تالارهای پادشاه ایرانی

بازگشت   تالارهای پادشاه ایرانی > پزشکی و سلامت > پزشكی

پزشكی تمامی مباحث پزشکی و درمانی در اینجا

پاسخ
 
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک

  #41  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
نخاع و آسيب هاي نخاعي
طناب نخاعي استوانه اي از بافت عصبي كه ضخامت آن تقريباً به اندازه انگشت كوچك است و 38 تا 45 سانتي متر طول دارد. اين طناب از سوراخ جمجمه شروع مي شود به طوري كه از بالا با بصل النخاع در ارتباط است و درون كانال ستون مهره اي تا سطح قاعده بدنه الويه مهره كمري 1 l پائين كشيده شده است و در آنجا به دسته اي از رشته هاي عصبي به نام اعصاب دم اسبي ختم مي شود. اين اعصاب از مناطق كمري و خاجي ستون فقرات بيرون مي آيند. طناب نخاعي از 31 قسمت تشكيل شده است كه از هر كدام يك جفت عصب خارج مي شود. ضخامت اين طناب در نقاط مختلف متفاوت است و در نواحي گردني و كمري قدري ضخيم تر است. زيرا در اين ناحيه عصب بزرگي براي نواحي دست و پا از نخاع خارج مي شود. اين دو ناحيه را برجستگي هاي گردني و كمري نخاع مي گويند.
اعمال طناب نخاعي

1 – رابط ميان مغز و اعصابي است كه به بخش هاي طرفي تنه و دست و پا مي روند.
2 – مركز مهم اعمال رفلكسي است . اعصاب نخاعي شامل : 8 جفت گردني ، 12 جفت توراسيك ( سينه اي )، 5 جفت عصب كمري ، 5 جفت خاجي ، 1 جفت دنبالچه اي
معلول ضايعه نخاعي
به فردي اطلاق مي شود كه به هر علتي اعم از تروما يا ضربه، بيماري هاي مادرزادي، بيمارهاي عفوني، تومور مغزي يا سرطان، بيماري هاي مغزي و عروقي و يا حتي مراحل پيشرفته ضايعات ديسكوپاتثي، نخاع از زير منطقه بصل النخاع تا ناحيه انتهاي شبكه دم اسبي كه توسط ستون فقرات محافظت مي شوند دچار آسيب شده و مقدار ضايعه آن از قسمتي تا قطع كامل و يا له شدگي و تغييرات استحاله اي باشد كه نتيجه آن ايجاد عوارض حركتي و حسي و يا اتونوميك يك يا چند اندام و تنه است.
ضايعات طناب نخاعي و ريشه هاي آن

1 – كنكشن concussion كه باعث ايجاد علائم عصبي خفيفي شده و پس از چند ساعت بهبود مي يابند.
2 – كوفتگي نخاع : Contusion كه منجر به ادم و خونريزي سطحي طناب نخاعي مي شود.
3 – فشردگي نخاع : Compression كه با ادم وايسكمي شديد همراه بوده و منجر به نكروز مي شود. اين ضايعه ممكن است دائمي باشد و يا اين كه پس از مدتي به آهستگي تخفيف يابد. 4 – قطع كامل نخاع : كه منجر به از بين رفتن كليه اعمال فيزيولوژيكي نخاع در زير محل ضايعه به طور دائمي مي شود. اين ضايعه در اثر زخم شدن به عقب؛ چرخيدن و فشردگي نخاع ايجاد مي شود
پاسخ با نقل قول

  #42  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
كبد، پالايشگاه بدن


كبد در قسمت راست بدن، درست زير ديافراگم قرار دارد، و بزرگترين و پيچيده ترين عضو در بدن است كه در قسمت بالايي شكم واقع شده است. كبد، مسؤول اعمال مختلف شامل تنظيم، سنتز، ذخيره سازي، ترشح ، تبديل ، انتقال و تجزيه بسياري از مواد مختلف است. كبد به هضم غذايي كه خورده مي شود كمك كرده ، بدن را از شر سموم خلاص مي كند و انسان بدون آن به سادگي نمي تواند زنده باشد.
اعمال كبد شامل موارد زير است:
- سنتز ليپو پروتئين ها نظير كلسترول؛
- سنتز صفرا( زرداب) كه براي هضم و جذب چربي لازم است؛
- ساخت كارني تين براي استفاده در سلول هاي واسطه انتقال چربي؛
- تنظيم ميزان گردش كلسترول درخون؛
- ذخيره و آزادسازي گلوكز؛
- تبديل اسيد لاكتيك به گليكوژن؛
- تبديل ويتامين هايb به شكل فعال كو آنزيم آن؛
- تبديل آمونياك به اوره كه توسط كليه ها دفع مي شود؛
- توليد يا سنتز پروتئين هاي خاص نظيرآلبومين و فاكتورهاي انعقاد خون؛
- ذخيره موادي نظير گلوكز، ويتامين هاي محلول در چربي شاملk , e , d, b12 , a و فولات (اسيد فوليك ) و مواد معدني نظير مس و آهن؛
- تبديل و غير فعال كردن هورمونها؛
- رفع مسموميت عوامل شيميايي كه بلعيده يا تنفس شده اند؛
- بر طرف كردن مواد مضر از خون و تبديل آن به موادي كه زيان كمتري دارند.
حقيقتاً هر ماده غذايي بايد قبل از اين كه بتواند ذخيره شود، انتقال يابد يا استفاده شود، توسط كبد به شكل بيوشيمي صحيح خود تغيير شكل پيدا كند. محل اصلي متابولسيم دارو در كبد است، زيرا كبد داراي آنزيمهاي فراوان و مواد جذب شده از روده هاست كه مستقيماً به كبد مي رسند.
با تمام اين اعمال بيوشيمي گوناگون كه توسط كبد انجام مي شود، هيچ تعجبي نيست كه كبد، تنها عضو بدن است كه خودش دوباره بازسازي مي شود و حتي اگر 25 درصد كبد برداشته شود، دوباره به اندازه و شكل طبيعي خود برخواهد گشت.
در جوامع امروزي با مصرف غذاهاي آماده و استفاده زياد از مواد شيميايي و آلوده كننده هاي محيط زيست ، اطلاع از چگونگي پركارشدن كبد در انجام فعاليت هاي پرمشغله ، كار ساده اي است. مشكلات كبدي حساسيت و آلرژي را افزايش داده و سبب يبوست (pms) مي شود.
در اينجا براي حفظ سلامتي اين عضو بدن چند توصيه ارائه مي شود :
- يك رژيم غذايي كم چربي و پرفيبر را در برنامه غذايي خود بگنجانيد.
- گوشت و حتي المقدور فرآورده هايي كه عاري از آلوده كننده ها و هورمونها هستند را در برنامه غذايي خود بگنجانيد.
- از آنزيمهاي هضم كننده غذا ، براي كمك به هضم غذا استفاده كنيد.
- آب خالص بنوشيد.
- از قرار گرفتن در معرض عوامل سمي محيط زيست شامل دود اگزوز اتومبيل يا پاك كننده هاي شيميايي و حل كننده ها تا آنجا كه مي توانيد خودداري كنيد. - ويتامينهاي آنتي اكسيدان( مثل ويتامينc,e) و مواد معدني نظير روي و سلنيوم را ( براي محافظت كبد از آسيب هاي راديكال هاي آزاد) به برنامه غذايي خود اضافه كنيد.
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
تبيان
پاسخ با نقل قول

  #43  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
جمجمه



جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی ، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهای صورت ، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی 8 عدد هستند 4 عدد فرد و میانی و 2 عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت 14 عدد هستند که 6 عدد زوج و 2 عدد فرد هستند.

در مجموع 22 عدد استخوان ، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند که به حفره بینی مرتبط هستند. غیر از مفصل گیجگاهی فکی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوانها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.

استخوانهای فرد جعبه مغزی

استخوان پیشانی

این استخوان دارای یک صفحه افقی و یک صفحه عمودی است. بخش عمودی ، پیشانی و جدار قدامی کاسه سر را می‌سازد. سطح برونی این بخش محدب است و روی آن برآمدگیهای پیشانی دیده می‌شود. در زیر این برآمدگیها ، قوسهای ابرویی وجود دارد. سطح درونی بخش عمودی دارای چینهایی است که مربوط به چینهای نیمکره‌های مغزی است. بخش افقی این استخوان در تشکیل حفره مغزی قدامی و بخش برونی آن در تشکیل سقف کاسه چشم شرکت می‌کند.

استخوان پرویزنی

این استخوان در قسمت قدامی قاعده جمجمه و در زیر استخوان پیشانی و قدام استخوان اسفنوئید قرار دارد. دارای یک صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالی ، یک تیغه عمودی و دو توده طرفی است . صفحه غربالی بخشی از سقف حفره بینی را می‌سازد، توده‌های طرفی در تشکیل جدار خارجی حفره بینی و جدار داخلی حفره کاسه چشمی شرکت دارند.

استخوان شب پره

این استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشکیل حفره مغزی قدامی ، میانی و خلفی شرکت دارد. این استخوان دارای قسمتهای زیر است: تنه که در تشکیل جایگاه غده هیپوفیز و سقف حفره بینی و حلق شرکت دارد، دو بال بزرگ که دارای سوراخهایی است برای عبور عصب ماگزیلاری و عصب ماندیبولار و شریان پرده مغزی میانی ، دو بال کوچک که محل عبور عصب بینایی است و دو زایده پتریگوئید که از طرفین سطح تحتانی تنه به طرف پایین کشیده شده‌اند.

استخوان پس سری اندازه این تصویر کوچک شده است ! برای مشاهده تصویر اصلی اینجا کلیک کنید . اندازه اصلی تصویر 653x378 و حجم آن 55 کیلوبایت میباشد.

این استخوان قسمت خلفی سقف و قاعده جمجمه را تشکیل می‌دهد. این استخوان در سر سوراخ بیضی شکل را احاطه می‌کند که از طریق آن حفره جمجمه‌ای خلفی با مجرای مهره‌ای ارتباط دارد. این استخوان دارای یک صدف است که 4 تا حفره دارد، دو حفره پایینی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مغز مجاور هستند. در طرفین سوراخ بیضی توده‌های طرفی وجود دارد که دارای کانال زیر زبانی است که عصب زیر زبانی از آن عبور می‌کند.

استخوانهای زوج جعبه مغزی

استخوان آهیانه

این استخوان قسمتهای طرفی و سقف جمجمه را می‌سازد، این استخوانها که با یکدیگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پیشانی و در عقب با استخوان پس‌سری ، مفصل می‌گردد.

استخوان گیجگاهی

این استخوان در طرفین جمجمه قرار دارد و در تشکیل قسمت جدار طرفی و قاعده کاسه سر شرکت می‌کند. دستگاه شنوایی - تعادلی بدن در ضخامت آن قرار دارد.

استخوانهای زوج صورت




استخوانهای فک فوقانی

وقتی در خط وسط با یکدیگر مفصل می‌شوند آرواره فوقانی را تشکیل می‌دهند. هر استخوان فک فوقانی در تشکیل حفرات بینی ، دهان ، کف کاسه چشم شرکت دارد. این استخوان دارای یک تنه است که بزرگترین سینوس صورت را دربرمی‌گیرد و دهانه آن به حفره بینی باز می‌شود. این استخوان دارای 4 زایده است که مهمترین آنها ، زایده کامی است که سطح فوقانی آن قسمت اعظم کف حفره بینی را می‌سازد، سطح تحتانی در تشکیل سقف دهان و قسمت قدامی آن در تشکیل کام سفت ، شرکت دارد.

استخوانهای کامی

در بخش خلفی حفره بینی و در عقب فک فوقانی قرار دارد. هر استخوان در تشکیل جداره خارجی و کف حفره بینی ، سقف دهان و کف کاسه چشم شرکت دارد.

