تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > علمی فرهنگی > علوم انسانی > فرهنگ

فرهنگ تمامی مباحث درباره فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهاي ايران و ديگر ملل در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک

رقص و موسیقی در فرهنگ و هنر ایرانی و دیگر ملل
  #1  
قدیمی 15/01/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص و موسیقی در فرهنگ و هنر ایرانی و دیگر ملل

موسیقی ژاپن



موسیقی سنتی ژاپن در گروه‌های کوچک و با سازها و صداهای محدودی اجرا می‌شود . کمپوزیسون این موسیقی معمولاً از فرم‌های 3 قسمتی به نام jo - ha - kyu تشکیل می‌شوند و شامل یک پیش درآمد است که تأثیر اصلی آن در مرکزی و محوری و نزدیک به قطعه آخر است . این فرم بخش اعظم آثار موسیقیایی ژاپنی را تشکییل می‌دهد و‌ هارمونی به سبک غربی که تأکید آن بر روی ملودی و ریتم است ، معمولاً در موسیقی ژاپنی شنیده نمی‌شود .



موسیقی برای عبادت

موسیقی شینتو (Shinto) یعنی موسیقی دینی قدیم ژاپن ، kagur a (موسیقی خدایان) نامیده می‌شود . از این موسیقی در مراسم رسمی ‌معابد و یا مراسم سلطنتی و در جشنواره‌های مردمی‌ شینتو استفاده می‌شود . کاهن معابد ، دعای شینتو (norito) را می‌خواند تا از طریق آنها تزکیه یابد و نعمت‌های خدایان نصیب عبادت‌کنندگان شود . ترانه‌ها و رقص‌های جشنواره‌های نیز برای سرگرمی ‌خدایان خوانده و اجرا می‌شود . موسیقی آیینی شینتو مشخصاً با سازی بنام suzu گانک (kane) در جشنواره‌های موسیقی استفاده می‌شود . در این جشنواره‌ها عده ای همراه ذکر و دعا برای خدایان در خارج از معبد حرکاتی شبیه رقص نیز انجام می‌دهند .



ذکر‌های بودائی به یکی از زبان‌های سانسکریت ، چینی و یا ژاپنی نوشته می‌شوند . این اوراد با موسیقی تک لحنی و یا سازهای کوبه ای همراهی می‌شوند . اوراد و دعاهای ژاپنی ساده تر از ذکر‌ها و معمولاً ریتمی‌ هستند . حرکات موزون دایره وار در جشنواره‌های مردمی ‌بودائی و معمولاً با صدای خوانندگان و گاهی فلوت ، طبل و عودی 3 سیمه به نام shamisen همراهی می‌شوند . این حرکات موزون تابع هیچ سنی و جنسیتی نیست و یکسان است .



موسیقی درباری

منشأ موسیقی قدیمی ‌ژاپن به قرن هشتم میلادی و قبل تر بر می‌گردد . در قرن نهم به موسیقی komagaku (موسیقی کره و منچوری) و tagaku (موسیقی چین و هند) تقسیم شد . سازهای بادی شامل فلوت‌هایی با اسامی ‌komabue، ryueki یا kagurabue ، نی‌های دوتایی به نام hichiriki و نوعی ارگ که شامل 17 نی بامبو است که با دهان نواخته می‌شود هستند . فلوت و نی دوتایی ملودی را می‌نوازند و ارگ دهانی موسیقی پس زمینه را تشکیل می‌دهد . در موسیقی رقص (bugaku) از ساز‌های زهی استفاده نمی‌شود .


موسیقی تئاتری ژاپن

در اویل قرون وسطی تحت تأثیر موسیقی بودائی و شامل تعدادی عود و روایتی بود که heikebiwa نامیده می‌شد و برای نمایش No به کار گرفته می‌شد . هم نوازی عود شمال طرح‌ های ملودیک و ریتمیکی است که احساسات و شرایط خاصی را نشان می‌دهد . موسیقی No شامل قسمت‌هایی برای آواز و ساز‌هاست . هنر پیشه یا گروه هم سُرایان می‌خوانند و ساز‌هایی چون طبل شانه‌ای و طبل روی زانو آنها را همراهی می‌کند .

در یک گروه سازی کامل hayashi از فلوت هم استفاده می‌شود که در نمایشی ، قسمت‌های رسمی ‌را نشانه گذاری می‌کند ، به رنگ لحظات تعزلی اضافه می‌کند و استفاده می‌شود . در نمایش No از ملودی‌های سنتی و الگو‌های ریتمیک در فرم‌های توصیف شده استفاده می‌شود . آواز طبال‌ها بخشي از هر طرح موسیقیایی را تشکیل می‌دهد و ممکن است بر زمان بندی موسیقی تأثیر بگذارند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

5 تاپیک آخر توسط ساحره
تاپیک تالار آخرین ارسال کننده پاسخ نمایش آخرین پست
مكاتب ادبي ادبیات پارسی ساحره 15 2148 07/06/2012 16:22
بهرام صادقی (نویسنده ی داستانهای کوتاه) نویسنده و اثرش ساحره 4 1314 27/04/2012 18:04
افسانه ی گیل گمش قندک آباد ساحره 13 2483 31/01/2012 21:02
نقد و شرح کتاب نویسندگان ایرانی ساحره 8 1846 31/01/2012 16:58
برتولت برشت (نمایشنامه ‌نویس و کارگردان تئاتر و... شعر و ادبیات جهان ساحره 17 3139 23/11/2011 20:00


رقص و موسیقی در فرهنگ و هنر ایرانی و دیگر ملل
  #2  
قدیمی 22/01/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص و موسیقی در فرهنگ و هنر ایرانی و دیگر ملل

رقص در ایلات و عشایر ایران زمین



یکی از مهمترین آداب و رسوم در میان ایلات و عشایر ایران رقص یا حرکات موزون و ریتمیک می‌باشد . هرچند رقص در کنار موسیقی به عنوان یک سرگرمی ‌و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین مطرح است که به زندگی سخت و دشوار ایلیاتیِ سخت کوش ، رنگ و جلایی خاص می‌بخشد ، لکن رقص از جنبه‌های دیگری نیز قابل بررسی است .

رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِ ایلیاتی بوده و نیز ابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می‌باشد . رقص درهمراهی با قصه گویی و نقالی نوعی نمایش گونه‌ی پُرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می‌باشد که در آن فارغ از صحنه آرایی‌های مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می‌کنند . رقص همچنین کارکردهای دیگری مانند برانگیختن حس تعاون و دوستی از یکسو و پرورش احساس رقابت سازنده میان افراد ایل دارد و سبب آمادگی جسمانی و روانی برای انجام کارهای سخت زندگی کوچ نشینی می‌شود . باید توجه داشت که در اکثر ایلها و عشایر ایران همچنانکه بخش عظیم ، مهم و سختی از کارها بر دوش زنان است و زنان نیز دوش بدوش مردان و گاهی حتی بسیار فراتر از آنها به کار می‌پردازند و در تقسیم کار اجتماعی واجد نقشها و جایگاههای مهم و قابل توجهی هستند ، در آیینها و رسوم نیز همه‌ ی افراد ایل اعم از مردان و زنان همراهند و اصولاً "در رقصها خصوصاً" آنجا که بازگوکننده‌ی مفاهیم خاصی هستند ، هم زنان و هم مردان دارای نقش برابر می‌باشند و در رقصهای آیینی همه با هم می‌رقصند . این همراهی زنان با مردان در رقص ، در گذشته و تاریخ تمامی‌ عشایر به چشم می‌خورد ، لکن در معدودی از عشایر اکنون زنان و مردان در دستجات جداگانه ای می‌رقصند .


در بررسی رقصهای مختلف در میان ایلات و عشایر ایرانی با توحه به خصلت‌های مشترک باید رقص و آداب آن را از جنبه‌های زیر مورد توجه قرارداده و به این نکات توجه کرد :

۱) جنبه‌های نمادین و مفهومی ‌رقص :
رقصها دارای بار مفهومی ‌و نمادین می‌باشند بنابراین در بررسی رقصها باید به جنبه‌های نمادین رقصها که در حرکات دستها ، پاها و کل بدن قابل استخراج است توجه گردد . معانی مختلفی در رقصها نهفته است . گاه شکر گزاری به درگاه خداوند گاه ترتیب خاص یکی از کارهای زندگی عشایری مانند پشم چینی گوسفندان یا کارهای کشاورزی ، سوارکاری ، جنگ با مهاجمان فرضی و تهدید آنان در قالب حرکات رقصنده بیان می‌گردند .

۲) جنبه‌ی تاریخی رقص :
رقص مانند دیگر عناصر فرهنگی هر قوم ، ریشه در گذشته‌ی تاریخی آن قوم دارد و با گذشت زمان مفاهیم و آداب آن به دلایل مختلف تغییر کرده یا تثبیت شده است . رقصهای ایلات و عشایر نیز از این قاعده مستثنا نبوده است و ریشه در تاریخ ایل دارد جنگها و تهاجم بیگانگان به ایل از مهمترین عوامل تاریخی است که در رقص‌ها نمود یافته است . از سوی دیگر با تحمیل یکجانشینی یا تخته قاپو به ایلات از خشونت حرکات و سرعت ریتم موسیقی و رقص کاسته شده است . از سوی دیگر با تسلط اقوام دیگر یا نفوذهای فرهنگی که در پی مغلوب شدن و تحت سلطه در آمدن ایلها در طول تاریخ به وقوع پیوسته است ، تغییراتی پیش آمده و رقصهای کنونی بیشتر آمیزه‌ای از رقصهای اصیل و عناصر تازه ‌تر می‌باشند . مثلاً با تسلط اعراب بر ایران یا در طی سلطه‌ی مغولها تأثیراتی را می‌توان در رقص ایلات مشاهده کرد . مانند : جنبه‌های آماده سازی بدنی و تمرینات دفاعی و جنبه‌های اسطوره ای تقویت شده است .

۳) جنبه‌ی تعاون و همراهی و هماهنگ کنندگی رقص :
رقصها نوعی هماهنگی و روحیه‌ی تعاون و همکاری را در شخص ایجاد می‌کنند . نزدیکی گروه رقصنده با یکدیگر و حرکات یکنواخت و هماهنگ گروه با توجه به تلاشی که هرشخص در طی آن سعی می‌کند خود را با دیگران هماهنگ کند نوعی روحیه ی برادری و تعاون در میان افراد ایل پرورش می‌دهد .

۴) جنبه‌های عرفانی رقص :
یکی دیگر از جنبه‌های قابل تأمل در رقص ایلات و عشایر وجود عناصر عرفانی ، رازورزی و گنوسیسم است همچنانکه در سماع سعی بر آن است که با برداشتن پرده ی عناصر مادی مانند زبان و جسم ، بیواسطه و مستقیم به انوار حق واصل شد ، گاه عناصر عرفانی و نزدیک به سماع یا رقص عارفانه در رقصها دیده می‌شود و گاه مانند رقص و آهنگ مرغ حق در عشایر شرق و جنوب خراسان رقص به تمامی‌ در خدمت عرفان و خداجویی بیواسطه است . از سوی دیگر گاه رقص حالت نوعی ریاضت و تزکیه ی نفس به خود میگیرد .

۵ ) جنبه‌های اسطوره ای رقص ایلیاتی :
این نیزاز مهمترین عناصر رقص ایلی است توجه به اسطوره‌ها و سعی در نمایش داستانها ی اساطیری و حماسی از عواملی است که باید مورد توجه قرار بگیرد .


۶) جنبه‌ی آماده سازی بدنی و ورزش برای کسب توانایی انجام کارهای سخت :
رقصها خود نوعی ورزش سخت و آماده کننده‌ی بدن برای انجام کارهای سخت هستند و در طی آن همانند نوعی ورزش بدن پرورده می‌شود و به آمادگی لازم جهت انجام امور و کارها می‌رسد . در رقص چوب بازی که علاوه بر خراسان در بسیاری ایلهای دیگر مثل بختیاری‌ها و قشقایی‌ها انجام می‌شود ریشه و بنیاد رقص به زمان تسلط مغولها به ایران می‌رسد که افراد ایل در طی رقص با چوب توانایی دفاع و حمله را می‌آموزند و در آن تبحّر می‌یابند .

۷ ) جنبه‌ی رقابت رقص :
در رقصهای عشایری نوعی حس رقابت برانگیخته می‌شود که سازنده است و به شخص انگیزه می‌دهد تا با جدیت کوشش و تمرین بیشتر مهارت خود را ارتقاء بخشیده خود را به موقعیت مرتبه‌ی اول و بهترین رقصنده نزدیک کند . رشد روحیه‌ی رقابت از رقص به کارهای دیگر کشیده می‌شود و به افراد انگیزه برای تلاش بیشتر و انجام بهتر کارهای ایل می‌دهد .

۸ ) جنبه شادی :
سرگرمی ‌و آیینی در مراسم‌های خاص از آنجا که زندگی کوچ نشینی زندگی سخت همراه با انجام کارهای طاقت فرساست این نوع زندگی نیازمند کسب روحیه و استفاده از عناصر شادی بخش و سرگرم کننده است در زندگی ایلی هر لحظه می‌تواند حوادث سخت و جانفرسایی در بر داشته باشد از سوی دیگر در کنار روزهای سخت و پُر کار زمانهایی نیز فرا می‌رسد که در ییلاق یا قشلاق ایل کار چندانی برای انجام ندارد این درست فرصتی است که در عروسی‌ها مراسم ختنه سوران و دیگر آیینهای سرور و شادمانی و سرگرمیها فرصت بروز می‌یابند مهمترین سرگرمیهای ایلی را می‌توان در رقصها و بازی‌ها دید . عناصر مشترک بسیاری مابین رقصها و بازیها وجود دارد در میان عشایر فارسی زبان خراسان به رقص ، واژه‌ی بازی اطلاق می‌شود در عین اینکه بازی یا رقص بسیار جدی گرفته می‌شود و گاهی حتی نوعی عبادت ، دعا یا طلب حاجتی از آفریدگار به حساب می‌آید .

۹ ) جنبه ی موسیقایی و ریتمیک :
همراهی سازهای خاص در هر ایل که نشان از روحیات خاص با رقص و هماهنگی سازها و فراز و فرود آن در هماهنگی با موسیقی و سازهای خاص هر ایل

۱۰ ) جنبه‌ی منعکس کننده‌ی روحیات خاص هر ایل :
که علاوه بر رقص در اشعار خاص هر ایل نیز قابل دستیابی است.

۱۱) جنبه‌های دینی رقص :
رقصهای ایلی گاه حالت عبادت یا طلب حاجتی به خود می‌گیرد مانند رقص طلب باران در عشایر جنوب خراسان . در برابر چنین رقصهایی معمولاً نه تنها رقصنده بلکه دیگر افراد حاضر در صحنه نوعی حالت احترام و اعتقاد قابل رؤیت است . این رقصها بسیار جدی گرفته می‌شود و همگان در انجان آن که نوعی عبادت به حساب می‌آید همکاری می‌کنند .

۱۲ ) جنبه‌ی به خاطر سپاری کارها یا آیینهای خاص :
در رقصهایی که این جنبه در آن دیده می‌شود نوعی کار ، فنّ یا مراسم خاص با دقت و وسواس کامل به اجرا در می‌آیند این رقصها همچنین نوعی کارکرد آموزشی برای جوانترها دارند و شخص را برای انجام یک کار یا آیین خاص آماده می‌سازند مثل رقص شالیکاری در مازندران و یا رقص قاسم آبادی در گیلان یا رقص خوشه چینی در فارس یا رقص گندمکاران در عشایر خراسان .
در رقص قاسم آبادی مراحل کامل نشا کردن برنج و مراحل دیگر برنج کاری به ترتیب و بطور کامل اجرا می‌گردد .


اکنون می‌پردازیم به ذکر نمونه‌هايی از رقص‌های ایلات و عشایر ایران :


رقص در ایل بختیاری :
رقص در ایل نشانی از همبستگی ، اتحاد و عاطفه است ، همه می‌رقصند دست در دست و دوشادوش یکدیگر . اگر رقص فردی هم باشد به منظور زورآزمایی است همانند چوب بازی که نوعی نشان قدرت واعتماد است ، آن هم همراه با موسیقی پُرتحرکی که یادآور جنگ و ستیز است .
از رقصهای رایج و پُرتحرک بختیاری رقص «سه پا» را باید نام برد ، در این رقص زن و مرد با نوای توشمالان می‌رقصند ، سه قدم برمی‌دارند بعد یک پا را جلو می‌گذارند و یک دست را پایین و دست دیگر را بالا نگه می‌دارند ، این حرکت با نظم و ترتیب خاص تکرار می‌شود .
از دیگر رقصهای مرسوم و معروف در ایل بختیاری رقص گروهی « جیران ، جیران » است که گروهی است و مردان و زنان باهم در آن شرکت می‌کنند و می‌رقصند .
ازدیگر رقصهای گروهی بختیاری‌ها که درآن حرکات دست و پا بسیار سریع بوده و نیازمند قدرت و انعطاف بدنی بسیار است رقص « هی دته » می‌باشد که همراه آهنگی ریتمیک اجرا می‌شود.
از جمله رقصهای دیدنی بختیاری‌ها که کم و بیش با اشکال مشابه و اندک تفاوتی در اکثر عشایر ایران موجود است رقصی است با نام رقص آهنگ مجسمه ، مشابه این رقص در نواحی لرستان با نام «خُوس» یا «خَسَه» و در خراسان و ایلات کرمانج که طایفه ای کرد هستند در شکلی مشابه انجام می‌گردد . در طی این رقص که با نوای سازهای نوازندگان (توشمالان در میان بختیاری‌ها) و همراه فراز و فرودهای موسیقی به تناوب اوج می‌گیرد و فروکش می‌کند زنان و مردان همراه هم ، می‌رقصند . توشمالان در حین اجرای آهنگ به ناگاه نوای موسیقی را قطع می‌کنند و در این حال رقصندگان باید مانند مجسمه بایستند و تکان نخورند . در این حال عده ای با دادن انعام و شیرینی از توشمالها می‌خواهند تا مجدداً بنوازند به این ترتیب نوای موسیقی بار دیگر و به ناگاه آغاز شده و این فراز و فرودها ادامه می‌یابد . لازم به توضیح است که نوازندگان و خوانندگان که حافظان فرهنگ موسیقایی و اشعار محلی هستند و سینه به سینه این فرهنگ شفاهی را حفظ می‌کنند در هر ایل با اصطلاحی خاص خوانده می‌شوند و در ایل بختیاری به طور کلی به آنها توشمال می‌گویند . هفت لنگان به آنها «توشمال» یا «میشکال» و چهارلنگان به آنها «خطیر» می‌گویند . در ایل بختیاری هر طایفه و تیره‌ای توشمال و خواننده‌ی خاص خود را دارد تا همواره همراهشان باشند و در مراسم سوگواری و شادی کوچ نشینان را همراهی کنند . توشمالان در ایل بختیاری ، زنان و مردانی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر اوقات زندگی شان صرف ساختن ابیات ، لطیفه‌ها ، مَتلها و ضرب المثلها می‌شود و در واقع یکی از مهمترین اقشار پدیدآورنده و نگاهدارنده‌ی آثار و ادبیات عامیانه و فولکلور این سرزمینند . در مجالس رقص بختیاری ؛ زنانِ توشمال با صدای گرم و گیرای خود اشعار و ترانه‌هایی را در متن آهنگ نوازندگان ، می‌خوانند و مردان نیز با ابیات دلپذیر و شورانگیزی به آنها پاسخ می‌دهند و بسته به نوع مراسم در حاضران شور و حال پدید می‌آورند .

در بررسی اجمالی رقص و مراسم آن و رفتارشناسی متقابل نوازندگان ایلی و سایر اعضای ایل و ریشه‌های تاریخی رقص در ایل بختیاری به اختصار می‌توان این نکات را مطرح کرد :
رقص نمادی از وابستگی‌های عاطفی اعضای ایل ، اتحاد ، همدلی و هماهنگی اعضای طایفه وایل است . رقص دسته جمعی اعضای ایل در کنار یکدیگر نشانگر آن است که تمامی ‌اعضا در برابر هر عامل خارجی متحد و یکپارچه اند و در حفظ داشته‌های فرهنگی یکدل و مصمم . حضور مردان و زنان در رقص همراه و همپا ، کارکرد زنان در انجام امور ایل و احترام متقابل مردان ایل به آنان را می‌رساند . مردان ایل در همراهی زنان در رقصهای نمادین نشان می‌دهند که از نقش مؤثر زنان در فعالیتهای اجتماعی و فنی ایل آگاهند و برای آن ارزش قائلند . حضور زنان این مطلب را می‌رساند که مردان و در مجموع تمامی ‌آحاد عضو ایل ، ضمن برخورداری از زحمات زنان ، آن را برای هر بیننده‌ی خارجی مطرح می‌کنند و تمایل دارند تا این موضوع به خوبی روشن شود که زن و مرد ایلیاتی در کنار هم امور ایل را به انجام می‌رسانند و به یک اندازه در آینده‌ی ایل مؤثرند . حضور زنان در جمع توشمالها یا خوانندگان ایل نشان از اجازه‌ی ابراز وجود و بیان احساسات ، عواطف و عقاید زنان در ایل دارد .

چوب بازی که معمولاً مردان در آن شرکت می‌کنند ، نشانه‌ی وجود مردان دلیری است که در حفاظت از قلمرو ایل ، مصمم و توانایند . این مسئله از یکسو به اعضای ایل امنیت خاطر می‌دهد و شبهه‌ی امکان تجاوز به حدود ایل را ، از هر بدخواه خارجی می‌گیرد .

موسیقی و رقص در ایل بویراحمد :
ایل بویر احمد همانند بیشتر ایلها وکوچ نشینان ایرانی برای موسیقی و رقص اهمیت بسیاری قائلند . کارکرد موسیقی و رقص در ایجاد یکدلی و اتحاد در بین اعضای ایل و حفظ سنتها و آداب و آیینهای ویژه ایل که سبب تثبیت و تمایز هویت فرهنگی ایل می‌گردد ، از مهمترین دلایل ماندگاری موسیقی ، اشعار و ترانه‌ها و رقصهای ویژه ی بویراحمدی ‌هاست . سختی زندگی معیشتی ایلیاتی و تهاجم‌های گسترده به قصد یکجانشین کردن (تخت قاپو ) و کنترل عشایر در یکصد سال اخیر و نیز ایجاد اختلاف در میان عشایر که در تاریخ عشایر ایران مهمترین راه کنترل عشایر از سوی حاکمیت مرکزی بوده و جنگهای خونین بین عشایر را سبب گردیده است ، موسیقی و رقص‌ها را در عشایر ایران خصوصاً بویر احمدی‌ها به شکلی حماسی درآورده است . همانند بختیاری‌ها موسیقی حماسی و ریتمیک همراه با ترانه‌ها یی که در وصف شجاعت و دلاوری و جنگ برای حفظ شرافت و هویت ایلیاتی سروده شده است و رقصهایی که در بسیاری از موارد حاکی از وجود قدرت بدنی نفرات و توان جنگاوری ایل است ریشه در این دوره‌های خاص جنگ و نبرد دارد .

بویر احمدی‌ها برای بخشی از ابیات شعرهای خاص ومعروفشان ، آهنگهای ویژه ای دارند ، این آهنگها را «قس» می‌نامند . از مهمترین و مشهورترین قسها می‌توان به قس برنو و قس یاریار اشاره کرد . این ترانه‌ها (مجموعه‌ی یک بیت خاص و قس آن ) محتوای حماسی ، عاشقانه یا در وصف طبیعت یا محیط و ایل دارند . از سوی دیگر موسیقی حزن انگیزی نیز به نام «تول چپ» دارند که در عزاداری توسط مهتر نواخته می‌شود . در ایل بویراحمد زنان بیشتر در رقص به هنگام شادی شرکت می‌کنند و مردان بیشتر در رقصهای حماسی و جنگاوری مثل رقص چوب شرکت می‌نمایند . از رقص‌های معروف بویر احمدی‌ها می‌توان به چوب بازی ، رقص چوبی ، رقص دوپا ، رقص سه پا ، رقص صددستمالی ، رقص یلعبه ، رقص بختیاری ، رقص نرمه نرمه و رقص ترکی شاه فرنگی اشاره کرد .

رقص در ایل قشقایی :
ایل قشقایی از ایلهای بزرگ کشور ایران است که در واقع کنفدراسیون بزرگی متشکل از طوایف مختلف است . رقص چنانکه گفته شد در ایل قشقایی نیز نشانه و نماد همبستگی ، اتحاد و دوستی است . درهنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش یکدیگرند . در بین عشایر قشقایی رقصهای گوناگونی معمول است که در تمامی‌آنها زنان و مردان در کنار یکدیگرند و تقریباً در اکثر رقصهای قشقاییان زنان و مردان هردو حضور دارند . در جشنها مردان و زنان هریک دو دستمال در دست می‌گیرند ، پیرامون یک دایره‌ی بزرگ ایستاده و با آهنگ کرنا و دهل ضمن تکان دادن دستمالها با حرکات موزون پیش می‌روند . چوب بازی که رقصی معمولاً مخصوص مردان است بدین ترتیب انجام می‌گیرد که طبال بر طبل می‌کوبد و کرنازن در ساز خود می‌دمد زنها حول یک دایره ایستاده کل Kel می‌کشند و مردان در میان به چوب بازی یا رقص « در مرو » می‌پردازند . در این بازی مردان دوبه دو با چوبهای کوتاه و یک چوب بلند با یکدیگر می‌رقصند و مبارزه می‌کنند همراه با آهنگی که به تدریج اوج می‌گیرد و ریتم آن تندتر می‌شود سعی می‌کنند تا با زدن چوب به پای حریف چوب بلند را تصاحب و حریف را از میدان بدر کنند و بدین ترتیب رقص ادامه می‌یابد تا برنده‌ی نهایی مشخص گردد . استفاده از لباسهای با رنگهای متنوع و شاد و دستمالهایی با رنگهای زیبا و رنگارنگ زیبایی رقصهای هنرمندانه ی قشقایی را دو چندان می‌کند .

همانگونه که گفته شد بدلیل جنگها و مصائب ناشی از آن و حضور کوچ نشینانی همچون ایل بختیاری و بویر احمدی و ... در مناطق استراتژیک برای دولت مرکزی ایران و راهها و جاده‌های بااهمیت کشور، موسیقی و رقص در میان این ایلات بیشتر رنگ و بوی حماسی و جنگاوری دارد . اما از دیگر موسیقی و رقصهای قابل تأمل در میان ایلات و عشایر ایران زمین ، موسیقی و رقصهای مرسوم در منطقه ی شرق ایران یا ایلات و عشایر استانهای شرقی شامل خراسان و سیستان و بلوچستان می‌باشد که بیشتر مفاهیم عرفانی را در بر می‌گیرد . رقص در این ایلات سوای رقص چوب و برخی رقصهای حماسی بیشتر همراه با چکامه یا چامه یا چهاربیتی‌های عرفانی که با سوز خاص و همراه سازهایی چون دوتار نواخته می‌شود ، نمادینه‌هایی از مفاهیم نیاز و طلب ، عشق و آرزو ، حرمان و جدایی و عبادت و پرستش عرفانی را به نمایش می‌گذارد و گاهی بسیار به سماع دراویش نزدیک می‌گردد .
از مهمترین این رقصها می‌توان به پرستش یا عبادت مرغ حق ، نوایی یا ناز لیلی ، پرواز سیمرغ و نار حق اشاره کرد که علاوه بر زیبایی اعجاب انگیز هنر رقصندگان آن ، گنجینه ای گرانبها از چکامه‌های سروده شده توسط شاعران تاریخی این سرزمینها و حفظ سینه به سینه ی آنها می‌باشد که معمولاً با سوز و گداز فراوان در سکوت ساز یا در لحظات فرود آهنگ ، خوانده می‌شود و سپس موسیقی اوج می‌گیرد و رقصنده که در اصطلاح محلی به او بازیگر می‌گویند به پرواز در می‌آید . بسیاری از بازیگران عشایر شرق ایران خصوصاً در خراسان بازی (رقص) را نوعی عبادت می‌دانند و پیش از آغاز آن وضو می‌گیرند و نماز می‌خوانند.

علاوه بر رقصهای عرفانی در میان عشایر و ایلات خراسان ، نیز رقصهای شاد و نشاط انگیزی همچون رقص چوب و رقصهای دیگری که با نوای دهل و سرنا یا دوتار همراهی می‌شود وجود دارد که بیشتر در اعیاد و جشنها و پایکوبیها از آنها استفاده می‌شود . بخشی از این رقصها به همراه شعر و آهنگ ِ زمینه‌شان بیان کننده‌ی حماسه‌هایی پُرشور از سرداران و قهرمانان تاریخی و مردمی‌ این سرزمین است .

بی شک رقص و ترانه‌های محلی عشایر بخشی از گوهر گرانبهای فرهنگ و فولکلور این سرزمین است که نشان از مردمی ‌صبور، سلحشور، سختکوش ودوستدار آب و خاک سرزمین مادریشان ایران بزرگ دارد و نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی فرهنگی غنی و غرورآفرین در این سرزمین است . کنکاش در هر بخش از هنر اصیل ایرانی به یقین به خوبی نشان از این موضوع دارد که هرگاه فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه در تاریخ باستانی آن دارد ، از زیر یوغ اسارت و تهاجم فرهنگهای دیگر خارج شده و فرصت نفس کشیدن یافته ، مفاهیمی‌سرشار از انسانیت و احترام به انسان و خصوصاً توجه به برابری و حقوق تمامی ‌اقشار جامعه ی بستر و به ویژه احترام و رعایت حقوق زنان به عنوان یکی از کلیدی ترین و مهمترین پایه‌های جامعه رخ نشان داده است . در یک کلام هر بخش از فرهنگ ایران زمین نشانگر بخش دیگری از عظمت روح انسانهای پدیدآورنده آن است . انسانهایی عاشق که همیشه واژه‌ ی انسانیت را اعتلا بخشیده اند .

منبع : fasleno.com
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #3  
قدیمی 13/02/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
نگاهی به تاریخچه رقص در ایران




بازی ها و رقص‌ها با هر نام و عنوانی که زیر پوشش آن حضور خود را در فرهنگ اقوام ایرانی تداوم بخشیده اند از منظر تاریخ موسیقی و نمایش ، دارای اهمیت فراوانی هستند .
چه بسا از آنها با حفظ برخی صورت‌ها و اشکالی که به حرکات نمایشی انبوه و ریتمیک تعلق دارند ، تحت نام پایکوبی ، رقص ، بازی ، ذکر ، تواجد و سماع ، بخش قابل توجهی از داشته‌های ما در زمینه فوق محسوب می‌شوند .
اساساً واژه رقص عنوانی است که پس از اسلام جهت این سازه به کار رفته است . در متون و منابع ادبی ایرانی و همچنین در گروه زبان‌های شفاهی مردم نواحی ایران ، واژگانی چون بازی ، وازی ، وازیک و واژیک با ابعاد و جنبه‌های عام تر از رقص ، حوزه ای نسبتاً وسیع از آیینی توسعه یافته را شامل می‌شده اند ؛ حوزه ای که علاوه بر رقص ، برخی حرکات شبه ورزشی ، رفتار و اعمال رزمی ، پانتومیم ، نمایش ، شعر و موسیقی در آن جایگاهی مشخص و شناخته شده داشته اند . در واقع بازی‌ها ، مجموعه ای کوچک ‌تر از بالنده ‌ترین و ماندگارترین عناصر یک آیین بوده اند چنانکه اگر برخی آداب ، مناسک و مراسم ، اوراد و ادعیه را بر عناصر یک بازی بیفزاییم ، شکلی آیینی متصور است . بنابراین اگر رقص را در هیأت اصلی و منشأ اولیه آن ، به عنوان جزیی از یک آیین تلقی کنیم ، می‌توان پذیرفت که در پی تکامل و بسط و توسعه ی آیین‌ها ، رقص و پایکوبی ، شامل جنبش‌های موزونی شد که "در آن اندامهای گوناگون تن آدمی ‌هماهنگ با یکدیگر به حرکت در آمده و خواست‌ها و هیجان‌های ویژه ای را بازگویی و حال‌های روحی معینی بیان می‌کردند . از این رو ، رقص و پایکوبی در میان مردمان دوره‌ های باستانی و نوین معنی و مفهوم و صورت‌های گوناگونی از قبیل ورزشی ، جنگی ، جذبه ای و مذهبی ، تقلیدی و نمایشی ، تفریحی و شهوانی به خود گرفته ، کم و بیش در میان همه مردم جهان ، دوره‌های دگرگونی و تکامل را پشت سر نهاده است" .
در آغاز رقص و حرکات موزون به شکل کنونی و منتزع از آیین ، اساساً زمینه ای برای ابراز وجود نداشته است .
بر این اساس تاریخ رقص را می توان در فلات ایران به سه دوره کلی ، یعنی دوره ی آغازین عهد باستان ، دوران تشکیل امپراطوری‌های بزرگ تا پیدایش اسلام و دوران پس از اسلام طبقه بندی نمود .

سماع
جریان اول در ارتباط با پیدایش فِرَق و به ویژه تصوف است که در طول دوران پُرفراز و نشیب خود ، با تمسک به برخی روایات ، احادیث و با استنباط فرقه ای از اسلام ، به طور سرسختانه ، از نوعی رقص به نام سماع به دفاع پرداخت . بی تردید این گونه جریانات ، لااقل از نظر صورت بندی‌های رفتاری ، پیوند غیر قابل انکاری با فرهنگ ایرانی داشته اند. سرگذشت کلیه فِرَقی که پس از اسلام ، در فلات ایران به نشو و نما پرداختند و بعدها بسیاری از آنها به گمراهان ( غلات ) شهره شدند و شیوه اجرای مناسک و آیین‌های آنان و استقبال محتاطانه ، اما باطنی برخی اقوام و طوایف ایرانی از آنان و آداب و اعمال این گونه فِرَق چنین برداشتی را مورد تأیید قرار می‌دهند . در طول تاریخ ، جانبداری گروه‌های قابل اعتنا و تأثیرگذار اجتماعی و مذهبی از این جریان ، موجب شد تا ما درباره رقص‌هایی که با محفل عارفانه ، به سماع شهره شدند ، حجم نسبتاً گسترده ای از اسناد و شواهد را در اختیار داشته باشیم . اسنادی که یکسره به چگونگی حالات و ساز و کارهای این هنر دلالت دارند . بخش قابل ملاحظه ای از ادبیات ایران ، به ویژه ادبیات مربوط به قرن هفتم ، هشتم و نهم هجری ، علاوه بر گرایش و ابراز علاقه به این جریان ، سماع درویشان را به عنوان درجه ای متعالی از عبادات مطرح نموده و آن را جلوه ای بی چون و چرا از مظاهر حق دانسته اند .

رقص‌های آیینی
جریان دوم شکلی از رقص است که به طور آشکاری از جوهره‌ی آیینی برخوردار است ؛ رقصی که قرن‌هاست در سراسر آسیای میانه ، بخشی از افغاستان و قسمت‌هایی از غرب شبه قاره هند رواج داشته و همچنین گروهها و اقوام پرشماری از ساکنان سواحل جنوب و جنوب شرقی ایران مبادرت می‌ورزیده اند . قدیمی‌ترین سند موجود مربوط به این گونه رقص‌ها با ذکر جزییات قابل توجه در تاریخ جهانگشای جوینی و در ذکر خروج فارابی آمده است که به شکلی نسبتاً روشن از عمومیت آیینی ، توأم با حرکات موزون در شرق فلات ایران سخن به میان آورده است . تعدادی از پژوهشگران ریشه این رقص‌ها را که از قدیم الایام به پری داری اشتهار داشته ، از اعتقادات و باورهای شمن‌ها دانسته و آن را منتسب به شمنیزم می‌دانند . اگر چه این برداشت ، به نوبه خود از جایگاه محققانه ای برخوردار است اما در تعریفی جامع‌ تر ، ریشه این گونه حرکات موزون را که اصالتاً در ارتباط با تسخیر ارواح و درمان بیماران روحی بوده ، باید در رده‌ی باورهای جادو دینی قرار داد . دلایل ما بر این مدعا ، وجود گستره‌ی جریاناتی مشابه ، در میان اقوام مختلفی از جمله اغوز ، مغول ، تنگوز ، سرخپوستان آمریکای شمالی و برخی اقوام آفریقایی است .

رقص‌های آیینی در مناطق
مجموعه تظاهرات و حرکاتی که در گذشته با عنوان رقص ، در محافل و مجالس درباریان ، اشراف ، اعیان شهری و نیمه شهری و فرهنگ وابسته به آن شکل یافته بود به فراخور این فرهنگ هر روز تا روزی دیگر ، از خصیصه‌ها و جوهره‌ی هنری خود دور می‌گشت ، اما در اقصی نقاط کشور اقوام و طوایف مختلف همچنان به اجرای رقص‌هایی می‌پرداختند که از یک سو ، ریشه در تاریخ زندگی اجتماعی آنها داشته و از دیگر سو سرشار از روح زندگی ، حرکت ، تپش و پویایی بود . این رقص‌ها همانند همه پدیده‌ها و خلاقیت‌های هنر فولکلور برآمده از ریشه ای ترین مفاهیم حیات بوده اند و درنتیجه در انطباق کامل با ساختار معیشتی ، فکری ، اخلاقی ، زیباشناسی و ذوق قومی ‌قرار داشته اند ؛ بنابراین مهم ترین خصیصه این گروه از رقص‌ها ، خاستگاه اجتماعی آنهاست .

پر خوانی
پر خوانی آیینی مربوط به شرق فلات ایران است . آیینی که در حال حاضر دست یابی به نمونه‌ی زنده‌ی آن تقریباً غیر ممکن گردیده است . در وهله اول چیزی که در این آیین جلب نظر می‌کند عدم وجود هر نوع ساز کوبه ای است . حتی حضور ساز و آواز در ابتدای مراسم ، به هیچ وجه ارتباطی با رقص و حرکات موزون آن ندارد . بنابراین عامل دیگری می‌باید وظیفه ایجاد وزن و هماهنگی در ریتم رقص را به عهده داشته باشد . این وظیفه به گونه ای نامرئی ، از طریق اصوات ته حلقی و غیر مفهومی ، اجرا شده به عنوان آکسان ، هماهنگی و جهش مستمر مجریان و حرکات موزون دست‌ها و پاها را به عهده دارد و با این که شعر و آواز ، به طور متناسب از سوی پرخوان و رقصندگان شنیده می‌شود اما باز همین اصوات نامفهوم ، عامل اصلی در انسجام و گردش حرکات موزون هستند . حرکات موزون در دو حالت نشسته و ایستاده اجرا می‌شوند .


مولودی خوانی
در گروهی از مولودی‌ها که توسط ساکنان بنادر و جزایر جنوب و تنها به مناسبت میلاد پیامبر اسلام به اجرا در می‌آید ، ریتم اشعار و آوازها ، به همراه سمه که آشکارا نام آن برگرفته از سماع فِرَق است در واقع دایره نقشی کلیدی در هماهنگی و توازن رقصندگان دارد . بازتاب درونی و جسمانی در رقصندگان پرخوان و ترکمن و مولودی خوانان جنوب نیز دوگانه است .


رقص در نواحی

عناوین رقص نواحی را از شمال البرز آغاز می‌کنیم :

گیلان : رقص مردانه گیلان در پی پیروزی کشتی گیران و نواختن رقاصی مقام یا رقصی مقام ، توسط سرنا و نقاره از سوی مردان به اجرا در می‌آید . رقصنده دست‌ها را بر کمر می‌گذارد و تنها با پیش و پس کردن پاها ، به اجرای رقصی می‌پردازد که "پابازی" نام دارد . رقص رایج زنان این منطقه قاسم آبادی است . رقصنده دو لیوان یا استکان را با هر دست خود برداشته که در اصطلاح به آن دس سنج گفته می‌شود . در واقع تنظیم ریتم رقصنده ، توسط ضربات استکان‌ها یا اشیا فلزی دیگری صورت می‌گیرد . دیگر رقص زنانه این منطقه ، رقص چراغ است که مجری با قرار دادن پایه چراغ گردسوز روشن بر دندان‌های خود و ایجاد حالتی خاص ، به رقص می‌پردازد . رقص در گیلان انفرادی است .

مازندران : سما ، لاک سری سما یا چکه سما ، تقریباً رایج ترین و در حال حاضر یگانه رقص همه مناطق طبری زبان است . این رقص ، عموماً به صورت فردی و گاه به صورت جمعی به اجرا در می‌آید . اگر چه سما رقصی زنانه است ولی گاه مردان نیز در اجرای رقص شرکت می‌کنند . لاک سری سما رقصی تند و پرشتاب است که با لرزش مواج و عمودی اعضای بدن همراه است . این رقص ، عاری از فیگورهای متنوع است و در اجرای دسته جمعی آن ، افراد رقصنده به طور مستقل و بدون ارتباط با یکدیگر عمل می‌نمایند . چکه سما اگر چه رقصی متعلق به شمال البرز است ، اما در اکثر آبادی‌های کوهستانی و کوهپایه ای جنوب البرز نیز مورد استفاده است .

کردستان ، کرمانشاه و لرستان : رقص در کردستان ، هریره نامیده می‌شود ، نامی‌ که در شمال خراسان با تحریف ، به نوع خاصی از رقص گفته می‌شود . کردستان نیز از مناطق کم نظیر تنوع رقص در ایران محسوب می‌شود . رقص‌های گروهی مردانه ، زنانه و انفرادی از گونه‌های مختلف رقص در این منطقه هستند . در کرمانشاه نیز رقص‌های سه چار ، گردیان( گریان ) ، چپی ، فتاپاشایی و خان امیری ، تنها چند نمونه از مجموعه رقص این منطقه به شمار می‌آید . در لرستان نیز تنوع رقص قابل توجه است ؛ علاوه بر شمشیربازی و ترکه بازی ، نوعی چپی ، همانند چپی کرمانشاهی نیز متداول است .

بلوچستان : در بلوچستان رقص‌هایی چون دولت ، چاپ زابلی ، رقص زابلی ، گران چاپ ، سه چاپ ، کلمپور، چوچاپ ، شمشیر بازی و دوچوبه رواج دارد . مرکزیت این گروه از رقص‌ها در دلگان است . در منطقه میرجاوه نیز رقص‌هایی چون چاپ سرحدی ، یک لت ، دو لت و سه لت رایج است که همانند چوب بازی خراسانی است .

سواحل جنوبی : تا چند دهه پیش ، در بنادر و سواحل جنوبی کشور ، رقص‌های متفاوتی رایج بوده است . معمول شدن انواع رقص‌های عجیب و غریب و مفصل عربی و آفریقایی مانند رقص‌های رزیف ، کووایی ، شابوری لافت و ذاکری از نمونه این گونه رقص‌ها هستند .

آذربایجان : در آذربایجان گروه رقصندگان با انطباق تحرک و مهارتی مثال زدنی حرکاتی را به نمایش می‌گذارند که این درجه تعالی و ترتیب را به سختی می‌توان در رقص‌های دیگر اقوام فلات جستجو کرد . رقصندگان به گروه‌های متعدد و چند نفره تقسیم شده سپس هر یک به نوبت گوشه یا بخش خاصی از رقص خود را به اجرا در می‌آورند . ورزیدگی ، چستی و چابکی ، از ملزومات کار رقصندگان است .
"یاللی" بازگو کننده موضوعات تاریخی ، مورد تجاوز قرار گرفتن ، احساس خطر، بازگشت به خود و ایجاد وحدت برای دفاع است .
"قایتاغی" در بردارنده مفاهیمی‌ چون رفع اختلافات درونی ، گرفتن دستور مقاومت و بیعت از سردسته ، بسیج عمومی‌برای راندن دشمن ، سوار بر اسب به سوی میدان جنگ است .
"لزگی" با مضامینی چون جنگ ، مبارزه با دشمنان در دو جبهه ، رشادت و از جان گذشتگی ، کسب پیروزی ، شور و شوق پیروزی ، وحدت و همبستگی ابدی همراه است .

خراسان : رقص چوب یا به گفته بومیان خراسان چوب بازی از رقص‌های جمعی و پرتحرک است و حالات و پزهای آن ، بر جنبه‌های رزمی ‌و حماسی آن حکایت دارد . این بازی از آغاز تا پایان با سرنا و دهل همراهی می‌شود .

عشایر: در میان ایل قشقایی مشهورترین رقص "هلی" نام دارد که در سه قسمت و با سه ریتم متفاوت به اجرا در می‌آید . آخرین قسمت این رقص که دارای شتاب و سرعتی فوق العاده است به لکی و کلواری مشهور است .
بختیاری‌ها علاوه بر رقص چپی از دو نوع رقص حماسی سود می‌برند که یکی از آنها با شمشیر و دیگری با ترکه است .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #4  
قدیمی 05/04/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص فولکلور، تـلـفيق مـوسيقي و ريـتم





از بزرگان چنين آموخته ايم كه همواره به جاي ادعا ، عمل را سرلوحه و سرمشق تمامي برنامه هاي خويش قرار دهيم ، در طول اعصار ، تاريخ معلم بزرگ بشريت نيز ساخته و پرداخته عمل است . از اين جهت تاريخ همچون آئينه بسيار شفافيست كه صحت و كذب اعمال نياكان و پيشينيان ما را به راحتي به نسل جديد بشريت نمايان مي سازد . با نگاه به چنان آئينه اي است كه در مي يابيم نياكان ما درمقابله با انواع مشكلات در طول هزاران هزار سال چگونه زيستند و جوامع خود را چگونه ساختند .
خداوند به هنگام خلقت بشر ، در وجود وي قدرتي به وديعه نهاد كه از همان دوران نخستين هميشه نگرشي كنجكاوانه و اعمالي متفاوت از ديگر مخلوقات ازخود بروز مي داد . درنتيجه همين اعمال كنجكاوانه بود كه بشر توانست براي هرچه بهتر كردن زندگي خود آتش را كشف كند و برخي ابزار آلات دفاعي و وسايل زندگي براي خود بسازد . بشر بدين وسيله مي توانست از خود در برابر حوادث طبيعي و حملات رقيبان و حيوانات وحشي دفاع كند . توانايي عقلي « احسن الخالقين » بشر را ياري داد تا خود را با وضعيتهاي متفاوت جغرافيايي كه در اقصي نقاط كره خاكي حاكم بود سازگار نمايد . همين سازگاريهاست كه نسبت تنوع نژادي و فرهنگي و زباني ما بين اشرف مخلوقات خداوند يعني نوع بشر باشد .
مناطقي كه انسان براي زندگي بر مي گزيد به واسطه شرايط جغرافيايي خاص خود طريقه زندگي خاصي را نيز طلب مي كرد . در طول ميليونها سال انسان از لحاظ فرهنگي و حتي فيزيكي كاملاً با شرايط اقليمي و جغرافيايي سرزمين مورد نظر سازگار گرديد . از نظر جسمي و فيزيكي رنگ پوست ـ كوتاه و بلند ي قد ـ بزرگ و كوچك بودن لبها و چشمها و رنگ موي سر و غيره و از نظر فرهنگي طرز پوشش و لباس ، نحوه معماري و ساختمان سازي ، زبان و گويش و بسياري مسائل ديگر ازجمله تفاوتهايي هست كه ما بين جوامع مختلف بشري در طول تاريخ دراز مدت وي بوجود آمد .
با توجه به اين مسئله است كه فرهنگ يك جامعه با چگونگي تكامل و سازگاري آن جامعه يا شرايط اقليمي و سرزمين رابطه تنگاتنگ دارد .
براي درك هرچه بهتر مطلب مي توانيم فرض بگيريم كه در شرايط اقليمي ايده آل و غني اجداد بشر به زندگي راحت و بي درد سر مشغول بودند و عده اي ديگر كه دقيقاً در شرايطي متفاوت و سخت مي زيستند زندگي سختي داشتند و مجبور به كار و تلاش بسيار زيادي بودند . اينها همه تفاوتهاي فرهنگي و زباني را به وجود آورده است .
البته اين تفاوتهاي سرزميني فقط در نحوه ی زندگي خلاصه نمي شود . بلكه غناي يك سرزمين موجبات تهاجم و دست درازي ديگران به آن را فراهم آورده است و طول تاريخ بشريت سرشار از جنگها و مبارزات فراواني است كه بر سر تصاحب سرزمينهاي ثروتمند و غني ما بين جوامع مختلف بشري به وجود آمده است . به تدريج با اكتشافات بي شمار علمي و فني كه نصيب بشر شده است ، طمع ورزي به سرزمين هاي ديگران نيز هر چه پيچيده تر و كارشناسانه تر شده است .


تـا ريخـچه

زماني كه نخستين كانونهاي تمدن بشري پا به عرصه وجود نهاد از پيدايش اين حركات نيز تاريخي به قدمت همين تمدنها مي توان ياد كرد . انسان با در اختيارگرفتن آتش و الهام ازحركات شعله هاي سحرآميزكاستي ها و فورانهاي ناگهاني آن نوعي ميل به حركت را نيز ازعمق وجودش احساس ميكرد . هنوز هم در دو تيره بسيار قديمي از نوع بشر ( سرخ پوستان و سياه پوستان ) حركت به دور شعله هاي آتش انجام مي پذيرد . تكامل اين حركات با توجه به شرايط اقليمي هر منطقه تنوع خاصي به اين رشته داده است .
آذربايجان كه از نظرجغرافيايي در بخشي بسيار سخت و كوهستاني از قرارگرفته مردمي پرورش داده كه از لحاظ روحيات سازگار با شرايط سخت زندگي بوده اند به مانند كوههايشان هميشه مغرور و آماده براي نبردهاي سخت كه در طول تاريخ هيچگاه سر تعظيم برظلمي فرود نياورده و هميشه در صفوف اول نبرد براي حفظ ايران داشته اند .


معـني و مفـهوم

انسانهاي نخستين هر زمان به نيروهاي ماورايي اعتقاد داشتند و خداياني براي پرستش بر مي گزيد ستارگان ، ماه و خورشيد ، آسمان، زمين، دريا ، آتش ، خدايان دست ساز ( بتها ) ازجمله اينها ، قبل ظهور اديان و اثبات خداوند لايزال مورد پرستش بودند منظور و هدف اصلي از انجام اين حركات نشان دادن نحوه زندگي پيشنيان هر قوم و مردميست كه هزاران سال پيش زندگي مي كردند ، آئين هاي عبادي قبل از شروع شكار و جنگ ، امور معشيتي شكار به صورت جمعي ، آئين ها مربوط به مسائل عاطفي انسان ، آمادگي و مشقهاي نظامي و نبردهاي سخت ( دفاعي و هجومي) و در نهايت شادي از موفقيت هاي به دست آمده كه پيروزي درجنگ ، شكار ، تشكيل خانواده و غيره را شامل مي شد .

چنانچه مي بينيد هيچ نوعي ازحركات بي معني انجام نمي گيرد . براي درك بهتر مطالب با ذكر مثال مطالب را پي مي گيريم ؛ امور معشيتي ازجمله موارد بسيار مهم بوده و هست . انسان كه از نظر توانايي عقلي برتري محسوسي نسبت به ديگر موجودات داشت دريافت كه گردش حيات و گذران زندگي به خودي خود نيست و نيروي بس بزرگ اختيار جهان را در دست دارد با توجه به حس كنجكاوي دروني هر زمان در پي اين قدرت ماورايي بوده و احتياجات خويش را از او طلب مي كرد ، حركات عبادي قبل از شروع شكار ازجمله اين موارد است كه باعث اتحاد مي شد و بعد از اتمام عبادت و بقيه مسائل به امر شكار مي پرداختند و غالباً نيز موفق بودند قبل از ظهور اديان انسانها آتش و ستارگان را مقدس مي داشتند و به آنها قدرتي ماورائي قائل بودند پس در خواستهاي خود را از آتش و يا ستارگان طلب مي كردند . تشكـيل خـا نـواد ه قبل از آني كه تكلم به وجود بيايد و انسان بتواند علاقه خود را با استفاده ازكلمات بيان كند اين كار به واسطه حركات موزون زيبا انجام مي پذيرفت كه هم اكنون نيز در بين حيوانات اين اعمال براي جفت يابي انجام مي شود كه سبب پيدايش نسلها و قومها گرديده است .


ا بعاد و شرا يـط مـورد لـزوم مـحل و تمـرين و تلـفيق بـا ورزش

از توضيحات و نيز تجارب عملي نتيجه اين مي شود كه انجام دادن بسياري از اين حركات آمادگي جسماني بسيار بسيار بالايي را طلب مي كند براي رسيدن به اين آمادگي بايد تركيبي از تمرينات ورزشهاي هنري رزمي و ژيمناستيك انجام شود . براي كسب آمادگي تمامي امكانات علمي و عملي را كه ديگر رشته هاي ورزش دارند را نياز دارد . گاهاً مي شود فرمها و تنظيمات را با عده كمي 10 تا 15 نفر انجام داد اما براي نشان دادن تنظيمات جنگ و نبرد نياز به ابزار آلات جنگي قديم ( شمشير و سپر ) و افراد ، آماده و چابك براي انجام عكس العملهاي بسيار سريع و محكم در جهت بهتر ايفا كردن حسي رشادتهاي قهرمانان ملي كه مي توان بسته به موقعيت و امكانات از 20 تا 1000 نفر يعني به صورت استاديومي انجام داد .
درجهت آمادگي افراد با عنايت به تحصيلات و تجربيات نگارنده كه درعلوم ورزشي و تربيت بدني انجام گرفته سعي در انجام دادن آخرين اصول هاي ورزشي و انواع بدنسازيهاي اصولي از جمله ايستگاهي و غيره در صدد رساندن افراد اين رشته به حد نهايت آمادگي جسماني را مي باشد .


تـلـفيق با مـوسيقي و ريـتم

نقطه عطف اين رشته تلفيق با حس و مفهوم موسقيست و ريتمي كه در هر زمان در بطن حركت در جريان است . چنانچه مي دانيد در موسيقي مقامي هر دستگاه معني و مفهوم خاص خود را دارد به عنوان مثال مرثيه سرايي حزن و اندوه در مقام سه گاه ، عرفان و عبادت در دشتي و حماسه در چهارگاه شادي و بزم و خوشحالي در ماهور معني مي شود با عنايت به اين موضوعات و رابطه حركات با دل و روح بيننده تلفيقش با ريتم و موسيقي درجهت هرچه بهتر نفوذ كردن در دل و روح بيننده امري اجتناب ناپذير است تا از تركيب تمام اينها معني و مفهومي خاصي مورد نظر بر بيننده القا گردد .
درگذشته نيز براي شروع نبرد ، طبلهاي حماسي كوبيده و شيپورها نداي جنگ سر مي دادند و شادي با عيش و نوش و آواز و دهل انجام مي شد حركات آئيني عبادي به دور آتش نيز تم مخصوص خود را داشت .
اشتباهي كه بسياري عموم مي كنند اين است كه هر حركتي با موسيقي انجام مي شود نام رقص را بر آن مي نهند و اين دليل بر نداشتن اطلاعات و شناخت كافي از موسيقي مي باشد .
چگونه مي شود دو نفر در صحنه شمشير به دست با ملودي حماسي در دستگاه چهارگاه با ريتم بسيار تند در حال مبارزه نمادين هستند گفت در حال رقص مي باشند ؟ سواليست كه نگارنده از هركس پرسيده ام به جوابي صحيح و قانع كننده نرسيده ام .


رقص ، حـركـا ت مـوزون و يا چـيز د يـگر ؟

رقص كلمه ايست عربي و مصدر با رق ص يعني پويه دويدن ، جنبيدن و برجستن ( فرهنگ دهخدا ) شايد در بررسي اوليه درست معني گردد اما از نگاهي به اين موضوع كه ريشه اين كلمه عربي بوده و در اعراب جاهل قبل اسلام رقص با چه مفهومي انجام مي پذيرفت ، حال نيز در برخي ممالك عربي انجام مي گيرد.
اين درحاليست كه همچنين حركاتي براي بانوان ما معاني و مفاهيم بسيار زيبا و خاصي را داشته و دارد به عنوان مثال حركات شاليزار بانوان شمالي مراسم انگور چيني زنان آذربايجاني ، گوسفند چراني كه دراكثر مناطق به وسيله دختران انجام مي گردد يا مراسم چايي يا نعلبكي دختران آذربايجاني همچنين آوردن آب به وسيله كوزه از چشمه ها توسط دختران آذربايجاني كه در مجالس به صورت نمادين نشان داده مي شود و چقدر با متانت و سنگيني خاص صورت مي پذيرد كه نشان دهند زندگي زن ايراني و پاياپايي با مرد در جهت زندگي بهتر است .


*محقق : خليل غلامي حامد / آتيلا*
http://www.azshenlik.com/
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #5  
قدیمی 08/04/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص ، بیان احساسات بدون کلام





روزگاري كه هنوز تكنولوژي و صنعت ريتمها و صداهاي عجيب و غريب نزائيده بودند و هنوز مانده بود سر سوزن ذوقي و خردك شرري در دلهاي آرزومند نوازندگان كمانچه ، سرنا ، نقاره ، دياره ! دنبك كه محرم خانه ها بودند و گرداننده مجالشان . روزگاراني كه در جشن هاي عروسي مردمانشان ريزه ريحان بر سر سنگ مي كاشتند و با دلي تنگ به انتظار يارشان مي نشستند . لباسهاي محلي و چارقهاي دست دوخت آخرين مدل روز بودند . دوره اي كه وقتي فنجانها به ريتم شش و هشت به صدا در مي آمدند كسي نبود كه گوره اي نزند ، آهي نكشد و دلي نبود كه بدرد نيايد . هنگامي كه با رقص و پايكوبي در مجلس عروس بران و بردن شادي به خانه عروس و داماد ، سرنا اشك شوق و غربت را از چشمها روانه مي ساخت . آنروزها چقدر دلها صاف و بي ريا بود . بعد از اتمام مجلس عروسي شب هنگام تازه وقت شب نشيني و ساز و آواز غربتي و عزيز نگاري بود و آنقدر معنويت و صفا بود كه هنوز چشمها و دلها و گوشها انتظار آن روزها را مي كشند .

رقص روشی است که از طريق آن می توان به فرمی از ارتباط بدون کلام دست يافت ، اما پاسخ گفتن به اين پرسش که رقص چيست؟ بستگی به شرايط اجتماعی و فرهنگی و معيارهای زيبايی شناسی ، هنرورزی و اخلاقيات هر جامعه ای دارد و طيف گسترده ای از حرکات ، مانند حرکاتی کاربردی که مثلاً در رقص فولکلور ديده می شود ، تا انواع رقص های تکنيکی وهنرمندانه مثل رقص باله را دربرمی گيرد .
رقص ممکن است آيينی ، سنتی ، و يا اروتيک باشد . حرکات رقص ممکن است فاقد ويژگی مفهومی خاصی باشد و يا اينکه از يک سيستم سمبوليک و آيينی و دارای الفبای حرکتی پيروی کند مانند آنچه که در بيشتر رقص های آسيايی ديده می شود .
به هر روی ، رقص تجسم و بيان تفکر و احساسات از طريق زبان بدن است .


رقص زنگوله :
رقص پر طرفدار زنگوله همان رقص قاسم آبادی است با لباس محلی و برخورداری از موسیقی سنتی ، ریتمیک و شادی آور . رقصنده به انگشتان شست و سبابه ی هر دو دستش سنج کوچک مسی به قطر چهار تا پنج سانتیمتر می بست و همراه با ریتم موسیقی و کوفتن سنج ها به یکدیگر کیفیت وجذابیت این رقص را افزایش میداد .


رقص شاطری:
این نوع رقص تجسم فضای کاری در نانوایی سنگکی از آغاز تا پایان یک دوره پخت نان است . رقصنده مراحل زیر را در کمال هنرمندی تجسم می بخشید : بستن یک قطعه پیش بند( لنُگ) به روی شکم ، ریختن آرد و آب داخل ظرف بزرگ( تشتک) ، خمیر کردن آرد با دست ، برداشتن تکه های بزرگ خمیر برای پرت کردن از تشتک به تغار( کار خمیر گیر یا خلیفه) ، خیس کردن کف هردو دست با آب داخل تغار کوچک( دست آب) و نم زدن روی پارو، برداشتن چانهً خمیراز تغار، پهن کردن خمیر روی پارو( تخته پارو) ، کنجد وناخن زدن روی خمیر، داخل کردن پارو از طوق تنور و پهن کردن آن روی ریگها( کار شاطر) ، صابون زدن روی سنگ کوب برای صاف کردن سطح ریگها ، حرکت دادن سیخ بزرگ و کوچک برای کشیدن نان از انتها به نزدیک طوق تنور، بازی با سیخ دو شاخهً کوچک( سیخچه) برای جابجا کردن و بیرون کشیدن نان پخته شده ، حرکت دادن کج بیل( شکاف سنگ) برای زیر و رو و جابجا کردن ریگها ، ارائه نان به مشتری ها ، شوخی ، مزاح و پول گرفتن از مشتری های گوناگون( کار نون درآر) . این حرکات زیبا همراه با نغمه ساز نوازندگان چنان استادانه انجام می شد که بیننده احساس می کرد واقعأ در دکان نانوایی است و شاهد حرکات کارگران آن جاست .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #6  
قدیمی 17/04/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص سماع




عکاس يا خبرنگار که باشي ، اينجا ديگر کاري از دستت بر نمي آيد . آزاد آزادي ولي دلت نه به کار مي رود و نه به چيزي غير از لذت بردن ، آرام مي گيرد . لذت نظاره چرخ زدن بي وقفه اين همه سفيد پوش که با دامنهاي چين دارشان صورت و لنزهايت را نوازش مي دهد . لذت چشم دوختن به اين چهره هاي آرام و چشم هاي بسته و دست هاي گشوده شده به آسمان . انسان هايي رها که سال هاست سنت مولانا را با همه مشقات حفظ کرده اند و همه ساله مقابل چشم صدها مشتاق چرخ مي زنند و چرخ مي زنند و .....




همه ساله از چند روز پيش از اين روز که ترک ها آن را" شب عرس" مي نامند ، مراسم سماع در اشکال مختلف به خصوص به شکل عظيم براي توريست ها برگزار مي شود . سال هاست که بر سر نمايشي يا واقعي بودن اين مراسم دعواست . از زماني که آتاترک اين مراسم را ممنوع اعلام کرد جانشينان مولانا و دراويش به شکل مخفيانه مجالس سماع را برگزار مي کردند و وقتي اجراي آن آزاد اعلام شد شرط اجراي کاملاً نمايشي و دوري از هر امکان عرفاني و روحي در محلي دورتر از آرامگاه مولانا ، گذاشته شد . مسلماً اين کار امکان پذير نبود و همه " سماع زن " ها در حالت چرخش و پيچ و تاب خوردن در دنياي ديگري هم غوطه ور مي شدند . امروزه اجراي مراسم با آزادي بيشترانجام مي شود و خبرنگاران امکان نشستن در نزديک ترين بخش به سماع را دارند تا بدون استفاده از فلاش و ايجاد مزاحمت براي سماع زن ها ، به کار خود برسند .





مشکل اما چيز ديگري است . مشکلي که براي همه عکاسان بزرگي که از اين مراسم عکس گرفته اند ، وجود داشته . عکاسان نشنال جيوگرافي هم اعتراف مي کنند که بايد چندين بار مراسم را ببينند تا بتوانند اول به خود مسلط شوند و بعد نگاهي به دوربين هاي خود بيندازند .
"شب عرس OROS" شب فوت مولانا ست . شبي که مولانا قفس تن را در هم شکست و به شوق ديدار دوست پَر زد . ترک ها مراسم سماع را در اين شب با نهايت دقت و تشريفات خاص اجرا مي کنند . سازمان توريستي و همه مراکز ذيربط دست از هيچ تلاشي براي بزرگداشت چنين روز و شبي برنمي دارند . اگر به يکي از آنها حتي بدون کارت خبرنگاري بگويي که کارت چيست ، بهترين جايگاه و شرايط را براي عکاسي و مصاحبه در اختيارت مي گذارند . اينجا هيچ نيازي به معرفي نامه ، کاغذ ، تلفن و تأکيد نيست .
آنها فقط مي خواهند بهترين پذيرايي را از مهمانان داشته باشند و بهترين اخبار از مراسمشان تهيه شود . با اين همه باز هم بايد گفت که در لحظات اول و دقايق شروع مراسم بايد يا دل به نداي درونت دهي و بنشيني و فقط همراه موسيقي و ني وتنبور و چرخش سماع شوي و يا درها را ببندي و فقط به عنوان يک شغل به اين مراسم بنگري که مسلماً چيز در خوري هم به دست نخواهي آورد .




مولانا براي اکثر ترک ها هموطن ترکي است که با کلام و رفتارش جادو مي کرده . مولانا را دوست دارند و به مزارش نهايت احترام را مي گذارند . از برکت وجود آرامگاه مولانا دستفروشان و مغازه داران و کاسبان اين شهر با تنديس ها و بدليجات مربوط به سماع زندگي مي گذرانند . با اين همه آنقدر به مولانا و مثنوي ارادت دارند که به محض شنيدن نام ايران دوستت مي شوند و همراه . دوربين براي آنها به اندازه سماع زن ها عادي است . از ژست و قيافه گرفتن خبري نيست . اکثر آنها مسلک درويشي را مي پسندند و با ايمان به گفته هاي حضرت مولانا زندگي مي کنند .
برايشان عادي است که در مراسم از عکاسي و انجام وظيفه باز بماني . براي بار دوم و سوم هم دعوتت مي کنند . باز هم آماده مي شوي . با سه پايه و لوازم جانبي و باز هم با شنيدن اولين دعاي شروع مراسم و اولين تعظيم به نام شمس و مولانا ، دست هايت ياري ات نمي دهند . پشت صحنه را مي بيني . آماده شدن سماع زن ها و صحبت هاي شيخ پوست نشين و تمرين ني زن ها را مي بيني . لباس پوشيده اند و به تو و دوربين گيج ات ، خيره نگاه مي کنند . نيستند...... از جنس سلولز و نور فلاش و مصاحبه نيستند . نگاهشان را مي گيرند و آرام وارد سالن ورزشي مي شوند و دقايقي بعد ... همه چيز آغاز شده ... اينجا تو مانده اي و کوله باري از ايده هاي خام پيش از سفر . کاش مي شد عکاسي کرد ... با کمترين امکانات ... با بيشترين حضور قلب ...
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #7  
قدیمی 24/04/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص کردی





رقص‌ كردی‌ را یك‌ رقص‌ رزمی‌ می‌دانند كه‌ دارای‌ صلابت‌ و متانتی‌ خاص‌ بوده‌ و یاد آور یكپارچگی‌ این‌ مردمان‌ غیور در تمامی‌ ادوار می‌باشد .

امروزه‌ مجموع‌ این‌ رقصها را چوبی‌ می‌گویند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ دسته‌ جمعی‌ اجرا می‌شوند .

رقص‌ محلی‌ با موسیقی‌ كردی‌ پیوند داشته‌ و زنان‌ و مردان‌ عشایر در شادیها‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ هم را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازندکه در اصطلاح‌ محلی این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو (یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند (در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند)

در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد . این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید .
در این‌ هنگام‌ دیگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ ردیف‌ در كنار سر چوپی‌ كش‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار می‌گیرند كه‌ هر یكی‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحاً این‌ حالت‌ ، گاوانی‌ نامیده‌ می‌شود .
در رقصهای‌ كردی‌ تمامی‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ایجاد هماهنگی‌ خاصی‌ وحدت‌ و یكپارچگی‌ یك‌ قوم‌ ریشه‌ دار را به‌ تصویر می‌كشند .

برخی‌ رقصهای‌ كردی‌ دارای‌ ملودیهای‌ خاصی‌ بوده‌ و توسط‌ گروهی‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا می‌شوند و در برخی‌ از رقصها یكی‌ از رقصندگان‌ از دیگران‌ جدا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهایی‌ به‌ هنرنمایی‌ می‌پردازند و در این‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو دستمال‌ رنگی‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازی‌ می‌كند كه‌ اصطلاحاً به‌ این‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ می‌گویند و بیشتر در كرمانشاه‌ مرسوم‌ است‌ .



تقسیم‌بندی‌ رقصهای‌ كردی






رقصهای‌ محلی‌ كردی‌ را به‌ دو دسته‌ می‌توان‌ تقسیم‌ نمود :
۱- رقصهای‌ مذهبی‌
۲- رقصهادی‌ محلی‌ كردی‌ (عشیره‌ای‌)

الف‌ - رقصهای‌ مذهبی‌ :

منظور از این‌ رقصها ، حركات‌ پر شور دراوایش‌ می‌باشد كه‌ به‌ سماع‌ معروف‌ بوده‌ و در تكایا اجرا می‌شود در این‌ نوع‌ رقص‌ دراویش‌ در عالم‌ بیخودی‌ حركات‌ سر و گردن‌ خود را موسیقی‌ ریتمیک‌ هماهنگ‌ كرده‌ اصطلاحاً در وجد به‌ سماع‌ می‌پردازند .

ب‌ - رقصهای‌ محلی‌ كردی‌ عشیره‌ای‌ :


رقصهای‌ محلی‌ كردی‌ را می‌توان‌ از ریشه‌ دارترین‌ و كهن‌ترین‌ رقصها دانست‌ . هل‌ پرین‌ (حمله‌ كردن‌) یا رقص‌ كردی‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازی‌ و تقویت‌ نیروی‌ جسمانی‌ و روحی‌ مردم‌ مناطق‌ كردنشین‌ انجام‌ می‌شد چرا كه‌ مردمان‌ این‌ مناطق‌ در گذشته‌های‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهای‌ قبیله‌ای‌ بودند و همین‌ امر حفظ‌ و آمادگی‌ همیشگی‌ را طلب‌ می‌كرد لذا مردمان‌ این‌ مناطق‌ در وقفه‌های‌ بین‌ جنگها و به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ یكدیگر آمادگی‌ رزمی‌ و شور و همبستگی‌ پولادین‌ خویش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ می‌كشیدند .




نمایشها و رقصهای‌ كردی‌ را می‌توان‌ به‌ چند قسمت‌ اصلی‌ ذیل‌ تقسیم‌ كرد :

۱- گه‌ ریان :

گه ‌ریان‌ در زبان‌ كردی‌ به‌ معنی‌ گشت‌ و گذار و راه‌ رفتن‌ بوده‌ و حركات‌ مختص‌ این‌ رقص‌ نیز معنای‌ گشت‌ و گذار را در ذهن‌ تداعی‌ می‌كنند .
گه‌ ریان‌ دارای‌ دو مقام‌ بوده‌ كه‌ یكی‌ متعلق‌ به‌ مناطق‌ روستایی‌ و دیگری‌ مناطق‌ شهری‌ می‌باشد .
این‌ رقص‌ نرم‌ و آهسته‌ و با لطافتی‌ خاص‌ شروع‌ شده‌ و به‌ تدریج‌ تندتر می‌شود . ملودی‌ مربوط‌ به‌ این‌ رقص‌ با تنوع‌ در ریتم‌ و نوساناتی‌ در اجرا تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد .
در این‌ رقص‌ در واقع‌ تأثیر گشت‌ و گذار در زندگی‌ كردها به‌ نمایش‌ گذاشته‌ می‌شود و تنوع‌ ریتم‌ در این‌ رقص‌ گویای‌ تجربیاتی‌ است‌ كه‌ در گشت‌ و گذار به‌ دست‌ می‌آیند و می‌توان‌ گفت‌ این‌ رقص‌ زیبا تبلیغی‌ است‌ برای‌ خوب‌ نگریستن‌ در اشیاء و طبیعت‌ .
این‌ رقص‌ زندگی‌ با فراز و نشیب‌ و زیر و بم‌ هایش‌ را به‌ تصویر كشیده‌ و بر ضرورت‌ بینایی‌ و كسب‌ تجربه‌ برای‌ رویارویی‌ با رودخانه‌ پر تلاطم‌ زندگی‌ تأكید می‌شود. این‌ رقص‌ ، رقصندگان‌ را برای‌ رقصهای‌ پر تحرك‌ تر بعدی‌ آماده‌ می‌كند .
تقریباً در كل‌ مناطق‌ كردنشین‌ ملودی‌ این‌ رقص‌ به‌ شكلی‌ یكسان‌ نواخته‌ می‌شود و در این‌ رقص‌ نخستین‌ حركت‌ با پای‌ چپ‌ آغاز شده و حركت‌ پای‌ دیگر همواره‌ با سر ضربهای‌ دهل‌ كه‌ معمولاً باریتم‌ دو تایی‌ اجرا می‌شوند عوض‌ می‌شود .

۲- پشت‌ پا :

پشت‌ پا رقصی‌ است‌ كه‌ كمی‌ تندتر از گه‌ ریان‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كردنشین‌ مخصوص‌ مردها می‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور كه‌ از نامش‌ پیداست‌ انسان‌ را به‌ هوشیاری‌ و به‌ كارگیری‌ تجارب‌ می‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگی‌ از كسی‌ پشت‌ پا بخورد .



۳- هه‌ لگرتن‌ :

هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ بلند كردن‌ چیزی‌ می‌باشد . این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شود كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار به‌ سوی‌ هدف‌ روانه‌ است‌ . ریتم‌ تند ملودی‌ مخصوص‌ این‌ رقص‌ هر گونه‌ كسالت‌ و خمودی‌ را نفی‌ كرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تأكید دارد .

۴- فتاح‌ پاشایی :

فتاح‌ از نظر لغوی‌ به‌ معنی‌ جنبش‌ و پایكوبی‌ است ‌.
ملودی‌ این‌ رقص‌ در سر تاسر كردستان‌ به‌ شكلی‌ یكنواخت‌ و با ریتمی‌ تند اجرا می‌شود و لذا این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ می‌باشد بیشتر مردم‌ كردستان‌ از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند . این‌ رقص‌ نشانگر انسانی‌ است‌ كه‌ به‌ شكرانه‌ كسب‌ موفقیت‌ها و استفاده‌ از نعمتهای‌ خداوندی‌ خوشحالی‌ خود را به‌ نمایش‌ گذاشته‌ است‌ .

۵- لب‌ لان :

این‌ رقص‌ با ریتمی‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا می‌شود و می‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگی‌ را مشاهده‌ كرد . پس‌ از اجرای‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها ی گه‌ ریان ‌، پشت‌ پا ، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا ، به‌ ضرورت‌ ، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ می‌رقصند تا كمی‌ استراحت‌ كرده‌ و تجدید قوا كنند . رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهی‌ كرده‌ ، وی‌ را پس‌ از طی‌ مرحله‌ ضروری‌ شور و مستی‌ به‌ قلمرو تفكر دور اندیشی‌ و باز نگری‌ رهنمون‌ می‌سازد در این‌ رقص‌ ، شركت‌ كنندگان‌ آرامش‌ خاصی‌ را احساس‌ می‌كنند .



‌۶- چه‌ پی‌ :

چه ‌پی‌ همانطور كه‌ از اسمش‌ پیداست‌ به‌ معنای‌ چپ‌ می‌باشد ملودی‌ این‌ آهنگ‌ با وزن‌ دو تایی‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كردنشین‌ از جمله‌ كرمانشاه‌ ، كردستان‌ ، سنجابی ‌، بسیار از آن‌ استقبال‌ می‌شود .
فلسفه‌ این‌ رقص‌ قوت‌ بخشیدن‌ به‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ می‌باشد چرا كه‌ معمولاً قسمت‌ چپ‌ بدن‌ در انجام‌ امور روزمره‌ نقش‌ كمتری‌ داشته‌ و به‌ مرورِ زمان‌ تنبل‌ می‌شود و برای‌ استفاده‌ متعادل‌ از تمامیت‌ جسمانی‌ همواره‌ باید به كارگیری‌ اعضاء سمت‌ چپ‌ بدن‌ آنها را تقویت‌ كرد .
به‌ همین‌ منظور در رقص‌ چه‌ پی‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ تحرك‌ بیشتری‌ یافته‌ و از خمودگی‌ خارج‌ میگردد .
در منطقه‌ كرمانشاه‌ بیشتر زنها از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند .

۷- زه‌ زنگی‌ یا زندی‌ :

در این‌ رقص‌ رقصندگان‌ یك‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ و سپس‌ یك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ می‌روند و این‌ حالت‌ تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد در این‌ رقص‌ ضرورت‌ احتیاط‌ ، دور اندیشی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ عملكرد از جانب‌ انسان‌ به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود . در واقع‌ در این‌ رقص‌ سنجیده‌ گام‌ برداشتن‌ تبلیغ‌ می‌گردد .

۸- شه‌ لایی‌ :

این‌ رقص‌ را كه‌ با ریتم‌ لنگ‌ اجرا می‌شود می‌توان‌ یك‌ تراژدی‌ شكست‌ دانست‌ در این‌ رقص‌ قدمها ، لنگان‌ لنگان‌ برداشته‌ می‌شوند تا شكست‌ در برابر چشمان‌ حضار ترسیم‌ گردد و در ترسیم‌ این‌ مصیبت‌ كسی‌ زبان‌ به‌ سخن‌ نگشاید .

۹- سه‌ جار :

این‌ نوع‌ رقص‌ با ریتم‌ آرام‌ و گاهاً تند است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از اسمش‌ بر می‌آید به‌ معنی‌ سه‌ بار (سێ‌ در رسم‌ الخط‌ كردی‌) است‌ كه‌ در آن‌ سه‌ حركت‌ پا و سه‌ حركت‌ به‌ جلو وجود دارد و به‌ گونه‌ای‌ یاد آور عدد مقدس‌ ۳ در فرهنگ‌ فلكلوریك‌ كردهاست‌ .

۱۰- خان‌ امیری‌ :

این‌ رقص‌ نیز با ریتمی‌ تند همراه‌ است‌ و در آن‌ دستی‌ از هم‌ باز و در بالا قرار می‌گیرد و حلقه‌ای‌ باز تر و فراختر می‌سازد و بیشتر تناسبی‌ است‌ بین‌ حركت‌ دستها و پاها .
این‌ رقص‌ كه‌ در آن‌ گونه‌ای‌ خود نمایی‌ و غرور خانی‌ نیز دیده‌ می‌شود تداعی‌ كننده‌ پیروزی‌ و پرواز پرندگان‌ را در خاطر می‌آورد .



منبع : (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
کاربر زیر بخاطر پست مفید از ساحره سپاسگزاری کرده اند :

  #8  
قدیمی 22/06/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
آواها و نواهاي محلي روستاي خان آباد





کنکاش در وقایع گذشته بر مردم روستاي خان آباد و حومه و سیری در ژرفا ژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن ، در گرو بررسی موشکافانه در چهره‌های ناشناخته زندگانی نیاکان سخت‌کوش این مرز و بوم است .
نیاکانی که با طبیعت و سرشت گیتی ، انس و الفتی ژرف و با پدیده‌های پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشکلات ، با تبیین پدیده‌های ناشناخته ، تجلیات ذهنی را به گونه‌های مختلف بر پردهٔ زندگانی ، نقشی آشکار و جاوید می‌زدند . هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم ، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها که در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار مانده‌اند ، شدنی است ، ولی گذرگاه ورود به ک‍ُنه زندگانی آنها و اِشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر ، جز مطالعهٔ دقیق و همه جانبهٔ چند و چونیهای جلوه‌های گوناگون امروزی نخواهد بود .

با وجود اینکه با مطالعه و معرفی آثار فرهنگ مادی و معنوی هر جامعه و پژوهش علمی در همین گذرگاه سخت و دقیق می‌توان به این جهان ناشناخته راه یافت ، ولی بررسی فرهنگ‌ عامه اين خطه و پرداختن به همه عناصر فرهنگی آن شدنی نیست ، اما با هدف نمایش گوشه‌هایی از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند این ديار و ترغیب بیشتر پژوهشگران مشتاق به دریای بیکران فرهنگ موسیقایی ، روزنه‌هایی از این تصویر توصیف‌ناپذیر را می‌گشاییم .




آوازهای بدون ریتم یا با متر آزاد

به طور کلی همانگونه که از این عنوان پیداست ، آوازهایی که گاهی نام مقام نیز می‌گیرند ، بدون ریتم هستند و با متر آزاد اجرا می‌شوند . این آواز، گاه در دلتنگی ، گاه در اوقات فراغت ، در حال کار ، در شادمانی و سور، گاهی به انگیزه تهی کردن درون از فشارهای روحی و شکوه و شکایت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق خوانده و نواخته می‌شود . مضامین اشعار آن با گویش محلي و در قالب تک ‌بیتهایی که با حال و هوای آن موسیقی یگانگی دارد ، گوش نیوشندگان راستین آن را می‌نوازد .





انواع موسیقی آوازی

آواهای کار : برزگری ، خرمنکوبی ، شیردوشي ، مشک زنی
آواهای شادمانه : جشن های عروسی - ختنه سوران - تولد
آواهای عاشقانه
کلام‌های دینی
آواهای دلتنگی و غریبی
آواهای حماسی
آواهای طنز
آواهای هجو: لالايي ها

موسیقی سازی :

سرنا ، دهل ، کمانچه (تال) ، تنبک (تمک) ، ني ، دف
مقام‌های شادی - عروسی

با توجه به وجود نماد هایی از رقص هاي آييني بر روي سنگ نگاره هاي موجود در منطقه با قدمت 12000 سال شاید پیشینه ی هنرهایی چون رقص و موسیقی به تمدنهای نخستین بشری بازگردد ، آن هنگام که مردان و زنان نخستین به شکرانه ی شکار به پایکوبی و رقص می پرداختند .
__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

رقص در فرهنگ و هنر ایرانی
  #9  
قدیمی 23/06/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص در فرهنگ و هنر ایرانی






رقص يعني نيايش وستايش وجود از موجود . رقص هاي كهن آييني و نيايشي هر قوم و ملتي ارتباط آن را با مبدأ جهانيان بیان مي كند .

محتواي رقص عشق است . عشقي كه كل كائنات را به حركت وا مي دارد . تاريخ هنرگواه است كه بشر از ابتداي خلقت به كمك رقص و ريتم موفق گرديد به كارهاي خود نظم بخشد . رقص و موسيقي به طبيعت آدمي جلوه انساني مي بخشد .

آدمیان از نهاد خود و بر پایه سرشت طبیعی خویشتن ، هنگام احساس شادی و خوشحالی فراوان ، در اندامهای خود حرکت و جنبشی حس می کنند و بی اختیار به جست و خیز می پردازند و فریاد ها و قهقه های شادمانه از ته دل بر می کنند . نه ما ، نه نیاکان ما و نه آدمیان نخستین که در بن غارها می زیستند ، هیچ گاه از این پادگار (عکس العمل) طبیعی و سرشتی ، بی بهره نبوده ایم ...


منبع اطلاعات : (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند)


__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول

  #10  
قدیمی 25/06/2011
آواتار ساحره
ساحره ساحره آفلاین است
بازنشسته

مدال افتخار پادشاه ایرانی مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه مدیر نمونه ماه 

 

جنسيت: زن
شغل: حسابدار
محل سکونت: تهران
پست: 15,588
سپاس: 23,950
از این کاربر 20,386 بار در 11,525 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 2
به این کاربر 3 بار در 3 پست اعتراض شده
چوب: 501,070
رقص در ایران باستان




تصوير رقاصان انفرادي و گروهي كه بر سفالينه‌هاي به دست آمده از كاوشگاه‌هاي پيش - تاريخي ايران (مانند : تپه‌ي سيلک و تپه‌ي موسيان) نقش شده است ، ديرينگي هنر «رقص» را در ايران گواهي مي‌دهد .

برپايه‌ي گزارش «دوريس ساموسي» ، پارس‌هاي هخامنشي درست بسان فراگيري اسب‌سواري ، رقصيدن را نيز مي‌آموختند و به تمرينات ورزشي براي "افزايش قدرت بدني" توجه داشتند . در ضيافتي كه «اخوآرتس» ، شهربان سغد ، براي اسكندر مقدوني برگزار كرده بود ، «سي دوشيزه‌ي نجيب‌زاده‌» ، شامل «رخانه» ، دختر شهربان ، خدمتكاري كردند و «در رقصي شركت نمودند» . شادترين شيوه‌ي رقص ، سبک «پارسي» بود ، رقصي نظامي كه در آن ، اجرا كننده دو سپري را كه حمل مي‌كرد ، با به هم كوفتن به صدا در مي‌آورد و «كاملاً هماهنگ با موسيقي فلوت ، به پايين خم مي‌شد و سپس دوباره بر مي‌خاست» . سالي يک بار در جشن مِهر (ايراني كهن - پارسي نو: Mehrgan) ، كه شاه بزرگ مجاز به مست شدن بود ، وي به شيوه‌ي «پارسي» مي‌رقصيد ، در حالي كه ديگران از رقص در آن روز پرهيز مي‌كردند .
بر پايه‌ي ديدگاه كورت ساكس ، يونانيان اين شيوه‌ي «رقص قزاقي» را از پارسيان اخذ كرده‌اند .
در طي دوران هلنيستيک ، تئاتر و رقص يوناني ، به ويژه به واسطه‌ي پارت‌ها ، با ذوق و سليقه‌ و سنت ايراني سازگار شد . پارت‌ها شيفته‌ي جشن و رقص بودند . هنگامي كه «اردوان» پنجم (اردوان چهارم در "گاهشماري جديد"؛ جشني را براي استقبال از امپراتور روم Caracalla ، كه دختر وي را خواستگاري كرده بود ، تدارک مي‌ديد ، پارت‌ها ، كه با تاج گل آراسته شده و به طور فاخري لباس پوشيده بودند ، «هم‌ نواخت با نواي فلوت‌ها و ني‌ها و كوبش طبل‌ها جست‌وخيز مي‌كردند . اين ، شيوه‌ي رقص محبوب آنان در مواقعي است كه مقدار بسيار زيادي باده نوشيده‌اند» .


در طول دوران هلنيستيک و پارتي ، رقص ، نمود فراواني نيز در هنر يافت .
براي نمونه :
- پيكره‌ي سفالين دختري رقاص كه از Dura-Europus به دست آمده
- پيكره‌هاي برنزي زناني بندباز با جامه‌اي پارتي از Olbia
- ديوارنگاره‌هاي زوج‌ها يا گروه‌هايي رقصنده از كاوشگاههاي Hatra در ميان‌رودان ، تپراق قلعه در خوارزم ، و كوه خواجه در افغانستان
- برجسته ‌نگاريي گچي از مردي رقاص با قبا و كلاه دراز "سكايي" از قلعه‌ي يزدگرد در كردستان .

ساسانيان ، موسيقي و آواز ِ همراه آن را بسيار ارزنده مي‌دانستند . بهرام گور (438-420 م.) پادشاه خوش‌گذران ساساني ، كه به سبب دلبستگي بسيارش به موسيقي مشهور بود ، دختران آوازخوان و رقاص را فرادست مي‌آورد .
طبق داستاني ، سه دختر يك دهقان از وي پذيرايي كرده بودند : «يكي پاي‌كوب (رقاص) و دگر چنگ‌زن // سه ديگر، خوش‌آواز لشكرشكن» .
زنان رقاص از جمله‌ي تصاوير موزاييک ‌هاي تزييني كاخ شاپور يكم (270-240 م.) در «بيشاپور»اند .
چهار دختر رقصنده‌ي داراي نشان‌هاي فرخنده (ظاهراً پيكره‌هايي به شكل پرندگان ، گل‌ها و جانوران) بر كوزه‌اي نقره‌اي از سده‌ي ششم ، به دست آمده از كلاردشت مازندران (اينک در موزه‌ي ايران باستان) تصوير شده‌اند .
بر كوزه‌اي نقره‌اي از سده‌هاي 7-6 م. ، محفوظ در موزه‌ي متروپليتن هنر نيويورك ، رقصندگان بسان «ساقي‌ها» نمايش داده شده‌اند ؛ آنان «جامه‌هايي چسبان ، با آستين دراز و از جنسي شفاف پوشيده‌اند» و جز آن ، «قطعه پارچه‌اي نيز بدنشان را در زير ران‌ها در برمي‌گيرد» . هر كدام نيم‌‌ تاج گوهرنشاني را بر سر گذاشته و گردن‌بند ، پاي‌بندها و گوشواره‌هايي را آويخته‌اند .

از تاريخي كمي متأخرتر، پياله‌اي به شكل قايق در گالري هنر والترز بالتيمور موجود است كه با صحنه‌ي برتخت‌نشيني ، و بر كناره‌هاي باريک تر آن ، با دو رقاص برهنه كه پوشش‌ خود را به هوا افكنده‌اند ، آراسته شده است .

ديوارنگاره‌هايي متعلق به سده‌ي ششم ميلادي از «پنجيكنت» ، با تصويري از رقاصان ، گواه و نشانه‌اي از جنبه‌ي رسمي و آييني رقص را در شرق ايران فرادست مي‌آورد .

__________________
دِلــهُــره هــایَــت را بــه بــاد بــده
ایـنــجــا دلــیــســت
کــه بَــرای آرامِــشَــت
دســتــی بــه آسِـمـان دارد
پاسخ با نقل قول
پاسخ

سایت های اجتماعی



کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش-همه کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 4
anahidesayex, demonse2, KING, ساحره
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک
جستجوی این تاپیک:

جستجوی پیشرفته

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 02:01 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2014 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios