

فردای شب عروسی خانم های خانواده عروس ناهار درست کرده و به خانه عروس می روند و بعد از صرف ناهار جشن می گیرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس کادو می دهند .



(فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد

آخرین ویرایش 20/06/2011 توسط : ساحره در ساعت 19:29
پاسخ با نقل قول

مراســم ا دواج ز تشتیان و ایرانیان باستان
  #25  
قدیمی 19/06/2011
آواتار Queen
Queen Queen آفلاین است
اخراج شده
 

جنسيت: زن
پست: 4,001
سپاس: 3,986
از این کاربر 6,762 بار در 4,023 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 3 بار در 1 پست اعتراض شده
چوب: 11,328
مراســم ا دواج ز تشتیان و ایرانیان باستان













در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند.....



در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد.. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.
زرتشت نیز در اوستا برای ازدواج و تشکیل خانواده منزلت والایی دیده است. در یسنا آمده است: عروس و داماد! این کلمات را به شما می گویم: زندگی سرشار از شادی داشته باشید و به حقوق یکدیگر احترام بگذارید. بی گمان زندگی شیرینی خواهید داشت. زرتشتیان که تعداد آنها در دنیا بیش از ٣۰۰ هزار نفر و در ایران ٣۰ هزار نفر می باشد پس از گذشت قرن ها مراسم مربوط به ازدواج خود را نگه داشته و بنا بر باورهای دیرین خود رفتار می کنند. به این مراسم نگاه کنیم که چه اندازه زیبا هستند. بیاییم این آداب انسانی و والا را پاس داریم.

خواستگاری
خواستگاری زرتشتیان به این روش است که مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیک برای خواستگاری دختر می روند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامه‌ای که در باره ی خواستگاری از سوی پسر به پدر دختر نوشته شده همراه خود می برند. این نامه را بیشتر برای شگون روی کاغذ سبز رنگ و در پاکتی سبز می گذارند و با یک دستمال سبز و یک کله قند همراه با مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر می برند. جواب نامه چند روزپس از آن از سوی خانواده دختر با همان روش به سرای پسر برده می شود. در این نامه پدر دختر، موافقت خود را بیان می دارد و به دنبال آن نامزدی آغاز می شود.

نامزدی
در روز نامزدی پسر همراه خانواده خود به خانه دختر می رود و همراه با بردن انگشتر نامزدی هدایایی (از قبیل کیف، کفش، پارچه ،‌سکه طلا) به دختر می دهد.دادن این هدایا همراه با مراسم ویژه ای است. در جلوی همه این هدایا دو لاله که در داخل هر کدام یک شمع روشن قرار دارد همراه آیینه،‌گلاب‌پاش، یک کله قند و نقل با خود می برند و پس از پیش کش کردن این هدایا از سوی پسر به دختر، آنان انگشتر نامزدی را در دست همدیگر می کنند. چند روزپس از نامزدی،‌خویشان دختر نیز با دو لاله روشن ونقل و کله قند سبز پوش،‌گل، پارچه و هدایای دیگر به خانه پسر می روند و آنها را به خانواده پسر هدیه می کنند. در این دیدار، دختر همراه پدر و مادر وخویشان خود نمی رود زیرا این کار را گونه ای سبکی ازسوی دختر می دانند. پسر می تواند بعد از انجام مراسم نامزدی به خانه دختر رفت و آمد کند .پس از مدتی،‌که به آمادگی دو خانواده بستگی دارد، روز عروسی را که باید روزی نیک و مبارک باشد برمی گزینند.

عروسی
چند روز پیش از عروسی، عروس و داماد و خویشان بسیار نزدیک به خرید وسایل عروسی می روند. از سوی داماد لباس عروسی (کیف و کفش،‌چند قواره پارچه،‌طلا و لوازم آرایش…) و از سوی دختر لباس دامادی و هدایای دیگر ( کفش، پیراهن …) خریداری می شود. دو سه روز پیش از عروسی از سوی خویشان عروس جهیزیه را به خانه‌ای که باید عروس و داماد با هم در آن زندگی کنند می برند و خانه را خود تزیین و آماده می کنند. هم چنین در این روز همراه با بر پا کردن جشن کوچکی، با نخی که از سوی خانواده دختر فرستاده شده رختخواب عروسی به یاری خانواده پسر دوخته می شود. گرد همایی برای مراسم عروسی را انجمن گویند.در یزد مراسم زیبای حنابندان نیز رواج دارد و دست و پای دختر و پسر را با نقش های زیبا می آرایند.عقد و عروسی زرتشتیان در یک روز انجام می گیرد. روز عروسی،‌عروس و داماد وخویشان نزدیک پیش از شامگاه برای انجام مراسم عقد در نیایشگاه حاضر می شوند. دراین مراسم در پیشاپیش عروس و داماد،‌کتاب اوستا، دو لاله ی روشن،‌آیینه،‌نقل سفید، انار و تخم مرغ به وسیله اقوام نزدیک به معبد برده می شود. عروس و داماد در جای ویژه ای که در جلوی سفره عقد است می‌نشینند.

سفره ی پیمان (گواه) یا عقد
سفره ی عقد یا گواه بر روی زمین گسترده می شود. این سفره از ترمه یا مخمل و ابریشم است و از سوی مادر عروس نسل به نسل نگه داری شده است . سفره باید رو به خاور یا برآمدن خورشید گسترده شود و بر روی آن این چیزها دیده می شود:گل سرخ. سینی از هفت سبزه. دو کله قند. کاسه ی عسل. سکه ی طلا. شاخ یا کاسه نبات. منقل برای اسفند. برنج. سبزی خشک. نمک. رازیانه. چای. کندر. خشخاش. انار. سیب. نانی محلی که بر آن مبارک باد نوشته اند. اوستا. آینه ی بخت. لاله( شمعدان)
عروس و داماد روبروی هم می نشینند. بر فراز سرشان توری از حریر سپید نگه می دارند و دو کله قند را به هم می سایند تا مراسم بله برون یا بله گفتن عروس به پایان رسد و می خوانند:
مسابم و مسابم!...........چی چی مسابی؟
مهر و محبت مسابم!.......برای کی مسابی؟
برای عروس و دوماد!
داماد لباس سفید چین دار و عروس ساری چین دار سفید می پوشد. بر گردن آن ها گلوبندی از گل آویزان می کنند و بر پیشانی آن ها خالی سرخ رنگ می گذارند. نخست عروس بر تخت می نشیند و سپس داماد را دوستان وخویشان به نزد او می آورند و به هنگام عروسی در دهان یکدیگر با انگشت عسل می گذارند.بنا بر دینکرد به هنگام عروسی و برای آگاهی همگان طبل و شیپور می نوازند. این مراسم را شاه جان گویند. روبروی عروس و داماد موبد و کنارشان خانواده‌های نزدیک می‌نشینند. آنگاه مراسم عقد در حضور دو شاهد که یکی از خانواده دختر و دیگری از خانواده پسر می باشد انجام می گیرد. سپس موبد شروع به خواندن بخش هایی از اوستا نموده و اندرز زناشویی می دهد. بعد از طرفین می‌پرسد که آیا به ازدواج با هم خوشنود هستند یا نه. پس از شنیدن جواب بله از هردو، نوشتن ازدواج در دفتر رسمی رزتشتیان انجام میگیرد و عروس و داماد وشاهدان آنرا گواهی میکنند . پس از پایان مراسم عقد،‌تخم مرغی که در سر سفره عقد بوده به وسیله (موبد) به پشت بام پرتاب می شود. با اینکار موبد حقوقی را که پدر نسبت به دختر خود داشته با قیچی بریده به این تخم مرغ مصالحه کرده از خانه بیرون می اندازد باین هدف که پدر دیگر حقی به دختر ندارد.
سپس ده موبد در حالی که گلاب و آیینه در دست دارد جلو مهمانان آمده همراه با نگاه داشتن آیینه روبروی آنان به آن ها گلاب می دهد و یک نفر دیگر که پشت سر ده موبد حرکت می کند به مهمانان شیرینی می دهد. آنگاه ده‌موبد سینی بزرگ پر از لورک یا آجیل را برداشته به تقسیم آن بین مهمانان که بیشتر سهم خود را به خانه می برند می‌پردازد.پس از انجام مراسم عقد، موبد،‌عروس و داماد را در معبد دور آتش مقدس می گرداند. آنگاه عروس و داماد به مجلس جشن عروسی می روند و پس از پایان مراسم جشن، عروس و داماد به وسیله خویشان نزدیک به خانه داماد برده می شوند. در این مجلس موسیقی زنده نواخته می شود و مهمانان با ترانه های بومی به رقص و پایکوبی می پردازند. انار و هندوانه و شیرینی می خورند. غذا بیشتر گوسفند بریان کرده، مرصع پلو و شیرین پلو می باشد. مراسم بین سه تا هفت روز به درازا می کشد. گاه نیز با آوردن مطرب ها به اجرای گونه ای نمایش های رو حوضی می پردازند. حوض میان خانه پر از سیب و انار و هندوانه است و بر تختی روی حوض، مردمان به تماشای نمایش کمدی و شادی می پردازند. در چند عروسی دیدم که زنی با بستن چند قاشق به انگشتان پای خود، که بر هرکدام صورتی را نقاشی کرده بودند، بر پشت نیم پرده ای خوابیده و نمایش شاد عروسکی را اجرا می کرد.
در مراسمی دیگر دو شخصیت نمایش، یکی در نقش عروس و دیگری در نقش داماد برای هم می خواندند:
آی دخترک ترگلک ورگلک خوش قد و بالا.........عقدت می کنم، عقد مدارا
تو که عقدم می کنی، عقد مدارا............ ......منم عروس می شم حجله می شینم
تو که عروس می شی حجله می شینی.......منم دوماد می شم، پهلوت می شینم
بادا بادا مبارک بادا

پا انداز (پاگشا)
در یزد و کرمان زرتشتیان عروس را با آداب ویژه ای به خانه داماد می برند. بدین ترتیب که سمت راست عروس، خواهر داماد و سمت چپ او خواهر عروس (یا یکی از زنان خانواده ی عروس) قرار گرٿته زنان فامیل در حالی که صف چهار یا پنج نفری تشکیل داده‌اند پشت سر عروس به سوی خانه داماد حرکت می کنند. چون به کوچه ای باریک ( کوچه ی آشتی کنان) می رسند، می ایستند و می خوانند:
این کوچه تنگه؟ بله......عروس قشنگه؟ بله
دست به زلفاش نزنید....مروارید بنده. بله
بادا بادا مبارک بادا.......ای یار مبارک بادا
همراهان عروس از جلوی منزل هر زرتشتی عبور کنند، در برابرش، آتش افروخته بر روی آن اسفند و کندر دود می کنند. زنان شاباش می کشند . بدین گونه که سر در گوش و دوش یکدیگر نهاده و فریاد شادمانه بر می آورند. در جلو در خانه، جلوی پای عروس و داماد آتش می افروزند. خانواده داماد برای ورود عروس پاگشا یا پانداز می دهند که بیشتر پول و طلاست. در خانه به مهمان ها شربتی به نام (شربت در حجله ) می دهند. در هنگام ورود عروس و داماد به حجله مادر شوهر هدیه‌ای( گوشواره، انگشتر، دستبند و سینه ریز) به عروس می دهد. پس از ورود عروس و داماد به حجله،‌در حضور عده ای‌ از زنان خانواده نزدیک آنها،‌عروس و داماد به پاشویی یکدیگر می پردازند. ابتدا سینی را در زیر پای عروس و داماد قرار میدهند. عروس و داماد از ظرفی ،مقداری سبزی که به آن (مرو) و (مور) یا مورد سبز می گویند، و مقداری شیر و آب که همه با هم مخلوط شده برداشته هر دو پای عروس را با آن می شوید و سپس عروس پای داماد را می شوید به این نشان که مانند گیاه مورد همیشه زندگی آنها سبز و خرم باشد و مانند آن شیر همواره از گناهان پاک گردند و مانند آن ریشه( مورد) زندگیشان دراز و پردوام باشد.
در این هنگام مهمانان عروس و داماد را تنها می گذارند. عروس و داماد اناری شیرین را که در روی سفره گواه بوده در اتاق حجله با هم می خورند تا به اندازه دانه‌های آن دارای اولاد گردند. بامداد روزدیگر رختخواب عروس و داماد بوسیله خواهر شوهر (یا خواهر زن) بزرگتر جمع می شود. رسم است که داماد سکه‌ای برای خواهر خویش در رختخواب می گذارد و خواهر شوهر موقع جمع کردن رختخواب، آنرا برمی دارد. بامداد همان روز نیز از طرف خانواده عروس مقداری ماست (بعنوان روسفیدی ) همراه شیرینی و پشمک (برای شیرین کامی ) برای خانواده‌های نزدیک عروس و داماد فرستاده‌می شود.

پا تختی
داماد عصر همانروز ( که روز پاتختی است) قبل از آمدن مهمانان به وسیله چندتن از مردان فامیل همراه موبد با دو لاله روشن و مقداری شیر که با برگ گل و آب مخلوط میباشد برسر آب روان میرود و پس از خواندن پاره هایی از اوستا به وسیله ی موبد،‌آنرا در آب روان می ریزد تا بدین ترتیب هر گونه آلودگی قبل از زناشویی او شسته شود و مانند آب و شیر و گل پاک باشد. دربازگشت، داماد برای دست‌بوسی وسپاس از رنج هایی که پدر برای دختر خود کشیده است به خانه پدرزن می رود و با بوسیدن دست مادر و پدر زن خود از تلاش آن ها در تربیت دخترشان که حالا زن اوست سپاسگزاری می نماید. پدر زن هدیه‌ای به داماد می دهد. سپس داماد به خانه خود باز می گردد. در بازگشت داماد، در پاگرد خانه، عروس کاسه‌ای از نقل و شیرینی به نشان پذیرایی از داماد به سر او می ریزد. دراین هنگام خویشان و دوستان هدایایی را که آماده کرده‌اند به عروس و داماد می دهند. آنگاه داماد به نشان شیربها، اناری را که به آن ٣٣ یا ۱۰۱ سکه زده شده همراه یک جفت کفش به مادر زن هدیه می کند و یک جفت کفش نیز به خواهر زن می دهد. روز سوم عروسی روز آش رشته است. رشته این آش باید به دست عروس بریده شود و به دست داماد به دیگ ریخته شود. این آش را نیز همراه با برگزاری جشن کوچکی بین دوستان و خویشان بخش می کنند.
رسم است که عروس و داماد پیش از رفتن به جای دیگر همراه خویشان خود به زیارتگاه و مکان مقدسی و در یزد به پیر سبز و چکچک و پیر بانو می روند. پس از زیارت، در یک روز خوب هفته، مادر شوهر و پدر شوهر، عروس و پسرشان را به خانه خود مهمان می کنند و هنگام ورود آن ها هدایایی به نشان پاگشا به آن ها می دهند. همین کار را مادر زن و پدرزن نسبت به داماد و دختر خود انجام داده و هدایایی به نشان پاگشا به آنها می دهند. پس از آن خویشان نزدیک عروس و داماد را به خانه‌هایشان مهمان می کنند. گاهی این مهمانی ها به درازا می کشد، زیرا عروس و داماد هر هفته در خانه یکی از خویشان مهمان می شوند. این مهمانی ها نیزهمراه با تشریفات ویژه ای است. هنگام ورود عروس و داماد یک شاخه گل و گیاه سبزی یا یک دانه انار (یا سیب و یا نارنج) به آن ها داده مقداری (آویشن) که با شیرینی و سنجد و بادام و غیره مخلوط است بر سر آنها می ریزند و چندین مرتبه با صدای بلند که همراه با خوش حالی است نسبت به عروس و داماد شادباش می گویند. زدن دف و خواندن ترانه های شادمانه و خوردن انار و هندوانه و شیرینی نیز در تمام این مراسم رایج است.
پاسخ با نقل قول

  #26  
قدیمی 03/07/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
مراسم ازدواج در نیشابور





بين مراسم شهر و روستا تفاوت بسيار است كه در اين مجال به اختصار به آداب و رسوم نقاط روستايي اشاره مي‌گردد .


همسر گزيني

پدر و مادر براي پسر خود دختري را انتخاب مي‌كنند و به پسرشان معرفي مي‌نمايند كه اغلب بدون مخالفت پسر وارد مرحله ي خواستگاري مي‌شوند . امروزه انتخاب پسر و دختر نيز از اركان همسر گزيني است .


خواستگاري

مادر با مشورت پدر به خواستگاري دختر مي‌رود و چنانچه رضايت خانواده‌ي دختر را جلب كنند ، پدر و مادر پسر با نزديكان و اقوام به خواستگاري مي‌روند و به همراه خويش روسري ، مقداري قند و انگشتر مي‌برند .


نامزدي

در مدت نامزدي ، خانواده‌ي پسر در روزهاي عيد مقداري گوشت ، برنج و پارچه براي خانواده دختر مي‌فرستند و خانواده‌ي دختر ، آن‌ها را دعوت مي‌كنند . در اين مدت دختر و پسر همديگر را ملاقات مي‌كنند .


عقدكنان

روز عقدكنان ، خانواده‌ي پسر ، وسايل خوراكي و مقداري لباس براي خانواده‌ي عروس مي‌فرستند و پدر پسر ، حمامي و زن حمامي را براي دعوت مردان و زنان نزد خانواده عروس براي دعوت به صرف شام يا ناهار مي‌فرستند و دعوت‌شدگان مقداري قند يا شيريني به حمامي و زن او مي‌دهند و بعد از صرف غذا ، ملا يا آخوند دختر را عقد مي‌نمايد .
مهريه ي دختر ؛ آب ، زمين و گوسفند است .


عروسي

عروسي معمولاً دو شبانه‌روز به طول مي‌انجامد .
روز اول پدر داماد و اقوام و فاميل را به خانه‌ي خويش دعوت مي‌نمايد و داماد نيز بر تختي كنار مجلس مي‌نشيند و هر يک از مدعوين پول يا گوسفند ، به داماد هديه مي‌كند .
روز بعد ، زن سلماني سر و صورت عروس را آرايش مي‌نمايد . لباس‌هاي داماد را از خانه‌ي عروس و لباس‌هاي عروس را از خانه‌ي داماد ، با ساز و دهل ، به حمام مي‌برند و آن‌ها را با لباس‌هاي نو به خانه بر مي‌گردانند .


عروس بردن

هنگام «عروس كشاني» ، يكي از زنان فاميل داماد ، وسيله‌اي را از خانواده‌ي عروس - كه به آن «عقل عروس» مي‌گويند - برمي‌دارد و در خانه‌ي داماد ، آن‌را به عروس مي‌دهد . عروس را بر اسبي سوار مي‌كنند و افسار اسب را دايي يا پسر عمو يا برادر عروس مي‌كشد و تا خانه‌ي داماد او را همراهي مي‌كند . چند زن نيز با عروس به خانه‌ي داماد مي‌روند و يک الي دو شب ، آنجا مي‌مانند . عروس را با ساز و دهل به خانه‌ي داماد مي‌برند . جلو خانه‌ي داماد ، عروس ، «پاانداز» طلب مي‌كند و تا پاانداز به او ندهند وارد خانه نمي‌شود . مادر يا پدر يا برادر داماد ، گوسفند يا هديه‌اي ديگر به عروس مي‌دهد تا وارد شود . رنگ لباس عروس سفيد و محل حجله‌گاه ، خانه‌ي داماد است . مادر عروس ، يک روز بعد از عروسي به افرادي كه به داماد هدايايي دادند يک دستمال و مقداري شيريني مي‌دهد . پدر عروس ، بعد از سه روز از عروسي ، يكي از فاميل يا برادر عروس را به خانه داماد مي‌فرستد و عروس و داماد را به خانه‌ي خود ، دعوت مي‌كند و گوسفند يا قطعه زميني را به آن‌ها هديه مي‌دهد .

__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #27  
قدیمی 09/07/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
آداب و رسوم مراسم عروسی در زنجان






خواستگاري

آداب و رسوم عروسي در استان زنجان از اهميت خاصي برخوردار است . در اين مراسم كه بيشتر در روستاها برگزار مي‌شود ، ابتدا پدر داماد با چند نفر از ريش سفيدان محل براي خواستگاري به منزل عروس مي‌روند و پس از جلب رضايت پدر عروس ، هر كدام از طرفين نماينده‌اي جهت عقد قرارداد تعيين مي‌كنند . در متن قرارداد كه «كسمات» نام دارد ، مواردي چون مقدار شير بها و مهريه تعيين مي‌شود و در صورت مساعد بودن وضع مالي داماد ، مقرر مي‌شود خانواده داماد مقداري خواربار شامل دو گوني قند ، ده بسته چاي ، سي كيلو برنج ، دو حلب روغن ، بيست كيلو شيريني و پانزده كيلو كشمش براي خانواده عروس تهيه نمايند .
پدر داماد تعدادي پارچه چادري و لباس تحت عنوان « خلعت» براي چهل نفر از وابستگان عروس كه به عروسي دعوت مي‌شوند ، به پدر عروس هديه مي‌دهد . هم‌چنين عمو و دايي عروس نيز هدايايي مانند گوسفند و كت و شلوار به نام «دايي پولي» و «عمو پولي» از پدر داماد مي‌گيرند . پدر بزرگ و مادر بزرگ عروس نيز يک نوع پارچه ابريشمي گرانقيمت تحت عنوان «آنا كتاني» از پدر داماد هديه مي‌گيرند و عروس نيز به عنوان هديه زيور‌آلاتي دريافت مي‌كند . سپس پدر عروس به تهيه جهيزيه مي‌پردازد .

جهيزيه شامل : قالي ، كمد ، ظروف ، جاجيم محلي ، چرخ خياطي ، خورجين ، لوازم خواب ، كت و شلوار داماد است . تهيه اين لوازم از طرف پدر داماد بر طبق قرارداد اجباري و از طرف پدر عروس اختياري است . گاهي مي‌شود عروس به همراه داماد بدون هيچ نوع اطلاع قبلي منزل پدري را ترک مي‌كنند و پس از چند روز، پدر داماد همراه با ريش‌سفيدان محل به خانه عروس مي‌روند و پس از شرح ماجرا ، به هر تقدير پدر عروس را راضي مي‌كنند و نامه‌اي تحت عنوان «وكيل نامه» جهت عقد ازدواج رسمي دريافت مي‌نمايند .


صلاح چايي

پس از خواستگاري ، ابتدا پدر داماد مجلسي به عنوان «صلاح چايي» بر پا مي‌كند و در آن ريش سفيدان محل و قوم و خويشان را دعوت مي‌نمايد . اين جمع در باره زمان و مكان عروسي و نحوه جا به جايي ميهمانان تصميم‌گيري مي‌كنند و سپس نتيجه را به خانواده عروس اعلام مي‌كنند . خانواده عروس موظفند اين تصميم را اجرا نمايند . سپس پدر عروس و پدر داماد ، نماينده‌هايي تعيين و ضمن تحويل خلعت‌هاي خريداري شده ، ميهمانان را براي روز عروسي دعوت مي‌كنند . دعوت كننده نيز به نوبه خود انعامي از ميهمانان دريافت مي‌كند . پس از جمع شدن ميهمانان در خانه عروس و داماد ، ميهمانان زن مقداري پول ، جاجيم و دستكش تحت عنوان «توره» به عروس هديه مي‌دهند تا همراه جهيزيه فرستاده شود .


حنابندان

پس از صرف شام ، خانواده داماد مقداري حنا با تعدادي شمع و مقداري شيريني در يک سيني مي‌گذارند و به خانه عروس مي‌فرستند . اگر عروس و داماد هر دو اهل يک روستا باشند ، درِ خانه عروس بر روي حنا آورندگان بسته مي‌شود و تا از پدر داماد انعام «قاپي باسما» نگيرند ، در را باز نمي‌كنند . رسم حنابندان تا نزديكي‌هاي صبح ادامه مي‌يابد . در همين زمان در خانه داماد نيز مراسم مشابهي برگزار مي‌شود .


عروس بران

روز بعد از حنابندان ، چند نفر براي بردن عروس به خانه او مي‌روند و از جهيزيه صورت‌برداري مي‌كنند و جهيزيه را تحويل مي‌گيرند . جهيزيه كه قبلاً بسته‌بندي شده است ، فرستاده مي‌شود و عروس نيز پس از كسب اجازه از پدر يا عموي خود ، آماده حركت مي‌شود . مركب عروس ماشين يا اسبي آذين‌بندي شده است و عروس همراه با برادر خويش و فرستادگان داماد سوار مي‌شود و به راه مي‌افتد . در اين ميان ، برادر عروس در حاليكه صورت خود را با آرد اندود كرده است و چراغي در دست دارد ، پيشاپيش قافله حركت مي‌كند . در طول مسير ، مقداري خوراكي ـ توشه ـ ميان همراهان عروس تقسيم مي‌شود . داماد با شنيدن خبر حركت عروس ، با چند نفر از دوستان خود به قصد بردن عروس به پيشواز او مي‌رود و به صورت نمايشي با مقاومت سرسختانه همراهان عروس رو به رو مي‌شود و به سوي خانه خود عقب‌نشيني مي‌كند . در طول مسير حركت عروس در آبادي ، وابستگان داماد كه جلوي خانه‌هاي خود منتظر رسيدن عروس هستند ، پارچه‌هايي را به عنوان خلعت به گردن اسب او مي‌بندند . هنگامي كه عروس به خانه داماد مي‌رسد ـ داماد كه به همراه دوستان خود در پشت بام منتظر رسيدن عروس است ـ مقداري پول ، شيريني و سيب را بر سر عروس مي‌ريزد . سپس پسر بچه‌اي را به اميد آنكه روزي عروس پسر بزايد ، به بغل عروس مي‌دهند . پس از ورود عروس به خانه داماد ، كه با مراسم قرباني و شكستن تخم‌مرغ همراه است ، او را دور تنور خانه مي‌گردانند و از روي پارچه‌اي به نام «پي‌انداز» عبور مي‌دهند و سعي مي‌كنند او را در اتاقي مخصوص بنشانند . عروس از نشستن خود‌داري مي‌كند ، تا اينكه پدر داماد يک رأس گاو يا گوسفند به عروس پيشكش مي‌كند و او را مي‌نشاند . پس از آن شيريني را در سيني‌ها مي‌آورند و دو نفر ريش سفيد آن‌ها را در بشقاب‌ها مي‌گذارند و به ميهمانان تعارف مي‌كنند . ميهمانان نيز شيريني‌ها را در جيب‌هاي خود مي‌گذارند و مقداري پول «تويانا» به آن‌ها مي‌دهند . در آخر پول‌ها را مي‌شمارند و به پدر داماد تحويل مي‌دهند . سپس ناهار مي‌خورند و ميهمانان پس از كسب اجازه به خانه‌‌هاي خود بر مي‌گردند .


دواق قاپما

دو روز بعد از عروسي ، مراسم زنانه «دواق قاپما» برگزار مي‌شود . در اين مراسم ، عروس را روي صندلي مي‌نشانند و صورت او را با پارچه‌اي مي‌پوشانند . سپس دو پسر بچه كه هر كدام يک قاشق چوبي در دست دارند ، پارچه روي سر عروس را با قاشق كنار مي‌زنند و پارچه را به كمر خود مي‌بندند و پس از دريافت انعام از مادر داماد ، آن را تحويل مي‌دهند . اين مراسم تا غروب طول مي‌كشد .


اياق آشما

حدوداً پس از گذشت بيست روز از مراسم عروسي ، پدر عروس تحت عنوان «اياق‌ آشما» عروس و داماد را به خانه خود دعوت مي‌كند و هديه‌اي مانند گوسفند ، فرش را به عروس و داماد هديه مي‌دهد . پس از آن ، ساير اقوام عروس و داماد نيز همين مراسم را انجام مي‌دهند و بدين ترتيب مراسم عروسي پايان مي‌پذيرد .

__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #28  
قدیمی 14/07/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
آداب و رسوم ازدواج در بلوچستان




ازدواج و جشن و سرورهای مربوط به عروسی مهمترین مراسم شادی آور مردم بلوچستان است . ازدواج تحکیم کننده روابط خویشاوندی و گسترش دهنده تیره و طایفه است و معمولاً در داخل تیره ها و طوایف و مبتنی بر روابط خویشاندی صورت می گیرد . خواستگاری متضمن آشنایی قبلی والدین می باشد و دختر و پسر در این گزینش نقشی ندارند . سن ازدواج برای پسران حدود ۱۵ الی ۱۸ و برای دختران ۱۳ تا ۱۴ سال است .

برای خواستگاری رئیس خانواده پسر به خانه پدر دختر می رود و پس از صرف چای و انجام صحبت های متفرقه موضوع را با والدین دختر در میان می گذارد و چند روز به انتظار پاسخ می مانند . از طرفی مادر دختر موضوع را با دختر در میان میگذارد .

اولین مرحله عروسی بعد از مراسم خواستگاری مراسم شیرینی خوران است . در این مراسم لباسهای عروسی تحویل می شود ، مهمانان با شیرینی ، نقل ، چای و خرما پذیرایی می شوند و از آن پس ، دختر برای پسر نامزد می شود .

در دوران نامزدی در عید فطر، قربان و عیدنوروز، اگر داماد در موطن خود باشد پدر عروس او را دعوت می کند و داماد پس از مهمانی مبلغی به عنوان عیدی به همراه گوسفندی به خانواده عروس پیشکش می نماید دوران نامزدی گاهی دو سال طول می کشد . بعد از اینکه داماد توانست هزینه های عروسی را فراهم کند ، مقداری سوغاتی برای عروس و خانواده اش تهیه کرده و تحویل خانواده دختر می دهد آنگاه به فکر تأمین مایحتاج غذا برای پذیرایی از مهمانان از قبیل برنج ، نخود ، عدس ، روغن ، شکر، آرد و چای می افتد و بعد از مهیا شدن اقلام فوق ، زنها آن را روی سر می گذارند و به همراه نوای ساز و دهل و رقص ، شادی کنان به خانه دختر می برند .

پس از مراسم عقد ، عروس و داماد را تنها می گذارند . بر خلاف نقاط دیگر که عروس را به خانه داماد می برند ، در بلوچستان داماد را به خانه عروس می برند . پس از گذشت حدود یک ماه عروس و داماد به خانه داماد می آیند و زندگی مشترک زناشویی را آغاز می کنند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #29  
قدیمی 05/08/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
مراسم ازدواج در قهدریجان





شهر قهدريجان يكي از نقاط شهري شهرستان فلاورجان است
كه در24 كيلومتري شهر اصفهان و پنج كيلومتري فلاورجان قراردارد




برگزاري جشن ازدواج در حال حاضر نسبت به گذشته بسيار متحول شده است . در گذشته انتخاب پسر به دامادي بيشتر بر اساس وابستگي خانوادگي و تمكن مالي خانواده پسر بوده است . انتخاب دختر بيشتر با نظر مادر داماد و بر اساس وابستگي خانوادگي ، نجابت دختر صورت مي‌گرفته و تقريباً خواست و انتخاب عروس و داماد نقشي نداشته است .

برگزاري مراسم ازدواج با خواستگاری شروع می شده وپس ازتوافق خانواده دوطرف با مراسم شیرینی خوران یعنی گرفتن شیرینی از خانواده عروس توسط خانواده داماد ادامه می یافته است ومراحل بعدی شامل خرید لباس و آینه و شمعدان و شیربها از طرف خانواده داماد وقرار تعیین مهریه(قرار قباله) می باشد .

در تعیین مهریه معمولاً خانواده داماد به خانه پدر عروس رفته و پس از توافق در تعيين مهريه كه معمولاً شامل قرآن كريم ، مقداري طلا(جدیداً سکه بهار آزادی هم رسم شده است) و سهمي از خانه پدري داماد بوده ، زمان عقد را نیز تعيين می کردند .

مراسم عقد در قدیم به این صورت بوده که مردها در خانه داماد و زنها در خانه عروس جمع می شدند و عاقد صیغه عقد راجداگانه به روش معمول کنونی جاری می نمودند .

گفتنی است در گذشته مانند الان پهن کردن سفره عقد نیز مرسوم بوده وشامل سفره قلم کار، جانماز، یک کاسه آب ، آینه و... می شده است .

پس از عقد داماد به ندرت به خانه‌ي عروس رفته و رفتن به خانه‌ي عروس بيشتر در اعياد مهم و مذهبي و به قصد ديدار پدر و مادر عروس بوده است . در اين بين هدايايي به مناسبت‌هاي ويژه مانند شب اعياد مختلف ، تولد ائمه (عليهم السلام) ، شب چله و توسط دو طرف به يكديگر داده می شده كه بيشتر شامل لباس ، طلا و آجيل و ميوه بوده است .

همچنین در گذشته رسم بر این بوده که پس از گذشت مدتي از عقد تاريخ عروسي را معين مي كردند وشب قبل از عروسي خانواده‌ي داماد اقدام به دعوت اقوام و نزديكان مي كنند و پس از پذيرايي صرف شام اقوام نزدیک داماد برای آوردن جهیزیه رهسپار خانه عروس می شدند و پس از آوردن جهیزیه همراه داماد با جشن و هلهله به حمام عمومي محل مي‌روند و اقدام به گذاشتن حنا به دست و پا و سر داماد و بقيه‌ي افراد مي كنند كه به شب حنابندان معروف است . شب عروسي نيز با چاي وشیرینی و سپس شام از خيل عظيم مدعوين پذيرايي مي‌كردند .

امروزه در مراسم ازدواج بسیاری از رسوم گذشته حفظ شده است ولی همزمان با ارتقاء فرهنگ جامعه تغییراتی نیز در سنت های گذشته ایجاد گردیده است .

امروزه در ازدواج در درجه‌ي اول انتخاب دختر و پسر ملاک مي‌باشد كه حتي رسم بر اين است كه در مراسم خواستگاري با يكديگر گفتگو كنند و به عنوان امري پسنديده از طرف كليه‌ي خانواده پذيرفته است .

امروزه ملاک‌ هاي انتخاب داماد ، شغل وتحصيلات و درآمد كافي و اخلاق خوب مي‌باشد و نجابت و بعضاً سطح تحصيلات نيز از معيارهاي انتخاب دختر مي‌باشد . در تعيين مهريه نیز در خانواده‌ها هنوز به رسم گذشته مقداری طلا ، تعدادی سکه و سهمي از خانه‌ي پدري داماد می باشد .

مقدار سکه طلای مهریه نیز متفاوت است كه از 14 سكه طلا ( به نيت چهارده‌معصوم (عليهم‌السلام)) تا بعضي 500 سكه طلا و بيشتر تعيين مي‌شود . در قبال آن خانواده عروس كليه‌ي لوازم زندگي اعم از لوازم ضروري ، لوكس و لوازم برقي را به عنوان جهيزيه به دختر مي‌دهند كه مبلغ آن بستگي به توان خانواده‌ي دختر دارد . برگزاري مراسم جشن ازدواج امروزه نسبت به گذشته مختصرتر برگزار مي‌شود و حتي بعضاً جشن برگزار نمي‌كنند و هزينه ی آن را صرف سفر زوجين به مشهد مقدس و كمک نقدي به آنها می نمایند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #30  
قدیمی 08/08/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,285
گزارش تصویری : جشن عروسی محلی در مازندران






عکس های مراسم جشن عروسی محلی در یكی از روستاهای مازندران



منبع : jamejamonline.ir
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
پاسخ

سایت های اجتماعی



کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش-همه کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 13
ahosseinzade, amin_mm26, KING, majidhe, masuod2000, Queen, shabe mahtab, کیئ, آرامي, ایناز, زهره87, ساحره, ساز دهنی
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک
جستجوی این تاپیک:

جستجوی پیشرفته

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 22:17 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2014 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios
Inactive Reminders By Mished.co.uk and FTP-Anime.com