استخوانهای گونه

در طرفین صورت قرار دارد و برآمدگی گونه را می‌سازد. هر استخوان گونه در تشکیل جدار خارجی چشم و برجستگی گونه‌ای ، شرکت می‌کند.

استخوانهای بینی

دو استخوان کوچک و تقریبا چهار گوش هستند. از نظر شکل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهای بینی بهم پل بینی را می‌سازد.

استخوانهای اشکی

کوچکترین و خرد شونده‌ترین استخوانهای جمجمه می‌باشند. این استخوان در تشکیل قسمتی از جدار داخلی کاسه چشم و جدار خارجی حفره بینی شرکت دارد. در بخش قدامی از سطح خارجی آن یک ناودان عمودی وجود دارد که جایگاه کیسه اشکی است.

استخوانهای شاخک تحتانی بینی

خمیده و نازک بوده به جدار خارجی حفره بینی می‌چسبد. بین شاخک تحتانی و جدار خارجی حفره بینی ، ماتوس تحتانی بینی قرار دارد که مجرای اشکی بینی به داخل آن باز می‌شود.

استخوانهای فرد صورت

استخوان تیغه بینی

استخوان نازک ، پهن و ذوزنقه ای شکل است که قسمت خلفی دیواره میانی بینی را تشکیل می‌دهد. نیمه فوقانی کنار قدامی آن با تیغه عمودی اتموئید (پرویزنی) و نیمه تحتانی آن با غضروف تیغه بینی مفصل می‌شود. کنار خلفی آن آزاد بوده و سوراخهای خلفی بینی را از هم جدا می‌کند.

استخوانها فک تحتانی

بزرگترین و قویترین استخوان صورت است که به تنهایی آرواره تحتانی را می‌سازد و با استخوانهای گیجگاهی مفصل می‌شود. دارای تنه نعل اسبی شکل و دو شاخه می‌باشد. در کنار فوقانی تنه حفراتی برای دندانها وجود دارد. شاخ فک تحتانی از انتهای خلفی تنه به سمت بالا در هر طرف کشیده می‌شود و مهمترین زایده آن زایده کوندیلار که از طریق یک دیسک غضروفی لیفی با استخوان گیجگاهی مفصل شده و تنها مفصل متحرک جمجمه را ایجاد می‌کند.



ملاجها و استخوان های لامی

ملاجها فضای نرم غشایی موقتی در استخوانهای سر هستند که در ابتدای تولد وجود دارند که بعد از تولد بسته می‌شوند. استخوان لامی در زیر زبان و بالای حنجره قرار دارد و شکسته شدن آن سبب انسداد راه هوایی می‌شود.


منبع : oloom4u.blogfa.com
پاسخ با نقل قول

  #44  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
دستگاه گُوارش


دستگاه گُوارش

یکی از دستگاه‌های فعال در بدن انسان و دیگر جانداران است. دستگاه گوارش انسان که از دهان تا مقعد امتداد دارد , شبیه لوله‌ای است که حدود هفت متر طول دارد .
هر چیزی که وارد معده شما می‌شود با آنزیمهای درون معده مخلوط می‌گردد تا با اجزا ساده تری تجزیه شود. سپس این مخلوط از معده خارج شده و به روده‌ها می‌رود تا از آنجا , مواد غذایی تجزیه شده جذب جریان خون شوند. مواد غذایی تجزیه شده از طریق جریان خون به سرتاسر بدن می‌‌روند و در اختیار یاخته‌های بدن قرار می‌‌گیرند تا در آنها مصرف شده و یا ذخیره شوند. اجزا غذایی که جذب نمی‌شوند از بدن دفع می‌‌گردند (از طریق مدفوع).

دهان ومعده
از هنگامی که شما شروع به جویدن غذا می‌‌کنید , هضم غذا نیز شروع می‌گردد. از غدد بزاقی دهان، بزاق ترشح می‌شود که در هنگام جویدن غذا , با آن ترکیب می‌شود تا بلع غذا را آسانتر نماید. بزاق حاوی آنزیمی به نام آمیلاز می‌‌باشد که باعث تجزیه غذاهای کربوهیدراتی نشاسته‌ای به قندهای ساده‌تر می‌شود که بتوانند جذب بدن شوند. آنزیم آمیلاز فقط می‌تواند در یک محیط قلیایی عمل نماید. وقتی که غذا بلعیده می‌شود , از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می‌رود. در محل ورود و خروج معده , ماهیچه‌های حلقوی وجود دارند.

غدد بزاقی

غدد بزاقی بر حسب نوع ترشح به سه دسته تقسیم می‌شوند. سروزی ، موکوسی و مختلط. غدد بزاقی در بناگوش سروزی ، در زیر آرواره سروزی- موکوسی ، در زیر زبان موکوسی- سروزی و در زبان موکوسی هستند.

زبان

زبان دارای دستجات ماهیچه مخطط است که توسط مخاط پوشیده شده است. 3/2 بخش جلوی زبان جسم زبان و 3/1 عقبی آن ریشه زبان خوانده می‌شود. سطح پوششی (فوقانی) زبان دارای برجستگیهای مختلف است در سطح پشتی زبان جوانه‌های چشایی نیز وجود دارند. در ساختار جوانه چشایی چهار نوع سلول وجود دارد. همه جوانه‌های چشایی احساس شیرینی ، شوری ، تلخی و ترشی را تشخیص نمی‌دهند بلکه جوانه هر ناحیه از زبان حس خاص را درک می‌کند.



دندان

ساختار بافتی دندانهای شیری (20 عدد) و دندانهای دایمی (32 عدد) مشابه است. هر دندان شامل تاج است که بیرون از لثه قرار دارد و یک تا سه ریشه دارد که درون حفره دندانی آواره بالا یا آرواره پایین جای می‌گیرد. سطح تاج دندان را ماده‌ای به نام مینا می‌پوشاند که سخت‌ترین ماده بدن است و بیش از 96 درصد آن را املاح آهکی و بقیه را یک پروتئین مخصوص تشکیل می‌دهد. در زیر مینا عاج دندان قرار دارد که در درون آن مغز قرار دارد که بافتهای زنده دندان در آنجا وجود دارند. سطح ریشه را ماده‌ای به نام ساروج می‌پوشاند. دندانهای انسان با نوع رژیم غذایی او متناسب شده‌اند.

حلق

حلق چهار راهی است که از جلو به دهان ، از بالا به حفرات بینی و از پایین به مری و نای راه دارد و از این‌رو لقمه غذا یا تکه‌ای از آن می‌تواند به سه راه دیگر راه یابد. ولی هنگام بلع در اثر عمل دقیق واکنشهای خودکار عصبی به بخشهایی به نام زبان کوچک و اپی‌گلوت به ترتیب راه بینی و نای و همچنین زبان راه دهان را مسدود می‌کند و در نتیجه لقمه غذا فقط به درون مری راه می‌یابد. بلع بوسیله یک مرکز عصبی در بصل‌النخاع تنظیم می‌شود.

مری

مری لوله‌ای به طول 25 سانتیمتر است. پوشش مری انسان مطبق سنگفرشی است. آستر مخاط شامل بافت پیوندی غربالی ، لنفوسیت و تعداد کمی فولیکول لنفاوی است. زیر مخاط دارای غدد لوله‌ای مخطط ، 3/1 میانی آن دارای ماهیچه مخطط و صاف و 3/1 بخش پایینی آن دارای ماهیچه صاف است.

روده کوچک
روده کوچک , طولانی‌ترین قسمت دستگاه گوارش شما می‌‌باشد که ۵ یا ۶ متر طول دارد. از آنجایی که قطر این روده , باریک می‌‌باشد و فقط 2 تا 4 سانتیمتر قطر دارد , به آن روده کوچک یا روده باریک گفته می‌شود (در مقایسه با روده بزرگ که قطر آن ۶ سانتیمتر می‌‌باشد) روده کوچک شما دارای سه قسمت می‌‌باشد. اولین قسمت روده کوچک که درست بعد از معده قرار دارد را اصطلاحا " اثنی عشر " یا دوازدهه ویا " دئودنوم " (Duodenum) می‌‌نامند , که کوتاهترین قسمت روده کوچک می‌‌باشد. دو قسمت دیگر روده کوچک که بعد از دوازدهه (اثنی‌عشر) قرار دارند به ترتیب عبارت‌اند از تهی‌روده (Jejunum) و درازروده(Ileum) که به روده بزرگ متصل می‌گردد. وقتی غذا از معده وارد دوازدهه می‌شود , به علت مخلوط بودن با اسید معده , هنوز اسیدی می‌‌باشد. در محل دوازدهه , یک شیره گوارشی قلیایی به این غذا اضافه می‌گردد تا حالت اسیدی آن را خنثی نماید. این شیره گوارشی از عضوی که در قسمت زیر معده قرار دارد و به آن اصطلاحاً لوزالمعده گفته می‌شود ترشح می‌گردد , که حاوی آنزیمهایی است که باعث ادامه هضم غذا می‌شود. صفرا نیز در همین محل به غذا اضافه می‌گردد صفرا مایعی سبز رنگ است که در کبد شما ساخته می‌شود و سپس از کبد به کیسه صفرا وارد می‌گردد تا در آنجا ذخیره شود. این صفرا به حل شدن مواد غذایی چرب کمک می‌‌نماید. وقتی که شیره گوارشی وظیفه خود را انجام داد , مواد غذایی اصلی به اجزا ساده تر خود تجزیه می‌شوند که عبارت‌اند از:
  • پروتئین‌ها به آمینو اسیده‌ها تجزه می‌شوند
  • کربو هیدراتها به گلوکز و سایر قندهای ساده تر تبدیل می‌شوند
  • چربی‌ها به اسیدهای چرب و گلیسرول تجزیه می‌‌گردند
در قسمت‌های پایین تر روده کوچک (یعنی در ژژنوم و ایلئوم) , فراورده نهایی غذای گوارده از طریق دیواره روده کوچک به جریان خون جذب می‌‌گردند. بر اثر انقباضات موجی شکل عضلات دیواره روده‌ها , غذا در طول روده حرکت کرده وبه جلو می‌رود. این حرکت را اصطلاحاً " پریستالسیس " (peristalsis) می‌‌نامند. دیواره روده‌ها صاف نیست بلکه دارای میلیونها برجستگی انگشت مانند به نام " پرز" (Villi) می‌‌باشد. این پرزها باعث می‌شود که سطح وسیعی در روده‌های شما ایجاد شود تا جذب غذاها بهتر صورت گیرد. ویتامین‌های محلول در آب و مواد معدنی در این مرحله , جذب جریان خون می‌شوند. وقتی که مواد غذایی جذب جریان خون شد , باقی مانده غذایی که هضم نشده است وارد روده بزرگ می‌گردد بدن شما می‌تواند بعضی از مواد غذایی , مثل آنهایی که ایجاد انرژی می‌کنند و بعضی از ویتامینها و مواد معدنی را ذخیره نماید. اضافی مواد غذایی که بدن نمی‌تواند آنها را ذخیره نماید از طریق مدفوع از بدن خارج می‌گردد .

روده بزرگ
روده بزرگ شامل کولون (Colon) , راست‌روده (Rectum) و مقعد می‌‌باشد. طول روده بزرگ حدود یک متر است. آبی که برای هضم غذاها مورد استفاده قرار گرفت بود در روده بزرگ باز جذب می‌شود و باعث می‌شود که مدفوع بدون آب و خشک ایجاد شود . هنگامی که مدفوع به راست روده می‌‌رسد , بر اثر انقباضات واکنشی که در راست‌روده ایجاد می‌شود و ماهیچه‌های دریچه یا اسفنکتر مقعد را شل می‌‌نماید , احساس دفع مدفوع به شخص دست می‌‌دهد. اسفنکترهای مقعد , ماهیچه‌های حلقوی شکلی می‌‌باشند که کنترل باز شدن و بسته شدن مقعد را در اختیار دارند. معمولاً حدود یک تا سه روز طول می‌‌کشد که غذا از دهان تا مقعد برسد. بعضی از افراد روزی دو یا سه بار مدفوع می‌کنند , در حالیکه سایرین روزی یک بار و بعضی‌ها نیز هردو یا سه روز یک بار مدفوع می‌کنند که تمام این موارد, طبیعی هستند .

آپاندیس

زایده این انگشتی شکل و شبیه کولون (روده بزرگ) است. دارای فضای درونی کوچک و فولیکول لنفاوی فراوان در آستر مخاط و زیر مخاط است. و طول آن 8 تا 10 سانترمتر بوده و فاقد پرز است. آپاندیس ممکن است عفونی شود و آپاندیسیت ایجاد کند.

لوزوالمعده

لوزوالمعده نوعی غده گوارشی است. جای آن در زیر و اندکی پشت معده است. سر پهن آن به طرف دوازدهه و نوکش متوجه طحال است. لوزوالمعده دو کار مهم انجام می‌دهد. تهیه و آزاد کردن آنزیمهای گوارشی و تهیه و آزاد کردن هورمونهایی که بر روی متابولیسم کربوهیدراتها اثر می‌گذارند. این دو عمل بوسیله دو ساختار بافتی مجزا در لوزوالمعده صورت می‌گیرد.

کبد

کبد بزرگترین غده بدن است وزن کبد 1.1 تا 1.6 کیلوگرم است. جای این عضو در بالا و طرف راست معده است و قسمتی از معده را هم می‌پوشاند. کبد دارای چهار قسمت یا لوب است. در زیر لوب بزرگ طرف راست ، کیسه صفرا که به شکل گلابی است قرار دارد.


کیسه صفرا

سلولهای کبدی مواد لازم برای ساخته شدن صفرا را از خون می‌گیرد سپس صفرای ساخته شده به کیسه صفرا می‌رود و در آنجا ذخیره می‌شود. همراه با ورود غذا به روده باریک کیسه صفرا منقبض شده و مقداری صفرا از مجرایی که در انتها با مجرای لوزوالمعده مشترک است وارد دوازدهه می‌شود. مهمترین عمل صفرا کمک به هضم چربیهاست. عمل دیگر صفرا خنثی کردن حالت اسیدی شیره معده است.

جذب غذا

کلیه مواد غذایی که در اثر هضم شیمیایی به مواد ساده و قابل جذب تبدیل شده‌اند همچنین ویتامینها ، آب و نمکها که برای جذب نیازی به هضم شیمیایی ندارند از دیواره روده باریک جذب می‌شوند. هر پرز شامل یک لایه از سلولهای پوششی است که غذا بوسیله آنها جذب می‌شود. بلافاصله در زیر آن شبکه غنی از مویرگهای خونی وجود دارد که قندها ، اسیدهای آمینه آب و نمکها وارد این شبکه می‌شوند.

این شبکه مویرگی پس از جمع آوری مواد غذایی به یک سیاهرگ کوچک پرزی منتهی می‌شود. سیاهرگ پرزی به سیاهرگهای بزرگتر پیوسته و سرانجام وارد سیاهرگ باب می‌شوند. این سیاهرگ ابتدا به کبد رفته و مواد غذایی در کبد ذخیره و پس بر حسب نیاز وارد خون می‌شوند. در واقع کبد به منزله یک انبار و تنظیم کننده و پخش کننده مواد غذایی جذب شده است.

منبع: oloom4u
پاسخ با نقل قول

  #45  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
دید کلی

عمل دستگاه گردش خون بر آوردن نیازهای بافتها است، یعنی حمل مواد غذایی به بافتها ، حمل فراورده‌های زائد به خارج از بافتها ، رساندن هورمونها از یک قسمت بدن به قسمت دیگر و بطور کلی حفظ یک محیط مناسب در تمام مایعات بافتی برای بقا و عمل مناسب سلولهاست. با این وجود گاهی درک این موضوع مشکل است که چگونه جریان خون در ارتباط با نیازهای بافتها تنظیم می‌شود و چگونه قلب و گردش خون کنترل می‌شوند تا برون ده قلب و فشار شریانی مورد نیاز برای جلو راندن خون را تامین کند.






مشخصات فیزیکی گردش خون

دستگاه گردش خون به گردش بزرگ یا سیستمیک و گردش ریوی تقسیم می‌گردد. چون گردش سیستمیک جریان خون تمام بافتهای بدن به استثنای ریه‌ها را تامین می‌کند به کرات گردش بزرگ یا گردش محیطی نیز نامیده می‌شود. اگر چه سیستم رگی در هر بافت جداگانه بدن دارای مشخصات مخصوص به خود است با این وجود بعضی از اصول عمومی رگها در مورد تمام قسمتهای گردش سیستمیک صدق می‌کند. عمل شریانها حمل خون تحت فشار زیاد به بافتها است. به این دلیل شریانها دارای جداره‌های قوی بوده و خون در آنها با سرعت زیاد جریان می‌یابد.

شریانچه‌ها یا آرتریولها آخرین شاخه‌های کوچک سیستم شریانی بوده و به عنوان سوپاپهای کنترل کننده عمل می‌کنند که خون از طریق آنها به داخل مویرگها آزاد می‌شود. آرتریول یک جدار عضلانی قوی دارد که قادر است آرتریول را بطور کامل ببندد و یا به آن اجازه دهد که تا چندین برابر گشاد شود و به این ترتیب دارای توانایی تغییر دادن عظیم میزان جریان خون به مویرگها در جواب به نیازهای بافت‌هاست. عمل مویرگها تبادل مایع ، مواد غذایی ، الکترولیتها ، هورمونها و مواد دیگر بین خون و مایع بافتی است. برای انجام این نقش ، جدار مویرگها بسیار نازک و نسبت به مواد با مولکولهای کوچک نفوذپذیر است.

وریدچه‌ها یا ونولها (Venules) خون را از مویرگها جمع کرده و به تدریج به یکدیگر می‌پیوندند و به تدریج وریدها بزرگتری را تشکیل می‌دهند. وریدها به عنوان معبری برای بازگرداندن خون از بافتها به قلب عمل می‌کنند. اما عملکرد آنها به عنوان یک منبع ذخیره عمده خون به همان اندازه اهمیت دارد. چون فشار در سیستم وریدی بسیار پایین است. جدار وریدها نازک است با این وجود جدار وریدها عضلانی بوده و این موضوع به آنها اجازه می‌دهد تا منقبض یا گشاد شده و از این راه بسته به نیازهای بدن به عنوان منبع ذخیره قابل کنترل خون اضافی به مقدار کم یا زیاد عمل کنند.

مقدار خون در قسمتهای مختلف گردش خون

بیشترین مقدار خون موجود در گردش خون در وریدهای سیستمیک جای دارد. تقریبا 84 درصد حجم کل خون بدن در گردش بزرگ قرار دارد. به این ترتیب که 64 درصد در وریدها ، 13 درصد در شریانها و 7 درصد در آرتریولها و مویرگهای سیستمیک جای دارد. قلب محتوی 7 درصد خون ، رگهای ریوی محتوی 9 درصد خون هستند. موضوع بسیار تعجب آور حجم کم خون در مویرگهای گردش خون بزرگ است. با این وجود در این قسمت است که مهمترین عمل گردش بزرگ یعنی انتشار مواد بین خون و مایع بین سلولی و بالعکس انجام می‌شود.

مساحت سطح مقطع و سرعت جریان خون

هرگاه تمام رگهای گردش سیستمیک از یک نوع در کنار هم قرار داده شوند مساحت سطح مقطع تقریبی کل آنها به قرار زیر خواهد بود:
به سطح مقطع بسیار زیاد وریدها نسبت به شریانها که بطور متوسط چهار برابر سطح مقطع شریانهای مربوطه است توجه کنید این موضوع انبار شدن زیاد خون در سیستم وریدی را در مقایسه با شریانها توجیه می‌کند.


بافت مقدار
----------------------
خونآئورت
شریانهای کوچک
آرتریولها
مویرگها
ونولها
وریدهای کوچک
وریدهای بزرگ


چون حجم مساوی از خون از هر قسمت گردش خون در هر دقیقه عبور می‌کند لذا سرعت جریان خون در هر قسمت گردش خون نسبت معکوس با مساحت سطح مقطع آن دارد. به این ترتیب در شرایط استراحت سرعت جریان خون بطور متوسط 33 سانتیمتر در ثانیه در آئورت است اما حدود یک هزارم این مقدار یا حدود 0.3 میلیمتر در ثانیه در مویرگهاست. لذا خون فقط برای یک تا سه ثانیه در مویرگها باقی می‌ماند و این موضوع حقیقت بسیار تعجب آوری است زیرا تمام انتشاری که بین دو سوی جدار مویرگ ایجاد می‌شود باید در این زمان فوق‌العاده کوتاه به انجام برسد.

فشار در قسمتهای مختلف گردش خون

چون قلب ، خون را بطور مداوم به داخل آئورت تلمبه می‌زند فشار در آئورت بالا بوده و بطور متوسط 100 میلیمترجیوه است و چون عمل تلمبه زدن قلب بطور منقطع انجام می‌شود فشار شریانی بین یک فشار سیستولیک 120 میلیمترجیوه و یک فشار دیاستولیک 80 میلیمترجیوه نوسان می‌کند. به تدریج که خون در گردش بزرگ جریان می‌یابد فشار آن بطور پیشرونده کاهش یافته و در زمان رسیدن به انتهای وریدهای اجوف در دهلیز راست به تقریبا صفر میلیمترجیوه می‌رسد.

فشار در مویرگهای گردش سیستمیک از مقداری به زیادی 35 میلیمترجیوه در نزدیکی انتهای آرتریولی تا مقداری به 10 میلیمتر جیوه در انتهای سیاهرگی آنها تغییر می‌کند اما فشار متوسط عملی آنها در بیشینه بسترهای عروقی حدود 17 میلیمترجیوه است که به اندازه کافی پایین است بطوری که مقدار بسیار ناچیزی از پلاسما به خارج از مویرگهای متخلخل نشت می‌کند با وجود اینکه مواد غذایی می‌توانند به آسانی به سوی سلولهای بافتی انتشار یابند.

در شریانهای ریوی درست مانند آئورت فشار متغییر و نبض‌دار ، اما مقدار فشار بسیار کمتر یعنی با یک فشار سیستولی حدود 25 میلیمترجیوه و یک فشار دیاستولی 8 میلیمترجیوه و یک فشار متوسط شریانی ریوی فقط 16 میلیمتر جیوه است. فشار مویرگهای ریوی بطور متوسط فقط 7 میلیمترجیوه است. با این وجود میزان کل جریان در ششها در هر دقیقه با میزان جریان خون در گردش سیستمیک برابر است. فشارهای پایین دستگاه گردش ریوی با نیازهای ریه مطابقت دارد. زیرا تمام چیزی که مورد نیاز است قرار دادن خون موجود در مویرگهای ریوی در معرض اکسیژن و سایر گازهای موجود در حبابچه‌های ریوی است و فواصلی که خون باید طی کند تا به قلب بازگردد همگی کوتاه هستند.






تئوری پایه عمل دستگاه گردش خون

اگر چه جزئیات عمل دستگاه گردش خون پیچیده هست اما سه اصل پایه وجود دارد که تمام اعمال این سیستم را در بر می‌گیرد.


  1. جریان خون هر بافت بدن همیشه بطور تقریبا دقیق در رابطه با نیازهای بافتی کنترل می‌شود. هنگامی که بافتها فعال هستند به خون بسیار بیشتری از حال استراحت خود نیاز دارند و این مقدار گاهی به 20 تا 30 برابر حال استراحت می‌رسد. با این وجود قلب بطور طبیعی نمی‌تواند برون ده خود را بیش از 4 تا 7 برابر افزایش دهد. بنابراین این امر امکان پذیر نیست که هرگاه بافت خاصی نیاز به خون بیشتری داشته باشد، جریان خون در تمام بدن افزایش داده شود. به جای آن رگهای ریز هر بافت بطور مداوم نیازهای بافت از قبیل اکسیژن و مواد غذایی تجمع CO2 و سایر فراورده‌های زاید بافتی را بررسی کرده و اینها به نوبه خود جریان خون موضعی را بطور بسیار دقیق در حد مورد نیاز برای فعالیت بافت کنترل می‌کنند.
  2. برون ده قلب بطور عمده توسط مجموع تمام جریان خونهای موضعی بافتی کنترل می‌شود. هنگامی که خون از یک بافت عبور می‌کند بلافاصله از راه وریدها به قلب باز می‌گردد. قلب به این افزایش جریان ورودی خون با تلمبه زدن تقریبا تمامی آن بلافاصله به داخل شریانها که خون از آنها آمده بود جواب می‌دهد. از این نظر قلب به عنوان یک موجود خودکار عمل کرده و به نیاز‌های بافتها جواب می‌دهد. اما قلب از نظر این جواب خود در حد کمال عمل نمی‌کند بنابراین قلب غالبا نیاز به کمک به شکل سیگنال عصبی ویژه دارد که آنرا وادار سازد تا مقادیر جریان خون مورد نیاز را تلمبه بزند.
  3. بطور کلی فشار شریانی بطور متوسط از کنترل جریان خون موضعی یا کنترل برون ده قلبی کنترل می‌شود. دستگاه گردش خون دارای یک سیستم بسیار وسیع و گسترده برای کنترل فشار شریانی است. به عنوان مثال هرگاه در هر زمانی فشار بطور قابل ملاحظه‌ای از حد متوسط طبیعی خود یعنی 100 میلیمتر جیوه کمتر شود، رگباری از رفلکسهای عصبی در ظرف چند ثانیه یک تغییرات گردش خونی برای بالا بردن مجدد فشار تا حد طبیعی ایجاد می‌کنند.

    شامل افزایش نیروی تلمبه زدن قلب ، انقباض منابع ذخیره خون در وریدهای بزرگ جهت تامین خون بیشتر برای قلب و تنگ شدن عمومی قسمت اعظم آرتریولها در سراسر بدن بطوری که خون بیشتری در درخت شریانی تجمع یابد. سپس در طی مراحل زمانی طولانی‌تر یعنی در طی ساعتها و روزها ، کلیه‌ها یک نقش بزرگ اضافی در کنترل فشار هم توسط ترشح هرمون‌های کنترل کننده فشار و هم توسط تنظیم حجم خون ایفا می کنند.
اهمیت تنظیم فشار

اهمیت تنظیم فشار آن است که از تاثیر قابل ملاحظه میزان جریان خون در یک ناحیه بدن بر روی میزان جریان خون در ناحیه دیگری از بدن جلوگیری می‌کند زیرا اجازه نمی‌دهد تا میزان فشار بر روی هر دو ناحیه به مقدار زیادی تغییر کند. به این ترتیب بطور خلاصه نیازهای بافتی موضعی توسط دستگاه گردش خون برآورده می‌شوند
پاسخ با نقل قول

  #46  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
پانکراس :
پانکراس یا لوزالمعده یکی از غدد بزرگ گوارشی است که شبیه پیپ تنباکو بوده وهمچنین غده ای است مختلط یا mined با ترشحات اگزوکرین و اندوکرین.
قسمت اگزوکرین پانکراس از حباب ها و مجاری تشکیل شده است.
قسمت اندوکرین پانکراس همان جزایر لانگرهانس هستند که تعداد این جزایر به طور متوسط در انسان یک میلیون است که تجمع آن در قسمت دم لوزالمعده بیشتر از سر آن است.
پانکراس یک غده ی لبوله شده است که بر روی جدار خلفی شکم به صورت عرضی در موازات مهره های L1 وL2 واقع می شود. پانکراس در سمت راست تا دومین قسمت دئودنوم و در سمت چپ تا ناف طحال کشیده می شود.
ابعاد پانکراس :
cm20 _ 15 طول ، cm5 عرض و cm 3 ضخامت
پانکراس خلف صفاق واقع می شود به جز دم آن که در داخل لیگامان طحالی _ کلیوی و داخل صفاقی است.
پانکراس شامل head ، neck ، body و tail است.
انتهای چپ پانکراس که باریک می شود دم پانکراس نام دارد.


Head :
انتهای راست پانکراس که متسع بوده و داخل تقعر دئودنوم واقع می شود سر انکراس نامیده می شود و توسط یک قسمت نسبتا فشرده به نام گردن ، به تنه متصل می شود.
سر پانکراس دارای کنار های فوقانی ، راست ، تحتانی و سطوح قدامی و خلفی و نیز یک زائده است.
از بخش تحتانی و چپ سر پانکراس زائده ای به سمت چپ کشیده می شود که به آن زائده ی قلابی یا oncinate process گفته می شود.
مجاورات :
کنار فوقانی با اولین قسمت دئودنوم ، کنار راست با دومین قسمت دئودنوم ، بخش انتهایی با مجرای صفراوی و کنار تحتانی با سومین قسمت دئودنوم مجاور است.
در حقیقت دومین و سومین قسمت دئودنوم داخل شیاری قرار می گیرند که به وسیله ی کناره های راست و تحتانی سر پانکراس تشکیل می شود. سطح قدامی سر پانکراس از بالا به پایین با شریان گاسترودئودنال ، کولون عرضی وپایین تر از آن با خم های ژژنال مجاورت دارد.
سر پانکراس در عقب با I.V.C ، بخش های انتهای ورید کلیوی و ستون دیافراگم مجاورت دارد. همچنین بر روی بخش فوقانی خارجی سر پانکراس ، شیار یا تونلی در اثر عبور مجرای صفراوی اصلی ایجاد می شود.

Neck :
cm2 طول دارد و بین سر و تنه است. حد قدامی گردن شیاری است که به وسیله ی شریان گاسترودئودنال و پانکراتیکودئودنال ایجاد می شود.
حد خلفی آن شیاری است که به وسیله ی بخش انتهایی ورید مزانتریک فوقانی و بخش ابتدایی ورید پورتال تشکیل می شود. ( محل اتصال ورید مزانتریک فوقانی با ورید پورت )
مجاورات :
زائده ی قلابی در جلو با عروق مزانتریک فوقانی و در عقب با شریان آئورت جاورت دارد. در حقیقت زائده ی قلابی همراه سومین قسمت دئودنوم داخل یک پنس شریانی قرار می گیرند که به وسیله ی شریان مزانتریک فوقانی و خود آئورت ایجاد می شود. گاهی این حالت باعث انسداد سومین قسمت دئودنوم نیزمی شود.
گردن در جلو با بخش پیلوریک معده و در عقب با وریدهای پورتال و مزانتریک فوقانی مجاور است.
Body :
دارای مقطع عرضی مثلثی با کنارهای فوقانی ، تحتانی و قدامی است. تنه ی پانکراس همچنین دارای سطوح قدامی ( که به سمت بالا وجلو نگاه می کند) ، تحتانی ( که به پایین و جلو نگاه می کند ) و خلفی می باشد.
کنار فوقانی در سمت راست ، در مجاورت سمت راست گردن بر روی آن یک برجستگی دیده می شود که به آن omental tuberosity گفته می شود. این برجستگی در تقعر کوچک معده واقع می شود و با lesser omentumمجاورت دارد. بر روی این برجستگی تنه ی سیلیاک قرار دارد و بر روی بخشی در کنار فوقانی تنه ی پانکراس در جلو به واسطه ی lesser sac با سطح خلفی معده مجاورت دارد . در واقع این سطح بخشی از بستر معده را تشکیل می دهد و به وسیله ی صفاق پوشیده می شود.

خونرسانی پانکراس :
1_ شاخه های پانکراتیک شریان طحالی ( حدود 10 شاخه ی کوچک )
2_ پانکراتیکودئودنال فوقانی
3_ پانکراتیکو دئودنال تحتانی
اعصاب پانکراس :
در ضخامت بافت همبند پانکراس جسمک های پایینی و عقده های عصبی خودکار کوچکی وجود دارد. آکسون های اعصاب سمپاتیک ( وازوموتور ) و اعصاب پاراسمپاتیک ( سکرتوموتور ) در بین سلول های جزایر لانگرهانس پراکنده می شوند.
0شیره ی پانکراس که در حقیقت ترشحات اگزوکرین آن است علاوه بر عصب واگ ، به وسیله ی دو هورمون سکرتین و کوله سیستوکینین تحریک می شود که این دو هورمون از مخاط دئودنوم تراوش می گردند و از طریق خون بر پانکراس اثر می گذارند و ترشح شیره ی آن را تحریک می کنند.

نکات باليني پانکراس
عدم تخلیه ی ترشحات پانکراس و برگشت صفرا به پانکراس در هر دو حالت منجر به پانکراتیک می شود. تورم سر پانکراس می تواند منجر به انسداد مجرای اصلی شود.
سرطان سر پانکراس شایع است و با فشار بر روی مجرای صفراوی منجر به یرقان انسدادی می شود یا ممکن است با فشار بر روی ورید پورت باعث آسیت ( ascite ) شود ویا ممکن است باعث انسداد پیلور معده شود.
هنگامی که فشار به پانکراس وارد می آید ستون مهره ها مثل یک anvil ( سندان) عمل کرده و ممکن است منجر به پارگی پانکراس شود که این حالت معمولا باعث پارگی مجرا و خروج ترشحات به خود بافت و بافت های اطراف شده و منجر به هضم بافت پانکراس و بافت های دیگر شده و خیلی وخیم و دردناک است.
سطح تحتانی تنه ی پانکراس از سمت راست به چپ با خم های ژژنال ، دئودنوژژنال و خم کولیک چپ مجاور است . سطح خلفی تنه ی پانکراس بر روی دیواره ی خلفی شکم واقع می شود و با عروق کلیوی چپ و بخشی از کلیه ی چپ و غده ی فوق کلیوی چپ ، ستون چپ دیافراگم و همچنین شریان آئورت و شریان مزانتریک فوقانی مجاورت دارد.
Tail:
دم به همراه عروق طحالی داخل لیگامان طحالی _ کلیوی واقع می شود. در انتهای خود با خم کولیک چپ ، در عقب و راست با طحال مجاورت دارد. ترشحات پانکراس به وسیله دو مجرای اصلی و فرعی به دومین بخش دئودنوم تخلیه می شوند . به این ترتیب که مجرای اصلی که به سطح خلفی پانکراس نزدیک تر است ترشحات ناحیه دم، گردن و بخش اعظم سر پانکراس را جمع آوری می کند.
این مجرا از دم پانکراس شروع شده، به سمت راست کشیده می شود. وقتی به ناحیه گردن می رسد به پائین عقب و راست کشیده می شود و مجرای صفراوی اصلی در سمت راست آن قرار می گیرد. این مجرا با مجرای صفراوی اصلی تشکیل آمپول واتر را می دهد. به مجرای اصلی، مجرای لوبولی پانکراس در زوایای قائمه با یک الگوی شانه ای شکل تخلیه می شوند. این مجرا، مجرای ویرسونگ نام دارد.

مجرای دیگر پانکراس که پانکراتیک فرعی نام دارد از سطح تحتانی سر پانکراس شروع شده، به بالا و راست کشیده می شود و از جلوی مجرای اصلی عبور می کند و ترشحات بخش تحتانی سر پانکراس را تخلیه می کند و در 15 تا 20 درصد موارد موجود است و به پاپیلای مینور دئودنوم وارد می شود . این مجرا دارای یک ارتباط با مجرای پانکراتیک اصلی است. گاهی اوقات انتهای این مجرا بسته شده و ترشحات آن به مجرای اصلی می ریزد. به این مجرا، مجرای ساتورینی گفته می شود.
ممکن است مجرای صفراوی کلدوک و مجرای اصلی پانکراس به صورت مستقل به دئودنوم باز شوند.
پاسخ با نقل قول

  #47  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
Kidney:
کلیه ها دو جسم لوبیایی شکل هستند که به جدار خلفی شکم چسبیده اند و توسط صفاق جداری پوشیده شده اند. وزن هر کلیه به طور متوسط gr135 است.

ابعاد :

cm 11 طول ، cm 6 عرض ، cm 3 ضخامت
کلیه از نظر موقعیت توپوگرافی در نواحی هایپوکندر ، اپی گاستر ، umbilical و لومبار قرار گرفته است.
محور طولی که از کلیه عبور می کند به موازات محور طولی عضله ی پسواس ماژور است. بر همین اساس کلیه ها به صورت مایل قرار گرفته اند طوریکه قطب های فوقانی آن به هم نزدیک تر وقطب های تحتانی آن از هم دورتر می مانند.
فاصله ی قطب فوقانی تا خط میانی بدن cm 5/2 و فاصله ی قطب تحتانی تا این خط cm 5/7 می باشد.
از نطر آناتومی سطحی کلیه ها در محاذات کنار فوقانی مهره ی T12 تا مرکز مهره ی L3 قرار گرفته اند و کلیه ی راست به دلیل قرار گیری کبد در سمت راست مقداری پایین تر از کلیه ی چپ می باشد. طوری که فاصله ی قسمت تحتانی آن تا ستیغ ایلیاک cm 3 _ 5/2 می باشد. در دم عمیق ، این فاصله حدودا به پهنای یک انگشت می رسد.
کلیه ها در حین عمل دم و بازدم cm 5/2 _ 2 حرکت می کنند. بنابراین با توجه به بالا و پایین بودن کلیه های راست و چپ ، خط ترانس پیلوریک از بالای ناف کلیه ی راست و پایین ناف کلیه ی چپ عبور می کند.

شکل خارجی کليه :

هر کلیه دارای دو قطب فوقانی و تحتانی ، دو سطح قدامی و خلفی و دو کنار داخلی و خارجی است.
قطب فوقانی :
بر روی قطب فوقانی هر دو کلیه غده ی فوق کلیوی ( supra renal gland ) قرار دارد.
کنار داخلی :
در وسط این کنار یک فرورفتگی دیده می شود که اصطلاحا ناف کلیه گفته می شود. در ذاخل ناف از جلو به عقب به ترتیب ورید کلیوی ، شریان کلیوی و لگنچه عبور می کند.
در 30 درصد از موارد ممکن است شریان کلیوی فرعی ( Accessory ) وجود داشته باشد که این شریان از پشت لگنچه وارد کلیه خواهد شد و یا مستقیما به یکی از کلیه ها خواهد رفت.
این کنار در بالای ناف کلیه مجاور با غده ی فوق کلیوی و در پایین ناف مجاور با لگنچه و ابتدای حالب است.
سطح خلفی :
به استثنای یک مورد ، سطح خلفی هر دو کلیه مجاورات مشابهی دارند که عبارت اند از :
1_ دیافراگم ( لیگامان قوسی میانی خارجی )
2_ عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، transvers abdominus
3_ اعصاب sub costal ، ilio inguinal و ilio hypogastric
4_ عروق sub costal
* کلیه ی چپ در عقب مجاور با دنده های 11 و 12 و کلیه ی راست فقط با دنده ی 12 مجاورت دارد.

سطح قدامی :
مجاورات کلیه ی راست : کبد ، دئودنوم ، خم کولیک راست و قسمت هایی از ژژنوم
مجاورات کلیه ی چپ : معده ، طحال ، پانکراس ، خم کولیک چپ ، کولون نزولی و ژژنوم

پوشش های کليه
پوشش های کلیه عبارتند از :
1_ fibrous capsule ( true capsule )
2_ peri renal fat
3_ renal fascia ( false capsule )
4_ para renal fat
fibrous capsule :
کپسول حقیقی از جنس بافت همبند متراکم است که مستقیما به خود کلیه چسبیده است. این لایه از طریق ناف کلیه وارد شده و کف سینوس کلیه را نیز می پوشاند. در افراد سالم این لایه به راحتی از روی کلیه برداشته می شود.
peri renal fat :
یک بافت فیبروآلوئولار است که از چربی و بافت همبند سست تشکیل شده و به صورت پوشش بسیار سستی خارج تر از کپسول لیفی قرار دارد.
renal fascia :
کپسول کاذب لایه ای است از جنس بافت همبند که دارای دو لایه ی قدامی و خلفی می باشد که این لایه ها را بایستی در سمت بالا ، پایین ، داخل و خارج کلیه دنبال کنیم.
* در سمت بالا :
در سمت بالا فاسیای کلیوی ، غده ی فوق کلیوی را نیز در بر گرفته و سپس در امتداد فاسیای دیافراگماتیک قرار می گیرد. نکته ی مهم این است که بین کلیه و غده ی فوق کلیوی ورقه ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که آن دو را از هم جدا می کند. به همین دلیل است که در جراحی های غده ی فوق کلیه به راحتی می توان این غده را از کلیه جدا نمود.
* در سمت پایین :
در سمت پایین لایه های قدامی و خلفی به همدیگر نمی رسند. طوری که لایه ی خلفی در دیواره ی خلفی شکم به سمت پایین رفته و در نهایت در ناحیه ی لگن در امتداد فاسیای ایلیاک قرار می گیرد و لایه ی قدامی بدون تعیین مرز مشخصی با بافت خارج صفاقی اطراف حالب یکی خواهد شد. به همین دلیل است که در افرادی که دچار لاغری شدید می شوند به دلیل آب شدن چربی های اطراف کلیه ، کلیه می تواند به سمت پایین حرکت کند. به چنین حالتی کلیه ی شناور kidney floating می گویند.
* در سمت خارج :
در سمت خارج دو لایه با هم یکی شده و در امتداد فاسیای transversalis قرار می گیرند.
* در سمت داخل :
در سمت داخل لایه ی قدامی در امتداد بافت همبند اطراف آئورت و ورید I.V.C قرار می گیرد و لایه ی خلفی با فاسیای عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، تنه و دیسک های بین مهره ای ناحیه ی کمر یکی می شود.
در ناف کلیه دیواره ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که این دو لایه را به هم وصل می کند. این دیواره توسط عناصری که از ناف عبور می کنند سوراخ می شود.
para renal fat :
بافت چربی است که عمدتا در قسمت خلفی تحتانی کلیه قرار دارد و از نظر عملکردی مشابه با تشک عمل کرده و ضربات وارده به کلیه را تا حدودی می گیرد.

شريان های کليه
کلیه ها از نظر خون رسانی توسط شریان های renal که مستقیما از آئورت شکمی جدا می شوند تغذیه می شوند. هر شریان کلیوی از طریق ناف کلیه وارد شده و به دو شاخه ی قدامی و خلفی تقسیم می گردد که شاخه ی قدامی به 4 شاخه ی سگمنتال راسی ، فوقانی ، میانی و تحتانی تقسیم می گردد. شاخه ی خلفی فقط وارد سگمنتال خلفی می شود. بر همین اساس کلیه را به 5 سگمان تقسیم می کنند که هر سگمان معادل شاخه های شریانی می باشد. شریان های کلیه شریان های انتهایی هستند یعنی خطر نکروز شدن بافت کلیه در صورت مسدود شدن شریان وجود دارد.

وريدهای کليه
مستقیما به I.V.C تخلیه می گردد.
نکته ی مهم :
ورید کلیوی چپ در حین عبور به سمت I.V.C در لابه لای یک پنس شریانی قرار دارد . این پنس ، از شریان های مزانتریک فوقانی و آئورت شکمی تشکیل شده است که از نظر بالینی مهم بوده و ممکن است در بعضی از موارد به این ورید فشار آید و تخلیه ی خونی کلیه ی چپ و خصوصا ورید testicular یا ovarian چپ دچار اختلال شود. ورید کلیوی چپ ، ورید testicular یا ovarian چپ را دریافت می کند.
عصب دهی کليه
کلیه از اعصاب اتونوم عصب گیری می کند و عمده الیافی که به آن می رسد الیاف سمپاتیکی است که به سگمان های T10 تا L1 نخاع مربوط می باشد. این اعصاب بیشتر نقش وازوموتور دارند ولی می توانند در انتقال حس درد کلیه نیز نقش داشته باشند.
* لنف کلیه در عقده های لنفاوی اطراف آئورت تخلیه می شود.




نکات باليني :
جهت دسترسی به کلیه برش های مختلفی در دیواره ی شکم انجام می گیرد ولی یکی از شایع ترین برش ها در منار تحتانی دنده ی 12 می باشد که به صورت مایل خط برش از کنار خارجی عضله ی Erector spine تا خار خاصره ای قدامی _ فوقانی کشیده می شود.

غده ی فوق کلیوی :
غدد فوق کلیوی در ناحیه ی اپی گاستر قرار گرفته اند.هر کدام از آنها وزنی در حدود gr 5 دارد.
ابعاد :
mm50 طول ، mm30 عرض ( پهنا ) ، mm10 ضخامت

غده ی فوق کليوی راست :
هرمی شکل بوده و دارای قاعده ، راس ، سه کنار قدامی ، داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است. قاعده ی آن روی کلیه قرار گرفته است.
* سطح خلفی با ستون راست دیافراگم ، سطح قدامی نیمه ی داخلی آن با I.V.C و نیمه ی خارجی آن با کبد مجاورت دارد.
* کنار قدامی : از این کنار ورید فوق کلیوی خارج می شود.
* کنار داخلی مجاور با شبکه ی سیلیاک و شریان فرنیک تحتانی راست است.

غده ی فوق کليوی چپ :
از نظر شکل ظاهری نیمه هلالی است. دارای دو کنار داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است.
* سطح خلفی مجاور ستون چپ دیافراگم و کلیه است
* سطح قدامی مجاور با معده ، پانکراس و شریان طحالی است . از قسمت تحتانی این سطح ورید فوق کلیوی چپ خارج می شود که این ورید وارد کلیه ی چپ می گردد.

عروق غده ی فوق کليه :

شريان ها :
هر یک از غدد فوق کلیه 3 شریان دریافت می کنند به نام شریان های :
1_ superior supra renal
2_ middle supra renal ( از آئورت شکمی )
3_ inferior supra renal ( از شریان کلیوی )

وريدها :
ورید فوق کلیوی راست مستقیما به ورید I.V.C تخلیه می شود و ورید فوق کلیوی چپ به ورید کلیوی چپ تخلیه می شود.
عصب گيری غده ی فوق کليوی :
الیاف سمپاتیک برای غده ی فوق کلیوی از سگمان های T10تا L1 می آید. تعدادی از این الیاف به صورت پیش عقده ای باقی می ماند و مستقیما روی سلول های مغز غده که از نظر تکاملی معادل گانگلیون های سمپاتیک می باشند سیناپس می دهند. مابقی الیاف که به طرف قشر می روند پس عقده ای هستند که در گانگلیون های کلیوی ( محیطی ) سیناپس می دهند.


حالب :
لوله ای است به طول 10 اینچ که 5 اینچ ابتدایی آن در داخل شکم و مابقی آن داخل لگن قرار می گیرد. قطر درونی حالب به طور متوسط mm3 است. حالب در سه نقطه تنگ تر از حالت طبیعی است.
مسير حالب :
حالب چسبیده به دیواره ی خلفی شکم در حالی در خلف صفاق قرار گرفته است از روی عضله ی پسواس ماژور به سمت پایین می آید سپس در تنگه ی فوقانی لگن از روی محل دو شاخه شدن شریان ایلیاک مشترک عبور می کند.( در سمت راست ممکن است مقداری پایین تر از این محل باشد و از روی شریان ایلیاک خارجی عبور نماید.) سپس وارد لگن شده و درحالی که در دیواره ی خارجی لگن قرار گرفته است به سمت پایین و عقب می رود. در این مسیر به موازات لبه ی قدامی بریدگی سیاتیک بزرگ قرار می گیرد تا اینکه به محاذات خار ایسکیال می رسد ، در این ناحیه تغییر مسیر داده و به سمت جلو می رود و به طور مایل از دیواره قاعده مثانه وارد آن می شود.
مجاورات حالب شکمی :
حالب سمت راست :
در جلو حالب راست مجاور با دومین قسمت دئودنوم ، عروق تستیکولار ( گونادال ) ، شریان کولیک راست ، شریان ایلیوکولیک ، انتهای ایلئوم و ریشه ی مزانتری می باشد.
حالب سمت چپ :
در جلو حالب چپ مجاور با عروق تستیکولار ، شریان کولیک چپ ، مزوسیگموئید و عروق سیگموئیدی می باشد.
در عقب :
هر دو حالب در سمت عقب مجاورند با : عضله ی پسواس ماژور ، سطح قدامی زوائد عرضی مهره های کمری ، عصب ژنیتوفمورال.
همچنین در قسمت داخلی سمت راست با I.V.C و در سمت چپ با ورید تستیکولار و بعد از آن با ورید مزانتریک تحتانی مجاورت دارد.

حالب لگنی :
مجاورات سمت خلفی :
در عقب شریان ایلیاک داخلی و ابتدای تنه ی قدامی ایلیاک داخلی ، ورید ایلیاک داخلی و تنه ی Lombo sacral
مجاورات سمت خارج :
سمت خارج مجاور با فاسیای اوبتوراتور داخلی ، عصب اوبتوراتور ، عروق اوبتوراتور ، شریان های مثانه ای فوقانی و رکتال میانی و ورید مثانه ای تحتانی
* نکته 1 :
حالب در خانم ها حد خلفی حفره ی تخمدانی را می سازد.
* نکته 2 :
در حین عبور حالب در کف لگن به طرف مثانه ، شریان رحمی در cm2 گردن رحم از جلو و بالای حالب عبور می کند.
* نکته 3 :
در آقایان نزدیک مثانه ، وازدفران از جلو وبالای حالب عبور می نماید.
تنگی های حالب :
اولین تنگی در محل شروع حالب است یعنی جایی که ابتدای حالب و انتهای لگنچه است.
دومین تنگی در جایی است که حالب از روی تنگه ی فوقانی لگن عبور می نماید.
سومین تنگی حالب که تنگ ترین نقطه ی حالب است جایی است که حالب به طور مایل از دیواره قاعده ی مثانه عبور می کند.
خون رسانی حالب :
قسمت فوقانی از شریان کلیوی و شاخه هایی از شریان تستیکولار
قسمت تحتانی از شریان ایلیاک مشترک و شاخه های مختلف شریان ایلیاک داخلی تغذیه می شود.
دردهای حالب :
به دلیل مجاورت حالب با عصب ژنیتوفمورال ، اسپاسمی که ممکن است در اثر سنگ های کلیوی به وجود آید در مسیرهای مختلف این عصب احساس می شود. به طور مثال در ناحیه ی کشاله ی ران ، دستگاه ژنیتال خارجی ، اسکروتوم ، پهلوها و ناحیه ی قدامی شکم.
پاسخ با نقل قول

  #48  
قدیمی 31/03/2010
آواتار mahdi162
mahdi162 mahdi162 آفلاین است
معاون بازنشسته تالار پزشکی و سلامت

کاربر اخلاق ماه کاربر نمونه ماه 

 

جنسيت: مرد
پست: 3,055
سپاس: 4,274
از این کاربر 1,940 بار در 2,058 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 2 بار در 2 پست اعتراض شده
چوب: 223,899
مثانه ( Bladder )

مثانه یک کیسه ی عضلانی است که ادرار را در خودش ذخیره می کند. در زمان کودکی در شکم است ولی به تدریج تا زمان بلوغ به داخل لگن حقیقی پایین می آید. شکل ، اندازه و جایگاه مثانه بسته به میزان محتویات آن و ظرفیت احشاء مجاورش متفاوت است. ظرفیت آن حدود ml220 است.

زمانی که ml220 ادرار داخل مثانه قرار می گیرد ، احساس درد ایجاد می شود که معمولا از 250 تا 300 میلی لیتر تخلیه می شود. مثانه می تواند تا 500 میلی لیتر هم ادرار ذخیره کند ولی بسیار دردناک می شود.

مثانه ی خالی چهار گوش بوده و دارای سطوح فوقانی ، تحتانی ، طرفی راست و چپ ، سطح خلفی ( قاعده یا فوندوس ) در عقب ، راس در جلو و گردن در سمت پایین است. همچنین دارای یک کنار قدامی و دو کنار خارجی است.
* سطوح تحتانی طرفی راست و چپ به وسیله ی کنار قدامی از هم جدا می شوند.
* کنار خلفی محدوده ی فوقانی قاعده ی مثانه را تشکیل می دهد.
راس مثانه در جلو به وسیله ی لیگامان نافی میانی که بقایای اوراکوس جنینی است به بند ناف متصل می شود.
گردن ثابت ترین و تحتانی ترین بخش مثانه است و 2 تا 3 سانتی متر پشت مفصل سمفیز پوبیس قرار دارد. در اطراف گردن مثانه غده ی پروستات واقع می شود.


مجاورات :
سطح فوقانی آن به وسیله ی صفاق پوشیده شده است که در مرد این پوشش کامل است ولی در زن بخش خلفی سطح فوقانی به وسیله ی صفاق پوشیده نمی شود.
قاعده ی مثانه در زن با گردن رحم و واژن مجاور است.
در مرد بخش فوقانی مثانه که به وسیله ی صفاق پوشیده می شود در تشکیل حفره ی Recto vesical شرکت می کند و از طریق آن با خم های ایلئوم و سیگموئید مجاورت دارد. البته سطح فوقانی مثانه در هر دو جنس با خم های ایلئوم و سیگموئید مجاورت دارد ولی در زن از طریق حفره ی utero vesical با سطح قدامی رحم مجاور است.
بخس فوقانی قاعده ی مثانه در مرد با وزیکول های سمینال و بخش انتهایی مجاری وازودفران مجاورت دارد . همچنین بخشی از قاعده ی مثانه که مابین بخش های انتهایی مجاری وازودفران واقع می شود از طریق فاسیای رکتووزیکال با رکتوم مجاور است.
سطوح تحتانی طرفی مثانه در مردان از طریق Retro pubic با لیگامان های پوبو وزیکال ، پوبو پروستاتیک و در زن با لیگامان های پوبو یوترال ، پوبو وزیکال و از طریق آنها با دیافراگم لگنی مجاورت دارد.
وقتی مثانه پر می شود سطوح مختلف آن تبدیل به دو سطح قدامی و خلفی می شود.یعنی سطح تحتانی طرفی تبدیل به سطح قدامی و سطح فوقانی و قاعده تبدیل به سطح خلفی می شوند. پس مثانه در حالت پر به شکل تخم مرغ بوده و از ناحیه ی لگن وارد شکم می شود.


مثلث مثانه :
ناحیه ی مثلثی شکلی در بخش تحتانی سطح داخلی قاعده مثانه وجود دارد. اهمیت آن در این است که مخاط مثانه برخلاف سایر قسمت ها که به صورت سست به دیواره ی عضلانی مثانه چسبیده است ، در این ناحیه محکم به دیواره ی عضلانی مثانه می چسبد.
.در هنگام خالی بودن مثانه مخاط این قسمت ( مثلث ) برخلاف سایر قسمت ها حالت صاف دارد.
حالب ها به زوایای فوقانی خارجی مثانه باز می شوند.از نظر جنینی مثلث مثانه منشا مزودرمی حدواسط دارد.( بقیه ی قسمت ها منشا مزودرم lateral دارد.) ضلع فوقانی مثلث مثانه که بین سوراخ های حالب است inter utretrio crest نامیده می شود. در خقیقت این کرست در اثر امتداد لایه ی عضلانی طولی حالب ها به داخل مثانه به وجود می آید.طول این crest در مثانه ی خالی cm5/2 و در مثانه ی پر cm5 می باشد.

ليگامان های مثانه :
1- Lateral vesical lig :
این لیگامان بخشی از تراکم فاسیا در طرفین مثانه است که سطوح طرفی آن را به جداره های خارجی لگن متصل می کند.
2- post vesical lig :
تراکمی از فاسیای لگنی است که قاعده ی مثانه را به بافت همبند اطراف عروق ایلیاک داخلی متصل می کند.
3- pubo prostatic lig :
دارای دو بخش داخلی و خارجی است که در مردان سطح خلفی تنه ی پوبیس را به غلاف پروستات متصل می کند.معادل این لیگامان در زن لیگامان pubo urethral است که به پشت پیشابراه متصل می شود.انتهای فوقانی این لیگامان ها تبدیل به لیگامان pubo vesical می شود که پوبیس را به مثانه متصل می کند.
4- ليگامان نافی ميانی
5- ليگامان نافی داخلی
مثانه به وسیله ی شریان های وزیکال فوقانی و تحتانی ( از شاخه های تنه ی قدامی سیلیاک داخلی ) تغذیه می شود. شریان های گلوتئال تحتانی و رکتال میانی هم ممکن است شاخه هایی به مثانه بدهند.

نکته :
زاویه ی تحتانی مثلث مثانه بالاتر از ابتدای پیشابراه به وسیله ی لوب میانی پروستات به سمت داخل مثانه برآمده است . به این برآمدگی uvula vesical یا زبانه ی مثانه گفته می شود.

آئورت شکمی :
از T10 تا L4 در سمت چپ ستون مهره ای قرار می گیرد. انحراف آن از خط وسط 5/0 اینچ به سمت چپ است.

مجاورات آئورت شکمی :

* در جلو :
شبکه ی سیلیاک و شبکه ی آئورتی ، تنه ی پانکراس ، ورید طحالی ، ورید رنال چپ ، زائده ی آنسیفاتوس ( uncinate ) پانکراس ، سومین قسمت دئودنوم ، صفاق جداری

* در عقب :
تنه ی چهارمین مهره ی کمری و دیسک آنها ، وریدهای lumbar چپ

* در سمت راست :
ورید I.V.C ، زنجیره ی سمپاتیک ، ستون راست دیافراگم ( از cisterna chyli توراسیک داکت منشا می گیرد.) ، ورید آزیگوس

* در سمت چپ :
ستون چپ دیافراگم ، پانکراس ، بخش چهارم دئودنوم ، خم دئودنوژژنال ، زنجیره ی سمپاتیک چپ
پاسخ با نقل قول

کبد
  #49  
قدیمی 27/01/2011
آواتار faty38
faty38 faty38 آفلاین است
مدیر بازنشسته بخش پزشکی
 

جنسيت: زن
مدرک تحصيلی: فوق دیپلم
پست: 2,560
سپاس: 14
از این کاربر 192 بار در 161 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 1 بار در 1 پست اعتراض شده
چوب: 193,704
کبد

کبد (Liver) بزرگترین غده بدن است و بعد از پوست بزرگترین عضو بدن است که در زیر پرده دیافراگم قرار گرفته است. کبد در بسیاری از اعمال متابولیکی بدن از جمله پروتئین سازی و سم زدایی شرکت دارد.
دید کلی

80 درصد سلولهای کبدی را هپاتوسیتها تشکیل می‌دهند. هپاتوسیتها ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) را ذخیره می‌کنند. علاوه بر این تهیه آلبومین ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) به عهده هپاتوسیت است. کبد دارای چهار لوب ناقص جداگانه است که با یک (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) بسیار نازک به نام کپسول گلیسون احاطه شده است. سطح آن با صفاق پوشیده شده است. ناف کبد برای ورود رگهای خونی و خروج صفرا بکار می‌آید. دو نوع جریان خون دریافت می‌کند. مقدار زیاد آن از طریق ورید باب (از روده ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ) وارد کبد می‌شود و مقدار خیلی کمی خون از طریق شریان کبدی به کبد می‌رسد.





بافت اصلی کبد توسط بافت پیوندی به لوبول تقسیم نشده است. هپاتوسیتها به شکل صفحات سلولی یا تیغه ، در اطراف ، در محور فضای پورت و وریدچه مرکزی قرار دارند. فضای پورت شامل ورید باب ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است. علاوه بر این (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و اعصاب نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای کبدی در بدن اعمال زیادی را انجام می‌دهند مانند شرکت در ساختن پروتئینها ، ذخیره سازی مواد مورد نیاز ، اعمال متابولیک ، سم زدایی و غیر فعال کردن مواد مضر و تولید و ترشح صفرا.
اجزای لبول کبدی

فضای پورت (Portal Space)

فضای سه گوشی است که در رئوس لبولهای مجاور دیده می‌شود. هر فضای پورت پر از بافت همبند و حاوی (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و مجرای صفراوی است. ورید موجود شاخه‌ای از ورید باب و شریان موجود شاخه‌ای از شریان هپاتیک است. مجرای صفراوی ، صفرای مترشحه توسط سلولهای کبدی را دریافت می‌کند.




برش عرضی
صفحات کبدی

سلولهای کبدی در هر لبول بهم پیوسته و صفحاتی را تشکیل داده‌اند که به صورت شعاعی از مرکز به محیط کشیده شده‌اند. صفحات کبدی توسط سینوزوئیدها از یکدیگر جدا شده‌اند. هر سلول در دو سطح خود با هپاتوسیتهای مجاور و در طح دیگرش با سینوزوئیدها در تماس می‌باشند.
سینوزوئیدهای کبدی (Hepatic Sinussolid)

سینوزوئیدها ، کانالهای عروقی وسیعی به قطر 30 - 10 میکرومتر می‌باشند که در حد فاصل صفحات کبدی قرار گرفته‌اند. (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) را از شریانها و وریدهای توزیع کننده دریافت و در مرکز لبول به ورید مرکزی تخلیه می‌کنند.
ورید مرکزی (Central Vein)

در وسط هر لبول قرار گرفته و خون سینوزوئیها را دریافت می‌کند. از نظر ساختمانی سلولهای آندوتلیال پوشاننده ورید مرکزی بوسیله (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) پشتیبانی می‌شوند.




برش عرضی
عروق خونی کبد

سیستم وریدی کبد

ورید باب یا پورت که 75 درصد خون کبدی را تامین می‌کند حاصل مواد غذایی جذب شده در دستگاه گوارش می‌باشد. این ورید از ناف کبد وارد و انشعابات آن در فضای پورت ، وریدهای پورتال یا بین لبولی نامیده می‌شوند و انشعاب وریدهای پورتال در محیط لبولها منتشر شده و وریدهای توزیع کننده را بوجود می‌آورند. از وریدهای توزیع کننده انشعاباتی به نام وریدچه‌های ورودی خارج و به سینوزوئیدهای کبدی منتهی می‌شود. خون سینوزوئیدها به ورید مرکز لبولی تخلیه می‌گردد. از بهم پیوستن این وریدها ، وریدهای تحت لبولی بوجود می‌آید. از بهم پیوستن این وریدها هم ورید کبدی بوجود می‌آید که آن نیز بنوبه خود ، خون را به بزرگ (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) می‌ریزد.
سیستم شریان کبدی

شریان کبدی که شاخه‌ای از شریان سیلیاک می‌باشد، خون اکسیژن‌دار را به کبد حمل می‌کند. شریان کبدی نیز از ناف کبد وارد و انشعابات آن مسیر ورید پورتال را طی کرده و انشعابات نهایی آنها شریانچه‌های ورودی را بوجود می‌آورند که خون خود را به درون سینوزوئیدها می‌ریزند. در سینوزوئیدها خون شریانی و وریدی مخلوط شده و به ورید مرکزی تخلیه می‌شود.
سلولهای کبدی (Hepatocytes)

هپاتوسیتها ، سلولهای بزرگی هستند با یک یا دو (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) که هسته آنها درشت ، کروی ، روشن و دارای هستک مشخص می‌باشند. سلولهای کبدی یکی از پرکارترین سلولهای بدن هستند که هر سلول به تنهایی هم به عنوان یک غده مترشحه داخلی و هم به عنوان یک غده مترشحه خارجی عمل می‌کند. با (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، سلول کبدی دارای (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) بسیار گسترده ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) توسعه یافته ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) فراوان و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) می‌باشد. سطوحی از سلول کبدی که در مجاورت سینوزوئیدها قرار دارند حاوی میکرویلیهای متعددی هستند و سطح تماس هپاتوسیت با خون را افزایش می‌دهند. سطحی از هپاتوسیت که در مجاورت هپاتوسیت دیگر قرار دارد دارای فرورفتگی ناودان مانندی است که کانالیکول صفراوی را بوجود می‌آورد.
اعمال سلول کبدی

پروتئین سازی

سلولهای کبدی (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) متعددی را سنتز و بطور مداوم به خون ترشح می‌کنند که از جمله آنها می‌توان آلبومین ، پروترومبین ، فیبرینوژن لیپو پروتئینها و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) را نام برد.
ذخیره سازی

سلولهای کبدی قارد به ذخیره سازی مواد مختلفی می‌باشند که از جمله آنها می‌توان (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و ویتامینها را نام برد. تجمع چربی زیاد در هپاتوسیتها باعث پیدایش شرایطی به نام کبد چرب می‌گردد که قابل برگشت است.
اعمال متابولیک

از مهمترین اعمال متابولیک سلولهای کبدی ، گلوکونئوژنز یا تبدیل چربیها و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) به گلوکز و دآمیناسیون اسیدهای آمینه برای تولید (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) است.
سم زدایی

سلولهای کبدی با استفاده از آنزیمهای شبکه آندوپلاسمی صاف خود و به طرق اکسیداسیون و متیلاسیون ، مواد متعددی نظیر (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، استروئیدها ، باربی توراتها را غیر فعال می‌سازند.
ترشح صفرا

تولید و ترشح صفرا از اعمال خارجی کبد می‌باشد. مهمترین اجزای تشکیل دهنده صفرا ، علاوه بر (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و الکترولیتها اسیدهای صفراوی و بیلی روبین می‌باشد. بیلی روبین حاصل از تجزیه (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) که به صورت غیر محلول در آب و خون وجود دارد، توسط هپاتوسیتها گرفته شده و به صورت محلول در آب درآمده و به کانالیکولهای صفراوی ترشح می‌شود.




ترمیم کبد

با آنکه سلولهای کبدی دارای عمری طولانی هستند ولی قدرت ترمیم (Regeneration) فوق العاده‌ای دارند. بطوری که موشها قادرند 75 درصد کبد خود را در یک ماده ترمیم کنند. با وجود این قدرت ترمیم کبد در انسان محدود است. عاملی که تقسیم سلولهای کبدی را پس از رسیدن به حجم اصلی خود مهار می‌کند، کالون (Chalone) نامیده می‌شود. کالون تولید شده در هر عضو متناسب با تعداد سلولهای تشکیل دهنده آن عضو می‌باشد. در صورت کاهش تعداد سلولها ، کاهش مقدار کالون محرک تقسیم سلولها می‌باشد.
بیماریهای کبد

یرقان

اختلال در ترشح یا دفع صفرا باعث افزایش بیلی روبین خون و بروز بیماری یرقان می‌گردد. اگر بیماری یرقان در اثر آسیب سلولهای کبدی بروز نماید یرقان هپاتیک نامیده می‌شود. ولی اگر از انسداد مجاری صفراوی مثل تشکیل سنگهای صفراوی یا پیدایش تومور ، ناشی شود آن را یرقان انسدادی می‌نامند. در صورتی که به علت همولیز زیاد (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) مقدار بیلی روبین تولید شده به حدی باشد که کبد نتواند همه بیلی روبین را به صورت محلول درآورده و دفع نماید، یرقان را یرقان همولیتیک گویند.
سیروز کبد

این بیماری نتیجه از بین رفتن بافت کبدی و جانشین شدن آن توسط (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) است که در آن کبد سفت می‌شود. علت سیروز استعمال مشروبات الکلی ، اختلال مزمن و طولانی دستگاه گوارش و آتروفی حاد زرد کبد است. سیروز کبد با بی‌اشتهایی ، اختلال در عمل هضم ، نفخ شکم ، خارش پوست و یرقان شروع می‌شود. گاه خونریزی مری و استفراغ نخستین علامت سیروز کبد را تشکیل می‌دهد. جهت متوقف ساختن پیشروی بیماری پرهیز غذایی و دادن ویتامین مفید است.
منابع گیاهی مفید برای کبد

نعناع ، کاسنی ، انجیر ، آب انگور ، توت فرنگی ، هویچ ، آب سیب ، آب لیمو ، پوست مرکبات ، شلغم ، انگور فرنگی و دمکرده برگ توت فرنگی برای کبد بسیار مفید هستند.
پاسخ با نقل قول

روده بزرگ
  #50  
قدیمی 27/01/2011
آواتار faty38
faty38 faty38 آفلاین است
مدیر بازنشسته بخش پزشکی
 

جنسيت: زن
مدرک تحصيلی: فوق دیپلم
پست: 2,560
سپاس: 14
از این کاربر 192 بار در 161 پست سپاسگزاری شده
اعتراض ها: 0
به این کاربر 1 بار در 1 پست اعتراض شده
چوب: 193,704
روده بزرگ

روده بزرگ (Large Intestine)بخش از (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) است که حدود 1.5 متر طول دارد و قطر آن بیشتر از (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) است. از سکوم که به ایلئوم روده باریک متصل است، شروع شده و به مقعد ختم می‌گردد. وظیفه روده بزرگ ، هدایت مواد هضم نشده به خارج از بدن است.
دید کلی

چینهای مقعدی و پرز در روده بزرگ دیده نمی‌شوند. روده بزرگ به طول 1.4 تا 1.8 متر ، از انتهای روده باریک شروع شده و به مجرای مقعد ختم می‌شود. ابتدای روده بزرگ که در ارتباط با ایلئوم قرار دارد، سکوم یا روده کور نامیده می‌شود. قسمتی از روده بزرگ که بین سکوم و آنال کانال قرار دارد، کولون نامیده می‌شود که به سه قسمت کولون مساعد ، کولون افقی و کولون نازل ، تقسیم می‌گردد. کولون نازل در انتها به سیگموئید و رکتوم و نهایتا آنال کانال ، ختم می‌شود. آیا می‌دانید:


  • هر کدام از قسمتهای روده بزرگ چه مشخصاتی دارند و چگونه از هم قابل تشخیص هستند؟
  • در مورد عروق خونی و لنفاوی و اعصاب موجود در روده بزرگ ، چه اطلاعاتی دارید؟
  • در روده بزرگ ، بیماریهای زیادی احتمال دارد بوجود می‌آید، آیا آنها را می‌شناسید؟
  • حتما تا به حال در مورد آپاندیس و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) مطالبی شنیده‌اید.
با مطالعه این متن ، بر اطلاعات خود در زمینه روده بزرگ بیفزایید.




سکوم و آپاندیس (Cecum and Appendix)

سکوم قسمت ابتدایی روده بزرگ است که زایده آپاندیس به قسمت بن بست آن متصل می‌شود. آپاندیس زایده انگشت مانندی است به طول 10 - 5 سانتیمتر و قطر متوسط 0.8 سانتیمتر که با افزایش سن ، قطر آن کاهش می‌یابد. دیواره آپاندیس مرکب از 4 لایه‌ای است که در سایر قسمتهای لوله گوارش یافت می‌شود. مخاط آپاندیس شبیه روده بزرگ ، فاقد پرز و چین و حاوی غدد لوله‌ای مستقیم است. (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) پوشاننده آن شامل سلولهای جذب کننده و جامی است.

آستر و زیر مخاط حاوی تعداد زیادی (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) است که با افزایش سن از تعداد آنها کاسته می‌شود. در افراد سالخورده با ناپدید شدن بافت لنفاوی در آپاندیس ، مخاط و زیر مخاط فیبروزه می‌شوند. طبقه عضلانی در آپاندیس شبیه روده کوچک ، مرکب از عضلات حلقوی در داخل و عضلات طولی در خارج است که از خارج بوسیله بافت سروز پوشیده شده است. آپاندیس یک عضو لنفاوی است و مانند دیگر بافتهای لنفاوی می‌تواند ملتهب شده و تولید آپاندیسیت نماید.
کولون (Colon)

وظیفه اصلی کولون جذب آب و املاح است که در نتیجه آن مواد هضم نشده وارده از روده باریک به کولون ، از حالت مایع به حالت جامد در آمده و مدفوع (feces) نامیده می‌شود. با توجه به عملکرد روده بزرگ که در اصل هدایت مواد هضم نشده به خارج از بدن است، روده بزرگ فاقد چین و پرز است. کولون شامل قسمتهای زیر است.


  • کولون صعودی: این کولون دنباله روده کور است که در طرف راست شکم روی جدار خلفی آن تا زیر کبد بالا رفته و از آنجا با زاویه تقریبا قائمه به سمت چپ پیچ خورده، کولون عرضی را تشکیل می‌دهد.
  • کولون عرضی: زیر (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) قرار دارد و کاملا از پرده صفاق پوشیده شده و متحرک است و به واسطه بند مخصوص خود که دو قشر پرده صفاق باشد، به سطح خلفی شکم متصل می‌شود. علاوه بر این ، این پرده ، کولون عرضی را به انحنای بزرگ معده ، مربوط می‌سازد.
  • کولون نزولی: کولون عرضی در زیر (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) با یک زاویه حاد به سمت پایین آمده و کولون نزولی را تشکیل می‌دهد.
  • کولون خاصره لگنی یا سیگموئید: دنباله کولون نزولی ، کولون خاصره لگنی است که در حفره خاصره سمت چپ قرار دارد، سپس داخل لگن کوچک شده و به روده مستقیم ، منتهی می‌شود. کولون خاصره لگنی از پرده صفاق کاملا پوشیده شده، دارای بند مخصوص و حرکات آزاد است. در این قسمت ، روده کلفت‌تر می‌شود، زیرا مدفوع در آن جمع می‌شود تا موقع تخلیه فرا رسد.
  • سلولهای موجود در لایه مخاطی کولون موکوس ترشح می‌کنند تا با لغزنده ساختن سطح مخاط به دفع مواد هضم نشده کمک کنند.
روده مستقیم

روده مستقیم دنباله کولون خاصره لگنی و قسمت انتهایی روده کلفت است. طول آن 12 تا 15 سانتیمتر می‌باشد. روده مستقیم که در حفره لگن قرار دارد، در مرد عقب مثانه و پروستات و در زن عقب رحم و مهبل بوده و فقط ثلث فوقانی آن از پرده صفاق پوشیده شده است. پرده صفاق در مردان بین روده مستقیم و سطح فوقانی مثانه ، بن بستی به نام بن بست دوگلاس ایجاد می‌کند. در زنان این بن بست بین روده مستقیم و رحم قرار دارد. بن بست دوگلاس ، پایین‌ترین نقطه فضای درونی شکم است. روده مستقیم در گودی (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) قرار دارد و لذا قدری به عقب خمیده است.
مجرای مقعدی (**** Canal)

قسمت تحتانی روده مستقیم به مجرای مقعدی ختم می‌شود. این مجرا لوله‌ای به طول 3 سانتیمتر است که تنگ و باریک می‌باشد. عضله تنگ کننده مقعد ، سوراخ مقعد را می‌بندد. زیر مخاط مجرای مقعدی سیاهرگهای بسیاری وجود دارد و فراخ نشدن این (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) موجب پیدایش بیماری بواسیر می‌شود.




عروق خونی

رگهای خونی تغذیه کننده روده با عبور از طبقه عضلانی به زیر مخاط رسیده و شبکه عروق بزرگی را بوجود می‌آورند که انشعابات آن به آستر محور پرزهای در (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، نفوذ می‌نماید. شریانچه‌های انتهایی ، پس از تشکیل (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) در درون پرزها به وریدچه‌ها ، منتهی می‌شوند که وریدچه‌ها نیز به ورید زیر مخاطی و آنها نیز پس از ترک روده به ورید جمع آوری کننده مزانتری تخلیه می‌گردند. این (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) نیز بهم پیوسته ، ورید باب را بوجود می‌آورند که مواد جذب شده را به (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) می‌رساند. چون همه مواد جذب شده از روده (غیر از (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ) به کبد منتقل می‌شوند، داروهایی که در کبد متابولیزه می‌شوند، نباید به طریق خوراکی مصرف شوند.
عروق لنفی روده

عروق لنفی به صورت بن بست از راس پرزها شروع و مجرای شیری نامیده می‌شوند. این رگها شبکه مخاطی را تشکیل داده و سپس به لنفاتیکهای زیر مخاط می‌ریزند. رگهای لنفی زیر مخاطی ، پس از عبور از عقده‌های لنفی مسیر ، توسط مجرای توراسیک به سیستم وریدی تخلیه می‌شوند. بنابراین مواد حمل شده از طریق رگهای لنفی وارد کبد نمی‌شوند.
اعصاب

  • عصب گیری لوله گوارش توسط (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) انجام می‌گیرد که خود به دو قسمت داخلی (Intrinsic) و خارجی (extrinsic) تقسیم می‌گردد. قسمت داخلی که به سیستم عصبی روده‌ای نیز موسوم است، مرکب از (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) ، نورونهای رابط و نورونهای حرکتی است که بدون ارتباط با سیستم عصبی مرکزی و بطور رفلکس ، عمل می‌نماید. بدین ترتیب که تحریکات ناشی از ترکیب مواد غذایی (تحریکات شیمیایی) یا اتساع روده در اثر تجمع مواد (اتساع مکانیکی) به شبکه‌های مایسنر ، منتقل شده و نورونهای حرکتی آنها ، سبب ترشح سلولهای اپیتلیال ، انقباض عضلات و تحریک حرکات روده می‌شوند.
  • سیستم عصبی روده‌ای از طریق کنترل حرکات پریستالتیک ، جابجایی مواد غذایی و تخلیه روده‌ها را امکان پذیر می‌سازد. بطوری که اختلال در عملکرد این سیستم ، تخلیه روده‌ها را مشکل می‌سازد و نمونه آن بیماری هیرشسپرونگ می‌باشد. در این بیماری قسمتی از روده‌ها (معمولا روده بزرگ) فاقد سیستم عصبی داخلی است و در نتیجه به علت عدم اتساع قسمت مبتلا ، دفع مواد هضم نشده ، امکان پذیر نیست.
  • بخش خارجی اعصاب روده‌ای ، شامل (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) و (فقط كاربران عضو مجاز به دیدن لینک ها هستند) می‌باشد که اولی مهار کننده و دومی محرک عضلات صاف جداره لوله گوارش است. سیستم عصبی خارجی در ارتباط با سیستم عصبی داخلی روده می‌باشد، بطوری که استرسهای شدید می‌توانند از طریق تحریک حرکات روده باعث پیدایش اسهال روانی گردند. با وجود این ، قطع سیستم عصبی خارجی ، اختلالی در عملکرد روده و حرکات پریستالتیک آن ایجاد نمی‌کند.




بیماریهای روده بزرگ

  • آپاندیسیت: بیماری آپاندیسیت یا التهاب زایده کرمی شکل شیوع فراوان دارد. علل پیدایش آپاندیسیت بسیار مختلف است. یبوست ، انگلهای روده ، تورم روده بزرگ ، عفونتهای عمومی از قبیل گریپ ، آنژین چرکی و ... می‌توانند ایجاد آپاندیسیت نمایند. اولین علامت مهم آپاندیسیت حاد ، احساس درد در اطراف ناف است، اما هنگام لمس و فشار ناحیه راست و زیر شکم ، دردناک است. هنگام حمله درد آپاندیسیت ، جدار سمت راست و زیر شکم سخت می‌شود.

    بیمار حالت تهوع و استفراغ دارد. تب مختصر است و آزمایش خون از نظر نوع گلبولهای سفید ، عفونت حاد را نشان می‌دهد. اگر آپاندیس بیمار برداشته نشود، حمله حاد آپاندیسیت گاه به گاه تکرار خواهد شد. علت عود بیماری اغلب یک سرماخوردگی است. حملات بعدی آپاندیسیت همیشه سخت‌تر بوده و با عوارض بیشتری توام است، آپاندیس متورم ممکن است در مدت کوتاهی چرک کند و قانقرایا شود.
  • بواسیر: بواسیر یا خارجی است یا داخلی. اتساع سیاهرگهای اطراف مقعد به شکل یک یا چند دگمه برجسته آبی رنگ ، بواسیر خارجی نام دارد. بواسیر داخلی در صورتی که سیاهرگهای روده مستقیم متسع گردد، ایجاد می‌شود. یبوست مزمن ، نشستن دائم و چاقی و آبستنی ، مهمترین علل پیدایش بواسیر هستند. درمان آن از طریق عمل جراحی ، صورت می‌گیرد.
  • سرطان روده مستقیم: مهمترین علامت سرطان روده مستقیم ، تناوب اسهال و یبوست است. مدفوع گاه با خون همراه است. اگر بیماری زود تشخیص داده شود، با عمل جراحی قابل درمان است.
پاسخ با نقل قول
پاسخ

سایت های اجتماعی



کاربران در حال دیدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش-همه کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 10
babak biniaz, KING, mahya_m, morche, nasrin1368, NAVIDKHAN, raha69, vernal, حسین صادقی, حسع
ابزارهای تاپیک جستجوی این تاپیک
جستجوی این تاپیک:

جستجوی پیشرفته

قوانین ارسال
شمانمی توانید تاپیک جدید ارسال نمایید
شمانمی توانید پاسخی ارسال نمایید
شمانمی توانید پیوست ارسال نمایید
شمانمی توانید پست های خود را ویرایش نمایید

کد بی بیفعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


زمان محلی شما با تنظیم GMT +4.5 هم اکنون 19:50 میباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright © 2006 - 2014 ParsiKing. All Rights Reserved to Parsiking Group
دامین های زیر جهت ارائه خدمات در مالکیت سایت پادشاه ایرانی می باشد
parsiking.com - parsiking.biz - parsiking.org - parsiking.net - parsiking.in - parsiking.ir
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios